داستان اسباب بازی ۵ ثابت میکند که زمان خداحافظی با وودی و باز فرا رسیده
زمانی که Toy Story 3 با آن پایانبندی حیرتانگیز و فوقالعادهاش یکی از بهترین سهگانههای سینمایی در دنیای انیمیشن را به مخاطبان هدیه داد، دیگر کسی فکرش را نمیکرد که پیکسار بخواهد دوباره سراغ این فرنچایز برود. با تمام این اوصاف داستان اسباب بازی ۴ حدود نه سال بعد از راه رسید و حالا هم ما شاهد اکران اخیر داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story 5) بودهایم. با اینکه همچنان سوالاتی درباره تصمیم سازندگان برای ساخت این دو انیمیشن وجود دارد، هیچکس نمیتواند انکار کند که هردو از نظر فنی و تجاری موفقیتهای بزرگی به حساب میآیند.
داستان اسباب بازی ۴ جایزه «بهترین انیمیشن سینمایی» را در اسکار بهدست آورد و بیش از ۱ میلیارد دلار در گیشه فروخت، در حالی که Toy Story 5 تاکنون نمرات بسیار خوبی کسب نموده و عملکرد آن در باکس آفیس هم تحسینبرانگیز بوده. به نظر میرسد ورای اینکه ما چه نظری درباره نحوه پایانبندی فرنچایز با قسمت سوم داریم، داستان اسباب بازی تا زمانی که اعضای پیکسار ایدهها و روایتهای جذابی برای ارائه داشته باشند، ادامه خواهد یافت. با در نظر گیری همه اینها، نباید فراموش کرد که داستان اسباب بازی ۵ یک تفاوت اساسی با آثار پیشین خود داشت.
ما در قسمت پنجم برای اولین بار احساس کردیم که وودی و باز لایتیر ـ شخصیتهایی که تاکنون قهرمانان اصلی داستان بودند – دیگر آنچنان مورد نیاز نیستند. حتی جالب است بدانید برخی نسخههای اولیه از Toy Story 5 اصلا وودی را بازنمیگرداند. در هر صورت، جدیدترین قسمت از فرنچایز تمرکز اصلی خود را روی جسی گذاشته که بدون شک میتواند بهترین و منطقیترین تصمیم برای این قسمت پنجم و حتی آینده فرنچایز باشد.
نقش کمرنگ وودی و باز چه چیزی به ما میگوید؟

یکی از دلایل اصلی موفقیت داستان اسباب بازی در گذشته، رابطه عمیق و جذاب وودی و باز بود. روایت دشمنی و سپس دوستی آنها در Toy Story 1 حقیقتا احساسبرانگیز بود و از آن زمان به بعد نیز این دو شخصیت پایه اصلی فرنچایز بودهاند. با این حال حضور آنها در داستان اسباب بازی ۵ غیرضروری بهنظر میرسد، چراکه حالا جسی به محور اصلی روایت تبدیل شده و وودی و باز تنها به خاطر علاقه وافر طرفداران در داستان حضور یافتهاند.
زمانی که جسی از شرایط وخیم اسباب بازیها در خانه میگوید، وودی فکر میکند آنها به کمکش احتیاج دارند. گرچه جسی پیش از این باز لایتیر را به عنوان معاون و جانشین خود انتخاب کرده و همین موضوع موجب ایجاد تنشی دوستانه میان وودی و باز میشود. شخصیتهای محبوب ما برای کمک به جسی وارد میدان میشوند، اما خب تلاشهایشان آنچنان ثمربخش نیست و صرفا به جسی برای ادامه دادن انگیزه میدهد. دختر کابوی اکنون باید خودش دست به کار شود و صاحبش بانی را از شر لیلیپاد خلاص کند.
بسیاری از جنبههای داستان اسباب بازی ۵ قوی کار شده و صداپیشگان افسانهای وودی و باز (به ترتیب تام هنکس و تیم آلن) همچنان به درخشش خود ادامه میدهند. با تمام این اوصاف، حضور این دو کاراکتر فراموشنشدنی این پیام را به مخاطب منتقل میکند که آنها – مخصوصا وودی – نیاز به بازنشستگی دارند.
وودی و باز قبلا پایانبندی خود را دریافت کرده بودند

بخشی از دلیلی که باعث میشود وودی و باز تاثیر فوقالعادهای در Toy Story 5 نداشته باشند، دریافت دو پایانبندی بینقص در آثار گذشته است. اسباب بازیها در پایان قسمت سوم از اندی جدا شدند و سراغ بانی رفتند؛ اتفاقی که میتوانست یک پایانبندی حماسی و احساسی باشد. داستان اسباب بازی ۴ پایش را از این نقطه هم فراتر گذاشت و ما شاهد خداحافظی پر احساس وودی و باز بودیم، جایی که کلانتر همراه با بو پیپ گروه را ترک میکند.
این پایانبندی برای قسمت چهارم واقعا این حس را به ما میداد که وودی برای همیشه از فرنچایز Toy Story خداحافظی کرده و بهترین فرجام ممکن را داشته است. از سوی دیگر «باز» هم طی روایت کلی، از اعتقاد به رنجر فضایی بودن به یک اسباب بازی قابل اتکا و یکی از رهبران گروه تبدیل شد. به همین دلیل به نظر میرسد که ادامه حضور این دو جلوی دوربین بهشدت غیرضروری و بعضا اجباری جلوه میکند.
داستان اسباب بازی ۵ ثابت کرد جسی یک قهرمان واقعی است

یکی از بهترین کارهایی که داستان اسباب بازی ۵ انجام داد این بود که ثابت کرد این فرنچایز میتواند بدون دوگانه همیشگی قهرمانانش هم به خوبی پیش برود. وودی و باز مدتهای زیادی محور اصلی داستان بودهاند و هرچقدر هم که به آنها علاقه داشته باشیم، داستانشان به پایان رسیده؛ به همین دلیل قرار دادن جسی در جایگاه قهرمان اصلی حس تازهای به فرنچایز بخشید. جسی ثابت کرد که میتواند یک قهرمان درجهیک باشد، چراکه او هسته احساسی این انیمیشن است، مخصوصا زمانی که داستان به خانه صاحب اولش امیلی برمیگردد.
جسی طی سالها به شخصیتی محبوب تبدیل شده و دادن این فرصت برای درخشیدن به او تغییری خوشآیند برای فرنچایز بهحساب میآید. مشخص نیست که آیا شخصیت دیگری هم میتوانست از پس این نقش بربیاید یا نه، اما قرار دادن جسی در محور اصلی داستان تصمیمی فوقالعاده بود.
داستان اسباب بازی از این به بعد باید روی چه چیزی تمرکز کند؟
در اینجا باز هم موضوع ادامه یا عدم ادامه فرنچایز داستان اسباب بازی بحثبرانگیز است. با اینکه که سهگانه اصلی به تنهایی کامل و بینقص است، اما این دنبالهها هم ثابت کردهاند که هنوز داستانهای خوبی برای روایت در این مجموعه وجود دارد. با این حال، داستان اسباب بازی ۵ به ما نشان داد که شاید آینده این فرنچایز لزوما نیازی به حضور وودی و باز نداشته باشد.
شاید بهترین کار برای داستان اسباب بازی این باشد که روی داستانهای اسپینآف تمرکز کند. لایتیر (Lightyear) این کار را امتحان کرد و شکست خورد، اما آن داستان اصلا درباره اسباببازیها نبود. سازندگان میتوانند داستانهای جداگانهای بسازند که شخصیتهایی مثل جسی را در محور اصلی قرار دهد. اگر داستان اسباب بازی ۶ ساخته شود، شاید بهترین کار این باشد که وودی بهطور کامل از آن کنار برود.
داستان کابوی محبوب ما به پایان رسیده و هرچقدر بیشتر او را به داستان بازگردانند، جذابیت آن کمتر میشود. البته که باز وضعیت متفاوتی دارد، چراکه او همچنان کنار اسباببازیها مانده و حالا رابطه نزدیکی هم با جسی دارد. کنار گذاشتن کامل او کار سختی است، پس فعلا باید در جایگاه معاون جسی بهعنوان قهرمان اصلی حضور داشته باشد. با تمام این اوصاف، آیندهای برای داستان اسباب بازی بدون حضور وودی و باز در محور اصلی شاید عجیب بهنظر برسد، اما احتمالا بهترین مسیر پیش رو همین خواهد بود.
منبع: Screen Rant
میزگیم با سولی؛ از دراماهای یوتیوب فارسی جا نمونی!












نظرات