معرفی شخصیتهای سریال شوالیه هفت پادشاهی | ایریون تارگرین
همزمان با پخش سریال A Knight of the Seven Kingdoms، تصمیم گرفتیم به بررسی شخصیت ایریون تارگرین بپردازیم. با مجله بازار همراه باشید.
دنیای سریال A Knight of the Seven Kingdoms شخصیتهای متعددی را در خود جای داده است؛ برخی مانند سر دانکن بلندقد یک قهرمان بوده، برخی مانند بیلور تارگرین در شرایط سخت هوشمندانه عمل کرده و برخی دیگر مثل ایریون تارگرین (Aerion Targaryen) افسار خود را به غرور سپرده و مرتکب اشتباهات زیادی میشوند. در ادامه مقاله قصد داریم به معرفی این اشراف زاده نه چندان محبوب در دنیای وستروس بپردازیم.
سرگذشت
ایریون تارگرین دومین پسر شاهزاده میکر تارگرین و بانو دیانا دِین است؛ او برادر کوچکتر دائرون و برادر بزرگتر ایمون و ایگان محسوب میشود. بعد از ورود کاروان تارگرینها به قلعه اشفورد، از همان ابتدا رفتارهای متکبرانهای از خود نشان میدهد. تا جایی که ایریون دانکن بلندقد را با خدمتکاران اشتباه گرفته و با تحقیر با او صحبت میکند. ایریون تارگرین در مسابقات نیزهزنی روز نخست وانمود میکند بدنبال تقابل با شاهزاده والار است اما در نهایت سر هامفری هاردینگ را انتخاب میکند. در نخستین برخورد، بدنش را کنار میکشد تا ضربه مستقیم نزیزه به او نخورد؛ حرکتی غیرقابلقبول که با هو کردن تماشاگران همراه میشود.
در دور دوم حتی پا را فراتر گذاشته و به جای هدف گرفتن شوالیه، اسب او را هدف میگیرد؛ ضربهای که به شکستن پای هاردینگ زیر بدن اسب منجر میشود. این رفتار خشم مردم عادی را به همراه داشته و اگر نیروهای لرد اشفورد و اعضای گارد پادشاهی دخالت نمیکردند، جمعیت به میدان حمله میکردند.
خشونت و بیرحمی ایریون تارگرین همان شب هم ادامه پیدا میکند. او در نمایش عروسکی تنسل حضور دارد که در آن یک شوالیه اژدهایی را میکشد. ایریون صحنه مزبور را توهینی به خاندان تارگرین میداند. به دستور او چادر نمایش را آتش زده و خودش انگشتان تنسل را میشکند. دانکن این صحنه را دیده و بلافاصله به ایریون حمله کرده و ضربهای محکم به او میزند که حتی یکی از دندانهایش را لق میکند. افراد ایریون تارگرین دانکن را کنترل کرده و شاهزاده میخواهد بهعنوان تلافی تمام دندانهای او را بشکند اما در لحظه آخر اگ (برادر کوچکتر ایریون) دخالت کرده و دستور میدهد دست نگه دارند. در ادامه شاهد برگزاری محاکمه هفت نفره هستیم که یکی از اتفاقات مهم مجموعه رمانهای Tales of Dunk and Egg محسوب میشود.
بعد از ماجرای اشفورد و شکست تحقیرآمیزش در محاکمه هفت نفره، ایریون تارگرین به فردی خطرناک و غیرقابلپیشبینی در دربار تبدیل شده است. او از کودکی نشانههایی از بیرحمی و غرور افراطی داشت و بهتدریج به این باور رسیده که «خون اژدها» در رگهایش بوده و خودش را بالاتر از دیگران میبیند. رفتارهای سادیستی ایریون تارگرین (از آزار خدمتکاران گرفته تا تحقیر شوالیهها) باعث میشود حتی در میان خاندان خودش حامیان چندانی نداشته باشد. برای جلوگیری از رسواییهای بیشتر و دور نگه داشتن او از سیاستهای حساس پایتخت، تصمیم گرفته میشود مدتی را در سرزمینهای آزاد لیس بگذراند؛ این ماجرا در ظاهر یک سفر بوده اما در باطن یک تبعید است تا از مرکز دور بماند و حواشی بیشتری نسازد.
البته دوری از وستروس نه تنها ایریون تارگرین را آرام نکرد، بلکه توهماتش را عمیقتر میکند. او شیفته افسانههای باستانی تارگرینها و قدرت اژدهایان بوده و به شکلی دیوانهوار عقیده داشت میتواند آن شکوه از دست رفته را زنده کند. نهایتاً در اقدامی عجیب، تصمیم میگیرد با نوشیدن وایلدفایر (آتش مایع سبزرنگ) به اژدها تبدیل شود. نتیجه نوشیدن وایلدفایر تولدی دوباره در قالب یک اژدها نیست، بلکه مرگی دردناک است. او در میان شعلههای آتش سوخت و نهایتاً جانش را از دست میدهد.
ویژگیهای شخصیتی ایریون تارگرین
ایریون تارگرین شخصیتی تندخو، مغرور، بیرحم و آزارگر دارد؛ شاهزادهای که گمان میکند اژدهایی در قالب انسان بوده و عقیده دارد فرمانروای هر کس و هر چیز است. او به کوچکترین شوخی یا بیاحترامی واکنشی تُند نشان داده و اکثر اوقات بهانهای پیدا میکند تا خشونتش را تخلیه کند. نکته مهم این است که ایریون سعی میکند بیرحمیاش را پشت نقاب شوخی، تنبیه یا حتی سوء تفاهم پنهان کند؛ به خصوص وقتی با افرادی روبروست که قدرت بیشتری نسبت به او دارند، مثل پدرش میکر یا عمویش بیلور. اما در برابر کسانی که از لحاظ اجتماعی جایگاه پایینتری دارند، هیچ حد و مرزی برای تحقیر و ظلم قائل نشده و جایگاه سلطنتیاش را سپری برای فرار از عواقب میکند. همچنین برادرش ایگان سالهاست از بیرحمیهای غیرمنطقی او خسته شده است.
غرور ایریون تارگرین اینقدر زیاد است که اصلاً قبول نمیکند خودش یا اجدادش ممکن است اشتباه کرده باشند. در ذهن او، قدرت همه چیز است؛ اگر توانایی انجام کاری را دارد، پس آن کار درست است و باید انجام بگیرد. هر بار هم که بهخاطر رفتارش تنبیه میشود، عصبیتر و خشمگینتر میشود. حتی واقعیتهای تاریخی هم نمیتوانند جلوی خشم ایریون تارگرین را بگیرد. وقتی تنسل در نمایش عروسکیاش مرگ اژدهایی را نشان میدهد (اتفاقی که در تاریخ تارگرینها سابقه داشته) ایریون آن را را بهعنوان توهین در نظر میگیرد، چون خودش را یک اژدها دانسته و به عقیده او یک اژدها اصلاً نمیمیرد.
البته ایریون تارگرین اصلاً احمق نیست. بر عکس، دروغگو و بازیگر ماهری بوده و میتواند اتفاقات را طور دیگری برای دیگران روایت کند تا رفتارش منطقی به نظر برسد اما پشت این چهره مغرور، یک ترس شدید وجود دارد: ایریون معمولاً فقط زمانی دست به اقدام میزند که برتری با او باشد و خطری جدی تهدیدش نکند.
نظر شما در رابطه با ایریون تارگرین و شخصیت مغرور و بیرحمش چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات