۸ نقش بهیادماندنی وال کیلمر که همیشه در خاطرمان خواهند ماند
از نقش آیسمن در تاپ گان (Top Gun) تا نقش داک هالیدی در تومبستون (Tombstone)، وال کیلمر فقید با اجراهای ماندگارش جایگاه ویژهای در تاریخ سینما دارد. این بازیگر بزرگ، در ۱ آوریل ۲۰۲۵ در سن ۶۵ سالگی درگذشت و میراثی درخشان از خود بر جای گذاشت. کیلمر که در دهه ۱۹۸۰ با ایفای نقشهای مکمل درخشان به شهرت رسید، در دهه ۱۹۹۰ یکی از پردرآمدترین بازیگران هالیوود شد. او که همواره بهعنوان یکی از نادیدهگرفتهشدهترین ستارههای سینما شناخته میشد، نقشهای ارزشمندی همچون دست راست رابرت دنیرو در مخمصه (Heat) و شوالیه تاریکی در بتمن برای همیشه (Batman Forever) را از آن خود کرد.
زندگینامهی او با عنوان من هاکلبری تو هستم (I’m Your Huckleberry: A Memoir) در سال ۲۰۲۰ و مستند تحسینشدهی وال (Val) در سال ۲۰۲۱، گوشههایی از چالشهای دوران ابتدایی حرفهاش، شکستهای شخصی و کاری و همچنین نبرد اخیرش با مشکلات سلامتی را آشکار کردند. با وجود تمام سختیها، کیلمر همیشه به هنر خود و طرفدارانش وفادار ماند. اگرچه فقدان او بسیار دردناک است، اما بهترین فیلمها و اجراهای فراموشنشدنیاش برای همیشه جاودان خواهند ماند. از نقش جیم موریسون در دورز (The Doors) تا الویس پرسلی خیالی در عشق حقیقی (True Romance)، کیلمر در طول دوران حرفهای خود طیف گستردهای از نقشهای بهیادماندنی را به نمایش گذاشت. پس با ما همراه باشید تا مروری کنیم بر ۸ نقش ماندگار از این بازیگر بزرگ هالیوود.
۸. الویس پرسلی در عشق حقیقی
کیلمر با بازی جذاب و پر از شوخی از الویس پرسلی در عشق حقیقی، اجرای ماندگاری از یک اسطورهی موسیقی را به شکلی خیرهکننده و عمیق به نمایش گذاشت
همهی نقشهای بهیادماندنی کیلمر در فیلمهایشان نقشی پررنگ نداشتند؛ او حتی در حضورهای کوتاه نیز میتوانست اجرایی ماندگار ارائه دهد. در اولین فیلمنامهی تکمیلشدهی کوئنتین تارانتینو، عشق حقیقی (True Romance)، داستان حول محور کلرنس وورلی – یک عاشق کمیک که عاشق میشود، دست به قتل میزند و با یک چمدان پر از مواد مخدر فرار میکند – میچرخد. در ادای احترامی به فیلم دوباره بنواز، سم (Play It Again, Sam) اثر وودی آلن، در طول فیلم، هر زمان که کلرنس تنهاست، با توهمی از بت دوران کودکیاش، الویس پرسلی با ایفای نقش کیلمر، صحبت میکند.
اجرای کیلمر از الویس فوقالعاده است. او برای تأثیرگذاری کمدی، تُن صدا و حرکاتش را اندکی اغراقآمیز میکند، اما نه آنقدر که به تقلیدی کارتونی تبدیل شود. یکی از بهیادماندنیترین دیالوگهای عشق حقیقی نیز از زبان الویس کیلمر گفته میشود: «کلرنس، من ازت خوشم میاد. همیشه خوشم میاومده، همیشه هم خواهد اومد.»
۷. نیک ریورز در فوق سری!
در اولین نقش سینماییاش، کیلمر با اجرای جذاب و کمدی در نقش نیک ریورز، توانست بهطور ماهرانه از سبک خاص کمدی وسترن-جاسوسی شوماخر بهره برده و شخصیتش را به یک نماد پرانرژی و فراموشنشدنی تبدیل کند
اولین نقش سینمایی وال کیلمر همچنان یکی از بهیادماندنیترین اجراهای اوست. تقریباً یک دهه پیش از آنکه در عشق حقیقی نقش الویس را بازی کند، در فوق سری! (!Top Secret) نقشی الهامگرفته از الویس را ایفا کرد. پس از موفقیت چشمگیر هواپیما! (!Airplane)، تیم کمدی رویایی زوکر، آبراهامز و زوکر در فیلم بعدی خود، هدفی متفاوت برای طنز سینماییشان انتخاب کردند: ترکیبی از موزیکالهای الویس و فیلمهای جاسوسی دوران جنگ سرد.
در این فیلم، کیلمر در نقش نیک ریورز، یک ستارهی راک آمریکایی، ظاهر میشود که برای اجرای کنسرت به آلمان شرقی سفر میکند، اما ناخواسته درگیر جنبش مقاومت میشود. نیک در یک چشم به هم زدن عاشق میشود و در هر فرصتی شروع به خواندن و رقصیدن میکند. کیلمر با تمام وجود در سبک کمدی خاص و ابزورد ZAZ غرق شد و هر دیالوگ هوشمندانه، شوخی فیزیکی و اجرای موزیکال اغراقآمیز را با مهارت بینظیری به نمایش گذاشت.
۶. جیم موریسون در دورز
کیلمر در نقش جیم موریسون، با بازآفرینی بینظیر از شخصیت افسانهای او، زندگی پر از شور و اشتیاق و بحرانهای درونی این موسیقیدان بزرگ را به تصویر کشید
مدتها پیش از آنکه فیلمهای زندگینامهای موسیقیایی به اثری رایج در سینما تبدیل شوند، وال کیلمر در نقش جیم موریسون، خوانندهی افسانهای گروه دورز، در فیلمی به کارگردانی الیور استون خوش درخشید. این فیلم، تصویری اسطورهای و بزرگتر از زندگی واقعی از موریسون ارائه میدهد و کیلمر از هر فرصت برای نمایش این شخصیت پیچیده نهایت استفاده را میبرد.
اجرای خیرهکنندهی کیلمر از موریسون، تجسمی از این گفتهی قدیمی است که «درخشانترین شعلهها زودتر خاموش میشوند». بازی او در دورز (The Doors)، پرترهای چندبُعدی از موریسون ارائه میدهد؛ هم جنبههای مثبت و کاریزماتیک او را نشان میدهد و هم تاریکیهای درونیاش را. کیلمر سبک زندگی هیپی و رهای موریسون را به تصویر میکشد، اما در عین حال، به مشکلات شخصی، روابط پیچیده و وسواس بیمارگونهی او نسبت به مرگ نیز میپردازد.
۵. پری ون شرایک در بوس بوس، بنگ بنگ
کیلمر در نقش پری ون شرایک، با شیمی خندهدار و دقیق با داونی جونیور، توانست یک شخصیت کارآگاه خصوصی با رویکردهای خاص و بینظیر خلق کند که در لحظات مرگبار هم شوخطبعی خود را حفظ میکند
شین بلک، پیش از آنکه نخستین تجربهی کارگردانیاش را با بوس بوس، بنگ بنگ (Kiss Kiss Bang Bang) رقم بزند، سابقهی طولانی در خلق زوجهای بهیادماندنی در سینما داشت؛ مانند مورتا و ریگز در اسلحهی مرگبار (Lethal Weapon). این فیلم همزمان یک طنز هوشمندانه از داستانهای کارآگاهی کلاسیک و یک کمدی بامزهی رفاقتی است که در آن، وال کیلمر در نقش کارآگاه خصوصی پری ون شرایک، با بازی رابرت داونی جونیور در نقش یک بازیگر تازهکار به نام هری لاکهارت، همتیمی میشود. در ابتدا، پری صرفاً استخدام شده تا هری را برای تست بازیگری در یک نقش کارآگاهی آماده کند، اما این دو در نهایت به تیمی غیرمنتظره اما مؤثر در حل جنایات تبدیل میشوند.
کیلمر در این نقش، توانایی کمتر دیدهشدهاش در کمدی را به نمایش گذاشت. او با داونی جونیور شیمی کمنظیری دارد و در میان شرایط مرگبار، جر و بحثهایشان را به شکلی خندهدار پیش میبرند. پری که مدام به خاطر تصمیمات عجولانهی فاجعهبار هری از کوره در میرود، با اجرای کمنقص کیلمر، تکگوییهای طعنهآمیز و دیالوگهای نیشدارش را با لحنی کاملاً خشک و بیاحساس به زبان میآورد و از این طریق، یکی از درخشانترین نقشآفرینیهای کمدی خود را رقم میزند.
۴. بروس وین / بتمن در بتمن برای همیشه
کیلمر در نقش بتمن، توانست هم شوخطبعی و هم غمانگیزی شخصیت بروس وین را بهطور همزمان به تصویر بکشد و از این طریق یکی از متفاوتترین نسخههای این قهرمان را به نمایش بگذارد
پس از آنکه بازگشت بتمن به دلیل فضای بیش از حد تاریکش مورد انتقاد قرار گرفت و در گیشه کمتر از حد انتظار عمل کرد، کمپانی وارنر برادرز تصمیم گرفت تغییری اساسی در لحن این فرنچایز ایجاد کند. آنها جوئل شوماخر را جایگزین تیم برتون کردند تا حال و هوایی روشنتر و خانوادگیتر به فیلم بدهد. با کنار رفتن برتون، مایکل کیتون نیز از بازگشت به نقش شوالیه تاریکی امتناع کرد، بنابراین وارنر به دنبال یک بازیگر جدید برای این نقش بود و در آن زمان، وال کیلمر که یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود بود، انتخاب شد.
نسخهی شوماخر از بتمن که با احیای حال و هوای اغراقشده و رنگارنگ سریال آدام وست در دههی ۶۰، اما در قالب یک بلاکباستر مدرن ساخته شد، واکنشهای ضدونقیضی برانگیخت. با این حال، اجرای کیلمر در نقش بتمن مورد تحسین گستردهای قرار گرفت. او نهتنها تیزهوشی و طعنههای خاص بتمن را بهخوبی اجرا کرد، بلکه توانست آن شدت درونی، حالت غمزده و پیچیدگیهای شخصیتی بروس وین را نیز به تصویر بکشد.
۳. کریس شیهرلیس در مخمصه
در نقش کریس شیهرلیس، کیلمر با ایجاد دوستی عمیق و انسانی میان شخصیتهای خود و دنیرو، جوهرهی واقعی پیچیدگیهای زندگی و شراکتهای جنایی را به نمایش گذاشت
حماسهی جنایی مخمصه (Heat) به کارگردانی مایکل مان، بالاخره فرصت حضور مشترک رابرت دنیرو و آل پاچینو را روی پردهی سینما فراهم کرد. با این حال، این دو اسطوره تنها در چند صحنهی محدود با یکدیگر روبهرو میشوند. در عوض، اصلیترین شریک صحنهی دنیرو در فیلم، وال کیلمر است که نقش همدست او، کریس شیهرلیس، را ایفا میکند. مخمصه فرمول سنتی «پلیس و دزد» را با انسانی جلوه دادن شخصیتهای سارق به همان اندازه که شخصیتهای پلیس عمق دارند، به چالش میکشد.
دوستی میان کریس کیلمر و نیل مککالیِ دنیرو کاملاً باورپذیر و ملموس است. زمانی که کریس در ازدواجش دچار مشکل میشود، همیشه میتواند روی نیل حساب کند؛ چه برای داشتن جایی برای ماندن و چه برای وساطت نزد همسرش. کیلمر یکی از بازیگرانی بود که با تمرینهای دقیق اسلحه، به واقعیتر شدن سکانس مشهور تیراندازی در مخمصه کمک کرد و این صحنه را به یکی از واقعگرایانهترین و تأثیرگذارترین نبردهای مسلحانهی تاریخ سینما تبدیل کرد.
۲. آیسمن در تاپ گان و تاپ گان: ماوریک
کیلمر در نقش آیسمن، با بازی دقیق و پر از جذابیت، شخصیت رقابتی و پیچیدهای را به نمایش گذاشت که در نهایت به احترام متقابل با ماوریک رسید
یکی از اولین نقشهایی که کیلمر را به شهرت رساند، نقش فرمانده تام کازانسکی، معروف به آیسمن، در فیلم کلاسیک اکشن تاپ گان (Top Gun) بود. آیسمن رقیب دیرینهی شخصیت پیت ماوریک میچل با بازی تام کروز است. در طول فیلم، ماوریک و آیسمن به تدریج احترام متقابل را میپذیرند که در بخش سوم فیلم به یک نتیجهگیری عالی میرسد. اجرای کیلمر از این شخصیت بینقص است؛ او بدون هیچ حرفی نشان میدهد که آیسمن کیست و با جویدن آدامس و لبخندی متکبرانه، شخصیتش را به گونهای خیرهکننده و تحقیرآمیز به نمایش میگذارد.
کیلمر در دنبالهی تحسینشدهی تاپ گان: ماوریک (Top Gun: Maverick) نقش خود را دوباره ایفا کرد. در این فیلم، کیلمر به دلیل ابتلا به سرطان حنجره صدایش را از دست داده بود، اما با کروز در صحنهای احساسی همصحبت میشود که در آن آیسمن راهنماییهای ضروری به ماوریک میدهد، در یکی از مهمترین لحظات تغییر مسیر داستان. این صحنه، وداعی شایسته برای این افسانهی سینمایی بود.
۱. داک هالیدی در تومبستون
کیلمر با اجرای بینظیر داک هالیدی، توانست پیچیدگیهای شخصیتی یک مرد بیمار و الکلی را به طرز غمانگیزی به تصویر بکشد و یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ وسترن را رقم بزند
کیلمر اجرای بسیاری از نقشهای فوقالعاده را ارائه داد، اما نقشی که همیشه مرز تعیینکنندهای برای حرفهاش خواهد بود، بازی او بهعنوان داک هالیدی در تومبستون است. تومبستون بهطور فنی یک فیلم بیوگرافی از وایت ارپ است و کرت راسل ستارهی اصلی آن است، اما هالیدی کیلمر تمام توجهها را به خود جلب میکند. نادیده گرفتن کیلمر برای نامزدی بهترین بازیگر مکمل در اسکار، یکی از اشتباهات فاحش تاریخ جوایز آکادمی به شمار میآید. اجرای کیلمر، یک وسترن عالی در دوران جدید را به یکی از بهترین آثار این ژانر تبدیل کرد.
در طول فیلم، کیلمر با چالش تصویرسازی از سقوط هالیدی به سمت بیماری و الکلیسم روبرو است. اما او هنوز موفق میشود که جذابیت زیادی به شخصیت بیافزاید و در هر صحنهای که حضور دارد، آن را به تسخیر خود درآورد. وال کیلمر اجراهای درخشانی در دوران حرفهای خود داشت، اما کار او در تومبستون بهعنوان شاهکار نهایی او در این عرصه مطرح است.
شما از نقشهای ماندگار وال کیلمر کدام را بیش از همه به خاطر دارید؟
وال کیلمر یکی از بزرگترین بازیگران هالیوود بود که توانست با قدرتی فوقالعاده در طیف وسیعی از نقشها حضور پیدا کند و همچنان یکی از برجستهترین چهرهها در تاریخ سینما باقی بماند. او بازیگری بود که هیچگاه محدود به یک نوع نقش خاص نمیشد. از شخصیتهای پیچیده و تاریک گرفته تا کمدیهای شگفتانگیز و حتی تاریخنگاریهای واقعی، کیلمر توانست در هر عرصهای اثری به یادماندنی از خود به جای بگذارد. یکی از ویژگیهای برجستهاش این بود که میتوانست به راحتی در هر نقش وارد شده و آن را به تمام معنا از خود بکند، بهطوریکه هیچگاه احساس نمیکردید که او صرفاً در حال بازی است، بلکه شخصیتهایش بهطور واقعی در دنیای فیلمها نفس میکشیدند.
کیلمر با داشتن استعدادهای ویژه و تنوعی شگفتانگیز در بازیگری، به یکی از ستارگان هالیوود در دهههای ۸۰ و ۹۰ تبدیل شد. او با ارائه نقشهایی که معمولاً با پیچیدگیهای روانی و احساسی همراه بودند، تأثیر زیادی بر مخاطبان گذاشت. از طرفی، شخصیتهای او همیشه با یک عمق درونی همراه بودند که در کنار جذابیتهای بیرونی آنها، بازیگری او را بسیار متمایز میکرد. این تنوع در انتخاب نقشها و تواناییهایش در خلق شخصیتهای مختلف نشان میدهد که کیلمر همواره به دنبال چالشهای جدید و جلب توجههای متفاوت بود.
با این حال، یکی از تراژیکترین جنبههای کارنامه کیلمر این است که او به سرعت از میان ما رفت. با وجود تمام استعداد و موفقیتهایی که داشت، کیلمر در نیمههای زندگی خود با مشکلات جسمانی و بیماریهای جدی روبهرو شد که به از دست دادن صدایش و سپس درگذشت زودهنگام او منجر شد. این از دست دادن برای دنیای سینما به معنای از دست دادن یکی از بزرگترین بازیگران نسل خود بود. اگرچه او در سالهای پایانی عمرش کمتر در پروژههای بزرگ ظاهر شد، اما کارنامه او بهگونهای است که میراثی جاودانه از خود به جای گذاشت. بازیهای کیلمر همچنان در ذهنها و قلبها باقی خواهد ماند، چراکه او هنرمندی بود که توانست به شخصیتها جان بدهد و هر کدام را به یک تجربهی سینمایی خاص و بینظیر تبدیل کند. نظر خود را درباره این بازیگر بزرگ در کامنت بنویسید.
منبع: Screen Rant
چطوری استریمر حرفهای بشیم؟ میزگیم با امید لنون و سایه
نظرات