۱۰ فیلم برتر نوآر آلفرد هیچکاک ؛ دیدنیترین آثار نوآر استاد تعلیق
آلفرد هیچکاک یکی از تاثیرگذارترین کارگردانهای تاریخ سینماست که در ژانر نوآر فیلمهایی ساخته. احتمالا معروفترین فیلم او روانی (Psych) باشد. در آن فیلم هم المانهای واضحی از ژانر نوآر به چشم میخورد. در کل آلفرد هیچکاک دستی در ساخت فیلمهای نوآر داشت. اگر بخواهیم در مورد او صحبت کنیم، بهتر است بگوییم ژانر خودش را ساخته بود و در آن از بعضی از المانهای نوآر هم استفاده میکرد. اما اگر کلی به موضوع نگاه کنیم، در بین فیلمهایی که ساخته، فیلمهای نوآری هستند که هنوز هم درخشان به نظر میرسند. پس با ما همراه باشید تا نگاهی به بهترین فیلم نوآر آلفرد هیچکاک بیندازیم.
شاید حالا دیگر این فرم سینمایی از مد افتاده باشد، اما زمانی یکی از محبوبترین ژانرها بود و فیلمهای کلاسیک معرکهای مثل شاهینهای مالت (The Maltese Falcon) و بلوار سانست (Sunset Boulevard) از دل همین ژانر متولد شدند. ژانر نوآر (Noir) بهخاطر سبک منحصربهفردش و ابزارهای داستانی خاص خودش مطرح شد. در همه فیلمهای این سبک ویژگیهایی شامل نورپردازی ، شخصیتهایی مبهم از نظر اخلاقی، رویکرد بدبینانه، بخش ناجور شهر، زنان اغواگر (فمفتالها) و تمرکز روی جرم به چشم میخورد. همین ویژگیها باعث شدند معماهای تیره و تاریکی ساخته شود که ریشه در سینمای اکسپرسیونیسم آلمان داشتند و اوج محبوبیتشان در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بود.
فیلم | سال ساخت | مدت زمان | بازیگران مطرح |
Rope | ۱۹۴۸ | ۸۰ دقیقه | James Stewart, John Dall, Farley Granger |
Dial M for Murder | ۱۹۵۴ | ۱۰۱ دقیقه | Grace Kelly, Ray Milland, Robert Cummings |
The ۳۹ Steps | ۱۹۳۵ | ۸۶ دقیقه | Robert Donat, Madeleine Carroll, Lucie Mannheim |
Rebecca | ۱۹۴۰ | ۱۳۰دقیقه | Laurence Olivier, Joan Fontaine, Judith Anderson |
The Wrong Man | ۱۹۵۶ | ۱۰۵ دقیقه | Henry Fonda, Vera Miles, Anthony Quayle |
Vertigo | ۱۹۵۸ | ۱۲۸ دقیقه | James Stewart, Kim Novak, Barbara Bel Geddes |
Strangers on a Train | ۱۹۵۱ | ۱۰۱ دقیقه | Farley Granger, Robert Walker, Ruth Roman |
Rear Window | ۱۹۵۴ | ۱۱۲ دقیقه | James Stewart, Grace Kelly, Thelma Ritter |
Notorious | ۱۹۴۶ | ۱۲۳ دقیقه | Cary Grant, Ingrid Bergman, Claude Rains |
Shadow of a Doubt | ۱۹۴۳ | ۱۰۸ دقیقه | Teresa Wright, Joseph Cotten, Macdonald Carey |
طناب
فیلم طناب یکی از اولین فلیمهای آلفرد هیچکاک است که براساس داستانی واقعی ساخته شده. ماجرا از این قرار بوده که دو دانشجوی ثروتمند که وسوسه انجام جرمی بینقص داشتند، همسایهشان را به قتل میرسانند. البته فیلم از داستان واقعی کمی فاصله میگیرد و روی دو مردی تمرکز میکند که خودشان را بهتر از دیگران میدانند. در فیلم میبینید که آنها جسد را در صندوقچهای پنهان میکنند. آن دو مهمانی شامی میگیرند و از همین صندوقچه بهجای میز استفاده میکنند.
فیلم طناب طرح داستانی جالبی دارد. این داستان پر از تعلیق و کشش است که شما را بهعنوان بیننده در تمام مدت ۸۰ دقیقه با خودش همراه میکند. احتمالا اگر شما هم فیلم را ببینید تمام مدت منتظر گیر افتادن پروتاگونیستهای فیلم هستید. در این فیلم شاهد رابطه بین دو شخصیت اصلی هستید که یکی از آنها مغرور و دیگری پارانوئید است و همین به اتفاقات جالبی منجر میشود. در این فیلم میتوان بسیاری از جنبههای نوآر را دید. مثلا کنتراست زیاد بین تاریکی و روشنایی یکی از آنهاست. البته همینکه شخصیتهایی در فیلم میبینیم که از نظر اخلاقی وضعیت مبهمی دارند، به علاوه رویکرد بدبینانه، کافی است تا فیلم جایگاه آخر در بین بهترین فیلمهای نوآر آلفرد هیچکاک را بهدست بیاورد.
ام را به نشانه مرگ بگیر
این فیلم براساس نمایشنامهای با همین نام نوشته فردریک نات (Frederick Knott) نمایشنامهنویس انگلیسی ساخته شده است. جالب است که این فیلم نسخه سهبعدی هم داشت، اما اکثر سالنهای سینما آن را کنار گذاشتند و ترجیح دادند از نسخه معمول دوبعدی استفاده کنند. از اینها که بگذریم، در این داستان تونی ویندایس (Tony Wendice) ستاره سابق تنیس را میبینید که متوجه میشود همسرش به او خیانت میکند. پس با خودش فکر میکند وقت مناسبی است تا او را به قتل برساند و ارثش را هم بگیرد. اما نقشه قتل او با موفقیت به پایان نمیرسد و حالا مجبور است با پلیسها سروکله بزند و برای پنهان کردن حقیقت تلاش کند.
این فیلم هم ویژگیهای فیلمهای نوآر را دارد و هم فیلمهای نوآر رنگی. برای همین بین طرفدارها بحث است که این فیلم را در کدام دسته قرار دهند. در هر حال، فیلم ماجرایی هیجانانگیز را روایت میکند. اگر شما هم فیلم چاقوکشی (Knives Out) را دیدید و از ان لذت بردید باید Dial M for Murder را هم ببینید. در این فیلم آلفرد هیچکاک مانورهای ویندس برای فرار از پلیس و شک همسرش به او موضوعات محوری هستند. بنابراین فضای این فیلم دو به هم نزدیک است، اما این فیلم فضایی تاریکتر از فیلم چاقوکشی دارد. پروتاگونیست این فیلم نقص اخلاقی دارد، تصاویر دارماتیکاند و فیلم احساس خفقان ایجاد میکند، همینها کافی است تا آن را یک نوار جنجالبرانگیز بدانیم.
۳۹ پله
قبل از آنکه آلفرد هیچکاک وارد هالیوود شود، چند فیلم در بریتانیا ساخته بود که مهمترین آنها سیونه پله است. بعدتر و درسالهای ۱۹۵۹ و ۲۰۰۸ نسخههای دیگری از این فیلم ساخته شد. اما هیچکدام از آنها نتوانستند به پای نسخه اصلی اثر برسند. داستان فیلم با کشف جسد یک زن در اتاقش شروع میشود. حالا ریچارد هانی (Richard Hannay) که در همین حال وارد حلقه جاسوسی بینالمللی شده، همزمان سعی میکند راز سیونه پله را کشف و از دست پلیسها فرار کند.
درست است که فیلم روی داستان جاسوسی متمرکز میشود؛ اما هنوز هم جنبههای نوآر دارد. مثلا نمیتوان حضور زنی اغواگر، تصاویر دراماتیک و نورپردازی پرکنتراست را نادیده گرفت. در سیونه پله هم شاهد بازیهای فوقالعادهای هستید و هم میتوانید از دیالوگهای هوشمندانه لذت ببرید. به همین دلایل است که این فیلم را یکی از بهترین گزینهها برای ورود به دنیای فیلمهای نوآر میدانند.
ربکا
شاید باورتان نشود که آلفرد هیچکاک کلا یک جایزه اسکار دارد و آن هم برای فیلم ربکاست. این فیلم موفقیت جاری بزرگی بود. اما چندان مورد پسند خود کارگردان نبود. فیلم براساس رمانی با همین نام ساخته شده و در آن بیوه جذابی را میبینیم که به تازگی ازدواج کرده است؛ اما هنوز در سایه همسر سابقش ربکا زندگی میکند. شخصیت اصلی زن داستان در فیلم اسم ندارد و باید با رازی عجیب کنار بیاید و در عین حال با خدمتکاری حسود دست و پنجه نرم کند. شاید برایتان جالب باشد که نسخه جدیدتری هم از این فیلم وجود دارد. سال ۲۰۲۰ نتفلیکس اقتباس جدیدی از این داستان ساخت که بسیاری از طرفداران معتقدند بدترین تریلر نتفلیکس است!
برخلاف نسخه ۲۰۲۰، فیلم ربکای هیچکاک معمایی ترسناک است که بهکمک داستان جذاب و بازیهای فوقالعاده دیدنی میشود. فیلم کمی حالوهوای گوتیک هم دارد که باعث میشود آوانگارد به نظر برسد. با وجود همه اینها اصلا نمیتوان از عناصر نوآر موجود در فیلم چشمپوشی کرد. واضحترین عنصر آن زن پارانوئید است. این عنصر یکی از کلیشههای ژانر نوآر محسوب میشود و فیلم ربکا از آن برای ایجاد فضایی وهمآلود و پررمزوراز استفاده میکند.
مرد اشتباهی
مرد اشتباهی تنها فیلم آلفرد هیچکاک است که کاملا بر اساس داستان واقعی ساخته شده. در این فیلم مردی را میبینیم که میخواهد برای همسرش از بیمه وام بگیرد. در همین حال شخصی او را متهم میکند که دوبار تلاش کرده از آن مکان دزدی کند. بنابراین، او با کمک وکیلش تشکیل پرونده میدهند تا بیگناهی خودش را اثبات کند. اما استرس و سختی پرونده بهحدی است که ممکن است قبل از به نتیجه رسیدن دادگاه خانوادهاش از هم بپاشد.
در این فیلم بازی چشمنوازی از هنری فوندای افسانهای میبینیم که استعدادهایش را برای ساخت پرترهای هرچه دقیقتر از بالستررو (Manny Balestrero) به کار میگیرد. برخلاف فیلمهایی که تا اینجا ازشان صحبت کردیم او شخصیتی نیست که از نظر اخلاقی مبهم باشد. پس مرد اشتباهی این ویژگی نوآر را ندارد. اما رویکرد فیلم بهشدت بدبینانه است. چون میبینیم که سیستم مردی کاملا بیگناه را ناامید میکند. نورپردازی وهمآلود و تصاویر دراماتیک را هم به بدبینی اضافه کنید. حالا از فیلم معمایی معمولی به درامی پرتعلیق میرسیم.
سرگیجه
این فیلم هم براساس کتاب است. اما آلفرد هیچکاک برای ساخت فیلم تا حد زیادی از فضای کتاب فاصله گرفته. در این فیلم با پلیس بازنشستهای همراه میشویم که وظیفه محافظت از زنی را به عهده گرفته و این زن رفتارهایی عجیب از خودش نشان میدهد. کاراگاه داستان قبلا دچار حادثهای شده که باعث میشود از ارتفاع ترس داشته باشد و حتی ارتفاع باعث میشود سرگیجه بگیرد. اتفاقا که این حس کاراگاه به وجه رازآلود فیلم میافزاید.
خیلیها سرگیجه را بهترین و اضطرابآورترین کار آلفرد هیچکاک میدانند. بهعلاوه، این فیلم از درونمایههایی مثل پارانویا، بیگانگی و انتقام استفاده میکند و این یعنی میتوان آن را نوآر دانست. با توجه به تمرکز فیلم روی پارانویا و روابط فریبکارانه بسیاری این فیلم را نه تنها نوآر بلکه انقلابی در ژانر نوآر میدانند که پایانی بسیار هیجانانگیز دارد.
غریبهها در قطار
آلفرد هیچکاک این فیلم را براساس رمان غریبهها در قطار اثر پاتریشیا هایاسمیت (Patricia Highsmith) ساخته است. در این فیلم گای هینز (Guy Haines) را میبینید که از همسرش عصبانی است چون راضی به طلاق نمیشود. اما مرد دیگری هم در داستان حضور دارد. سایکوپاتی به نام برونو آنتونی (Bruno Antony) که پیشنهادی عجیب میدهد. برونو میگوید هرکدام از آنها میتوانند زن دیگری را بکشند و بعد هم با خیال راحت به زندگیشان برسند چون مو لای درز این نقشه نمیرود!
غریبهها در قطار فیلمی است هیجانانگیز و پر از تعلیق. در این فیلم بسیاری از ویژگیهای اساسی فیلمهای نوآر از جمله شخصیتهایی که از نظر اخلاقی در وضعیت مبهمی قرار دارند، رویکردهای بدبینانه و نماهای دراماتیک را میتوانید ببینید. البته که در این فیلم از بعضی از عناصر کلیدی ژانر نوآر خبری نیست. منظورمان مواردی مثل زن اغواگر، تقدیرگرایی و فضای تاریک و سیاه است. اما با همه این حال، طرح داستان و دورنمایهها باعث میشوند دیدن این فیلم تجربهای منحصربهفرد باشد. غریبهها در قطار قطعا یکی از بهترین فیلمهای نوآر آلفرد هیچکاک است که باید ببینید.
پنجره عقبی
این فیلم براساس داستان باید قتل میبود (It Had to Be Murder) نوشته کورنل وولریچ (Cornell Woolrich) ساخته شده است. آلفرد هیچکاک برای ساخت شخصیت شرور اصلی فیلم از تهیهکنندهای که در ساخت فیلم ربکا با او مشکل داشت الهام گرفته است. داستان این فیلم درباره عکاسی معروف است که فکر میکند از پنجره عقبی خانهاش شاهد قتلی بوده که در خانه آن طرف خیابان اتفاق افتاده است. از این فیلم هم چندین نسخه دیگر وجود دارد که همه آنها ناامیدکننده ظاهر شدند و اصلا قابل مقایسه با شاهکار هیچکاک نیستند.
تعلیق و اضطراب در این فیلم به حدی است که همینطور که شاهد اتفاقات هیجانانگیز هستید، احساس درماندگی میکنید. پنجره عقبی هم تحسینشده است و هم محبوب هواداران. به علاوه، بعد از روانی در رده دوم پرفروشترین فیلمهای آلفرد هیچکاک قرار میگیرد. در این فیلم عناصر مختلف ژانر نوار مثل زوایههای دراماتیک دوربین، نورپردازی پرکنتراست و زن اغواگر را میتوانید ببینید. همه اینها فیلم Rear Window را به یکی از بهترین فیلمهای نوآر آلفرد هیچکاک تبدیل میکند. این نکته هم شاید جالب باشد که بعضی این فیلم را یک نوآر کلاسیک میشناسند و بعضیهای دیگر فکر میکنند این فیلم تولد نئو-نوآر است.
بدنام
این فیلم شاهکاری هنری و عاشقانهای پر رمز و راز است. دولت آمریکا دختر یک از جنایتکاران جنگی آلمان نازی را به عنوان جاسوس استخدام میکند تا در گیر انداختن نازیها به آنها کمک کند. ماموری که همراه اوست و دختر عاشق هم میشود و این اتفاق ماموریت آنها را پیچیده میکند.
بدنام در کنار دو فیلم پنجره عقبی و سرگیجه، تنها فیلمهای آلفرد هیچکاک هستند که در متاکریتیک امتیاز کامل ۱۰۰ درصد را به دست آوردهاند. در فیلم بدنام لانگشاتهایی میبینیم که روی موضوعات ثابت تمرکز میکنند. این ویژگی در کنار زوایههای دراماتیک تصویربرداری و نورپردازی سیاه و سفید، المانهایی هستند که فضای نوآر فیلم را میسازند. درونمایههای این فیلم مثل زن پارانوئید، سوءمصرف الکل و غیرممکن بودن فرار از گذشته باعث میشوند در فیلم بدنام شاهد رویکرد تازهای نسبت به ژانر نوآر باشیم.
سایه تردید
فیلم سایه تردید که نامزد چندین جایزه اسکار هم شده بود به شکل عجیبی در زمان عرضه آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت. اما واقعا یکی از بهترین فیلمهای آلفرد هیچکاک است. در این فیلم میبینیم که عموی محبوب شارلوت نیوتن بیخبر به آنها سر میزند. ابتدا شارلوت از این ماجرا خوشحال است اما کمکم شک میکند که نکند او همان قاتلی باشد که از آن صحبت میکنند. ماجرا وقتی بدتر میشود که عمو از این شک باخبر میشود. از اینجا دیگر داستان به تعقیب و گریزی نفسگیر تبدیل میشود.
دو دورنمایه مهمی که در فیلم میبینیم یعنی پوچگرایی و اضطراب، از عناصر بسیار مهم فیلمهای نوآر هستند. از دیگر جنبههای نوآر فیلم میتوان به رازهای تاریک، نورپردازی کیاروسکور یا همان سایه-روشن شدید، زنان اغواگر و ثروتی به یغمارفته اشاره کرد. سایه تردید فیلم محبوب خود آلفرد هیچکاک هم است و سخت میتوان آن را در جایگاهی غیر از اول قرار داد.
جمعبندی
بیشک آلفرد هیچکاک یکی از بزرگترین کارگردانهای تاریخ سینماست. او فیلمهای زیادی کارگردانی کرده و باتوجه به درونمایه کلی اکثر آثارش، میتوان گفت بیشتر درامهایی از جنس معما و هیجان ساخته است. واقعا هم لقب استاد تعلیق سینما برازنده اوست. اگر میخواهید بدانید چرا، کافی است بهترین فیلمهای نوآر او را ببینید.
سوالات متداول
- بهترین فیلمهای نوآر آلفرد هیچکاک کداماند؟
از بین بهترین فیلمهای نوآر آلفرد هیچکاک میتوان به سرگیجه، طناب، سیونه پله و سایه تردید اشاره کرد.
- به چه فیلمهایی نوآر گفته میشود؟
فیلم نوآر به فیلمهایی گفته میشود که داستانی مهیج و معمایی دارند. در این فیلمها فضا رازآلود است و انگیزه شخصیتها و رویکرهای اخلاقی آنها مبهم است. معمولا فضای ناامیدکننده و بدبینانهای بر این فیلمها حاکم است. همه این درونمایهها با ویژگیهای بصری مثل زوایای دوربین و نماهای دراماتیک و سایه-روشنهای شدید در نورپردازی تقویت میشوند.
منبع: Collider
انیمه چی ببینیم؟ | میزگیم انیمهای با @WeebHead
نظرات