
تعداد بازیهای جهانباز در دو-سه دهه اخیر که به معنای واقعی کلمه شاهکار بودهاند کم نیست. این سبک از بازیهای ویدیویی نقاط قوت جدی و شگفتانگیزی دارد که نمیتوان به راحتی از آنها عبور کرد. با این حال بسیاری از عناوین جهانباز بهواسطه طولانی بودن بیش از حد، شلوغی دیوانهوار نقشه و بسیاری موارد دیگر تبوتاب و کیفیت خود را از دست میدهند.
ما طی این مقاله قصد داریم سراغ پنج بازی شاهکار برویم که ساختار جهانباز ندارند و به خوبی ثابت میکنند عناوین خطی یا نیمهخطی هم به راحتی میتوانند قلههای موفقیت فنی و تجاری را درنوردند. با مجله بازار همراه باشید.

۵. Dead Space
بازی دد اسپیس مخاطبان را برای نخستین بار با موجوداتی هولبرانگیز به نام نکرومورفها آشنا کرد. آیزاک کلارک احتمالا به خاطر اتفاقاتی که در سفینه ایشیمورا تجربه کرد تا آخر زندگی خود به تراپی سنگین احتیاج داشته باشد و ظاهر ترسناک خدمه سفینه که به هیولاهایی خونخوار تبدیل شده بودند را از یاد نبرد. بازی اورجینال دد اسپیس و مجموعا میراثی که فرنچایز برجای گذاشت آنقدری تاثیرگذار بودند که الکترونیک آرتز تصمیم گرفت آن را در قالب یک بازسازی مجددا به تیتر اول رسانهها تبدیل نماید.
Dead Space بدون شک یکی از ترسناکترین بازیهای دو دهه اخیر به حساب میآید که مخاطبان را در نقش آیزاک به راهروها و اتاقهای تنگ و تاریک ایشیمورا میبرد؛ جایی که او باید حین تلاش برای بقا و حل معماهای محیطی، نکروموفها را با اسلحه مخصوصش تکهتکه کند. در صورتی که تاکنون دد اسپیس را به هیچ طریقی تجربه نکردهاید، پیشنهاد میکنیم سراغ نسخه ریمیک بروید که ساختار گیمپلی و گرافیک مدرنتری دارد و احتمالا بیشتر به مذاقتان خوش بیاید.
۴. Doom: The Dark Ages
شوترهای اول شخص خطی سابقهای بسیار طولانی در صنعت ویدیوگیم دارند و خیلی از مخاطبان این سبک را به واسطه دووم اورجینال و Wolfenstein 3D به یاد میآورند. بازی Doom: The Dark Ages این میراث قدیمی را حفظ و البته رو به جلو هدایت کرده است. در حالی که برخی ماموریتها و بخشهای بازی شامل محیطهای غیرخطی و چندین هدف میشوند، The Dark Ages در هر صورت یک بازی جهانباز به حساب نمیآید.
نسخه جدید دووم دقیقا همان کاری را انجام میدهد که این فرنچایز همیشه به بهترین شکل انجام داده: ارائه اکشن جنونآمیز و پرسرعت با چاشنی ریختن خون شیاطین به وحشیانهترین شکل ممکن. بیایید صادق باشیم: هیچکس بازیهای دووم را برای یک داستان عمیق یا شخصیتپردازی پیچیده نمیخرد و هدف برای مخاطبان مشخص است. بنابراین The Dark Ages به خوبی به خواستههای طرفداران پاسخ میدهد و تجربهای سراسر هیجان و آدرنالین است.

۳. Sekiro: Shadows Die Twice
بازی Sekiro: Shadows Die Twice مخاطبان را در نقش یک شینوبی به نام ولف قرار میدهد. جهان سکیرو مملو از هیولاهای عجیبوغریب و چالشهای بیپایان است. استودیو فرام سافتور، سازنده مشهور عناوین سری دارک سولز و الدن رینگ، تلاش کرد با سکیرو کمی از عناصر نقشآفرینی فاصله بگیرد و دشواری بی حد و مرز، مهارتهای ظریف Parry و تکنیکهای مبارزاتی را در مرکز توجه قرار دهد.
بدون شک تجربه سکیرو برای خیلی از بازیکنان طاقتفرسا و غیرقابل تحمل است، اما اگر بتوانید با صبر و حوصله مکانیکهای دقیق بازی را یاد بگیرید حسابی برایتان رضایتبخش خواهد بود. موفقیت و محبوبیت Sekiro: Shadows Die Twice ثابت میکند که بازیهای خطی همچنان قدرت خود را حفظ کردهاند و اگر به درستی طراحی شوند، بعضا پتانسیل بیشتری از عناوین جهانباز دارند.
۲. Alan Wake 2
رمدی یکی از استودیوهای بازیسازی است که مدام مرزهای خلاقیت و کارهای متفاوت را جابهجا میکند. الن ویک ۲ پس از حدود ۱۳ سال این نویسنده چیرهدست را بازگرداند تا یکی از عمیقترین، هنریترین و صدالبته ترسناکترین بازیهای چند سال اخیر را به ما هدیه دهد.
Alan Wake 2 بیش از حد چیزی به سریالهای جنایی و فراطبیعی درجه یک شبکههایی مثل HBO شباهت دارد و احتمالا یکی از دلایل اصلی برای طراحی خطی مراحل تمرکز ویژه و اساسی آن روی داستان و روایت باشد. الن ویک ۲ با بدشانسی هرچه تمامتر سالی عرضه شد که Baldur’s Gate 3 از راه رسیده بود و در غیر این صورت قطعا جایزه بهترین بازی سال در The Game Awards 2023 را از آن خود میکرد.

۱. Astro Bot
گاهی اوقات به نظر میرسد سازندگان بازیهای ویدیویی فراموش کردهاند که اساسا چرا این صنعت تا این اندازه بزرگ و محبوب شد. بازیها امروزه میتوانند تجربههای بسیار متنوعی ارائه دهند، اما هیچچیز جای یک بازی ویدیویی ناب با گیمپلی سرگرمکننده و درگیرکننده را نمیگیرد.
Astro Bot دقیقا چنین تجربهای است؛ عنوانی که نه به درجه سختی بالا، معماهای پیچیده و میانپردههای متعدد نیاز دارد و نه داستانی عمیق. در اینجا کافی است کنترل Astro Bot را به دست بگیرید، از موانع عبور کنید، دشمنان را شکست دهید و چالشهای مختلف هر مرحله را پشت سر بگذارید. در ادامه نیز مکانیکهای خلاقانهای معرفی میشوند که هرکدام تنوع بیشتری به جهانهای مختلف بازی میبخشند.
بازی Astro Bot یادآور دورانی است که مراحل و لولها معیار اصلی پیشرفت در بازیهای ویدیویی بودند و لذت اصلی از پشت سر گذاشتن هر چالش به دست میآمد. این بازی ثابت میکند که برای خلق یک تجربه فوقالعاده همیشه به یک جهان عظیم و پرجزئیات نیاز نیست. اگر هنوز فرصت تجربه این بازی دوستداشتنی و برنده جایزه بهترین بازی سال ۲۰۲۴ را پیدا نکردهاید، Astro Bot را از دست ندهید.
منبع: Comicbook
بازیهای شوتر خفنی که یادتون رفته!














نظرات