
طی چند سال اخیر، شاهد اوجگیری بیسابقه محبوبیت ژانر ترس و بقا بودهایم. در بین این بازیهای ترسناک، هیچ فرنچایزی به اندازهی رزیدنت ایول (Resident Evil) نتوانست به موفقیت برسد؛ مجموعهای که به عنوان یکی از پیشگامان این سبک، کلکسیونی از عناوین به شدت خوشساخت و ترسناک را در کارنامه خود دارد.
سبک ترس و بقا، ساختار و قواعد خاص خودش را دارد؛ قواعدی که بازیکنان را وادار میکند تا منابع اندکشان را با وسواس جمعآوری کنند، مسیر حرکتشان را با دقت بچینند و در نهایت، استراتژی دقیقی را پیاده کنند تا به یک نقطهی امن برسند. در اینجا همهچیز به این بستگی دارد که چطور از داشتههایتان نهایت استفاده را ببرید؛ حالا این داشتهها میخواهد سه عدد گلولهی ناقابل باشد یا یک لوله فلزی شکننده. شما باید با فکر کردن و تکیه بر همان تجهیزات محدودی که در اختیار دارید، دشمنان را از سر راهتان بردارید. اکثر نسخههای فرنچایز رزیدنت ایول به معنای واقعی کلمه ترسناک هستند؛ بهطوریکه نسخههایی مثل Resident Evil 7: Biohazard و Resident Evil Requiem، همچنان یکی از ترسناکترین بازیهای تاریخ به حساب میآیند.
Silent Hill: Townfall

هرچه در این بازی جلوتر میرفتم، بیشتر درگیر این معما میشدم که شهر چه چیزی را مخفی کرده و اصلا سایمون چه ارتباطی با این ماجراها دارد
بازی Silent Hill: Townfall ساخته استودیوی Screen Burn (اسکرین برن)، یکی از جدیدترین بازیهای ترسناک است که به تازگی آن را تجربه کردهام. این بازی به شکل عجیبی مرا غافلگیر کرد؛ بهخصوص با در نظر گرفتن اینکه آثار این فرنچایز، درست مثل سری رزیدنت ایول، از دلهرهآورترین و مخوفترین بازیهای ترسناک تاریخ به شمار میروند. در میان تمام نسخههای سایلنت هیل، این بازی قطعا باید ترسناکترین قسمت مجموعه لقب بگیرد. حس وحشت و اضطراب، از همان شروع بازی کاملا ملموس بود و تا آخرین ثانیه تجربهام از این عنوان همراه من ماند.
Outlast

بازیکنان از دریچهی لنز یک دوربین رو به خاموشی که تنها با باتریهای پراکنده در گوشهوکنار محیط روشن مانده است، مورد هجوم بیماران سابق و تغییرشکلیافته تیمارستان قرار میگیرند
گاهی اوقات، ترسناکترین تجربهای که گیمرها میتوانند در میان بازیهای ترسناک داشته باشند، متعلق به آثاری است که بیش از حد واقعی هستند. بازی Outlast (اوتلست) اوج این وحشت خالص است و بازیکنان را در قالب فردی قرار میدهد که بدون هیچ راه فراری، در میان یک هرجومرج مطلق گرفتار شده است. در این عنوان اول شخص، روزنامهنگاری به نام «مایلز آپشور» (Miles Upshur) پس از دریافت یک گزارش محرمانه مبنی بر وقوع اتفاقاتی مشکوک، تصمیم میگیرد تا تیمارستان دورافتاده Mount Massive را مورد بررسی قرار دهد. در اینجا دیگر خبری از قهرمانان مبارز و مسلح فرنچایزی مثل رزیدنت ایول نیست؛ شما تنها به یک دوربین فیلمبرداری مجهز هستید و هیچ رسالتی جز فرار کردن، پنهان شدن و تلاش برای زنده ماندن ندارید.

Alien: Isolation

داستان بازی ۱۵ سال پس از وقایع فیلم سینمایی «بیگانه» (محصول سال ۱۹۷۹) جریان دارد و شما در نقش «آماندا ریپلی» (Amanda Ripley)، دختر مهندس «الن ریپلی» بازی میکنید
اگر تا اینجای مقاله متوجه نشدهاید، باید بگویم که من بهشدت از تنهایی و گرفتار شدن در محیطی که هیچ راه فراری از آن نداریم، جایی که هیولاها در دل سایهها کمین کرده و مرا مثل طعمه شکار کنند، وحشت دارم. در دنیای بازیهای ترسناک، عنوان Alien: Isolation با واکنش بینظیرش به سبک بازی شما و استفاده از هوش مصنوعی بینظیر برای پیشبینی حرکاتتان، در خلق این حس ناامنی شاهکار میکند؛ ویژگی اعصابخردکنی که برای زهرهترک کردن مخاطب بهشدت موثر است و حتی اتمسفر نفسگیر معروف رزیدنت ایول را هم به چالش میکشد.
P.T.

عنوان P.T. تاثیر شگرف و عمیقی در دنیای ترس و بقا (Survival Horror) و تکامل بازیهای ترسناک به جا گذاشت
دمو P.T. (مخفف Playable Teaser یا تیزر قابلبازی)، اثری که از ذهن خلاق و بزرگ «هیدئو کوجیما» (Hideo Kojima) سرچشمه میگرفت، در واقع یک دموی کوتاه از بازی لغو شده Silent Hills بود. این تیزر در سال ۲۰۱۴ روی کنسول پلیاستیشن ۴ منتشر شد و پس از حذف شدنش از استور پلی استیشن، دیگر قابل بازی نبود. اما اخیرا، این اثر برای پلتفرم رایانههای شخصی (PC) پورت شده و به سادگی قابل دانلود است؛ اتفاقی که این دموی ترسناک و کابوسوار را دوباره به زندگی بازگردانده است.
Dead Space

اینکه بگویم نکرومورفها ترسناکترین هیولاهای تاریخ ویدیوگیم هستند، ذرهای اغراق نمیکنم
بازی Dead Space، شاهکار استودیوی ویسرال گیمز (Visceral Games)، بیشک یکی از محبوبترین بازیهای ترسناک من در تاریخ است. حتی در مقایسه با غولهای این ژانر مانند فرنچایز رزیدنت ایول، هیچ عنوانی نتوانسته تا این حد بینقص، حس دلهرهآور انزوا و وحشت خالص را به تصویر بکشد و در تمام مدت تجربه بازی، مرا اینچنین مضطرب و در مرز فروپاشی روانی نگه دارد. بارها پیش آمد که Dead Space را اجرا کردم، اما به فاصلهی کوتاهی مجبور شدم کنسولم را خاموش کنم. گاهی اوقات حس ترسی که به من غلبه میکرد، آنقدر فلجکننده بود که واقعا توان ادامه دادن نداشتم. میتوانید مرا یک آدم بزدل خطاب کنید، اما این بازی نحوهی هضم و درک من از ژانر وحشت را برای همیشه تغییر داد.
منبع: Gamerant
خفنترین بازیهای امسال چی بودن؟ میزگیم با علیرکسا – قسمت دوم












نظرات