اخبار سینما و انیمیشن خبر

بالاخره ونوم از بزرگ‌ترین ترس خود پرده برداشت؛ ترسی که ابدا انتظارش را ندارید

ونوم از همان نخستین باری که پا به عرصه کمیک‌های مارول (Marvel Comics) گذاشت، همیشه ضدقهرمانی (Antihero) پیش‌بینی‌ناپذیر، تندخو و چندوجهی بوده است. وقتی این سیمبیوت (Symbiote) برای نخستین بار در دنیای داستان‌های مصور نمایان شد، میزبان نخست او مرد عنکبوتی (Spider-Man) بود. روزها گذشت تا پیتر پارکر سرانجام دریافت این پوشش سیاه، یک لباس معمولی نیست، بلکه موجودی بیگانه است که افکار و اراده او را به دست می‌گیرد. از همین رو، او هراسان نزد گروه چهار شگفت‌انگیز (Fantastic Four) شتافت تا رید ریچاردز (Reed Richards) این مهمان ناخوانده را با دستگاه‌های صوتی از کالبدش رها سازد. پس از این جدایی زجرآور، سیمبیوت که به شدت سرخورده و خشمگین بود، سراغ ادی براک (Eddie Brock) رفت؛ خبرنگاری ناکام که او نیز کینه‌ای عمیق از مرد عنکبوتی به دل داشت.

پیوند این دو، یکی از هولناک‌ترین دشمنان تاریخ مرد عنکبوتی را پدید آورد. سال‌ها زمان برد تا این هیولا به آرامش نسبی برسد و جامه یک ضدقهرمان محافظ را بر تن کند. اکنون ونوم در برابر خاطرات گذشته خود ایستاده است؛ او هم درباره سرنوشت پیش رو لب به سخن باز می‌کند و هم از تنها کابوس زندگی‌اش پرده برمی‌دارد. در شماره ۲۶۱ کمیک ونوم به نویسندگی ال یوئینگ (Al Ewing) و طراحی دیدنی کارلوس گومز (Carlos Gomez)، این موجود سیاه احساسات درونی و واقعی خود را در برابر افرادی بازگو می‌کند که باور دارد همان روزهای نخست، او را به تباهی و مسیر شرارت کشاندند.

اشتباه بزرگ مارول در اکران Avengers: Doomsday

انتقام نهایی ونوم از مردی که بیشترین ضربه را به او زد

این شماره با یادآوری یک خاطره تلخ در قالب فلش‌بک آغاز می‌شود؛ لحظه‌ای ماندگار که مرد عنکبوتی پس از کشف هویت راستین لباس تازه‌اش، سراسیمه نزد رید ریچاردز رفت. داستان، صحنه جدا کردن پر از درد سیمبیوت از پیکر پیتر پارکر و انداختن آن در محفظه شیشه‌ای آزمایشگاه را زنده می‌کند. با این همه، نکته خیره‌کننده ماجرا این است که روایت دیگر از زاویه دید پیتر پارکر بازگو نمی‌شود، بلکه این بار خود ونوم رو‌در‌روی رید نشسته و این خاطره را با لحنی عتاب‌آلود شرح می‌دهد. در انتهای این یادآوری، ونوم اقرار می‌کند که در حقیقت رید نخستین کسی بود که به او یاد داد کینه بورزد و چگونه نفرت را در قلبش جای دهد.

 

رید با پشیمانی فراوان پوزش خواست و تاکید کرد هرگز قصد آسیب زدن به موجودی هوشمند را نداشته است؛ چرا که در آن دوران اطلاعات چندانی از سرشت سیمبیوت‌ها در دست دانشمندان نبود. او گفت بیش از اندازه از کار خود شرمنده است. این گفت‌وگو می‌توانست پایانی مسالمت‌آمیز داشته باشد، اما هم‌زمان رید در تکاپو بود تا پیوند میان ونوم و مری جین واتسون (Mary Jane Watson) را قطع کند؛ آن هم به گونه‌ای که حین بحران‌های خط داستانی ملکه سیاه (Queen in Black)، جان مری جین به خطر نیفتد. با وجود نیت مثبت، فرآیند پردردسر و آزمایش‌های سنگین رید فشار بدنی غیرقابل تحملی به مری جین و ونوم وارد می‌کرد. در یک لحظه، طاقت ونوم طاق شد؛ او از محفظه نگه‌دارنده گریخت و با تمام قدرت مشتی بر چهره رید فرود آورد تا چشم رهبر چهار شگفت‌انگیز کبود شود.

با این حال، رید دوباره عذر خواست و پذیرفت کارش حاصل «دانش غلط» بوده و باید با درایت بیشتری برخورد می‌کرد. ونوم پس از این رفتار شرمسار شد، خشم خود را مهار ساخت و اجازه داد مری جین باز هم تسلط تن مشترک را بر عهده بگیرد.

بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمن

 

اعتراف ونوم به باارزش‌ترین دارایی‌اش که تاب از دست دادنش را ندارد

اندکی بعد، مرد عنکبوتی از راه رسید و پیشنهاد داد حاضر است پا‌به‌پای ونوم وارد میدان نبرد شود، مشروط به این‌که فرصت کند چند کلامی با سیمبیوت به گفت‌وگو بنشیند. ونوم اگرچه مدعی بود رید راه و رسم کینه را به او آموخته، اما برای دهه‌ها بیشترین انزجار را از پیتر پارکر به دوش کشیده بود. با این وصف، هنگامی که این دو در آسمان و در پیرامون ساختمان بکستر (Baxter Building) تاب می‌خوردند، ونوم حرفی زد که نگاه مرد عنکبوتی را کاملاً دگرگون کرد. او پرده از عمیق‌ترین وحشت وجودی خود برداشت؛ رازی که پیش‌تر با مری جین در میان گذاشته بود و اسباب نگرانی شدید او را رقم زد.

۱۰ شرور مرد عنکبوتی که به‌طور مخفیانه در روز کاملا جدید به دنیای سینمایی مارول اضافه شدند

ونوم شرح داد هنگامی که نال (Knull)، خدای سیمبیوت‌ها، به زمین تاخت، جان ادی براک را گرفت و او با چشمان خود تکه‌تکه شدن ادی را دید. مرد عنکبوتی بلافاصله وارد بحث شد و اطمینان داد نمی‌گذارد چنین فاجعه‌ای برای مری جین تکرار شود، اما ونوم او را متوقف کرد. ونوم ادامه داد که ادی پس از مرگ بازگشت، ولی دیگر آن فرد قبلی نبود؛ او بار دیگر به زندگی پیوست، اما همچنان با خویشتن گذشته فاصله داشت. دیدن این دگرگونی‌ها روح ونوم را عمیقاً خراش داده بود. به ویژه زمانی که ادی سراغ کارنیج (Carnage) رفت، گویی خنجری در قلب ونوم فرو رفت. ونوم سپس تلخ‌کامانه به پیتر یادآوری کرد که پیش از آشنایی با ادی، خود پیتر برای اولین بار قلب او را شکسته بود و حالا او دیگر توان کشیدن بار شکستن دوباره قلبش را ندارد.

 

بزرگ‌ترین ترس ونوم در جهان، تجربه مجدد همین دل‌شکستگی بود. درست در شرایطی که پیتر گمان می‌کرد صحبت از مری جین است، ونوم پاسخ داد مقصودش کس دیگری است. در همین هنگام، دیلن براک (Dylan Brock) که هنوز به تاکسین (Toxin) پیوند داشت از راه رسید و تایید کرد منظور ونوم خود اوست. باید در نظر داشت که ونوم به همان اندازه ادی، نقش پدر دیلن را ایفا می‌کند؛ زیرا هم از نظر ژنتیکی سهمی اساسی در آفرینش او داشته و هم پدری فداکار برای این پسر بوده است. ونوم پیش از این مرگ دیلن را دیده بود و حاضر نبود حتی یک بار دیگر چنین مصیبت کمرشکنی را پیش چشم آورد.

بخش مهمی از جذابیت ماجرای ملکه سیاه، حول تلاش‌های پرفراز و نشیب دیلن می‌چرخد؛ نوجوانی که می‌خواهد راه خود را در این دنیای پرآشوب پیدا کند و نشان دهد لیاقتی هم‌پای دیگر قهرمانان دارد. پدرش ادی براک به همراه سیمبیوت اسلیپر (Sleeper) از بازداشتگاه گریخته است تا جان فرزندش را نجات دهد و ونوم نیز در کنار مری جین ایستاده تا سنگ تمام بگذارد. پس از سال‌ها غربت و درماندگی که دیلن هیچ حامی و تکیه‌گاهی در زندگی نداشت، سرانجام او دو چهره پدرانه و یک پشتیبان مادرانه در کنارش دارد؛ و برای ونوم، از دست دادن دوباره دیلن خط قرمزی است که هرگز بر سر آن کوتاهی نخواهد کرد.

منبع: Comicbook


چجوری دختر گاس و انیمه‌ای باشیم؟ میزگیم با فرزاد فانی

میزگیم انیمه
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی