یادداشت: چرا بیلور تارگرین در سریال شوالیه هفت پادشاهی به دانک پیوست؟
در این مقاله قصد داریم تصمیم بیلور تارگرین در سریال شوالیه هفت پادشاهی برای پیوستن به دانکن را بررسی کنیم. با مجله بازار همراه باشید.
سریال A Knight of the Seven Kingdoms بهعنوان اثر جدیدی از فرنچایز بازی تاج و تخت (Game of Thrones) از چندی پیش روی آنتن رفته است. این اثر را استودیو HBO بر اساس رمانهای Tales of Dunk and Egg ساخته که درباره سر دانکن بلندقد و پسربچهای به نام اگ هستند؛ پسربچهای که بعدها مشخص میشود سر ایگان تارگرین است.
محاکمه هفت نفره چیست؟
دانکن در بخشی از سریال جدید بازی تاج و تخت در یک رقابت بزرگ به نام اشفورد میدو (Ashford Meadow) شرکت میکند. در جریان مسابقه، ایریون تارگرین که شاهزادهای مغرور است، سعی دارد به دختری آسیب رسانده و دانکن دخالت میکند. البته ماجرا به همینجا ختم نمیشود. دانکن در ادامه یک مشت به صورت ایریون میکوبد. از آنجایی که ایریون عضو خانواده سلطنتی است، دانکن باید محاکمه شود.
در سنت قدیمی وستروس، وقتی ماجرا خیلی مهم باشد به جای اینکه دو نفر با هم بجنگند، هر طرف هفت شوالیه را انتخاب میکند. سپس تا حد مرگ یا تسلیم به مبارزه ادامه میدهند و نتیجه هر چیزی که باشد، مورد پذیرش همه است.
تصمیم عجیب بیلور تارگرین
بیلور تارگرین در قسمت چهارم فصل اول A Knight of the Seven Kingdoms که Seven نام دارد، تصمیمی جسورانه گرفته و به جمع همراهان دانکن در محاکمه هفت نفره میپیوندد. این انتخاب در نگاه اول عجیب است؛ چون بیلور و ایریون تارگرین از یک خاندان بوده و باید هوای هم را داشته باشند اما میتوان از جنبههای دیگر هم به ماجرا نگاه کرد.
تصمیم بیلور تارگرین برای اتحاد با دانکن از یک جنبه ادامه سنت همیشگی خاندان تارگرین است؛ خانوادهای که اعضایش بارها در طول تاریخ با یکدیگر درگیر شدهاند. مثال بارزش را هم در جنگ داخلی معروف به «رقص اژدهایان» میبینیم که در سریال House of the Dragon به تصویر کشیده شد. با این حال، ماجرای کنونی یک جنگ تمام عیار برای تاج و تخت نیست.
بیلور قرار نیست مثل گذشته برای تصاحب تخت آهنین یا سرنوشت قلمرو علیه برادرش میکر و برادرزادههایش دائرون و ایریون شمشیر بکشد. او برای موضوعی کوچکتر وارد میدان میشود اما نباید فراموش کرد از نظر اخلاقی و شخصی اهمیت زیادی دارد. این نبرد درباره قدرت نیست، بلکه درباره شرافت، عدالت و معنای واقعی شوالیهگری است.

نکته دقیقاً همین است: اگر ولیعهد برای دفاع از حق، عدالت و شرافت قدم برندارد، چگونه میتوان از دیگران انتظار داشت دست به چنین کاری بزنند؟ حرف زدن درباره عدالت ساده و بدون هزینه است اما عمل به آن چالشهای زیادی را به همراه دارد. دانکن در اشفورد میدو نشان داد بیشتر از بقیه شوالیهها راه و رسم شوالیه بودن را میداند؛ او از مردم ضعیف و بیگناهان دفاع کرد، حتی وقتی میدانست به ضررش تمام میشود. حالا نوبت بیلور است که همان مسیر را انتخاب و ثابت کند شرافت فقط به حرف نیست، بلکه باید به آن عمل کرد.
بخش حذف شده کتاب میتوانست همه چیز را بهتر توضیح دهد
با توجه به آنچه در پاراگرافهای پیشین گفته شد، دلیل پیوستن بیلور تارگرین به دانکن بخاطر انجام کار درست است. این موضوع بخش مهمی از تصمیم او را تشکیل میدهد؛ چون واقعاً باور دارد دانکن از بیگناهان دفاع کرده است. همچنین میدانیم بیلور احترام زیادی برای ایریون قائل نبوده و این موضوع هم میتواند در حدی روی تصمیمش تاثیر گذاشته باشد.
تصمیم بیلور تارگرین فقط جنبه احساسی نداشته و نوعی زرنگی در آن دیده میشود. از آنجا که اعضای کینگزگارد در محاکمه هفت نفره در تیم مقابل حضور دارند، ورود ولیعهد به ماجرا معادلات را تغییر میدهد. اعضای کینگزگارد سوگند خوردهاند از خاندان سلطنتی محافظت کنند و نمیتوانند به بیلور آسیبی برسانند؛ موضوعی که به سود دانکن و متحدانش است در ادامه بخشی از کتاب قرار داده شده است که خواندنش میتواند به شناخت بیشتر دانکن و چرایی حمایت شدن از سوی بیلور کمک کند:
«سکوهای تماشاچیان کم کم پر میشد. لردها و بانوها شنلهایشان را محکمتر دور خود پیچیده بودند تا سرمای صبح اذیتشان نکند. مردم عادی هم آرام آرام به سمت میدان میآمدند و صدها نفرشان کنار حصار ایستاده بودند. دانکن با ناراحتی به خودش گفت: «این همه آدم آمدهاند مرگم را ببینند.» اما چند قدم جلوتر فهمید که اشتباه کرده است. زنی از میان جمعیت صدا زد: «بخت با تو یار باشد.» پیرمردی جلو آمد، دستش را گرفت و گفت: «خدایان به تو نیرو بدهند، سر.» راهبی گدا با ردایی کهنه دعایی بر شمشیرش خواند و دختری گونهاش را بوسید. دانکن با ناباوری زیر لب گفت: «اینها طرف مناند؟ چرا؟» پیتِ آهنگر پاسخ داد: «شوالیهای که سوگندهایش را فراموش نکرد.»
از نظر مضمونی، این صحنه یکی از مهمترین بخشهای داستان است و به خوبی شخصیت دانکن را نشان میدهد. او نجیبزاده نیست و حتی شوالیه هم محسوب نمیشود اما در عمل تنها کسی است که واقعاً به اصول شوالیهگری پایبند مانده است. دانکن بیشتر از هر فرد دیگری به سوگندهایش وفادار بوده و همین او را از دیگران متمایز میکند.
در نقطه مقابل، تارگرینهایی قرار دارند که او را متهم میکنند: دنریون فرد بدی نیست اما گاهی دست به اشتباهاتی میزند و ایریون که مغرور و بیرحم است. او به زنی آسیب زد و در مسابقه نیزهزنی با روشهایی غیرمنصفانه برنده شد. این رفتارها خشم مردم عادی را به همراه داشت و باعث اعتراضشان شد.
خاندان تارگرین دیگر قدرت گذشته را ندارد. همزمان با اتفاقات سریال A Knight of the Seven Kingdoms خبری از اژدهایان نیست و تنها ۱۳ سال از یک شورش بزرگ میگذرد؛ شورشی که بسیاری از خاندانها در آن علیه تاج و تخت ایستادند. خاندان سلطنتی تارگرین در تورنمنت حضور یافتند تا جایگاه خود را به مردم یادآوری کنند اما رویکردی که ایریون در پیش گرفته، نه تنها کمکی نمیکند بلکه دیدگاهها را منفیتر کرده است.
بیلور تارگرین معتقد است خاندان سلطنتی باید به مردم عادی نشان دهد که هنوز به ارزشهایی مثل شرافت، مهربانی و نجابت پایبند است؛ همان ارزشهایی که مردم برایشان اهمیت قائلاند. بیلور بهعنوان وارث تاج و تخت و آینده هفت پادشاهی احساس میکند مردم فراموش کردهاند و باید ثابت کند به ارزشها پایبند است. در غیر این صورت، ممکن است بعد از رسیدن به پادشاهی با مشکل مشروعیت مواجه شود.
بنابراین تصمیم او فقط یک انتخاب اخلاقی ساده نیست، بلکه از هم اکنون نگران آینده است. نظر شما در رابطه با بیلور تارگرین و تصمیمش برای پیوستن به دانکن چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات