تحلیل بحران هویتی باز لایتر در تولد ۳۰ سالگی داستان اسباببازی
پیت داکتر، مدیر ارشد خلاقیت پیکسار و یکی از ذهنهای خلاق پشت «داستان اسباببازی»، اخیراً در یک گفتوگوی جذاب با یک رواندرمانگر حرفهای، به کالبدشکافی قوس شخصیتی فراموشنشدنی «باز لایتر» پرداخت. ماجرای باز، داستان شخصیتی است که در ابتدا غرق در روایت قهرمانانه خود است، اما با حقیقتی تلخ روبهرو میشود: او نه یک تکاور فضایی، که تنها یک اسباببازی است و همین کشف، او را به ورطه یک بحران عمیق وجودی میکشاند.
امسال سیامین سالگرد اکران «داستان اسباببازی» است؛ انیمیشنی که در سال ۱۹۹۵ به عنوان پروژه پرچمدار استودیو پیکسار، قواعد بازی را در دنیای انیمیشن برای همیشه تغییر داد. این بازنگری در آستانه رویدادی مهم انجام میشود، چرا که کمتر از یک سال تا اکران «داستان اسباببازی ۵» زمان باقی است و همه منتظرند ببینند آیا این مجموعه محبوب میتواند به روند موفقیتهای خود ادامه دهد یا خیر.
صداپیشگی تام هنکس در نقش وودیِ گاوچران و تیم آلن در نقش باز لایتر، همواره امضای این مجموعه بوده است. در کنار آنها، ستارگان بسیاری در طول این سالها به دنیای اسباببازیها پیوستهاند. حالا، پس از سه دهه، یکی از خالقان این دو شخصیت نمادین، نگاهی دوباره به دینامیک اولیه داستان میاندازد: حسادت وودی به تازهوارد محبوب و تقلای دردناک باز برای پذیرش واقعیت.
این گفتوگوی شنیدنی در قسمتی از برنامه «سینما درمانی» (Cinema Therapy) و با حضور پیت داکتر، فیلمساز آلن سیرایت و رواندرمانگر جاناتان دکر شکل گرفت. داکتر حین تماشای صحنهای که باز تبلیغ تلویزیونی خودش را میبیند، با شگفتی میگوید که هنوز برایش عجیب است که چطور کودکان تا این حد با باز ارتباط برقرار میکنند. دکر با لبخندی پاسخ میدهد: «شاید چون آنها با یک اسباببازی میانسال که درگیر بحران وجودی شده است، همذاتپنداری میکنند.»
اما تحلیل دکر فراتر از یک شوخی است. او توضیح میدهد که این کشف چگونه پایههای ارزشمندیِ باز را ویران میکند و این فروپاشی چگونه به بحران شخصیت وودی گره میخورد:
«وقتی از منظر روانشناسی به این صحنه نگاه میکنم، با این مفهوم مواجه میشوم که ارزش هر فردی به نقشها، رویاها و باورهایش وابسته است. وقتی این ساختار فرومیریزد، همهچیز نابود میشود. هویتی که باز برای خود ساخته و تمام ارزشش را به آن گره زده بود، ناگهان از او ستانده میشود. ما او را در همشکسته و درمانده میبینیم. به باور من، پیام اصلی «داستان اسباببازی» این است: هویت واقعی تو به خودی خود کافی است و ارزشت به یک نقش یا جایگاه خاص محدود نمیشود.»
این بحران هویتی، به شکلی موازی در شخصیت وودی نیز بازتاب پیدا میکند. جایگاه وودی به عنوان «اسباببازی محبوب» اندی، به او در میان دیگران اعتبار میبخشید و ورود باز این جایگاه را به خطر میاندازد. دکر اضافه میکند: «سوال وودی این است: اگر من رهبر این گروه نباشم، پس اصلاً کیستم؟» در ادامه، دکر و داکتر به یکی از فرمولهای کلیدی قصهگویی در بهترین آثار پیکسار اشاره میکنند:
جاناتان دکر: این یک اصل هم در داستان و هم در زندگی است: تفاوتی است بین آنچه میخواهی و آنچه واقعاً به آن نیاز داری. بهترین داستانهای پیکسار معمولاً آنچه را که شخصیت میخواهد از او میگیرند تا به آنچه نیاز دارد برسانند. نیاز واقعی باز، پذیرش و دوست داشتن خود واقعیاش بود؛ و دوستی با وودی نقشی حیاتی در این خودپذیری ایفا کرد.
پیت داکتر: دقیقاً. در زندگی واقعی هم هیچکس داوطلبانه تغییر نمیکند. تغییر زمانی اتفاق میافتد که به نوعی ناچار شوی. ما در این صحنه میخواستیم پیامد این تغییر اجباری را نشان دهیم. دنیای باز با دیدن آن تبلیغ تلویزیونی فروپاشید. و چه طعنهآمیز است که او «واقعیت» را از دل «تلویزیون» کشف میکند.
جاناتان دکر: این همان واقعیت روانشناختی است. بین کسی که فکر میکردی هستی و کسی که واقعاً هستی، همیشه یک مرحله گذارِ آشفته و شکننده وجود دارد.
در نهایت، باز به درک جدیدی از هویت میرسد. به قول دکر، او همچنان یک «قهرمان» باقی میماند، نه به عنوان یک تکاور فضایی، بلکه به عنوان دوست وفادار وودی و اندی.
اغلب آثار پیکسار، مفاهیم عمیق و بزرگسالانهای را در دل داستانی جذاب برای کودکان جای میدهند. همانطور که در این گفتوگو اشاره شد، اینها فیلمهای «خانوادگی» هستند، نه صرفاً «کودکانه». «داستان اسباببازی» در لایههای رویی خود درباره دوستی، معصومیت کودکی و هنر رها کردن است، اما این تحلیل روانشناختی نشان میدهد که چرا قوس شخصیتی باز در همان فیلم اول تا این حد ماندگار شد.
منبع: screenrant
بهترین بازی سولزلایک تاریخ چیه؟ میزگیم با امیدلنون
نظرات