
فارغ از اینکه خاستگاه واقعی اورکها چه بوده، آنها در دنیای ارباب حلقهها از قبیلهها و تیرههای مختلفی تشکیل میشوند.
برای بسیاری از مخاطبان، اورکها در دنیای ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) تجسم شرارت هستند. در واقع، این موضوع یکی از انتقادهاییست که گاهی به آثار تالکین وارد میشود؛ او تحت تأثیر اسطورههای رایج، اغلب نژادهای مختلف را با نگاهی کلی و یکسان به تصویر میکشد. با این حال، حتی در این مورد نیز نکات ظریفی وجود دارد که نباید از آنها غافل شد. تالکین بیش از هر چیز به خاطر جهانسازی شگفتانگیزش شناخته میشود و اورکهای سرزمین میانه بسیار متنوعتر از چیزی هستند که شاید تصور کنید.
تالکین هرگز درباره خاستگاه اورکها به دیدگاه قطعی و مشخصی نرسید. یادداشتهای او که پس از مرگش به وسیله پسرش منتشر شدند، روایتهای متفاوتی را در این باره نشان میدهند که همگی با یکدیگر تناقض دارند. این موضوع حاکی از آن است که تالکین هنوز تصمیم نهایی خود را درباره منشأ اورکها نگرفته بود. برخی از این روایتها در سریال حلقههای قدرت (The Rings of Power) نیز مورد اقتباس قرار گرفتهاند و همین مسئله این سریال را به نگاهی جالبتوجه به ذهن و جهان فکری تالکین تبدیل میکند.
اورکهای کوههای مهآلود

این اورکها در مجموعههای هابیت و ارباب حلقهها حضور پررنگی داشتند
برخی از نخستین اورکهایی که در کتابهای ارباب حلقهها با آنها آشنا میشویم، اورکهایی هستند که در زیر کوههای مهآلود زندگی میکردند. آنها در کلونیهای عظیم زیرزمینی سکونت داشتند و در طول تاریخ سرزمین میانه، فرمانروایان و رهبران گوناگونی بر آنها حکومت میکردند. از برجستهترین اورکهای کوههای مهآلود میتوان به گابلین بزرگ، آزوگ و بولگ اشاره کرد.
اینها همان اورکهایی بودند که در جریان فاجعه دشتهای گلادن به ایسیلدور کمین زدند، پادشاه گوندور را به قتل رساندند و باعث گمشدن حلقه یگانه شدند. اورکهای کوههای مهآلود همچنین همواره با دورفها در جنگ و ستیز بودند و بسیاری از شهرهای آنها را به تصرف خود درآوردند. سرانجام، پس از نابودی حلقه یگانه در پایان ارباب حلقهها، دورفها توانستند غارهای کوههای مهآلود را دوباره پس بگیرند.
اورکهای آیزنگارد

اورکهای آیزنگارد در نبرد هلمز دیپ و یورش انتها به آیزنگارد حضور برجستهای داشتند
اورکهای آیزنگارد به سارومان وفادار بودند و در گودالهای اطراف برج اورتانک سکونت داشتند. بسیاری از آنها در ابتدا از اورکهای کوههای مهآلود بودند؛ اما تحت تأثیر فراخوان مشترک جادوگر سفید و نفوذ اهریمنی سائورون، به تدریج از مخفیگاههای خود بیرون آمدند. آنها در مسیر حرکت به سوی آیزنگارد، روستاهای مختلف را غارت میکردند و به این ترتیب، توجه بسیاری از قلمروهای سرزمین میانه را به افزایش قدرت ارباب تاریکی جلب کردند.

سارومان پس از گردآوری این اورکها در آیزنگارد، به آزمایش روی آنها پرداخت و گونههای تازهای مانند اوروک-های و نیمهاورکها را به وجود آورد. مدتی بعد، گروهی از اورکهای آیزنگارد به همراه هزاران اوروک-های در نبرد هلمز دیپ شرکت کردند؛ در حالی که هزاران اورک دیگر در گودالهای اطراف اورتانک باقی مانده بودند. با این حال، دخالت درختریش و انتها در نبرد با نیروهای روهان و همچنین یورش آنها به اورتانک، باعث شد تقریبا تمامی این اورکهای ارباب حلقهها نابود شوند.
اورکهای موردور

اورکهای موردور تقریبا در تمامی نبردهای عصر سوم حضور داشتند
از آنجا که موردور قلمرو تاریک و شخصی سائورون به شمار میرفت، اورکهایی که در این سرزمین سکونت داشتند، بخش عمدهای از ارتش این شخصیت شرور را در طول عصر دوم و سوم تشکیل میدادند. تصور میشود بسیاری از این اورکها از پیروان مورگوث یا نسلهای بعدی آنها بودند که قرنها در سایه کوه هلاکت و در گروههای کوچک به زندگی خود ادامه دادند. با افزایش قدرت سائورون، جمعیت آنها نیز به سرعت افزایش یافت و در بسیاری از نبردهای او در سراسر سرزمین میانه شرکت کردند.
در ارباب حلقهها چنین القا میشود که اورکهای موردور در مقایسه با سایر گونههای اورک، سرعت تکثیر بیشتری داشتند؛ موضوعی که شاید به تاریکی و فضای اهریمنی حاکم بر قلمرو سائورون مربوط میشد. این ویژگی، شرایط تقریبا غیرممکنی را برای پادشاهیهای سرزمین میانه به وجود آورده بود. حتی پیروزی در نبرد هلمز دیپ و نبرد دشتهای پلهنور، نتوانست تهدید ارتشهای موردور را از میان ببرد و به نظر میرسید شکست دادن آنها تقریبا غیرممکن است.
اورکهای شرق

این اورکها در نبرد دشتهای پلهنور و نبرد مورانون حاضر بودند
مناطق دوردست شرقی سرزمین میانه در مجموعه ارباب حلقهها تا حد زیادی ناشناخته باقی ماندهاند؛ چرا که گفته میشد این سرزمینها محل سکونت برخی از تاریکترین موجودات هستند. اورکهای این منطقه به ویژه خشن و نیرومند توصیف میشدند؛ زیرا برخلاف همنوعان غربی خود، از پیامدهای شکست گستردهای که پس از نابودی اربابشان مورگوث به وجود آمد، در امان مانده بودند.
در طول قرنهای بعد، اورکهای شرقی از هیچکس فرمان نمیبردند و همین استقلال به آنها اجازه داد نیرومندتر، خطرناکتر و حتی سرکشتر شوند. تعداد اورکهای شرقی و میزان سرکشی آنها به اندازهای افزایش یافت که حتی زمانی که سائورون خواستار وفاداریشان شد، با اکراه به او پاسخ دادند. آن دسته از اورکهایی که به همنوعان خود در موردور پیوستند، به کشتن و حتی خوردن متحدانشان نیز شهرت داشتند؛ رفتاری که باعث شد حتی در میان خود اورکها نیز شهرت خوبی نداشته باشند.
نژاد مورد علاقه شما در دنیای ارباب حلقهها کدام است؟ نظرات خود را در قسمت کامنت برای ما بنویسید.
منبع: Screenrant
فانتوم بلید زیرو و انقلاب بازیهای چینی؛ پرونده با امید لنون













اینا که 8 تا نشدن
سلام. قسمت دوم مقاله فردا منتشر میشه.