فیلم ترسناک
برترین‌ها برترین‌های سینما و انیمه خبر

۷ فیلم ترسناک که می‌توانستند در قالب سریال موفق‌تر باشند (قسمت دوم)

ما در قسمت نخست این مقاله آثار ترسناک و جذابی چون کریستین، کابوس در خیابان الم و حلقه‌ را به شما معرفی کردیم و اکنون می‌خواهیم در پارت ۲ سراغ مابقی آثار لیست برویم. با مجله بازار همراه باشید.

۱۰ فیلم برتر از میان شاهکار‌های سینمای وحشت

۴. هل‌ریزر (Hellraiser)

فیلم ترسناک

«هل‌ریزر» از جمله فرنچایزهای ترسناکی است که بیشتر مردم کاملا فراموشش کرده‌اند. داستان زمانی شروع می‌شود که «فرانک کاتن» یک جعبه‌معمای اسرارآمیز را باز می‌کند و ناخواسته «سِنوبایت‌ها» (موجودات سادومازوخیستی از بُعد دیگر) به رهبری «پین‌هد» را به دنیای واقعی می‌آورد. این فیلم ترکیب وحشت ماوراءالطبیعه با شاخصه‌های شخصیتی انسان مثل وسواس، تمایلات درونی و رنج بود که طبیعتا آن را برای مخاطبانِ عام بسیار آزاردهنده‌تر از حد معمول می‌کرد. فیلم اول Hellraiser در یک کلام افسانه‌ای است، اما خب دنباله‌ها هرگز آن سطح از کیفیت را حفظ نکردند.

«هل‌ریزر» هرگز یک «اسلشر» سنتی نبود و به همین دلیل است که باید از همان ابتدا ساختار متفاوتی می‌داشت. از آنجایی که فیلم‌ها به مرور زمان شتاب خود را از دست دادند، بسیاری از جنبه‌های جالب داستان – به‌ویژه اسطوره‌شناسیِ پیرامون سنوبایت‌ها – کنار گذاشته شد. اما همه‌چیز آنقدر عجیب و ناراحت‌کننده است که نمی‌توان به راحتی از کنارش گذشت. یک سریال می‌توانست روی افراد مختلفی تمرکز کند که جعبه را پیدا می‌کنند و نشان دهد که هر کدام از آن‌ها به روش‌های کاملا متفاوتی به آنچه جعبه پیشنهاد می‌دهد، واکنش نشان می‌دهند. متاسفانه فیلم‌ها همیشه برای رسیدن به سکانس خشن یا ترسناک بعدی عجله دارند، اما داستانِ اصلی هرگز درباره‌ی این چیزها نبوده و نخواهد بود.

۳. سیزده روح (۱۳ Ghosts)

فیلم ترسناک

«سیزده روح» که توسط مخاطبانِ عام کاملا نادیده گرفته می‌شود، دقیقا از آن دست فیلم‌هایی است که باعث می‌شود بفهمید یک ایده‌ عالی چقدر می‌تواند به هدر برود. داستان فیلم درباره خانواده‌ای است که خانه‌ای پر از ارواح خشن را به ارث می‌برند و داخل یک سازه شیشه‌ایِ بزرگ پر از عناصر ماوراءالطبیعه زندانی شده‌اند. جالب‌ترین بخش این است که خودِ ارواح به شدت به‌یادماندنی هستند: هر کدام طراحی متمایز، پیش‌زمینه‌ داستانی متفاوت و خاستگاه تراژیک خاص خود را دارد. با این حال وقتی می‌خواهید همه‌ این‌ها را در یک فیلم فشرده کنید، دیگر زمانی برای پرداخت درست هیچ‌کدام باقی نمی‌ماند.

تماشا کنید: تریلر فیلم ترسناک و عجیب «میکی در برابر وینی پو»

حال تصور کنید داستانی مثل این به صورت یک سریال آنتولوژی بود؛ جایی که هر روح اپیزود مخصوص به خود را داشت و نشان می‌داد که آن‌ها قبل از مرگ چه کسی بودند و چرا به موجوداتی هیولاگونه تبدیل شدند. همچنین خودِ خانه که فیلم آن را به عنوان یک المان مهم معرفی می‌کند، اما متاسفانه به اندازه کافی به آن پرداخته نمی‌شود. «سیزده روح» به‌جای عجله در روایت داستان و جمع‌بندی ماجرا می‌توانست فضای کافی برای گسترش بسیاری از جنبه‌ها داشته باشد. نسخه‌ اصلی در دهه‌ی ۶۰ اکران شد و نسخه‌ بازسازی در دهه‌ ۲۰۰۰، اما هیچ‌کدام به موفقیت بزرگ و چشم‌گیری نرسیدند. شاید اگر این ایده به تلویزیون می‌آمد، نتیجه متفاوت می‌بود – چه کسی می‌داند؟

۲. اتاق فرار (Escape Room)

فیلم ترسناک

فیلم سینمایی Escape Room احتمالا به مذاق همه مخاطبان خوش نیاید، اما برای بیشتر تماشاگران آن‌قدر سرگرم‌کننده هست که از دیدنش لذت ببرند. و به‌محض اینکه فیلم را می‌بینید، حتی اگر داستان از نظر فنی برای یک فیلم سینمایی جواب بدهد، حس می‌کنید که این ایده می‌توانست برای یک سریال حتی بهتر هم باشد. چرا؟ چون داستان گروهی از غریبه‌ها را وارد اتاق‌های معماییِ مرگبار می‌کند، جایی که هر چالش، تروماها و رازهای شخصی آن‌ها را آشکار می‌سازد. این در اصل نسخه‌ای کم‌خشونت‌تر از Saw (اره) است که در آن تعلیق زیادی وجود دارد و هدف هم اساسا همین است، اما خب شخصیت‌ها به شدت فراموش‌شدنی به نظر می‌رسند زیرا زمان کافی برای پرداختن به آن‌ها وجود ندارد.

رتبه‌بندی ۱۰ فیلم فانتزی قدرتمند تمام دوران؛ از ارباب حلقه‌ها تا شهر اشباح

صدالبته این موضوع در قالب تلویزیون کاملا تغییر می‌کرد. هر اتاق می‌توانست یک اپیزود کامل را به خود اختصاص دهد و اجازه دهد رابطه‌ها و تنش میان شرکت‌کنندگان طبیعی‌تر رشد کند، در حالی که فشار داستان همچنان بیشتر و بیشتر می‌شود. و مهم‌تر از آن، بالاخره فضایی فراهم می‌شد تا سازمان پشت این بازی‌ها به‌درستی بررسی شود؛ چیزی که همیشه از خود اتفاقات فیلم‌ها جذاب‌تر به نظر می‌رسد. Escape Room پتانسیل نهان زیادی دارد و بدون اینکه مدام بخواهد صحنه‌ها را به آدرنالین خالص تبدیل کند، می‌توانست بسیار درگیرکننده‌تر باشد. داستان به طور محکم است، اما فقط حس می‌شود که برای کار کردنِ کامل، به زمان بیشتری نیاز داشت.

۱. روز مرگت مبارک (Happy Death Day)

فیلم ترسناک

درباره‌ Happy Death Day بدون تردید نقدهایی وجود دارد، زیرا فیلم می‌خواهد یک اسلشر کلاسیک باشد اما هرگز آن پتانسیل را به‌طور کامل ارائه نمی‌دهد – و دنباله‌اش هم واقعا کمکی به تغییر این وضعیت نکرد. داستان درباره‌ی «تری گلبمن» (با بازی جسیکا روته)، یک دانشجو است که در یک حلقه‌ زمانی گیر افتاده و مدام همان روز را دوباره زندگی می‌کند، در حالی که تلاش می‌کند بفهمد چه کسی او را می‌کشد. این فیلم ترکیبی از اسلشر، کمدی و معماست، اما خیلی زود مشخص می‌شود که فقط لایه اولیه ایده خود را مورد اکتشاف قرار داده است. در حقیقت وجود یک حلقه‌ زمانی در را به روی احتمالات بی‌پایان باز می‌کند، اما فیلمنامه می‌خواهد هرچه سریع‌تر ماجرا را جمع‌وجور کند.

مشکل این نیست که فیلم حتما باید وارد بخش علمی‌تخیلیِ عمیق‌تری می‌شد، اما در Happy Death Day نپرداختن به این جنبه باعث می‌شود داستان کمتر هیجان‌انگیز به نظر برسد. اگر این ایده یک سریال بود، آزادی بسیار بیشتری برای بازی کردن با چرخه تکرارشونده مرگ تری وجود داشت، آن هم بدون اینکه حوصله مخاطب را سر ببرد. سریال می‌توانست مظنون‌های بیشتری را بررسی کند، تغییرات کوچک در روال روزانه‌ تری را نشان دهد و راه‌های تازه‌ای برای فرار او از این وضعیت ارائه دهد. بهترین بخش این است که تری شخصیتی است که می‌توانست چنین قالبی را به خوبی مدیریت کند، چراکه در طول داستان رشد شخصیتی دارد – و این رشد از نظر احساسی تاثیر خیلی بیشتری می‌داشت.

منبع: Comicbook

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها