در سالهای اخیر سریالهای نمایش خانگی ایرانی توانستهاند جای خود را در میان مخاطبان باز کنند و حتی در رقابت با آثار تلویزیونی و سینمایی، سهم بزرگی از اوقات فراغت مردم را به خود اختصاص دهند. دسترسی آسان از طریق پلتفرمهای آنلاین، موضوعات جذاب، کیفیت بالاتر تولید و حضور بازیگران مطرح، باعث شده این آثار در مدت کوتاهی طرفداران پروپاقرص پیدا کنند. حالا بسیاری از سریالهای ایرانی در وبسایتهای معتبری مثل IMDb رتبههای قابل توجهی دارند و حتی فراتر از مرزهای ایران دیده میشوند. این اتفاق نشان میدهد که نمایش خانگی به یکی از جدیترین جریانهای سرگرمی در ایران تبدیل شده است.
البته قصه جذاب سریالهای ایرانی به این پنج عنوانی که در ادامه با هم مرور خواهیم کرد خلاصه نمیشود؛ هرکدام از آثار محبوب دیگری مثل یاغی، همگناه یا نهنگ آبی، با داستانها و حالوهوای متفاوت خودشان، طرفداران خاصی دارند و گاهی حتی به بحثهای داغ شبکههای اجتماعی تبدیل میشوند. اما امروز میخواهیم روی ستارههای اصلی این میدان زوم کنیم؛ همان سریالهایی که در IMDb درخشانترین امتیازها را گرفتهاند و تماشاگران را هفتهبههفته پای گوشی یا تلویزیون میخکوب کردهاند. پس با ما همراه شوید تا این پنج سریال برتر را از زاویهای تازه مرور کنیم و ببینیم راز محبوبیتشان در چیست.
۵. زخم کاری
بازی درخشان جواد عزتی و رعنا آزادیور، زخم کاری را به اوج رساند.
«زخم کاری» از همان اولین قسمت در سال ۱۴۰۰ نشان داد که قرار است استاندارد تازهای برای سریالهای نمایش خانگی تعریف کند. این سریال به کارگردانی محمدحسین مهدویان، فیلمسازی که پیشتر با آثار سینمایی جدیاش شناخته میشد، اقتباسی مدرن از رمان «بیست زخم کاری» نوشته محمود حسینیزاد است. داستان سریال فضایی تیره و پرتعلیق دارد؛ قصه جاهطلبیها، خیانتها و انتقامهایی که در دل یک خانواده ثروتمند رخ میدهد و مرز میان خیر و شر را در ذهن مخاطب کمرنگ میکند. حضور جواد عزتی در نقش «مالک»، رعنا آزادیور در نقش «سمیرا»، و بازی درخشان هانیه توسلی و کامبیز دیرباز باعث شد شخصیتها بهشدت باورپذیر باشند و این درام نوآر ایرانی را به تجربهای متفاوت تبدیل کنند.
«زخم کاری» در ۴ فصل و در مجموع ۴۳ قسمت منتشر شد و خیلی زود به یکی از پربینندهترین سریالهای پلتفرمهای نمایش خانگی تبدیل شد. امتیاز ۷ در IMDb شاید در مقایسه با آثار خارجی متوسط بهنظر برسد، اما برای یک سریال ایرانی در این سبک، موفقیتی چشمگیر محسوب میشود. سریال در زمان پخش، به دلیل روایت بیپردهاش از روابط و فسادهای پشت پرده قدرت، بحثهای زیادی در فضای مجازی به راه انداخت و حتی بعضیها آن را شجاعانهترین اثر شبکه نمایش خانگی دانستند. کارگردانی مهدویان، موسیقی متن تأثیرگذار حامد ثابت و فیلمبرداری چشمگیر، «زخم کاری» را به اثری ماندگار در ذهن مخاطب تبدیل کرده است؛ سریالی که نشان داد نمایش خانگی میتواند از مرزهای ملودرامهای ساده عبور کند و سراغ داستانهای جسورانهتری برود.
۴. قهوه تلخ
قهوه تلخ مهران مدیری، یکی از خاطرهانگیزترین سریالهای نمایش خانگی
کمتر کسی است که با نام مهران مدیری و آثار طنز ماندگارش خاطره نداشته باشد. «قهوه تلخ» در سال ۱۳۸۹ یکی از مهمترین نقاط عطف نمایش خانگی بود؛ سریالی که با انتشار روی DVD، موجی تازه در بازار سرگرمی ایران بهراه انداخت و نشان داد شبکه نمایش خانگی میتواند رقیبی جدی برای تلویزیون باشد. داستان سریال درباره مردی به نام نیما با بازی سیامک انصاری است که طی اتفاقاتی عجیب، از زمان حال به دوران قاجار پرتاب میشود. مدیری با چاشنی طنز خاص خودش، فضای تاریخی ایران را به شیوهای تازه به تصویر کشید و به نقد مسائل اجتماعی و سیاسی پرداخت. ترکیب بازیگران قدرتمندی مانند مهران مدیری، سیامک انصاری، هادی کاظمی، محمدرضا هدایتی و دیگر هنرمندان، این سریال را به اثری ماندگار تبدیل کرد که همچنان در ذهن مخاطبان ایرانی زنده است.
«قهوه تلخ» در مجموع حدود ۱۰۲ قسمت داشت و در سه فصل منتشر شد. چند قسمت پایانی این سریال به دلایلی نامشخص هیچگاه پخش نشدند؛ اتفاقی که باعث نارضایتی شدید مخاطبان شد و موجی از انتقادها را به همراه داشت. با این حال، «قهوه تلخ» به لطف استقبال گسترده مردم و کیفیت بالای تولید، به یکی از پرفروشترین آثار تاریخ شبکه نمایش خانگی تبدیل شد و توانست در IMDb امتیاز ۷.۵ را از کاربران به دست آورد. موفقیت «قهوه تلخ» راه را برای ساخت سریالهای دیگر در نمایش خانگی هموار کرد و حتی باعث شد پخش اینترنتی و فیزیکی سریالها به یک روند عادی تبدیل شود. طنز بیپروای مدیری، طراحی صحنه و لباس و شوخیهای هوشمندانه، «قهوه تلخ» را به اثری ماندگار و نوستالژیک تبدیل کرده که هنوز هم طرفداران پر و پا قرص خود را دارد.
۳. شهرزاد
شهرزاد؛ سریالی که با قصه، بازیها و موسیقیاش ماندگار شد.
وقتی «شهرزاد» در سال ۱۳۹۴ منتشر شد، خیلی زود به پدیدهای فرهنگی تبدیل شد. این سریال به کارگردانی حسن فتحی و نویسندگی نغمه ثمینی، قصهای عاشقانه را در بستر تاریخ پرآشوب دهه ۳۰ ایران و پس از کودتای سال ۳۲ روایت میکند؛ داستانی پر از عشق، سیاست، قدرت و خیانت که مخاطبان را هفتهبههفته پای لپتاپها و تلویزیونهایشان میخکوب میکرد. بازیهای درخشان ترانه علیدوستی در نقش «شهرزاد»، شهاب حسینی در نقش «قباد»، و مصطفی زمانی در نقش «فرهاد» به ماندگاری این اثر کمک کردند. موسیقی متن بینظیر امیر توسلی و صدای جاودانه محسن چاوشی هم حالوهوایی تازه به سریال بخشید و حتی به محبوبیت آن فراتر از خودش کمک کرد.
«شهرزاد» با ۳ فصل و در مجموع ۵۹ قسمت منتشر شد و با امتیاز ۸.۰ در IMDb، یکی از پرافتخارترین آثار نمایش خانگی لقب گرفت. اما جذابیت «شهرزاد» فقط به قصهاش محدود نبود؛ این سریال به بخشی از زندگی روزمره مردم راه پیدا کرد. بسیاری از بینندگان هر هفته مشتاقانه درباره قسمتهای جدید آن با هم صحبت میکردند و آهنگهای ماندگارش را حفظ کرده و میخواندند. از سبک پوشش بازیگران گرفته تا دیالوگهای بهیادماندنی، همهچیز در فضای مجازی بازتاب گسترده پیدا کرد. حتی انتشار هر قسمت به یک اتفاق هفتگی تبدیل شد و صفهای طولانی برای خرید DVD در سالهای ابتدایی پخش، نشان میداد که مردم تا چه حد مشتاق دنبال کردن این داستان عاشقانه-تاریخی هستند. «شهرزاد» نهتنها موفقیتی تجاری بود، بلکه اعتبار تازهای به نمایش خانگی بخشید و ثابت کرد این حوزه میتواند همپای سینما آثار ماندگار خلق کند.
۲. پوست شیر
انتقام پدری داغدار؛ داستانی که قلب مخاطبان را لرزاند.
«پوست شیر» یکی از سریالهایی بود که از همان قسمتهای نخست، تماشاگر را غافلگیر کرد و نشان داد شبکه نمایش خانگی میتواند سریالی در سطح استانداردهای جهانی بسازد. این سریال به کارگردانی جمشید محمودی در سال ۱۴۰۱ منتشر شد و خیلی زود به یکی از پربینندهترین و پربحثترین آثار شبکه نمایش خانگی تبدیل شد. داستان حول محور شخصیتی به نام نعیم مولایی با بازی درخشان هادی حجازیفر میچرخد؛ پدری که پس از قتل دخترش، تمام زندگی خود را وقف گرفتن انتقام میکند. دیالوگ معروف او: «اونا زیادن، نامردن، ولی ما داغ داریم. زور داغ از همه اونا بیشتره» به قلب سریال تبدیل شد و فضای احساسی و سنگین آن را بهخوبی خلاصه میکند. این اثر درامی جنایی و پرتعلیق است که تماشاگر را در هر قسمت شوکه میکند و تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.
«پوست شیر» در سه فصل و ۲۴ قسمت ساخته شد و موفق شد با امتیاز ۸.۱ در IMDb رکوردی تازه برای سریالهای ایرانی ثبت کند. بازیهای ماندگار بازیگرانی چون پانتهآ بهرام، علیرضا کمالی، مهرداد صدیقیان و شهاب حسینی به باورپذیری قصه افزود و کارگردانی محمودی، سریال را از سطح یک داستان جنایی ساده فراتر برد. در زمان پخش، قسمتهای پایانی «پوست شیر» به یکی از داغترین ترندهای شبکههای اجتماعی تبدیل شد و حتی طرفداران با گمانهزنیها و تحلیلهایشان فضای پیرامون سریال را جذابتر کردند. این اثر نشان داد که نمایش خانگی دیگر فقط به آثار ملودرام یا طنز محدود نیست و میتواند در ژانر جنایی هم حرفهای بزرگی برای گفتن داشته باشد.
۱. قورباغه
هومن سیدی با قورباغه دنیای سریالسازی ایرانی را تکان داد.
و حالا به آخرین و مهمترین سریال در این فهرست رسیدیم؛ سریالی که موجی تازه در سبک داستانگویی ایرانی بهوجود آورد. شاید برای کسانی که عاشقانه Breaking Bad، Dexter و دیگر سریالهای پرهیجان آمریکایی را دنبال میکنند، تماشای سریالهای ایرانی کمی سخت و حوصلهسربر بهنظر برسد، اما هومن سیدی با «قورباغه» این ذهنیت را برای همیشه تغییر میدهد. این سریال شاید جنجالیترین و بحثبرانگیزترین اثر نمایش خانگی در سالهای اخیر باشد؛ اثری که با حضور بازیگرانی مثل نوید محمدزاده، صابر ابر، فرشته حسینی و سحر دولتشاهی در سال ۱۳۹۹ منتشر شد و از همان قسمت اول موجی از هیجان و کنجکاوی ایجاد کرد. شروع غیرمعمول سریال، با صدای راوی و تصویر آهسته صحنههای مرموز، فضایی سینمایی و متفاوت به آن داد و باعث شد تماشاگر حس کند با اثری فراتر از یک سریال خانگی روبهرو است. سیدی با بهرهگیری از جلوههای بصری خیرهکننده، روایت غیرخطی و شخصیتهای چندلایه، استاندارد تازهای برای داستانگویی در نمایش خانگی تعیین کرد.
«قورباغه» با یک فصل و ۱۵ قسمت منتشر شد و با امتیاز ۸.۱ در IMDb، همچنان یکی از پربازدیدترین و محبوبترین آثار ایرانی است. این سریال علاوه بر تحسین منتقدان، با استقبال بینظیر تماشاگران هم روبهرو شد؛ قسمتهای ابتدایی به دلیل رمزآلود بودن داستان، فضای بحثبرانگیزی ایجاد کردند و بسیاری از طرفداران در شبکههای اجتماعی به گمانهزنی درباره شخصیتها و سرنوشتشان پرداختند. پایان سریال هم موجی از نظرات متناقض به همراه داشت؛ برخی آن را هنرمندانه و تلخ دانستند و برخی احساس کردند سیدی با پایانی باز، ذهنها را عمداً درگیر نگه داشته است. همین واکنشها، همراه با فیلمبرداری سینمایی، موسیقی پرتعلیق بامداد افشار و بازیهای درخشان بازیگران، «قورباغه» را به اثری فراموشنشدنی تبدیل کرد؛ سریالی که نشان داد نمایش خانگی در ایران میتواند جسورانه، پرهزینه و جهانی فکر کند.
نمایش خانگی در اوج
در چند سال اخیر، شبکه نمایش خانگی در ایران حسابی رشد کرده و سریالهایش هر روز حرفهایتر از قبل شدهاند. حالا دیگر مخاطبان با دیدن این آثار حس میکنند پای یک فیلم سینمایی نشستهاند؛ از بازیگران سرشناس و کارگردانهای خلاق گرفته تا فیلمبرداری جذاب و موسیقیهای ماندگار، همهچیز نشان میدهد که سریالسازی ایرانی وارد سطح تازهای شده است. سریالهایی مثل قورباغه، پوست شیر و شهرزاد نهتنها در میان مردم محبوب شدند، بلکه استانداردی تازه برای سریالسازی در ایران تعریف کردند و حتی نگاه بینندگان را به آثار ایرانی تغییر دادند.
با این پیشرفتها، انتظارات مردم هم بالاتر رفته است. دیگر مخاطبان به راحتی قانع نمیشوند و میخواهند سریالی ببینند که هم قصه جذاب داشته باشد، هم کیفیت بصری بالایی ارائه دهد. این یعنی رقابت در نمایش خانگی داغتر از همیشه شده و هر اثر جدیدی باید چیزی تازه برای گفتن داشته باشد. نظر شما دربارهی این سریالها چیست؟ آیا سریال مورد علاقهتان در این لیست بود؟ یا فکر میکنید جای سریالی خالی است که باید در این فهرست باشد؟
منبع: مجله بازار
بهترین بازی سولزلایک تاریخ چیه؟ میزگیم با امیدلنون @omidlennon
نظرات