تکرار همان سکانس اول و همیشگی صبحهای دکستر، اولین نشانهای بود که حس کردم سریال Dexter: Resurrection قرار است دکستر مورگان را با تمام قوا به همان شخصیتی تبدیل کند که میشناسیم و دوستش داریم. در فصل دوم Dexter: Resurrection این سریال دنباله، طرفداران با چهرهای تازه از قاتل زنجیرهای خودخوانده و عدالتجوی محبوبمان روبهرو میشوند و از همه مهمتر، خود دکستر هم دارد خودش را از زاویهای جدید میبیند. در ادامه نقد فصل دوم سریال Dexter: Resurrection با همراه مجله بازار باشید.
این بار دکستر در میان یادآوریهایی از چیزی قرار گرفته که بهطرز طعنهآمیزی سرنوشت خودش نیز هست. او این بار در موقعیتی تاریک و متفاوت گرفتار شده است اما اشتباه نکنید چون هنوز سرپاست و هر لحظه آماده است تا کار خودش را انجام دهد. محور اصلی فصل این ایده است که دکستر، با وجود تمام تلاشهایش، دیگر از نظر جسمانی مثل گذشته توانمند نیست. این مسئله برای او دردسرساز شده چراکه برای مقابله با قربانیان احتمالیاش باید سریعتر، قویتر و باهوشتر از آنها باشد. دو قسمت ابتدایی فصل دوم که برای منتقدان جهت بررسی فرستاده شدهاند، بهشدت بر مضمون بحران میانسالی تمرکز دارند. تعلیق داستان نیز از این پرسش ناشی میشود که این وضعیت دکستر را به کدام سمت خواهد برد. داستان میتواند به مسیرهای مختلفی کشیده شود که هیچکدام پایان خوشی ندارند.
فصل دوم سریال Dexter: Resurrection | بحرانهای میانسالی، روان آشفته و بدنی که پیر شده

فصلی که بر اضطرابهای دکستر در دههی پنجاه زندگیاش تمرکز دارد، فرصتی فراهم میکند تا دوباره به یکی از جذابترین پرسشها دربارهی این شخصیت فکر کنیم که چه چیزی دکستر را به آدمی که امروز هست تبدیل کرده؟ آیا آسیبهای دوران کودکی عامل این وضعیت بودهاند یا او از همان ابتدا با یک Dark Passenger متولد شده بود؟ ناگهان میبینیم دکستر درست مثل هر مرد میانسال دیگری رفتار میکند که با ترسناکترین دشمن زندگیاش، یعنی گذر زمان، روبهرو شده است. این وضعیت برای شخصیتی که هیچوقت احساس نکرده به دیگران تعلق دارد یا وجه اشتراکی با آدمهای معمولی دارد، بهشکلی عجیب قابلدرک است.
لحظات ظریفی نیز وجود دارند که بهسرعت کمبود احساسات انسانی متعارف در دکستر و ناتوانیاش در درک نشانههای اجتماعی را به ما یادآوری میکنند. این موضوع تا حد زیادی از طریق روایت درونی همیشگی او منتقل میشود، روایتی که همچنان یکی از بزرگترین نقاط قوت سریال است و مثل همیشه هوشمندانه و بامزه باقی مانده است. البته او قرار نیست طبق کلیشههای رایج بحران میانسالی، برای اثبات مردانگی و تواناییهایش سراغ خرید یک ماشین اسپرت برود، تعطیلات رویایی بگذراند یا با کسی که نصف سن خودش را دارد قرار ملاقات بگذارد زیرا دکستر دقیقاً چیزی را میخواهد که تمام دوران بزرگسالیاش را صرف دوری از آن کرده بود، او حالا میخواهد دیده شود واین برای دکستر دقیقاً همان چیزی است که ممکن است نابودش کند.
نیاز به جلب توجه و بهرسمیتشناختهشدن، یکی از ویژگیهای کلاسیک هر سایکوپاتی است پس بنابراین از این نظر عجیب است که دکستر تا امروز چنین نیازی را احساس نکرده بود. او همیشه از کار در سایهها راضی بود و نوعی تایید را از هری (جیمز رمار) دریافت میکرد. البته هری صرفاً تجسمی از روان خود دکستر بوده و در نتیجه نمیتوان او را چندان به حساب آورد. دکستر دههها خودش را قهرمانی میدانسته که جهان را از شرارت پاک میکند اما حالا میبیند که هیچ دستاوردی از این کارها برایش باقی نمانده و این اصلاً کافی نیست. این وضعیت ذهنی خطرناکی است که دکستر در آن گرفتار شده است.
فصل دوم سریال Dexter: Resurrection | ارواحی از آینده و گذشته دکستر

میل تازه دکستر به دیدهشدن، از این آگاهی سرچشمه میگیرد که دیگر نمیتواند مثل گذشته قتلهایش را بهآسانی برنامهریزی و اجرا کند و شاید بهترین روزهای زندگیاش پشت سر گذاشته شده باشند. از این نظر، دان فرامت (برایان کاکس)، قاتل بدنام بازنشسته نیویورکی و یکی از چندین شخصیت تازه این فصل، تصویری احتمالی از آینده دکستر را به نمایش میگذارد. فرامت تمام عمرش را به کشتار گذرانده، اما تا همین اواخر حتی نامی از او برده نمیشد.
از سوی دیگر، اوون استارک، معروف به «قاتل پنج منطقه» (دن استیونز)، یادآور دکسترِ گذشته است. او جوان، باهوش و چابک است و سالهای زیادی پیش رو دارد. انگار کارمند تازهوارد و آیندهداری در شرکت قاتلان زنجیرهای باشد که میتواند بهمحض بازنشستگی فرامت (یا مرگش؟) از دکستر سبقت بگیرد و جایگاه مدیرعامل جدید را تصاحب کند. در این میان، چه چیزی برای دکستر باقی میماند؟ چیزی بیشتر از یک ساعت و یک ماگ بهعنوان هدیه سالهای خدمتش نصیب او نخواهد شد.
برای نخستین بار به نظر میرسد دکستر واقعاً از این موضوع ناراحت است که دههها فعالیت و صدها قتلی که جان بیشمار انسان را نجات دادهاند، بدون هیچ توجهی باقی ماندهاند. او عملاً نسخهی مخصوص خودش از داستان «سرود کریسمس» را تجربه میکند، داستانی که در آن ارواح گذشته، حال و آینده به سراغش میآیند و او را در آستانه نقطه عطفی سرنوشتساز در زندگیاش همراهی میکنند. تماشای حضور پررنگتر رمار در نقش هری هم لذتبخش است، او به پسرش کمک میکند از این بحران شخصی عبور کند. شاید بتوان گفت این نخستین بار است که هری فرصت پیدا میکند مانند یک پدر معمولی، پسرش را در یکی از مقاطع دشوار زندگی راهنمایی کند.
فصل دوم سریال Dexter: Resurrection | دنیاها در حال برخورد با یکدیگر هستند

البته دکستر فرصت زیادی برای غرقشدن در خوداندیشی ندارد چراکه دو قسمت ابتدایی داستانهای زیادی را در چند ساعت روایت میکنند و پایههای چیزی را میسازند که به نظر میرسد فصلی حماسی باشد. در کنار مجموعهای تازه از قاتلان که باید با آنها روبهرو شود، یک دوراهی اخلاقی نیز درباره هریسون (جک آلکات) پیش روی او قرار دارد. بهدلیل پرش زمانی سهساله، هریسون حالا خودش یک افسر پلیس است. وظیفه او اجرای قانون است اما ماموریت خودخوانده پدرش برای برقراری نوعی عدالت شخصی و خودسرانه، همیشه با این وظیفه همراستا نیست. نمیتوان جلوی این فکر را گرفت که آیا این تضاد در نهایت میان پدر و پسر شکاف ایجاد خواهد کرد یا نه.
در همین حال، فرامت صرفاً یک قاتل دیگر نیست که کارآگاه کلودت والاس (کادیا سراف) بخواهد او را دستگیر کند. او بیش از دو دهه است که بیوقفه در تعقیب فرامت بوده و در این مدت ساعتهای بیشماری را به شنیدن آهنگ «Stayin’ Alive» از گروه بی جیز گذرانده تا راهی برای حل این پرونده پیدا کند. وقتی میدانیم او تا این اندازه به دستگیریاش نزدیک شده، دلمان میخواهد والاس کسی باشد که کار فرامت را یکسره میکند اما از طرف دیگر، آیا دیدن او روی میز دکستر هم میتواند به همان اندازه رضایتبخش نباشد؟

این نخستین بار از زمان سریال اصلی است که دکستر فردی را شکار میکند که پلیس از وجودش خبر دارد، درحالیکه یکی از اعضای خانوادهاش نیز با نیروهای مجری قانون همکاری میکند. نحوه برخورد دکستر با این وضعیت اهمیت زیادی خواهد داشت. آیا او واقعاً توانایی دوستداشتن و احترامگذاشتن به فرد دیگری را دارد، آن هم با وجود وسواسهایش و تعهدی که به «قانون» دارد؟ یا دست به عمل خواهد زد و به هریسون نشان خواهد داد که نیازهای خودخواهانهاش همیشه در اولویت قرار دارند؟
فصل دوم سریال Dexter: Resurrection | آیا دکستر در حال تغییر به سمت بهترشدن است؟

هرچند تمرکز بر بحران میانسالی منطقی به نظر میرسد اما فصل کمی بیش از اندازه روی این موضوع تاکید میکند. دکستر دیگر در دهه سی زندگیاش نیست اما همچنان مردی سالم و آماده است. این شیوه پرداخت ممکن است او را شخصیتی ناتوان جلوه دهد، نه توقفناپذیر، چیزی که درست در نقطه مقابل دلیل علاقه طرفداران به او قرار دارد. خوشبختانه، دو قسمت ابتدایی نشان میدهند که شاید تغییر مسیر داستان بتواند نتیجه خوبی داشته باشد. ممکن است دکستر مجبور شود با دیگران همکاری کند، نه به این دلیل که خودش چنین چیزی میخواهد بلکه چون دیگر این امکان را ندارد که همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. این لحظه برای شخصیتی که تمام عمرش باور داشته بهتنهایی بهتر عمل میکند و هر بار که سعی کرده این باور را تغییر دهد با عواقب آن روبهرو شده، نقطه عطفی جذاب و تعیینکننده است.
دو قسمت اول Dexter: Resurrection با تکیه بر ساختار فنی استاندارد، دکوپاژ مهندسیشده و درخشش دوباره بازیگر اصلیاش، شروعی کاملاً امیدوارکننده ارائه میدهند پس اگر به دنبال بازگشت به روزهای اوج این مجموعه و یک درام جنایی-تاریک جاندار هستید، تماشای این فصل بدون شک هواداران قدیمی و جدید را راضی خواهد کرد. دیدگاهتان را دربارهی این سریال با سایر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: CBR
بازیهای معروفی که نمیشناسی! میزگیم با امید لنون و کسری کریمی طار









نظرات