چرا یوجی در جوجوتسو کایسن مدولو حتی از گوجو هم خطرناکتر است؟
درست وقتی فکر میکردیم پروندهی دنیای نفرینها بسته شده، گگه آکوتامی (Gege Akutami) یک سال بعد از پایان داستان اصلی برگشت تا دوباره همه چیز را به هم بریزد. این مانگای دنباله که ماجراهایش ۶۸ سال بعد از وقایع «بازی حذف» (Culling Game) جریان دارد، روی شخصیتهای جدیدی تمرکز کرده؛ اما در لایههای زیرین داستان، حقیقتی تلخ درباره قهرمان قدیمیمان نفس میکشد. سرنوشت یوجی ایتادوری (Yuji Itadori) در این سری جدید، چیزی فراتر از غمانگیز است.
یوجی برای اینکه بتواند قدرت کافی برای محافظت از عزیزانش را داشته باشد، دست به کاری زد که راه برگشتی نداشت: خوردن «نقاشیهای مرگ» (Death Paintings). بهایی که او پرداخت کرد چه بود؟ توقف زمان در بدنش. او دیگر پیر نمیشود و طبق شواهد، دستکم ۳۰۰ سال دیگر زنده خواهد ماند. تصور کنید یوجی محکوم است که آرامآرام پیر شدن، شکستن و در نهایت مرگ تکتک دوستانش را ببیند، در حالی که خودش در جوانی حبس شده است.
حسرت عمل نکردن به وصیت پدربزرگش هنوز هم روی دوشش سنگینی میکند؛ او قرار بود در میان کسانی که دوستش دارند مرگی آرام داشته باشد، نه اینکه تنها بازماندهی یک نسل باشد. اما اگر بخواهیم احساسات را کنار بگذاریم و منطقی نگاه کنیم، یوجی در طی این دههها به هیولایی از انرژی نفرینی تبدیل شده است. اغراق نیست اگر بگوییم او حالا بر تخت قدرتمندترین شخصیت کل تاریخ این سری تکیه زده است.
حالا که مانگا به روزهای پایانیِ مهلت ششماههاش نزدیک میشود، یوجی تنها گوشهای از تواناییهایش را رو کرده؛ اما همین نمایش کوتاه هم کافی بود تا لرزه بر اندام طرفداران بیندازد. سوالی که حالا ذهن همه را درگیر کرده این است: آیا بالاخره یوجی از ساتورو گوجو (Satoru Gojo)، جادوگری که نماد قدرت مطلق بود، جلو زده است؟
یوجی؛ فراتر از مرزهای گوجو
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. اگر معیارمان «انرژی نفرینی» خالص و قدرت تخریب باشد، شرط بستن روی یوجیِ فعلی منطقیترین کار ممکن است. او در استفاده از «تکنیک دستکاری خون» (Blood Manipulation Technique) به استادی رسیده که حتی تصور آن هم سخت است؛ کنترلی دقیق با قدرتی ویرانگر. اما ماجرا فقط خون نیست. یوجی دههها وقت داشته تا تکنیکهای نفرینی سوکونا (Sukuna) را که در دوران میزبانی در حافظه بدنش حک شده بود، بیدار کند و به کمال برساند.
اوج این قدرتنمایی را در فصل ۲۲ دیدیم. جایی که یوجی نهتنها جلوی اجرای «گسترش قلمرو» (Domain Expansion) توسط ماهیتو (Mahito) را گرفت، بلکه با حملهای که شاید قویترین ضربه در کل سری باشد، کار این شرور را یکسره کرد. بیایید این صحنه را موشکافی کنیم چون کلید مقایسه با گوجو همینجاست.
ماهیتو میتواند قلمرو خود را در ۰.۲ ثانیه باز کند. گوجو ساتورو میتواند این کار را کمی سریعتر از ۰.۲ ثانیه انجام دهد و سوکونا تنها به کسری ناچیز از ثانیه نیاز دارد. وقتی یوجی با چنین خونسردی و تسلطی جلوی قلمرو ماهیتو را میگیرد، یعنی سرعت واکنش و ادراک او به سطحی رسیده که هیچ مانعی برای تکرار همین حرکت در برابر گوجو ندارد.
درست است که نوابغی مثل گوجو هر چند قرن یکبار متولد میشوند، اما یادمان نرود که حتی گوجو هم در برابر پادشاه نفرینها، ریومن سوکونا (Ryomen Sukuna)، زانو زد. و حالا چه کسی تمام آن قدرتها را در اختیار دارد؟ یوجی ایتادوری.
معمای «بینهایت»
همیشه وقتی بحث مقایسه با گوجو پیش میآید، طرفداران یک کلمه را تکرار میکنند: «بینهایت» (Infinity). سپر نامرئی گوجو که او را لمسناپذیر میکند. اما یوجی در اینجا یک استثنای بزرگ است. چرا؟ چون او به احتمال زیاد همان کلیدی را در جیب دارد که قفل بینهایتِ استاد مرحومش را باز میکند.
شاید بگویید سوکونا برای عبور از بینهایت به کمک ماهوراگا (Mahoraga) نیاز داشت، اما در نهایت این خودِ سوکونا بود که تکنیک برش فضا را اجرا کرد، نه ماهوراگا. هیچکس جز سوکونا حتی خواب لمس کردن گوجو را هم نمیدید. حالا یوجی را تصور کنید: او نهتنها عزیزترین شاگرد گوجو است، بلکه وارث تمام تکنیکهای کسی است که توانست گوجو را شکست دهد.
این یک طنز تلخ در سرنوشت گوجو است. او همیشه آرزو داشت نسلی تربیت کند که از خودش قویتر باشند و رویای پیشی گرفتن شاگردانش را در سر میپروراند. خب، یوجی قطعاً این رویا را محقق کرد، اما گوجو احتمالا هرگز فکرش را هم نمیکرد که این اتفاق در چنین سناریوی تاریکی رخ دهد. یوجی حالا قدرتمندتر از استادش است، اما برای رسیدن به این جایگاه، چیزی را فدا کرد که گوجو سعی داشت برای او حفظ کند: یک زندگی عادی و انسانی.
منبع: Comicbook
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات