معرفی بهترین بازیهای تاریخ: دثلوپ، ترکیب دیسانرد و کریستوفر نولان
بازی دثلوپ که توسط استودیو تحسین شده آرکین ساخته شده، بدون شک یکی از بهترین بازیهایی است که روی کنسولهای نسل نهمی منتشر شد. Deathloop روایتگر شخصیتی به نام کلت وان (Colt Vahn) است که در یک حلقه زمانی گیر کرده و باید راهی برای نجات از آن پیدا کند.
هنگامی که استودیو آرکین به سراغ یک پروژه جدید میرود معمولا نهایت خلاقیت و نوآوری را به کار میگیرد تا بتواند حداقل استانداردهای خود را جا به جا کند. بازی Deathloop یکی از همین پروژههای خلاقانه است که هم داستان جالبی دارد و هم روند توسعه آن میزبان اتفاقات جالبی بود. دثلوپ در برههای منتشر شد که شرکت مایکروسافت در حال خرید شرکت بتسدا و زیرشاخههای آن بود. در همین حین شرکت سونی قصد داشت این بازی را به یکی از انحصاریهای پلی استیشن ۵ تبدیل کند تا گیمرها برای تجربه آن به سراغ تیم آبی ژاپنی بروند. هنگامی که روند خرید بتسدا توسط مایکروسافت به پایان رسید Deathloop در انحصار پلی استیشن ۵ و پی سی قرار داشت و این موضوع شرایط بسیار نادری را فراهم کرد.
دثلوپ به هر حال با یک سال تاخیر برای کنسول ایکس باکس سری ایکس/اس هم منتشر شد تا گیمرهای بیشتری موفق به تجربه ماجراجویی هیجانانگیز کلت واهن شوند. این بازی که بدون شک یکی از دستکم گرفته شدهترین ویدیو گیمهای دهه اخیر است داستان شخصیتی به نام کلت واهن را تعریف میکند که حافظه خود را از دست داده و در یک ساحل عجیب و غریب به هوش میآید. او با گشت و گذار در این جزیره متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر کرده و هر دفعه یک روز مشابه را تجربه میکند. این حلقه زمانی که مانند یک شکنجه مستمر به نظر میرسد تنها به یک نحو از بین میرود: کشتن هشت هدف مهم در طی ۲۴ ساعت.
این پیشزمینه داستانی نه تنها فضای بسیار جالبی برای داستانسرایی به وجود میآورد، بلکه گیمپلی به شدت هیجانانگیزی را هم خلق میکند. کلت واهن در پایان هر روز تمام سلاحها و تجهیزات خود را از دست میدهد و صبح روز بعد باید همه چیز را از اول شروع کند. منتها در این شرایط بحرانی کلت یک ویژگی دارد که او را نسبت به سایر ساکنین جزیره متمایز میسازد؛ او میتواند خاطرات روزهای پیشین را به یاد بسپارد و از اطلاعاتی که هر روز به دست میآورد برای پیشروی در نقشه خود استفاده نماید.
دثلوپ از هر منظری یک ویدیو گیم فوقالعاده است
اما از آنجایی که در مورد یکی از ساختههای استودیو Arkane صحبت میکنیم، باید در مورد دی ان ای همیشگی این استودیو نیز حرف بزنیم. بازی دثلوپ از بسیاری جهات شبیه فرنچایز دیسانرد (Dishonored) است و به گیمر اجازه میدهد هر ماموریت را به شیوه دلخواه خود به پایان برساند؛ حال این شیوه میتواند درگیری مستقیم باشد یا حرکت در سایهها و استفاده از مخفیکاری. کلت هم که شخصیت اصلی به شمار میرود قدرتهای جذابی دارد که هم در مبارزات مستقیم و هم در مخفیکاری به او کمک میکنند.
اما چرا در تیتر از اسم کریستوفر نولان یاد کردیم؟ خب همانطور که متوجه شدید داستان دثلوپ با مفهوم زمان و تعاریف همیشگی آن بازی میکند و به قوانین اصولی فیزیکی پایبند نمیماند. تکرار شدن چرخه روز و رخ دادن اتفاقهای مشابهی که بارها و بارها آنها را دیدهایم آدم را ناخودآگاه به یاد داستانهای غیرخطی فیلمهای کریستوفر نولان میاندازد. حال سوالی که ممکن است پیش آید این است که تکرار مکررات در قالب هر روز خسته کننده نمیشود؟ پاسخ این سوال یک خیر قاطعانه است.
ساکنین موجود در جزیره هر روز کارهای از پیش تعیین شدهای انجام میدهند؛ منتها کلت میتواند هر سری با انجام کارهای مختلف مسیر آنها را تغییر دهد. برای مثال اگر اون در هنگام صبح یکی از شخصیتها را بکشد، در حین ظهر آن شخصیت به محل قرار نمیرسد و مسیر ماجرا کلا تغییر پیدا میکند. شخصیت اصلی بازی هم باید این الگوها را به یاد بسپارد و با کشیدن یک نقشه چند لایه به نحوی عمل کند که تمامی اهداف ممکن را در طی یک روز بکشد؛ اتفاقی که نیازمند مرگهای بسیار و شروع از اول است.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Deathloop.fandom
نظرات