معرفی ۱۰ بازی برتر سبک سولزلایک که حتما باید تجربه کرد
بازیهای Soulslike سالهاست که وجود دارند و استودیوی FromSoftware با تولید آثار فوقالعادهای مانند Elden Ring، Bloodborn یا Dark Souls که برخی را حتماً بازی کرده یا حداقل میشناسید، در راستای گسترش این ژانر قدم برداشته اما جزء ساختههای استودیویهای FromSoftware چه بازی سولزلایک دیگری وجود دارد که میتوان تجربه کرد؟ همراه مجله بازار باشید تا به ۱۰ بازی برتر Soulslike که باید حتماً تجربه کرد بپردازیم.
میراث سری سولز متعلق به شرکت فرامسافتور و صرفاً به بازیهای شگفتانگیزی که متعلق به FromSoftware است، محدود نمیشود زیرا با زیرسبک یا همان Subgenre که به لطف وجودِ خودِ آن حیات یافته است، باعث شده استودیوهای زیادی بر روی این سبک تمرکز کنند. تعریف ژانر سولزلایک موضوعی پیچیده محسوب میشود زیرا هرطرفدارِی از این بازیها میداند که تعریف کردن اصطلاح سولز-لایک تقریباً به همان اندازهی شکست دادن ملانیا (Malenia) بدون احضارها یا استراتژیهای ناجوانمردانه (راهکارهای بهرهجویی از باگ یا ضعف بازی) دشوار خواهد بود. تاثیر توسعهدهنده این سبک یعنی فرامسافتور بر این صنعت چنان عمیق بوده که رگههایی از DNA آن را میتوان در همه جا، از بازی Zelda: Breath of the Wild و Death Stranding گرفته تا Dead Cells و God of War 2018 یافت. کدام بازی دارای باسهای سر به فلک کشیده یا اکتشافاتِ عمیق هست که حداقل کمی سولز-لایک به نظر نرسد؟
فاکتورهایی که برای Soulslike در نظر داریم
برای اینکه رتبهبندی خود را تا حدی منسجم نگه داریم، ما جوهرهی سولز-لایکها را به تعدادی از فرمهای سازندهی اصلی خلاصه میکنیم؛ در نتیجه برای واجد شرایط بودن در این فهرست، باید یک بازی دارای موارد زیر باشد:
- عواقب تنبیهی برای مرگ.
- واحد پولی که از طریق شکست دادن دشمنان به دست میآید اما برای ارتقای شخصیت حیاتی بوده و حتماً هنگام مرگ از دست میرود.
- مبارزاتِ حسابشده که معمولاً به یک نوار استقامت یا منبعی مشابه وابسته است.
- نقاط Checkpoints که جهانِ بازی را ذخیره کنند.
در حالی که اینها موارد ضروری هستند، ما همچنان به دنبال روایتی پیچیده، نبردهایی با غولهای آخرِ، جهانی غوطهورکننده که متشکل از مراحل بههمپیوسته هستند و تا حد امکان کمترین میزان راهنمایی مستقیم را دارند، هستیم. البته که این لیست شامل بازیهایی که توسط فرامسافتور توسعه یافتهاند، نیست زیرا این مطلب، فهرستی از بهترین سولز-لایکها است، نه بهترین بازیهای سولز پس ما سکیرو (Sekiro)، بلادبورن (Bloodborn) و الدن رینگ (Elden Ring) را نیز جزء بهترین بازیهای سولز در نظر داریم اما آنها را در این لیست لحاظ نمیکنیم. حالا زمان آن رسیده که پس از توضیحات لازمه، به سراغ فهرست این آثار برویم.
۱۰) بازی Star Wars Jedi: Survivor
در حالی که این لیست عمدتاً به فهرستی از بازیهای بهشدت دشوار و عمدتاً فنی در مبارزه اختصاص دارد که از نظر مکانیکی، لحنی و زیباییشناسی با دارک سولز احساس پیوستگی میکنند، هر سولز-لایکی مجبور نیست آن مسیر را حتماً طی کند. بازی Star Wars Jedi: Survivor بسیاری از مکانیکهای شاخص فرامسافت را وام میگیرد اما آنها را به سفری کهکشانی خیلی خیلی دور میفرستد تا جایی که منحنی چالش کمی ملایمتر، تنبیه برای شکست کمتر ویرانگر و آمارها بسیار قابلفهمتر هستند. بازی استاروارز جدای سروایول که یک بهبود عظیم بر طرح اولیهی استار سولز (که همان Jedi: Fallen Order بود) محسوب میشود.
این اثر با مبارزاتِ شمشیر نوریِ فوقالعادهاش از مکانیکهای جاخالی (Dodge) و دفع کردن (Parry) در سیستمی استفاده میکند که از سکیرو بهتر بوده و آدم را با صدای وزوز شمشیر نوری به نبردی دیگر دعوت میکند. حالتهای متعدد شمشیر نوری، سبکهای نبرد متمایزی را فراهم میکنند و با ارائه تنوع تسلیحاتی نسبت بازیهای سنتیتر، انگیزه نبرد بیشتری ارائه میدهند. این اثر هم مانند سولز شما را به تجربهی مبارزه دعوت و اکتشاف را در مسیر شما قرار میدهد اما شرایط بازی مانند سولزها آنچنان سخت نیست و به لطف موجودات قابل سوار شدن، میانبرها و نقاط سفر سریع (fast-travel points) در خدمت پرسه زدن شما در سیارات پرشمار برای غنیمت راحتتر و تنبیه پس از مرگ کمتر است که لذت ملایمتری از یک اثر سولز میدهد.
۹) بازی Lords of the Fallen
نسخهی اصلی بازی Lords of the Fallen که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و این اثر در تاریخ، به عنوان یک مثال کتاب درسی از کارهایی که نباید هنگام توسعهی یک سولز-لایک انجام داد، بشمار میآید. در میان اولین توسعهدهندگانی که سعی کردند از ستارهی در حال طلوعِ فرامسافتور سواری رایگان بگیرند ، شرکتهای سیآی گیمز(CI Games) و دک۱۳ (Deck13) بودند که بدنی بدون روح را تحویل دادند و بر سرعتِ حرکتِ کُند پافشاری کردند آن هم درست زمانی که فرامسافتور در آستانهی سرعت بخشیدن به امور بود.
بازی لردز آف د فالن در نسخهی دنباله یا ریبوتِ ۲۰۲۳ خود، از میان مردگان برمیخیزد تا دوباره تلاش کند که این بار با موفقیتی بسیار بیشتر همراه شود که بخش بزرگی از آن را مدیون مکانیک قلمرو دوگانه است که بازپسگیری جسدش (تلاش برای رسیدن به محل مرگ برای بازیابی منابع) را به سطح بعدی میبرد. لردز آف د فالن مثالی از مجموعهای محسوب میشود که شانس دوبارهای برای زندگی پیدا کرده و بیشترین بهرهی مطلق را از آن برده و این رستاخیز تازه شروع کارش حساب میشد چرا که این بازی از زمان عرضه تا به حال، از چندین ارتقای عظیم بهرهمند شده که از جمله آنها میتوان به یک حالت همکاری (co-op) کامل اشاره کرد و امیدوار به یک دنبالهی جدید از این اثر بود.
۸) بازی Wuchang: Fallen Feathers
تعدادی از توسعهدهندگان جاهطلب چینی هم در سالهای اخیر به سبک سولز-لایک رو آورده و شانس خود در ساخت بازی این چنینی تست کردهاند که نتیجهی آن توسعهی بازی Wuchang: Fallen Feathers شده، اثری که بیش از رقبای خود، الگوی فرامسافتور را از نزدیک دنبال میکند. بازی Wuchang در پادشاهی باستانی (Shu) در چین جریان دارد و شما (ووچانگ نام شما در بازی بوده که نام بازی هم هست) دچار بیماری مرموزی شدهاید که اگر درماننشده رها شود، باعث میشود شما عقل خود را از دست بدهید و به یک هیولای پَردار تبدیل گردید.
بازی ووچانگ پرهای سقوط کرده با یک مکانیک اصلی به اسم جنون یا همان Madness پیش میرود اما برخلاف مکانیک هالووینگ (Hollowing) در دارک سولزِ اصلی، این موضوع فراتر از یک مسئلهی ظاهری است زیرا با پر شدن نوار، شما آسیبِ بیشتری وارد کرده اما آسیب بیشتری هم دریافت میکنید که نتیجهی آن یک شیطانِ درونی (Inner Demon) خواهد بود که به جهانِ بازی وارد میشود تا شما را شکار کند. تنها مرهم، یافتن و کشتن دشمنانِ پَردارِ خاصی است که عقلانیت شما را بازنشانی میکند.
۷) بازی The Surge
بحثهایی در مورد اینکه کدام یک از بازیهای The Surge ساختهی دِک۱۳ اینتراکتیو (Deck13 Interactive) یعنی نسخهی اصلی ۲۰۱۷ یا دنبالهی آن در سال ۲۰۱۹ بهتر است وجود دارد اما هر دوی این چرخشهای علمی-تخیلی بر فرمول سولز، از یک سیستم ساختوساز شبیه به مانستر هانتر (Monster Hunter) بهره میبرند که در آن از قطعات قطعشدهی سایبورگهای زامبیشده برای ساخت سلاحها و زرههای جدید استفاده میشود.
بازی دِ سرج درست در حالی که نسخهی دنباله به دلیل گسترش تنوع دشمنان و سلاحها و عمیقتر کردن سیستم مبارزات خود امتیاز میگیرد، نسخهی اصلی به طور گسترده دارای داستانی جذابتر و منسجمتر و اتمسفری تاثیرگذارتر بوده که از این حیث فوقالعاده است. همانطور که نقد ما توضیح داد، بهروزرسانیها و بهبودهای دِ سرج ۲ بطور کامل فقدان جذابیت و شخصیت را جبران نمیکنند.
اما واقعاً Soulslike چیست؟
سولز-لایک چیست؟ این پرسشی پیچیده خواهد بود زیرا FromSoftware دهههای گذشته را صرف دستکاری مداوم فرمول برنده خود کرده است. بلادبورن مبارزات را سرعت بخشید و سپرها را حذف کرد. بازی سکیرو نوار استقامت را کنار گذاشت و پریدن را اضافه کرد و الدن رینگ همه چیز را برداشت و در یک جهان بازِ غولآسا قرار داد. با هر بازی، معیارِ آنچه میتواند یا نمیتواند «سولز-لایک» در نظر گرفته شود، تغییر کرده.
به طور خلاصه، سبک سولز-لایک از تعریف شدن گریخته زیرا هنوز در حال تکامل است. حالا این پرسش به میان میآید که کدام ویژگیها و مکانیکهای دارک سولزِ اصلی، زمانی که سولز-لایکها به فرم نهایی خود برسند، باقی خواهند ماند؟ مبارزاتِ مبتنی بر واکنش؟ طراحی مراحلِ مارپیچگونه با مسیرهای منشعب و میانبرهای غیرممکن؟ یا شاید داستانگوییِ مبهم همراه با افسانه و تاریخچهای که همهچیز را در محیطها و توضیحاتِ آیتمها پنهان کرده؟
یک استدلال گیم دیزاینی (Game Design) این است که سولز-لایکها نباید با مکانیکهایی که به کار میگیرند بلکه باید با احساساتی که برمیانگیزند تعریف شوند؛ مثلاً با این میزان که چقدر مانند دارک سولزِ اصلی، هنگام دور شدن از امنیتِ بونفایرها (bonfires – آتشهای کمپ) به ما احساس ترس میدهند، هنگام غلبه بر سختیهای بهظاهر غیرممکن، احساس پیروزی در مقابل باسها یا هنگام کاوش در جهانی که به همان اندازه که خطرناک است زیباست و احساس آرامش و تامل میدهند. این ایدهی فوقالعادهای است، هرچند بسیار ذهنی محسوب میشود مثل تجربهی من در برابر ملانیا که مسلماً اختلاف زیادی با تجربهی من در برابر میسمیکا (MissMikkaa) دارد.
۶) بازی Wo Long: Fallen Dynasty
استودیوی تیم نینجا (Team Ninja) نامی بزرگ در فضای سولز-لایک محسوب میشود که سری عالی نیاو (Nioh) آن، در رتبههای بالای این فهرست حضور دارد اما در سال ۲۰۲۳ این استودیو، ژاپنِ دورهی سنگوکو را با چینِ دورانِ سلسلهی هان عوض میکند و این تغییر صرفاً شروع راه Wo Long است. این بار، الهامگیری برخلاف دارک سولز، از سکیرو انجام شده که شامل یک سیستم مبارزه کامل با دفع حملات (Parries)، یک نوار روحِ (Spirit Meter) تمامشدنی و حملات غیرقابل دفاع است. بازی Wo Long: Fallen Dynasty که به خاطر سادهسازی پیچیدگی مکانیکی گاه مانند Nioh گیجکننده میشود. همچنین سیستم جدید روحیه که مقاومت دشمن را به اکتشاف بازیکن و مهارتِ نبرد پیوند میدهد واقعاً مورد تحسین قرار گرفته که ثابت میکند، افزونهای ارزشمند برای کارنامهی تیم نینجا است.
۵) بازی Black Myth: Wukong
اقتباسِ استودیو گیم ساینس (Game Science) از سفر به باختر با اولین تریلرِ تاثیرگذارش در سال ۲۰۲۰، هیاهویی به پا کرد و همه را واداشت تا در طول مسیرِ توسعهی چهارسالهی بعدیاش، با اضطراب منتظر بمانند. بازی Black Myth: Wukong کاملاً موفق میشود حسِ گیمپلیِ دندانبهناخن (کنایه از مبارزه با تمام توان و چنگ و دندان) یک بازی سولز را با شکوه و جلوهی سینماییِ خدای جنگ (همان God of War) ترکیب کند.
اعتراف باید کرد که کنترلهای بازی بلک میث ووکانگ تا حدی ناهنجاربوده و همیشه نمیتوانند همپای جلوههای بصری بینقص پیش بیایند؛ همچنین بخش زیادی از ووکوناگ به گونهای است که گویا توسعهدهندگان برای بارِ اول هنوز در حال تلاش برای یافتن جای پای خود هستند. با این حال، چندین مورد از باسهای این اثر در فهرست غولآسای آن (در مجموع ۱۰۷ مورد، شامل اجباری و اختیاری با هم)، شانه به شانه با بهترینهای فرامسافتوررقابت میکنند.
۴) بازی The First Berserker: Khazan
داستان انتقام حماسیِ نئوپل (Neople) که در همان دنیای مجموعهی بازیهای طولانیمدتِ دانجن اند فایتر (Dungeon & Fighter) جریان دارد، باب طبع همه نیست اما کسانی که بازی The First Berserker: Khazan را دوست دارند واقعاً عاشق آن هستند. سبک هنری سل-شید (cell-shaded) و خشمِ انفجاریِ آن، بیش از هر چیز Asura’s Wrath را تداعی میکند آن هم در حالی که فرمتِ مرحله-محورِ هجومِ غولآخرهای (سولز-راش؟) آن، به ووکانگ نزدیکتر میشود.
سطح دشواریِ بازی خشمآور خواهد بود یعنی از آن نوعی که شما را میان خروج از بازی و لذت بردن از آن مردد میکند و این مسئله در اثر حرف اول را میزند اما همانطور که شما در مبارزاتِ پرسرعت آن به مهارت میرسید، متوجه سبک مبارزات شمشیرزنیِ خازان خواهید شد که مبتنی بر دفعِ حمله (parry-based) بوده یعنی مانند آنچه که در سکیرو میبینیم ولی با این تفاوت که کمی عمقِ اضافی در آن، دیده میشود. شاید هیچچیز انقلابی در این اثردیده نشود که که گردوخاک به پا کند اما برخی تغییراتِ بسیار خوشایندرا مشاهده میکنیم. مسلماً بر اساس اینکه تا چه حد در نبرد پیش رفتهاید، مقداری واحد پولی نصیب شما خواهد شد و پس از مردن به جای آنکه داراییِ شما کاملاً از بین برود، همچنان مقادیری پول خواهید داشت.
۳) بازی Remnant 2
سال ۲۰۲۳ به عنوان سالی خارقالعاده برای سولز-لایکها در تاریخ ثبت شده است که وو لانگ، لردز آف د فالن، جنگ ستارگان جدای: بازمانده و بازی Remnant 2 که در جایگاه سوم قرار گرفته است را به لیست ما میافزاید. بازی Remnant: From the Ashes ساختهی استودیو گانفایر گیمز (Gunfire Games) که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، یکی از کاربردهای جالبترِ مکانیکهای مشتقشده از FromSoftware را به نمایش گذاشت و آنها را با ایدههای سبک لوتر شوتر (looter shooter) ترکیب کرد تا چیزی را خلق کند که با محبت از آن به عنوان دارک سولز با تفنگ یاد میشود.
بازی رمنانت ویژگیهای مثبت بسیاری دارد که از جمله میتوان به برخی از بهترین مراحلِ تولید شده در این اثر اشاره کرد. نسخهی دوم این اثر همان کاری را انجام میدهد که هر دنبالهی خوبی انجام میدهد یعنی همین ارائه بیشترِ آنچه که طرفداران دوست داشتند اما در عین حال اتفاق خوبی هم نیفتاد زیرا بازی شاهد اصلاحاتی بود که فنهای بازی دوست نداشتند. دوازده کلاس کهنالگو یا Archetype (پیشنهاد میشود درباره این موضوع تحقیق کنید) جدید و قابلیت مجهز کردن دو کلاس متفاوت به صورت همزمان، افزونههای خوشایندی محسوب شده که در کنار باس فایتهای آخر که پیشتر یک نقطه ضعف بودند، اکنون یک نقطه قوت محسوب میشوند.
۲) بازی Nioh 2
بهترین سولز-لایکها راهی پیدا میکنند تا از سری Souls به عنوان یک نقطهی شروع استفاده کنند و سپس از آنجا جهش کرده و کارِ خودشان را انجام دهند و واقعاً هیچکس این کار را بهتر از سری Nioh انجام نمیدهد (مخصوصاً که نسخهی سوم این بازی هم آمده است) زیرا یکی از اولین سولز-لایکهایی محسوب میشود که فرامسافتور را به شکلی واقعی به چالش کشید. این سری همچنان تمام ویژگیهای ضروری یک سولز-لایک را داراست اما توسعهدهندهی آن یعنی تیم نینجا، موفق شده هر یک از آن ویژگیها را به گونهای دستکاری کند که باعث شود بازیهای نیاو آشنا و در عین حال کاملاً متمایز به نظر برسند.
بازی نیاو محصول ۲۰۱۷ است که این سبک را به روشهایی گسترش داد که اکنون بدیهی انگاشته میشوند اما به این صورت بود که از بازیهای سبک هک اند اسلش (hack-and-slashers) با کمبوهای (combo) سنگین الهام میگیرد. این بازی همچنان به لطف نوار استقامت که بر هر عمل شما حاکم است و آن سرعتِ دقیق و حسابشده را داراست اما علاوه بر آن مکانیک پالس کی (Ki Pulse) وجود دارد که به شما اجازه میدهد با فشردن بهموقع دکمه پس از هر حمله، آن استقامت را بازیابی کنید، امری که سرعت بسیار بیشتری به اکشن میبخشد.
چرا بازی Hollow Knight در این لیست نیست؟
بازی Hollow Knight در حالی که به شکلی انکارناپذیر از بسیاری جهات از دارک سولز الهام گرفته اما در عمل واقعاً شبیه به دیگر بازیهای این فهرست نیست. این بازی دارای سبک داستانگویی مشابهی بوده که به شما اجازه میدهد تا تاریخچهی جهان آن و نقش خود را در آن از طریق گفتگوهای ظریف و افسانههای غنی تکهتکه کنار هم بگذارید. همچنین اثر، مکانیک آشنای مرگی را دارد که در آن باید برای بازپسگیری پول خود به محلی که در آن مردهاید برسید اما سیستمهای مبارزه، پیشروی و حرکتِ آن به شدت با چیدمانِ سولز متفاوت است. اینجاست که خط جداکنندهی سولز-لایکها از مترویدوینیاها (Metroidvanias) مشخص میشود زیرا گیمپلی هالو نایت در واقع به اندازهی سایر بازیهای این فهرست از سبک شاخصِ فرامسافت استفاده نمیکند.
البته این بدان معنا نیست که هالو نایت بخشی از دنیای سولز-لایک نیست زیرا پیش از آنکه ما بر سر معیارهای نهایی و سختگیرانه به توافق برسیم، این بازی در رقابت برای جایگاه نخستِ همین فهرست قرار میگیرد. اثر کلاسیکِ استودیوِ تیم چری (Team Cherry) نشان میدهد که این رویکردِ طراحی اگرچه کارتونی و حتی بامزه مسحوب میگردد اما ه هیچ عنوان به هویت اصلی خود خیانت نمیکند. این بازی دارای باسهایی با طراحیِ استادانه است که بازیهای معدودی میتوانند با آن برابری کنند آن هم بدون فارغ از بودجه یا تعداد ابعادی که دارند. اتمسفر بازی هم دلیلی محسوب میگردد که ما هالونایت را کمی بیشتر از جانشینِ تازه منتشر شدهاش یعنی سیلکسانگ (Silksong) توصیه میکنیم زیرا جهانِ فارلوم (Pharmloom) در نسخه دنباله آن هم با وجود اینکه کاوش در آن لذتبخش بوده، کاملاً به اوج یا بهتر بگوییم، اعماقِ تاریک و تار عنکبوتی نسخهی اول نمیرسد.
۱) بازی Lies of P
بازی Lies of P محصول سال ۲۰۲۳ بوده که با ترکیب بلادبورن و سکیرو و همچنین با آیکون فرهنگی ایتالیایی دههی ۱۸۸۰ یعنی پینوکیو (از میان تمام گزینههای ممکن)، یک بازوی مصنوعیِ مجهز (به اضافهی چهرهی تیموتی شالامی) به شما میدهد و شما را در یک شهر استیمپانک رها میکند، جایی که آدموارهها در یک جنونِ آدمکشی علیه اربابان انسانی خود شوریدهاند. این بازی که به عنوان یکی از بهترین سولز-لایکهای تمام دوران مورد تحسین قرار گرفته، ظاهر و حسِ یک بازیِ فرامسافتور را با دقتی بالا پیاده میکند اما همچنان موفق میشود به لطف چندین تغییر مکانیکی از جمله چگونگیِ Dodge Rolls و دفعهای بینقص در جریانِ کلیِ مبارزه، طعم و مزهی خاص خود را حفظ کند.
تمامی اینها با محتوای قابل دانلودِ یا همان DLCهای عالیِ آن به نام اُوِرتور (Overture) فراتر نیز میرود، محتوایی که یک داستان پیشدرآمدِ رضایتبخش را روایت میکند که مملو از نبردهای Boss Fights فوقالعادهای است که در میان بهترینهای این سبک جای دارند. اگرچه بازی لایز آو پی فرمول را به هیچ روشِ معناداری دگرگون نمیکند اما فرضِ داستانی و اجرای آن از جنسی چنان مشابه با آثار فرامسافت است که نمیتوانید جلوی خود را بگیرید و تصور نکنید که خودِ هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki) کارگردان سری سولز، در اوقات فراغتاش در حال بازی کردنِ این اثرنباشد. بیش از هر بازی دیگری، این همان بازگشت به یارنام (Yharnam) محسوب میگردد که ما هرگز به دست نیاوردیم.

منبع: IGN
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات