
مقایسه Spider-Man و Supergirl از تفاوت مهم MCU و DCU پرده برداشت!
این مقاله را به مقایسه Spider-Man و Supergirl اختصاص داده و نگاهی به شباهتها و تفاوتهای MCU و DCU خواهیم داشت. با مجله بازار همراه باشید.
استودیوهای دی سی و مارول تا اینجای تابستان هر کدام یک فیلم سینمایی مهم را روی پرده نقرهای آوردهاند: دی سی، Supergirl و مارول هم Spider-Man: Brand New Day را اکران کرده است. جدا از بازخوردها و عملکردهای متفاوتی که در بحث باکس آفیس داشته باشند، یک وجه اشتراک مهم بینشان دیده میشود که به آن خواهیم پرداخت. همچنین در ادامه مقاله مقایسهای بین فرنچایزهای Marvel Cinematic Universe و DC Universe خواهیم داشت که برخلاف ادعای برخی مخاطبان، تفاوتهای مهمی بینشان وجود دارد.
شباهت و تفاوتِ همزمان!

دو فیلم Supergirl و Spider-Man: Brand New Day در بخش پایانی خود شدیداً شبیه همدیگر میشوند. در هر دو داستان، شخصیتی مونث داریم که میخواهد از عامل مرگ عزیزترین افراد زندگیاش انتقام بگیرد. در همین حین، شخصیت اصلی داستان تلاش میکند او را از کشتن دشمنش منصرف کند تا اصطلاحاً به سمت تاریکی کشیده نشود. اگر یادتان نیست، شخصیت کرم خانواده روثی را به قتل رساند و ویلیام متزگر روی جین گری آزمایشهای غیرانسانی انجام داده و خواهرش را هم کشته است.
پیتر پارکر و سوپرگرل به روشهای مختلف موفق میشوند جین گری و روثی را از گرفتن انتقام منصرف کنند اما در ادامه تفاوت بین Spider-Man: Brand New Day و Supergirl خودش را نشان میدهد. در انتهای Brand New Day، همه اصطلاحاً به رستگاری میرسند: جین گری مرتکب قتل نشده، پیتر جلوی ریخته شدن خون یک انسان را گرفته و ویلیام متزگر هم تحت تعقیب است. در فیلم Supergirl شرایط تفاوت داشته و سوپرگرل خودش شخصیت شرور داستان را میکشد. او یک بار به خاطر مسموم کردن سگش و یک بار دیگر برای خلاص کردن کهکشان از وجود او و گرفتن انتقام روثی، کرم را با چاقو میزند. بد نیست بدانید در کمیک بوک اصلی، کرم زنده میماند و به دنبال جبران اشتباهاتش میرود اما روثی هیچ وقت او را نمیبخشد.
در ضمن، سوپرگرل نمیخواهد روثی کرم را بکشد، چون فکر میکند این کار شخصیت او را برای همیشه تغییر خواهد داد؛ تغییری که خودش قبلاً آن را تجربه کرده است.
خشونت مرگبار در MCU و DCU

فیلم Spider-Man: Brand New Day از خشونت مرگبار (مرگ شخصیت شرور) پرهیز میکند اما فیلم Supergirl در انتها آن را به نمایش میگذارد. شاید فکر کنید تفاوت مارول و دی سی فقط در همین دو فیلم رخ میدهد اما چنین سیاستی در تمام MCU و DCU دیده میشود. در فرنچایز DCU با ابرقهرمانانی مواجه هستیم که خودشان نقش قاضی، هیئت منصفه و مجری حکم را بر عهده گرفته و درباره سرنوشت خلافکاران تصمیم میگیرند. در مقابل، فرنچایز MCU قرار میگیرد که با چنین سیاستی مخالف است.
برای مثال، هاوک گرل در فیلم Superman یک سیاستمدار فاسد را کشته و با افتخار میگوید او سوپرمن نیست و نیازی ندارد از اصول اخلاقی او پیروی کند. در اولین فیلم DCU و همچنین فیلم Supergirl، کشتن افراد شرور توسط هاوک گرل و کاری که سوپرگرل انجام میدهد، بهعنوان اقدامی درست به تصویر کشیده میشود.

مارول فقط یک بار قتل شرور توسط ابرقهرمان را به تصویر کشید
در حال حاضر ۳۸ فیلم در فرنچایز MCU وجود داشته و تقریباً در هیچ کدام از آنها ابرقهرمانان، دشمنانشان را مستقیماً اعدام نمیکنند. در بسیاری از موارد، شرورها به دلیل اشتباهات خودشان کشته میشوند؛ مثل آبادیاه استین. بعضی دیگر به دست متحدان شرور خودشان از بین میروند؛ مثل اولیسس کلا. تعدادی دیگر هم در جریان یک نبرد جانشان را از دست میدهند؛ مثل اولتران و هلا.
اگر بخواهیم سخت گیری به خرج دهیم، فقط در یک مورد ابرقهرمانان مارول دست به اقدامی خشن و مرگبار میزنند. در فیلم Avengers: Endgame، اعضای انتقام جویان تانوس را نهایتاً پیدا کرده و سرش را از بدنش جدا میکنند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که او دیگر تهدیدی برای هیچ کس محسوب نمیشد و در نقطهای از جهان، مشغول کشاورزی بود.
بد نیست بدانید فرنچایز MCU در یک برهه زمانی بخاطر داستانهایش مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود. گروهی از مخاطبان عقیده داشتند داستانهای مارول سعی میکنند نگاهی مثبت به نیروهای نظامی و بطور کلی حکومتها در مخاطب بوجود بیاورند؛ زیرا ابرقهرمانانش معمولاً مثل یک سرباز به قوانین و دستوران پایبند بوده و بر اساس آنها عمل میکنند.
دی سی و ابرقهرمانانی که سرباز نیستند!

فرنچایز DCU در نقطه مقابل مارول قرار گرفته و ابرقهرمانانش اصلاً سربازان خوبی نیستند و علاقهای هم به دستورات و قوانین ندارند. در The Suicide Squad، سریال Peacemaker و Creature Commandos، شخصیتهای داستان در زمانهای مختلف مقابل آماندا والر ایستاده و از دستورات او سرپیچی میکنند. حتی در فیلم Superman، کلارک کنت در بخشی از داستان از تصمیم خود برای نادیده گرفتن قوانین بین المللی و دخالت در سرنوشت یک کشور دیگر دفاع میکند. چون توانست جان انسانهای زیادی را نجات دهد.
با در نظر گرفتن پاراگرافهای قبلی میتوان گفت فرنچایز MCU اصلاً مشکلی با کشتن شخصیتهای شرور ندارد اما معمولاً از به تصویر کشیدن قهرمانانش بهعنوان افرادی که خودشان حکم مرگ را اجرا میکنند، دوری میکند. در مقابل، فرنچایز DCU نه تنها مشکلی با نمایش اعدام بهعنوان اقدامی قهرمانانه ندارد، بلکه با وجود تعداد نسبتاً کم فیلمهای این جهان، تاکنون چندین بار آن را به نمایش گذاشته است.
تفاوتها و رقابتی جذاب

بعضی از کارشناسان معتقدند جیمز گان داستان آثارش را مطابقِ شرایط امروزِ جهان مینویسد؛ دورهای که بسیاری از مردم حس میکنند حکومتها دیگر نماینده آنها نیستند و به دنبال تغییرات اساسی هستند. در مقابل، گروه دیگری از مردم معتقدند تبدیل ابرقهرمانان به افرادی که خودشان حکم اعدام را اجرا میکنند، باعث تبلیغ فاشیسم میشود. در حکومتهای فاشیستی، حاکم اختیارات نامحدود داشته و هر کاری گمان کند درست است را انجام میدهد. مانند کارهایی که ابرقهرمانان در دنیای DCU انجام میدهند.
البته این ایده که ابرقهرمانان افرادی مطیع قانون و مقررات هستند، چندان در کمیک بوکهای مارول وجود ندارد. در دنیای کمیک، مارول بارها ابرقهرمانی را به نمایش گذاشته که برای اجرای عدالت دست به قتل زده و حتی در برابر ساختارهای قدرت میایستد؛ برای مثال، در مجموعه Ultimates شاهد یک شورش خشونتآمیز علیه حکومت و حمله مستقیم ابرقهرمانان به کاخ سفید هستیم. با اینحال، کوین فایگی و دیگر مدیران مارول ترجیح دادهاند دنیای سینماییشان سبک و سیاق متفاوتی نسبت به کمیک بوکها داشته باشد.
نظر شما در رابطه با تفاوتهای MCU و DCU چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Screen Rant
چرا بازیهای قدیمی جالبتر بودن؟ پرونده با امید لنون













نظرات