
یوجین خرچنگ (با صداپیشگی کلنسی براون) شناختهشدهترین تاجر شهر بیکینی باتم است. او مالک و صاحبامتیاز رستوران خرچنگ است. او همچنین یک سختپوست به شدت خسیس است که ثروتش را احتکار میکند و کارمندانش، یعنی باب اسفنجی و اختاپوس را به طرز وحشتناکی مورد سوءاستفاده قرار میدهد.
آقای خرچنگ به تعریف دقیق یک رئیس پولپرست تبدیل شده است و قسمتهای زیادی در سراسر سریال باب اسفنجی شلوارمکعبی دلیل این موضوع را به خوبی نشان میدهند. با این حال، آقای خرچنگ کاملا هم بدون ویژگیهای مثبت نیست و گاهی اوقات با لحظاتی از سخاوت و دلسوزی، مخاطبان را غافلگیر میکند. بهترین قسمتهایی که این شخصیت نمادین را به تصویر میکشند، کدامند؟
«آشغال یک خرچنگ» (One Krab’s Trash)
فصل ۳، قسمت ۶ب

طنز سیاه زیادی نیز در این قسمت وجود دارد؛ مانند اختاپوس که روی قبر امیدها و آرزوهای خود گل میگذارد
آقای خرچنگ تصمیم میگیرد یک حراج خانگی برگزار کند و یک کلاه نوشابه را به قیمت ده دلار به باب اسفنجی میفروشد. لحظاتی بعد، چهار کلکسیونر مختلف پیشنهاد خرید کلاه را به قیمت میلیونها دلار میدهند، بنابراین آقای خرچنگ سعی میکند آن را پس بگیرد. او با این دروغ که کلاه متعلق به یک ماهی مرده است، در این کار موفق میشود؛ اما در کمال تعجب، باب اسفنجی آن ماهی را پیدا کرده و کلاه را به قبر او برمیگرداند. اگرچه آقای خرچنگ با تصمیم به نبش قبر (قبردزدی) به پایینترین سطح اخلاقی خود سقوط میکند، اما سخت است که تحت تاثیر مبارزه او با یک ارتش کامل از اسکلتها قرار نگیریم. خوشبختانه، پایان داستان به کارهای او پاداشی نمیدهد و به طور کلی، به اقلام کلکسیونی کنایه میزند.
«عشق خرچنگی» (Krusty Love)
فصل ۲، قسمت ۱۶ب

شوخیهای زیادی در این اپیزود وجود دارد که بهترین آنها، کلافگی روزافزون باب اسفنجی در برابر سیگنالهای متناقض آقای خرچنگ است
وقتی آقای خرچنگ با مربی آموزش قایقرانی باب اسفنجی، یعنی خانم پاف (Mary Jo Catlett)، ملاقات میکند، در نگاه اول عاشق او میشود. به نظر میرسد این دو نفر به خوبی با هم ارتباط برقرار میکنند، اما آقای خرچنگ وقتی متوجه میشود آنقدر دیوانهوار عاشق شده که نمیتواند جلوی خرج کردن تمام پولهایش را در قرارهایشان بگیرد، به شدت مستاصل میشود. برای حل این مشکل، او از باب اسفنجی میخواهد تا مخارج او را کنترل کند، اما در نهایت فقط پیامهای ضد و نقیضی به او میدهد. «عشق خرچنگی» قسمت شیرینی است که تلاش شخصیتهای مسنتر را برای یافتن عشق به تصویر میکشد. این قسمت همچنین پیام اخلاقی آموزندهای درباره حفظ تعادل و غرق نکردن ولخرجانه شریک عاطفی در هدایا دارد، به ویژه اگر او چنین درخواستی نکرده باشد.

«واگذاری» (Selling Out)
فصل ۴، قسمت ۵الف

این قسمت تفسیر و کنایه خوبی درباره ویژگیهای کسبوکارهای کوچک در تقابل با ابرشرکتها ارائه دهد
آقای خرچنگ با خوشحالی رستوران خرچنگ را به یک سرمایهدار شرکتی به نام هاوارد بلندی میفروشد و قصد دارد از دوران بازنشستگی خود لذت ببرد. متاسفانه، بازنشستگی آنقدرها هم که تصور میکرد فوقالعاده نیست، بنابراین او به عنوان ظرفشوی به رستوران جدید که حالا Krabby O’Monday’s نام گرفته است، برمیگردد تا کار کند. این موضوع به او اجازه میدهد تا ببیند چگونه رستوران ساختاری شرکتی پیدا کرده و فاسد شده است. قسمت «واگذاری» یکی از بهترین قسمتهای این کارتون افسانهای برای نشان دادن اصول اخلاقی آقای خرچنگ است. در حالی که او در ابتدا با خواندن آوازی حرص و طمع را میستاید، اما در ادامه به اینکه رستوران تا چه حد بیروح و ماشینی شده و کیفیت همبرگرهای خرچنگی چقدر افت کرده است، اعتراض میکند.
«پوستهی یک مرد» (Shell of a Man)
فصل ۴، قسمت ۱ب

این قسمت نشان میدهد که دوستان واقعی شما را تحت هر شرایطی میپذیرند و گاهی اوقات قوی بودن، لزوما از قدرت فیزیکی و جسمانی نشات نمیگیرد
آقای خرچنگ از اینکه قرار است در دورهمی دوستان قدیمیاش در نیروی دریایی شرکت کند، بسیار هیجانزده است. متاسفانه، او چند ساعت پیش از این تجدید دیدار پوستاندازی میکند و میترسد که اگر با بدنی نرم و بدون دفاع ظاهر شود، دوستانش «خرچنگ شکمزرهی» را نپذیرند. او برای حفظ آبرو، باب اسفنجی را درون پوسته خود جا میدهد و او را به جای خود به این دورهمی میفرستد. قسمت «پوستهی یک مرد» یکی از احساسیترین و صمیمانهترین پایانها را در تمام قسمتهای باب اسفنجی دارد. زمانی که این حقه لو میرود، دوستان آقای خرچنگ فاش میکنند که هر کدام از آنها نیز به طرز خجالتآوری دچار تغییر و نقص شدهاند.

«دوست یا دشمن» (Friend or Foe)
فصل ۵، قسمت ۱

این قسمت با نشان دادن اینکه آقای خرچنگ به خاطر فقر مورد تمسخر قرار میگرفته، دلیل طمع و پولپرستی او را به خوبی توضیح میدهد
پس از یک تلاش نافرجام دیگر برای سرقت فرمول توسط پلانکتون، آقای خرچنگ برای باب اسفنجی از گذشته خود با این رقیب سرسخت میگوید. در دوران جوانی، این دو دوستان صمیمی بودند که توسط همسالان خود طرد شده بودند. آنها تلاش میکنند تا برای محبوب شدن، دستور پخت جدیدی برای همبرگر ابداع کنند، اما این کار نقطه پایانی بر دوستی آنهاست. قسمت «دوست یا دشمن» داستانی زیبا و در عین حال تراژدیک درباره این موضوع است که چگونه یک رقابت میتواند یک رابطه خوب را نابود کند. هم آقای خرچنگ و هم پلانکتون روایت تحریفشده خاص خودشان را از دلیل پایان یافتن دوستیشان دارند و همانطور که میدانید، داستان واقعی چیزی بین این دو روایت است.
منبع: Collider
دوبله کمدی انیمیشنهای 2026؛ میزگیم با سپهر و ستایش













بالاخره یه مقاله جالب
[…] بهترین قسمتهای آقای خرچنگ در کارتون باب اسفنجی […]
[…] بهترین قسمتهای آقای خرچنگ در کارتون باب اسفنجی […]