
چگونه انیمیشن سگهای نگهبان توانایی حل مسئله و رهبری را در کودکان تقویت میکند؟
انیمیشن «سگهای نگهبان» (PAW Patrol) بیشک یکی از سرگرمکنندهترین برنامهها برای کودکان به شمار میرود. اما درسهای زندگی نهفته در این مجموعه، به همان اندازه برای رشد و پرورش کودک خردسال شما حیاتی و تhثیرگذار هستند.
وقتی پسرم هنوز نوزاد بود، با خودم عهد بسته بودم که هرگز اجازه ندهم «سگهای نگهبان» را تماشا کند. در آن زمان، تصور میکردم این از آن دست برنامههای تلویزیونی است که اصلا دلم نمیخواهد فرزندم به آن وابسته شود؛ اثری پرسروصدا که محرکهای بصری و صوتیاش بیش از حد ذهن کودک را درگیر میکند. اما درست مثل بیشتر تصمیمات قاطعانهای که در روزهای ابتدایی پدر و مادر شدن میگیریم، موضع من هم به محض اینکه فرزندم به سن نوپایی رسید و خودش درخواست تماشای این انیمیشن را کرد، تغییر یافت. و میدانید نتیجه چه شد؟ این برنامه اصلا آنقدرها هم که فکر میکردم بد نبود.

چرا کودکان تا این حد شیفته سگهای نگهبان هستند؟
اگر میبینید که فرزندتان شیفته و مجذوب شخصیتهایی مثل «اسکای» (Skye)، «رابل» (Rubble) یا «چیس» (Chase) شده، قطعا دلیل موجهی پشت این ماجراست. کودکان پیش از هر چیز عاشق حیوانات هستند، اما در کنار آن، علاقه خاصی هم به هواپیماها، ماشینآلات عمرانی و وسایل نقلیهای دارند که این تولهسگهای دوستداشتنی هدایتشان را بر عهده دارند؛ همین ترکیب هوشمندانه باعث میشود تا این انیمیشن از ابعاد و زوایای مختلفی برای آنها جذاب و درگیرکننده باشد.

اگر هنوز پای تماشای این مجموعه ننشستهاید، باید بگویم که داستان آن حول محور گروهی از سگهای امدادگر میچرخد که برای حل مشکلات شهرشان یعنی «خلیج ماجراجویی» (Adventure Bay) با یکدیگر همکاری میکنند؛ از نجات دادن فضاییها و دلفینها گرفته تا مرغ و خروسها، هر ماموریتی که فکرش را بکنید از دست آنها برمیآید! تیمی متشکل از چیس، رابل، مارشال، اسکای، زوما، راکی و اورست که به سرپرستی رهبرشان، یعنی «رایدر» (Ryder) وارد میدان میشوند.
شاید این انیمیشن در نگاه اول فقط فرزندانتان را برای ساعتها سرگرم کنند، اما در پس این سرگرمی، سازندگان در حال آموزش دادن مفاهیم بسیار مهمی همچون رهبری، حل مسئله و کار تیمی به آنها هستند

انیمیشن سگهای نگهبان چگونه موجب رشد شناختی و اجتماعی کودکان میشود؟
شاید این تولهسگهای بامزه اصلیترین دلیل جذب مخاطبان خردسال باشند، اما این برنامه در سطح آموزشی، بسیار فراتر از آن چیزی که تصور میکنید عمل میکند. «الیزابت فریلی» (Elizabeth Fraley)، مربی آموزش ابتدایی دوران کودکی و بنیانگذار مجموعه Kinder Ready، در این باره میگوید: «کودکان از طریق این برنامه یاد میگیرند که چطور مهارتهایی مثل کار تیمی و مسئولیتپذیری اجتماعی را در خود تقویت کنند. علاوه بر این، سریال و کتابهای این مجموعه، روی اهمیت شجاعت و استفاده درست از مهارتهای فردی برای رقم زدن اتفاقات مثبت در هر شرایطی تاکید میکنند.»

با وجود اینکه خطوط داستانی سگهای نگهبان ممکن است برای والدین تکراری به نظر برسد، اما کودکان در حال یادگیری از دل همین ساختار تکراری هستند. «جیمی کرن» (Jamie Krenn)، روانشناس شناختی و رشد، استاد مدعو در کالج تربیت معلم دانشگاه کلمبیا و عضو هیئت علمی مهمان در کالج سارا لارنس، با اشاره به اینکه چنین چهارچوبی اغلب در برنامههای کودک به چشم میخورد، توضیح میدهد: «هر قسمت از یک توالی ثابت و مشخص پیروی میکند: شناسایی مشکل، جمعآوری اطلاعات، تقسیم وظایف و در نهایت اجرای نقشه.»

او در ادامه میافزاید: «هر کدام از این تولهسگها نقطه قوت خاصی را به تیم اضافه میکنند. این موضوع، یک الگوی ساده و قابلهضم برای رویارویی با چالشها را در اختیار کودکان قرار میدهد؛ روشی که به آنها نشان میدهد رهبری و کار تیمی در واقع به معنای سازماندهی اطلاعات (چه از طرف یک نفر و چه با همفکری گروه) و حمایت از اعضای تیم است، نه صرفا بلندتر کردن صدا و تلاش کاذب برای رهبری.»
کرن اضافه میکند که این ساختار، کاملا با «رشد عملکردهای اجرایی در سنین پایین» همسو است؛ عملکردهایی که شامل برنامهریزی و درک توالی، حافظه فعال (Working Memory)، انعطافپذیری شناختی (یا همان تطبیقپذیری با چالشها) و کنترل بازدارنده (مثل رعایت نوبت، پیروی از دستورالعملها و مدیریت تکانهها و احساسات لحظهای) میشوند.
شخصیتهای سگهای نگهبان چه درسهایی به کودکان میآموزند؟
از آنجایی که در تمامی ماموریتهای «سگهای نگهبان»، همکاری گروهی کلید اصلی موفقیت است، والدین میتوانند این تولهسگها را بهعنوان الگویی بینقص از قدرت کار تیمی به فرزندانشان معرفی کنند؛ الگویی که نشان میدهد چطور با همراهی یکدیگر میتوان اهداف را محقق کرد.
فریلی بهطور ویژه روی شخصیت «چیس» (Chase) بهعنوان رهبر گروه دست میگذارد؛ کاراکتری که اهمیت مهارت رهبری را به بهترین شکل به تصویر میکشد. او توضیح میدهد که چیس، نمونهای فوقالعاده از تمرکز و مسئولیتپذیری است. از طرف دیگر، هرچند که شخصیت «رابل» (Rubble) بهخاطر شکمو بودنش و آن ذات بامزه و شوخطبعش بیشتر بار طنز داستان را به دوش میکشد، اما ارادهای پولادین دارد و تحت هر شرایطی، آمادهی کمک به دیگران است.

با وجود اینکه این تولهسگها بدون شک ستارههای بیچونوچرای سریال هستند، اما «رایدر» (Ryder) جوان نیز ویژگیهای شخصیتی تحسینبرانگیزی از خود به نمایش میگذارد. فریلی در این باره میگوید: «رایدر در عین حال که اهمیت مهارت حل مسئله را آموزش میدهد، به خوبی به مخاطب خردسال نشان میدهد که چطور باید ارتباطی شفاف با دیگران برقرار کرد و چگونه میتوان با اطرافیان همدل بود.»
فریلی صحبتهایش را با این نکته کامل میکند: «یکی از شیرینترین دیالوگهای این انیمیشن زمانی است که میگویند: “همه پنجهها پای کار!” (All paws on deck). این شعار در بسیاری از موقعیتهای واقعی زندگی نیز صدق میکند؛ چه زمانی که اعضای یک خانواده با هماهنگی کامل در کنار هم کار میکنند، و چه وقتی که کودکان در یک کلاس درس، برای خلق یک محیط یادگیری آرام و سازنده با یکدیگر متحد میشوند.»
منبع: Parents
خفنترین بازیهای امسال چی بودن؟ میزگیم با علیرکسا – قسمت دوم












نظرات