معرفی ۱۰ انیمیشن بینقصی که کلاس درس فیلمسازی هستند
در این مقاله قصد داریم ۱۰ انیمیشن بینقص را معرفی کنیم که مثل یک کلاس درس فیلمسازی هستند. با مجله بازار همراه باشید.
مهم نیست یک انیمیشن بصورت دو بعدی یا سه بعدی ساخته شده باشد. وقتی اعضایش بطور درست در کنار هم چیده شده باشند، اثری به ارمغان میآید که نه تنها قادر است کودکان را سرگرم کند، بلکه میتواند مخاطب بزرگسال خود را درگیر کرده و او را به فکر وادار کند. طی دهههای گذشته که صنعت انیمیشن جان گرفته و رونق پیدا کرده، شاهد اکران هزاران اثر بودهایم که تعداد کمی از آنها مثل یک کلاس درس فیلمسازی هستند. در ادامه مقاله قصد داریم به معرفیشان بپردازیم.
۱۰- The Iron Giant
اامروزه استفاده از شخصیتها و المانهای سه بعدی کامپیوتری در یک پروژه دو بعدی موضوعی عادی است؛ روشی که به سازندگان اجازه میدهد صحنههایی را خلق کنند که با طراحی کاملاً دستی (دو بعدی) سخت یا حتی غیرممکن است. نمونه شاخص این روش را میتوان در انیمه Attack on Titan دید. در سالهایی که این روش هنوز مرسوم نشده بود، استفاده از یک شخصیت کاملاً کامپیوتری در نقش اصلی یک اثر سینمایی کاری جسورانه به شمار میرفت. نخستین فیلم بلند تاریخ سینما که دست به چنین کاری زد، The Iron Giant بود.
نکته جالبتوجه اینجاست که حین تماشای انیمیشن The Iron Giant بهسختی میتوان مرز بین انیمیشن دو بعدی و سه بعدی را تشخیص داد؛ موضوعی که نشاندهنده هماهنگی دقیق میان دو بخش است. البته موفقیت فیلم تنها به دستاورد فنی آن خلاصه نمیشود. داستان عمیق و احساسی فیلم درباره هویت و اراده آزاد است: «کسی که میخواهی باشی، مهمتر از تصوری است که دیگران از تو دارند». همین ترکیب نوآوری فنی و داستان احساسی و الهامبخش، The Iron Giant را به یکی از ماندگارترین انیمیشنهای تاریخ تبدیل کرده است.
۹- The Prince of Egypt
انیمیشن The Prince of Egypt یکی از آن آثاری است که به اندازه شایستگیهایش در میان عموم مخاطبان دیده نشد اما بهخاطر کیفیت ساخت چشمگیرش شایسته تحسین است. این فیلم پر از انیمیشنهای دو بعدی دستی خیرهکنندهای است که حتی پس از گذشت سالها همچنان جذاب به نظر میرسد. عملکرد قدرتمند صداپیشهها و موسیقی حماسی و متفاوت آن نقش مهمی در ماندگاریاش داشتهاند. دستاندرکاران با همکاری یکدیگر فیلمی خلق کردند که نه تنها از نظر فنی درخشان است، بلکه نمونهای کمنظیر از اقتباس هوشمندانه از یک روایت مذهبی به شمار میرود.
در صورتی که نمیدانید، انیمیشن The Prince of Egypt اقتباسی از داستان حضرت موسی بوده و بواسطه جذابیت خود نشان میدهد چگونه میتوان روایتی محبوب و قدیمی را برای مخاطب مدرن روایت کرد، بدون اینکه به مفاهیم آن لطمهای خورده باشد. اقتباس چنین داستانهایی همیشه با فشار و حساسیت زیاد از سوی جوامع مذهبی همراه بوده و کار را برای سازندگان سخت میکند. اما این فیلم ثابت میکند میتوان با حفظ مضامین اصلی (ایمان، آزادی و هویت) دست به خلاقیت زد و جنبههای بیشتری به شخصیتهای تاریخی داد. نتیجه، اثری است که هم به منبع الهام خود وفادار میماند و هم با پرداخت دراماتیک و احساسی قوی، تجربهای تاثیرگذار و متناسب با مخاطبان امروزی ارائه میدهد.
۸- Ratatouille
انیمیشن Ratatouille از سوی بسیاری از کارشناسان بهعنوان بهترین اثر استودیوی پیکسار شناخته میشود؛ حتی برخی از کارشناسان فراتر رفته و معتقد هستند اگر روزی بتوان یک انیمیشن کاملاً بدون نقص ساخت، چیزی شبیه به راتاتویی خواهد بود. ترکیب داستانی خلاقانه، شخصیتپردازی دقیق و کیفیت فنی درخشان را میتوان در اینجا مشاهده کرد و همین ترکیب باعث شده فیلم مزبور همچنان در میان آثار برتر تاریخ انیمیشن قرار بگیرد.
ایده مرکزی فیلم Ratatouille (موشی با رویای تبدیل شدن به یک سرآشپز بزرگ در پاریس) کاملاً منحصربهفرد بوده و همین ایده کافی است تا مخاطب بداند با محصولی کاملاً متفاوت و غیرمنتظره طرف است؛ داستانی که به مخاطب نشان میدهد چطور میتوان از زیر سایه انتظارات دیگران بیرون آمد و برخلاف شرایط سخت، به خواستهها رسید. انیمیشن Ratatouille همچنین ترکیب داستانی احساسی، انیمیشین چشمنواز و صداپیشگیهای تاثیرگذار بوده و سیر تحول شخصیتها کاملاً قابلباور است. در ضمن، این اثر را بِرَد بِرد (Brad Bird) ساخته که سالها قبل The Iron Giant را کارگردانی کرده بود.
۷- How to Train Your Dragon
استودیوی دریمورکس پس از پیکسار و والت دیزنی یکی از پیشگامان صنعت انیمیشن بوده و از ابتدای فعالیتش روی پروژههای خلاقانه و متفاوت کار کرده است. یکی از بهترین نمونههای این رویکرد، انیمیشن How to Train Your Dragon در سال ۲۰۱۰ میلادی است؛ فیلمی که تصور مردم از اژدها به عنوان موجودی شرور و شیطانی را کاملاً تغییر میدهد. داستان روی رابطه یک وایکینگ به نام هیکاپ و اژدهایی به نام بیدندان تمرکز داشته و در پسزمینه خود به قضاوت ناعادلانه و شجاعت در تغییر سنتهای اشتباه میپردازد.
یکی از بزرگترین دستاوردهای How to Train Your Dragon جانبخشی به شخصیتی غیرانسانی و بدون دیالوگ مانند بیدندان است. بیدندان بدون اینکه کلمهای صحبت کند، انواع مختلف احساسات را منتقل میکند و مخاطب دقیقاً میفهمد چه فکری در سر دارد یا چه کاری میخواهد انجام دهد. طراحی انیمیشن او پر از ظرافتهای رفتاری و جزئیات است که شخصیت او را زنده و باورپذیر میکند. درک عمیق سازندگاان از المانهای بصری (حرکت دوربین، زاویهبندی، میزانسن و جایگیری شخصیتها در قاب) نشان میدهد که فیلم نه تنها در خلق کاراکتر، بلکه در روایت تصویری هم در سطح بسیار بالایی قرار دارد؛ عاملی که آن را به یکی از ماندگارترین آثار انیمیشن مدرن تبدیل کرده است.
۶- Spirited Away
استودیوهای غیرآمریکایی زیادی در صنعت انیمیشن فعال هستند اما مهمترینشان بدون شک جیبلی است. در میان آثار شاخص این استودیو، شناختهشدهترین و تحسینشدهترین عنوان به Spirited Away تعلق دارد. حتی مخاطبانی که آشنایی چندانی با آثار جیبلی ندارند هم این فیلم را میشناسند؛ اثری که در سطح جهانی بهعنوان یکی از بهترین انیمیشنهای تاریخ شناخته میشود. موفقیت و ماندگاری آن نشاندهنده کیفیت هنری و فیلمنامه کمنظیری است که در آن وجود دارد.
هایائو میازاکی (Hayao Miyazaki) که مهمترین چهره ژاپنی فعال در صنعت انیمیشن است، در Spirited Away جهانی خلق کرده که پر از شگفتی، راز و زیبایی است. آثار میازاکی همیشه حس جادویی خاصی دارند که مخاطب را شدیداً درگیر کرده و Spirited Away شاید بهترین نمونه از این ویژگی باشد. ترکیب انیمیشن دستی خیرهکننده، طراحی هنری و داستانی خلاقانه باعث شده این فیلم نه تنها یک تجربه بصری چشمگیر، بلکه سفری احساسی برای مخاطبان در سراسر جهان باشد.
۵- Kung Fu Panda
آثار سینمایی و سریالی زیادی روی ایده «قهرمان غیرمنتظره» دست گذاشتند اما کمتر اثری به اندازه Kung Fu Panda توانسته به چنین محبوبیت و موفقیتی برسد. همین محبوبیت و موفقیت زیاد هم آن را طی سالهای گذشته به یکی از موفقترین فرنچایزهای استودیو دریمورکس تبدیل کرده است. قسمت اول برخلاف انتظارها ظاهر شد و کلیشهها را زیر پا میگذاشت. قهرمان داستان، پو نام داشته و با صداپیشگی جک بلک (Jack Black)، یک پاندای تپل و عاشق کونگفو است که به شکلی غیرمنتظره به عنوان اژدهای جنگجو انتخاب میشود؛ در حالی که هیچ کس (نه استادان، نه جنگجویان و نه حتی خودش) به توانایی او باور ندارد. همین تضاد میان ظاهر سادهلوحانه و سرنوشت حماسی، ایده اصلی فیلم را شکل میدهد.
انیمیشن Kung Fu Panda بک اثر الهامبخش است که همزمان با تاثیرگذاری اخلاقی، مخاطب را به خنده میاندازد. فیلم همچنین موفق میشود کار سختی در داستانسرایی انجام دهد: حفظ تعادل میان درام و کمدی. اگر این توازن بهدرستی رعایت نشود، فیلم یا بیش از حد سطحی یا بیش از اندازه جدی میشود اما این اثر با مهارتی فوقالعاده میان لحظات احساسی و موقعیتهای طنزآمیز قدم بر میدارد. شوخیهای فیزیکی و دیالوگهای بامزه در کنار پیامهایی درباره خودباوری و پذیرش هویت، باعث میشود لحظات دراماتیک تاثیر بیشتری داشته باشند. همین ترکیب هوشمندانه از طنز، احساس و اکشن است که Kung Fu Panda را به یکی از دوستداشتنیترین انیمیشنهای قرن کنونی تبدیل کرده است.
۴- Shrek 2
اگر فیلمسازی بخواهد نمونهای بینقص از یک دنباله موفق را بررسی کند، کافی است به Shrek 2 نگاه کند. این فیلم دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که یک دنباله ایدهآل باید انجام دهد: گسترش فرمول قسمت اول بدون تکرار آن. داستان با معرفی شخصیتهای تازه و مفاهیم اخلاقی جدید (مسئله پذیرش در خانواده و انتظارات دیگران از ما) لایههای بیشتری به دنیای شرک اضافه میکند و همان کمدی و شوخیهای هوشمندانهای که قسمت اول را محبوب کرده بود، حفظ میشود. نتیجه اثری است که هم آشناست و هم تازه.
ساخت دنبالهای که بتواند مثل قسمت اول جذاب باشد، کار سادهای نیست اما Shrek 2 آن را به بهترین شکل انجام میدهد. از همین رو، یک کلاس درس واقعی در زمینه دنبالهسازی است. فیلم هرگز ایدههای قسمت اول را تکرار نمیکند و در حالی که هسته اصلی داستان هنوز پذیرش خود و عشق بیقیدوشرط است، داستانی متفاوت را به نمایش میگذارد. بازگشت صداپیشگان با اجرایی حتی پختهتر از قبل، به جذابیت اثر اضافه کرده و کیفیت بالای تولید نشان میدهد که استودیو برای ساخت این قسمت صدش را گذاشته است. همین توجه به جزئیات و جسارت در گسترش جهان داستانی باعث شد Shrek 2 نه تنها انتظارات را برآورده کند، بلکه در بسیاری از نگاهها حتی از قسمت اول بهتر باشد.
۳- Spider-Man: Into the Spider-Verse
Spider-Man: Into the Spider-Verse نه تنها دنیای انیمیشن، بلکه سینمای ابرقهرمانی را متحول کرد. سبک بصری نوآورانهای که فیلم معرفی کرد (ترکیب تصاویر کمیکبوکی، فریم ریت متغیر و رنگبندی متفاوت) استانداردهای تازهای تعیین کرد. موفقیت آن به دیگر استودیوها جسارت داد تا از قواعد مرسوم فاصله بگیرند و به سراغ هویتهای بصری منحصربهفرد بروند. آثاری مانند Arcane، Teenage Mutant Ninja Turtles: Mutant Mayhem و Puss in Boots: The Last Wish بدون Into the Spider-Verse احتمالاً هرگز اینطوری ساخته نمیشدند.
چیزی که انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse را به اثری خاص تبدیل میکند، فقط سبک صری خاص نبوده و وسواس تحسینبرانگیز سازندگان در جزئیات هم نقش زیادی داشته است. هر فریم فیلم سرشار از انتخابهای هوشمندانه است؛ استفاده هدفمند از رنگ برای نمایش احساسات مایلز مورالز گرفته تا قرار دادن متنهای کمیکی در تصاویر. انیمیشن نه فقط وسیلهای برای حرکت، بلکه ابزاری برای روایت داستان است (حرکت دوربین، قاببندی اغراقشده و تغییرات سبک بصری) همگی در خدمت داستان قرار دارند. نتیجه، اثری است که مثل یک کتاب کمیک زنده عمل کرده و یک کلاس درس تمام عیار برای استفاده درست از المانهای بصری است.
۲- Shrek
واقعاً آثار کمی در دنیای انیمیشن پیدا میشوند که بتوانند از نظر لذت تماشا و کیفیت کلی با Shrek رقابت کنند. این فیلم در زمان اکرانش صنعت انیمیشن را متحول کرد؛ نه صرفاً به خاطر تکنیک بصری، بلکه بهواسطه فیلمنامه منحصربهفرد، لحن متفاوت و رویکرد ساختارشکنانهاش نسبت به کلیشههای افسانهای. Shrek با زیر و رو کردن انتظارات مخاطب از قصههای پریان و تبدیل قهرمان سنتی به یک غول بدخلق اما دوستداشتنی، نشان داد که میتوان قواعد ژانر را شکست و همچنان اثری سرگرمکننده و تاثیرگذار خلق کرد.
Shrek ثابت کرد که انیمیشنهای خانوادگی میتوانند جسورتر باشند و طنزی چندلایه ارائه دهند؛ طنزی که هم کودکان را سرگرم میکند و هم بزرگسالان را با شوخیهای طعنهآمیز به خنده میاندازد. این تغییر لحن، استانداردهای تازهای برای فیلمهای انیمیشنی تعیین کرد. البته فیلمنامه قوی بدون اجرای مناسب معنایی ندارد و صداپیشگان فیلم با اجرای پرانرژی خود جان تازهای به شخصیتها بخشیدند. مجموعه این عوامل باعث شده انیمیشن Shrek در هر جنبهای اثری نمادین و نمونهای درخشان از داستانگویی موفق در سینمای خانوادگی باشد.
۱- The Incredibles
با اینکه Ratatouille شاهکار استودیو پیکسار محسوب میشود، نمیتوان چشمها را روی The Incredibles بست و نادیدهاش گرفت. درست مانند Shrek، این فیلم هم سرشار از طنز و جزئیات کوچک داستانی است که بزرگسالان هم از آن لذت میبرند؛ مثلاً مردی که عمداً قصد داشت از پشت بام ساختمان بپرد و آقای شگفت انگیز را به خاطر نجاتش به دادگاه میکشانند. این جزئیات ظریف باعث میشود فیلم برای مخاطب بزرگسال هم جذاب و سرگرمکننده باشد.
The Incredibles داستانی درباره شجاعت و مفهوم واقعی خانواده بوده و همزمان لحن سرگرمکننده خود را حفظ کرده و داستانی پیچیده، تحول شخصیتی و محتواهای احساسی عمیق را در بر دارد. این ویژگیها باعث میشود حتی اگر کودکان همه ابعاد فیلم را درک نکنند، والدین و خواهران و برادران بزرگتر از آن لذت برده و ارزش آن را بهتر حس کنند. این اثر ثابت میکند که یک فیلم خانوادگی میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم از نظر روایت داستانی، تاثیرگذاری زیادی روی مخاطبان باشد.
نظر شما در رابطه با ۱۰ انیمیشن بینقصِ معرفی شده در لیست بالا چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات