
انیمیشن داستان اسباببازی ۵ (Toy Story 5) یک وجه مشترک با تمام قسمتهای قبلی این مجموعه دارد و همین موضوع نشان میدهد که شاید داستان از همان ابتدا هرگز فقط درباره اندی و رابطه اسباببازیها با او نبوده است.
با ادامه پیدا کردن مجموعه داستان اسباببازی، برخی معتقدند که این فرنچایز بیش از حد طولانی شده و بهتر بود زمانی که اندی برای رفتن به دانشگاه از اسباببازیهایش خداحافظی کرد، به پایان میرسید. هرچند رابطه اسباببازیها با اندی همیشه بخش مهمی از داستان بوده، اما این مجموعه از همان ابتدا چیزی فراتر از ارتباط با یک کودک را روایت میکرد.
پس از رفتن اندی به دانشگاه، اسباببازیها به بانی میرسند؛ کودکی جدید که میتوانند برای او شادی و خوشحالی به ارمغان بیاورند. با این حال، هرچند در نگاه اول به نظر میرسد که انیمیشنها صرفاً همان داستانهای قدیمی را با کودکی جدید تکرار میکنند، اما مجموعه داستان اسباببازی هیچگاه درباره کودکان مشخصی نبوده است. سه قسمت نخست در واقع درباره اندی نیستند و قسمت چهارم نیز درباره بانی نیست. این انیمیشنها همواره ماجرای اسباببازیها و تهدیدی که در تمام دوران وجودشان با آن روبهرو بودهاند را روایت میکند.
در تمام قسمتهای این فرنچایز، اسباببازیها با خطر تهدیدهای بیرونیای مواجه بودهاند که میخواهند آنها را از زندگی کودکان کنار بگذارند. هدف اسباببازیها صرفاً خوشحال نگه داشتن اندی یا بانی نبود؛ آنها تلاش میکردند همچنان بخش مهم و ارزشمندی از زندگی این کودکان باقی بمانند. در واقع، دشمن اصلی در تکتک انیمیشنهای داستان اسباببازی، همان نیروی بیرونیای است که میکوشد اهمیت اسباببازیها را در ایجاد شادی و خوشحالی برای کودکان از بین ببرد. این دشمن بار دیگر در قسمت پنجم بازمیگردد.
تهدیدهای بیرونی این پرسش را مطرح میکنند که آیا اسباببازیها هنوز هم اهمیت دارند؟

قسمت اول درباره تغییر است، اما نه تغییری منفی. زمانی که اندی، باز لایتیر را دریافت میکند، او یک اسباببازی پیشرفته و مدرن است که باعث میشود سایر اسباببازیها از نظر طراحی و قابلیتها خود را ضعیفتر و کماهمیتتر احساس کنند. اما وقتی بیشتر با باز آشنا میشوند، درمییابند که او هم فقط یک اسباببازی دیگر است که میتواند به جمع آنها بپیوندد.
با این حال، همان انیمیشن شخصیت سید را نیز معرفی میکند. سید، پسر همسایه، کودکیست که اسباببازیها را برمیدارد و نابود میکند. او اسباببازیهای خواهرش را میدزدد و سعی میکند آنها را از بین ببرد. همچنین تلاش میکند برخی از اسباببازیهای اندی را نابود کند. او میخواهد اسباببازیها را به موجوداتی ترسناک و عجیب تبدیل کند که دیگر هرگز قابل بازی کردن نباشند. در واقع، او میکوشد شادی و لذتی را که اسباببازیها برای کودکان به ارمغان میآورند، از بین ببرد. در داستان اسباببازی ۲، یک کلکسیونر حریص، وودی را میدزدد. داستان در این قسمت، بر افرادی تمرکز دارد که میخواهند اسباببازیها را صرفاً به عنوان اشیای کلکسیونی ارزشمند و پولساز نگه دارند و اجازه ندهند به دست کودکان برسند تا با آنها بازی کنند.

قسمت سوم این ایده را یک گام فراتر میبرد. در این ماجرا، اسباببازیها سر از یک مهدکودک درمیآورند و با اسباببازی قدیمی و دور انداختهشدهای به نام لاتسو روبهرو میشوند که نسبت به کودکان احساسات تلخ و منفی دارد. او باور دارد که کودکان واقعاً به اسباببازیها اهمیت نمیدهند و میخواهد همه اسباببازیها همان رنجی را تجربه کنند که خودش پس از کنار گذاشته شدن توسط صاحبش تحمل کرده است. این انیمیشن درباره از بین رفتن شادی بازی با اسباببازیهاست.
داستان اسباببازی ۴ این مفهوم را حتی بیشتر گسترش میدهد و نشان میدهد وقتی اسباببازیها احساس کنند دیگر برای کودکانشان ارزشی ندارند، چه اتفاقی میافتد. این قسمت نیز با یک اسباببازی دورافتاده سروکار دارد؛ اما در اینجا مشخص میشود که آن اسباببازی در اشتباه بوده و کودک صاحبش هرگز واقعاً او را رها نکرده است. با این حال، مضمون اصلی همچنان ثابت باقی میماند.
داستان اسباببازی ۵ فناوری را به عنوان نیرویی در برابر اسباببازیها قرار میدهد

در داستان اسباببازی ۵، این ایده بار دیگر تکرار میشود، اما این بار تهدید اصلی فناوری مدرن است. در دنیای امروز، بسیاری از کودکان بهجای بازی با اسباببازیها، وقت خود را صرف تبلتها، گوشیهای هوشمند و دستگاههای الکترونیکی میکنند. به نظر میرسد قسمت جدید نیز همین موضوع را به محور اصلی داستان تبدیل کرده است. در حالی که انیمیشن اول با ورود یک اسباببازی پیشرفته مانند باز لایتیر به مسئله تغییر و سازگاری میپرداخت، ظاهراً قسمت پنجم با تهدیدی بسیار بزرگتر روبهروست: فناوریای که ممکن است اساساً جای اسباببازیهای سنتی را در زندگی کودکان بگیرد.
به این ترتیب، قسمت جدید نیز همان تم همیشگی مجموعه را دنبال میکند؛ این پرسش که آیا اسباببازیها هنوز میتوانند جایگاه خود را در زندگی کودکان حفظ کنند یا نه. دشمن اصلی دیگر یک کودک خرابکار مانند سید، یک کلکسیونر حریص، یا اسباببازیای سرخورده مانند لاتسو نیست؛ بلکه نیرویی مدرن و فراگیر است که توجه کودکان را از بازیهای سنتی دور میکند. اگر این برداشت درست باشد، داستان اسباببازی ۵ در واقع ادامه همان نبرد ۳۰ سالهای است که از نخستین قسمت آغاز شد؛ یعنی مبارزه برای اثبات اینکه اسباببازیها هنوز هم میتوانند برای کودکان شادی، تخیل و ارتباط انسانی به ارمغان بیاورند.
نظر شما درمورد فرنچایز داستان اسباببازی چیست؟ آیا منتظر قسمت جدید این مجموعه هستید؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت با تیم بازار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Screenrant
تاریخچه کنسولهای رترو؛ میزگیم با علیرضا از رترو ایران!













نظرات