انتخاب سردبیر برترین‌ها سینما

خنده‌دارترین سریال‌های ایرانی؛ از شب‌های برره تا پایتخت

سریال‌های کمدی ایرانی همیشه بخشی از خاطرات جمعی ما بوده‌اند؛ از دهه‌های گذشته تا امروز، هر نسل با چند سریال طنز بزرگ شده و هنوز هم بعضی از آن‌ها آن‌قدر در ذهن‌ها مانده‌اند که انگار همین دیروز پخش شده‌اند. در این مقاله سراغ ۵ سریال رفته‌ایم که هرکدام به شکلی متفاوت توانسته‌اند مخاطبان را بخندانند؛ از کارگردان‌های باتجربه گرفته تا چهره‌هایی که در سال‌های اخیر سبک تازه‌ای وارد کمدی کرده‌اند. این فهرست درواقع مروری کوتاه بر چند دهه سریال‌سازی ایران است؛ ترکیبی از طنز موقعیت، شخصیت‌محور و کمدی‌های اجتماعی که هرکدام حال‌وهوای زمانه خودشان را بازتاب می‌دهند.

البته جای خیلی از سریال‌های محبوب در این لیست خالی است. انتخاب تنها پنج عنوان از میان این‌همه سریال موفق کار راحتی نبود و ناچار شدیم فقط چند نمونه را انتخاب کنیم؛ آن هم با معیارهایی مثل ماندگاری، محبوبیت و تأثیرگذاری. هدف ما اعلام بهترین یا حذف سایر سریال‌ها نیست؛ فقط می‌خواهیم چند اثر مهم و خنده‌دار را یادآوری کنیم که در حافظه مخاطبان ایرانی نقش پررنگی داشته‌اند. حالا با هم سراغ پنج نمونه‌ای می‌رویم که به‌نظر ما، از شاخص‌ترین طنزهای تلویزیون در سال‌های اخیر هستند.

نون خ

ترکیب طنز بومی و شخصیت‌های خاکی، راز محبوبیت نون خ

ترکیب طنز بومی و شخصیت‌های خاکی، راز محبوبیت نون خ

نون خ یکی از موفق‌ترین سریال‌های طنز چند سال اخیر تلویزیون است؛ مجموعه‌ای که از سال ۱۳۹۸ با کارگردانی سعید آقاخانی و نویسندگی امیر وفایی روی آنتن شبکه یک رفت و خیلی زود به یکی از برندهای ثابت نوروز تبدیل شد. داستان حول نورالدین خانزاده می‌چرخد؛ مردی ساده‌دل و خوش‌قلب که همراه دخترها و اهالی محلش درگیر ماجراهای ریز و درشتی می‌شود. اگرچه بعضی‌ها به شباهت‌هایی بین این سریال با مجموعه پایتخت اشاره می‌کنند، اما موقعیت‌های بومی، فضای گرم و صمیمی روستا و ترکیب شیرینی از طنز اجتماعی باعث شد «نون خ» هویت خودش را خیلی سریع پیدا کند.

محبوبیت سریال، بیش از هر چیز به بازی‌های گروه اصلی‌اش گره خورده است؛ از خود سعید آقاخانی در نقش نورالدین گرفته تا حضور افرادی مثل هدایت هاشمی، شقایق دهقان، سیروس میمنت و ده‌ها نقش مکمل که هرکدام لحظه‌های خنده‌دار و ماندگاری خلق کرده‌اند. طنز موقعیت در این سریال معمولاً به خوبی کار می‌کند و خیلی از دیالوگ‌های آن تبدیل به شوخی‌های روزمره مخاطبان شده است. فصل دوم سریال نقطه عطف «نون خ» بود؛ جایی که سازندگان ریسک کردند، شخصیت‌های فرعی را پررنگ‌تر کردند و به سراغ شوخی‌های تیزتر و اجتماعی‌تر رفتند؛ ریسکی که کاملاً جواب داد و محبوبیت سریال را چند برابر کرد.

نقد فیلم پیرپسر | تابوشکنی در سینمای ایران

در ادامه، سریال وارد فصل‌های سوم، چهارم و پنجم شد. اگرچه بسیاری از مخاطبان معتقد بودند فصل سوم به اندازه دو فصل اول پخته و پرجزئیات نیست، اما همچنان «نون خ» توانست جای خودش را در میان بهترین سریال‌های نوروزی حفظ کند. تغییرات لوکیشن، ساخت در دوران کرونا و دور شدن از برخی خط‌های داستانی قبلی، روی ریتم سریال تأثیر گذاشت، اما همان فضای صمیمی، شوخی‌های به‌جا و شخصیت‌های آشنا اجازه ندادند «نون خ» از چشم بیفتد.

در مجموع، «نون خ» یکی از معدود سریال‌های طنز معاصر است که با وجود فراز و نشیب‌ها، محبوبیتش را حفظ کرد و ثابت کرد ترکیب طنز بومی، شخصیت‌های خاکی و روایت‌های اجتماعی می‌تواند به اثری تبدیل شود که سال‌ها در حافظه مخاطبان بماند.

پایتخت

خانواده نقی معمولی در دل ماجراهای تهران.

خانواده نقی معمولی در دل ماجراهای تهران.

پایتخت یکی از مهم‌ترین سریال‌های کمدی خانوادگی ایران است؛ مجموعه‌ای هفت‌ فصلی به کارگردانی سیروس مقدم که اولین بار نوروز ۱۳۹۰ روی آنتن شبکه یک رفت و خیلی زود تبدیل به سریالی شد که هیچ نوروزی بدون آن کامل به نظر نمی‌رسید. حضور بازیگران ثابت و محبوبی مثل محسن تنابنده، ریما رامین‌فر، احمد مهران‌فر و علیرضا خمسه در کنار تیم کارگردانی و نویسندگی قابل‌اعتماد، باعث شد «پایتخت» هر سال مخاطبان بیشتری پیدا کند و شخصیت‌هایش به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شوند.

داستان این سریال با مهاجرت خانواده نقی معمولی از علی‌آباد به تهران شروع می‌شود؛ جایی که قرار بود ماجراهای این خانواده روستایی درگیر مشکلات زندگی در پایتخت شوند. همین ایده ساده اما هوشمندانه، بهانه‌ای شد برای روایت‌های خانوادگی، موقعیت‌های طنز و اتفاقات غیرمنتظره‌ای که در هر فصل شکل تازه‌ای پیدا می‌کردند. از میان هفت فصل این مجموعه، معمولاً فصل سوم و پنجم به‌عنوان محبوب‌ترین و پخته‌ترین فصل‌ها شناخته می‌شوند؛ فصل‌هایی که هم طنز قوی‌تری داشتند و هم قصه‌ای که مخاطب را تا آخرین لحظه با خود همراه می‌کرد. بعد از این دو فصل، بسیاری از بینندگان معتقدند سریال کمی افت کرد و جذابیت همیشگی‌اش کمتر شد، اما همچنان «پایتخت» جایگاه خود را حفظ کرد و پرمخاطب‌ترین مجموعه تلویزیون باقی ماند.

خرسی که در پایتخت بود واقعی است؟

با وجود موفقیت بزرگ سریال، حاشیه‌ها هم کم نبودند؛ مخصوصاً در فصل ششم که هم به‌دلیل تغییرات نویسندگی، هم ممیزی‌های شدید و هم توقف تولید به‌خاطر کرونا، با نقدهای جدی روبه‌رو شد. حتی پخش تبلیغات متعدد وسط قسمت‌ها هم صدای بخش بزرگی از مخاطبان را درآورد. با این همه، «پایتخت» همچنان یکی از معدود سریال‌های تلویزیون است که توانست برای سال‌ها استاندارد جدیدی برای کمدی موقعیت بسازد و ثابت کند یک اثر خانوادگی اگر درست ساخته شود، می‌تواند هم محبوب باشد و هم ماندگار.

ساختمان پزشکان

شقایق دهقان در نقش خانم شیرزاد؛ شخصیتی ماندگار در طنز تلویزیون.

شقایق دهقان در نقش خانم شیرزاد؛ شخصیتی ماندگار در طنز تلویزیون.

نام سروش صحت برای مخاطبان تلویزیون یادآور طنزی آرام، هوشمند و نزدیک به زندگی واقعی است. او پیش از ساختمان پزشکان در چندین پروژه موفق دیگر به‌عنوان بازیگر و نویسنده حضور داشت، اما سال ۱۳۹۰ با این سریال نشان داد که می‌تواند یکی از مهم‌ترین صداهای کمدی دهه جدید باشد. ساختمان پزشکان از همان قسمت‌های اول ثابت کرد ترکیب طنز موقعیت، شخصیت‌پردازی دقیق و روایت ساده می‌تواند چطور به تجربه‌ای ماندگار تبدیل شود؛ تجربه‌ای که همچنان میان محبوب‌ترین سریال‌های طنز تلویزیون قرار دارد.

داستان سریال درباره نیما افشار با بازی نیما تشکر، روان‌شناسی است که زندگی‌اش از هر طرف با دردسر احاطه شده؛ از بیماران عجیب‌وغریب گرفته تا مشکلات مالی، زندگی در خانه والدین، مشاجره‌های خانوادگی و البته تحمل منشی به نام خانم شیرزاد. این شخصیت‌ها و موقعیت‌ها، که به‌قدری واقعی به نظر می‌رسیدند که انگار از زندگی روزمره آدم‌ها الهام گرفته شده‌اند، از همان ابتدا در دل مخاطبان جا باز کردند. نویسندگی دقیق مجموعه، با حضور برادران قاسم‌خانی و سایر اعضای تیم، به سریال ریتمی داد که با وجود سادگی، همیشه جذاب و غافلگیرکننده بود.

معرفی زیباترین بازیگران ایران؛ هدیه تهرانی

اما شاید هیچ چیز به اندازه خانم شیرزاد با بازی ماندگار شقایق دهقان باعث محبوبیت سریال نشد. شخصیتی که خیلی‌ها آن را یکی از نمادین‌ترین نقش‌های طنز تلویزیونی می‌دانند. جالب اینکه برخی مخاطبان معتقدند شخصیت خانم شیرزاد بی‌تأثیر از لوسی، منشی اداره پلیس در سریال Twin Peaks نیست و شباهت‌های رفتاری و اجرایی میان این دو کاملاً قابل توجه است؛ تا حدی که عده‌ای این شباهت را نشانه‌ی الهام‌گیری نویسندگان از این شخصیت می‌دانند.

ساختمان پزشکان البته از حاشیه‌ها هم دور نبود. برخی انتقادها درباره سبک شوخی‌ها یا نوع نمایش روابط خانوادگی مطرح شد، اما هیچ‌کدام نتوانست مانع محبوبیت سریال شود. گفت‌وگوهای ساده، شوخی‌های موقعیتی و شخصیت‌هایی که هر کدام می‌توانستند یادآور یکی از اقوام یا همکاران مخاطب باشند، ساختمان پزشکان را تبدیل به سریالی کردند که هنوز هم بازپخش‌هایش بیننده دارد و بخشی از حافظه جمعی مخاطبان تلویزیون شده است.

بزنگاه

بزنگاه؛ سریالی پرحاشیه اما دوست‌داشتنی در تلویزیون ایران.

بزنگاه؛ سریالی پرحاشیه اما دوست‌داشتنی در تلویزیون ایران.

رضا عطاران سال‌ها یکی از محبوب‌ترین سازندگان طنز در تلویزیون ایران به حساب می‌آمد. سریال‌هایی مثل خانه به دوش و متهم گریخت نشان داده بودند که او چطور می‌تواند طنزی کاملاً واقع‌گرا و نزدیک به زندگی مردم بسازد؛ طنزی که شخصیت‌هایش انگار از دل محله‌های خودمان بیرون آمده‌اند. اما در سال ۱۳۸۷، عطاران با بزنگاه به نقطه‌ تازه‌ای رسید؛ سریالی که همزمان هم یکی از محبوب‌ترین کارهای او شد و هم آخرین همکاری‌اش با تلویزیون.

بزنگاه، به کارگردانی عطاران و بر اساس فیلمنامه سروش صحت و ایمان صفایی، در ماه رمضان پخش شد و خیلی زود سروصدای زیادی به پا کرد. داستان سریال درباره نادر پرور با بازی خود عطاران است؛ مردی گرفتار اعتیاد که به‌همراه دخترش درسا زندگی ساده‌ای دارد و بعد از مرگ پدر خانواده درگیر اختلاف‌های خنده‌دار و البته آشنا بر سر میراث می‌شود. حضور بازیگرانی مثل حمید لولایی، مرجانه گلچین، غلامرضا نیکخواه، احمد پورمخبر و معرفی سوسن پرور سریال را به یکی از جذاب‌ترین ترکیب‌های بازیگری طنز آن سال‌ها تبدیل کرده بود.

سریال هیولای درون من را اینجا تماشا کنید.

این مجموعه به خاطر شوخی با برخی مسائل روز و ترسیم بی‌پرده زندگی طبقه متوسط و پایین، خیلی زود وارد حاشیه شد و حتی دستور توقف پخش آن صادر شد؛ موضوعی که بعدها بسیاری آن را دلیل دوری عطاران از تلویزیون دانستند. به همین دلیل هم بزنگاه در نگاه بسیاری، پایان یک دوران در طنز تلویزیونی بود.

با وجود همه این واکنش‌ها، محبوبیت بزنگاه میان مردم روزبه‌روز بیشتر شد. شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و فضای واقعی سریال باعث شده بود مخاطبان خودشان را در آن ببینند؛ از نادر و مشکلاتش گرفته تا خانواده‌ای که بر سر یک خانه و نانوایی دچار جنگ و جدل می‌شوند. هنوز هم بعد از سال‌ها، بخش‌های مختلف بزنگاه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و بسیاری از موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها تبدیل به میم‌های اینترنتی شده‌اند. بزنگاه شاید پرحاشیه بود، اما خنده‌ها و صداقتش باعث شد در ذهن مردم بماند. این سریال یکی از واقعی‌ترین تصویرهایی بود که طنز تلویزیون از زندگی روزمره ما ارائه داد؛ تصویری سخت، شیرین و در نهایت خند‌ه‌دار. همین ترکیب است که بزنگاه را به یکی از خنده‌دارترین و ماندگارترین سریال‌های ایرانی تبدیل می‌کند.

شب‌های برره

مهران مدیری و تیم بازیگران در یک کمدی خلاقانه و ماندگار.

مهران مدیری و تیم بازیگران در یک کمدی خلاقانه و ماندگار.

مهران مدیری بی‌تردید یکی از تاثیرگذارترین سازندگان طنز در تلویزیون ایران است؛ کسی که طی سه دهه با سریال‌های مختلفش بخش بزرگی از خاطرات طنز ما را ساخته است. سریال‌هایی مثل مرد هزار چهره یا قهوه تلخ هنوز هم طرفداران خودش را دارد و خیلی‌ها معتقدند آن‌ها هم می‌توانستند در چنین فهرستی قرار بگیرند. اما اگر بخواهیم به سراغ اثری برویم که هم از نظر خلاقیت و هم از نظر تاثیر فرهنگی نقطه اوج مدیری به حساب می‌آید، احتمالاً انتخاب اول بیشتر مخاطبان «شب‌های برره» خواهد بود. این سریال در سال ۱۳۸۴ ساخته شد؛ دوره‌ای که طنز تلویزیونی به یک جان تازه احتیاج داشت و مدیری با خلق دنیایی کاملاً متفاوت، حال و هوا را عوض کرد.

تماشا کنید: قسمت کامل و خنده‌دار سربازی در شب‌های برره

یکی از جذابیت‌های اصلی شب‌های برره حضور تیم بازیگران همیشه همراه مدیری است: سیامک انصاری در نقش کیانوش استقرارزاده، شقایق دهقان، بهنوش بختیاری، سعید پیردوست، هادی کاظمی، محمد شیری و البته خود مهران مدیری در نقش شیرفرهاد که هنوز هم یکی از به‌یادماندنی‌ترین شخصیت‌های کمدی تلویزیون محسوب می‌شود. ماجرا از جایی شروع می‌شود که کیانوش به‌طور ناخواسته وارد روستای برره می‌شود؛ جایی با قوانین عجیب، تاریخ ساختگی، رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر و مردمی که انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کنند. این تضاد بین شخصیت منطقی و شهری کیانوش با فضای اغراق‌شده برره، هسته اصلی طنز سریال را می‌سازد.

محبوبیت شب‌های برره تنها به زمان پخش محدود نماند؛ تکه‌کلام‌ها و گویش برره‌ای خیلی زود وارد زندگی روزمره مردم شد. حتی پول‌های برره‌ای فروخته می‌شد و تبدیل به ترند فرهنگی شدند. کمتر سریالی در ایران توانسته تا این حد روی زبان و رفتار عمومی تاثیر بگذارد و همین موضوع نشان می‌دهد چرا شب‌های برره هنوز هم برای بسیاری «خنده‌دارترین سریال ایرانی» است. با گذشت نزدیک به دو دهه، این سریال همچنان یکی از بهترین و موفق‌ترین آثار طنز تلویزیون به حساب می‌آید؛ مجموعه‌ای که با شخصیت‌های به‌یادماندنی و دنیای منحصربه‌فردش هنوز هم تماشایی است.

سریال‌های ماندگار

این پنج سریال، فقط بخش کوچکی از تاریخ طنز تلویزیون ایران هستند؛ تاریخی که پر از لحظه‌های به‌یادماندنی و شخصیت‌های دوست‌داشتنی است. با این حال، همان‌طور که می‌دانید، فهرست طنزهای خوب تلویزیونی خیلی بلندتر از این چند عنوان است و ساختن چنین لیستی بدون جا افتادن چند نام مهم تقریباً غیرممکن است.

طبیعتاً جای سریال‌هایی مثل لیسانسه‌ها، مرد هزار چهره، متهم گریخت، خانه به دوش، نقطه‌چین، پاورچین، من یک مستأجرم و ده‌ها اثر دیگر در این فهرست خالی است. نظر شما چیست؟ به نظرتان چه سریالی باید در این لیست قرار می‌گرفت؟ کدام سریال کمدی را هنوز هم فراموش نکرده‌اید و دوست دارید دوباره آن را ببینید؟

منبع: مجله بازار


بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان

بتلفیلد 6 بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان

Loading

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها