
دیزنی (Disney) یکی از بزرگترین استودیوهای فیلم و انیمیشنسازی جهان است؛ اما در طول سالها سهم قابلتوجهی هم از آثار شکستخورده در گیشه داشته که این ۱۰ مورد، بزرگترین آنها محسوب میشوند.
بررسی دقیق عملکرد آثار دیزنی در طول سالها، تصویر پیچیدهای را نشان میدهد و تعیین اینکه دقیقا کدام فیلم شکست گیشهای بزرگتری داشته، به شکل شگفتآوری دشوار است. مقایسه مستقیم بودجه تولید با فروش گیشه در نگاه اول منطقیترین روش به نظر میرسد؛ اما بودجهها معمولا هزینههای بازاریابی اثر را در نظر نمیگیرند و همیشه هم بازتاب دقیقی از هزینه نهایی ساخت یک فیلم نیستند. علاوه بر این، هزینههای تبلیغات استودیو و سهم سینماداران از فروش بلیت، محاسبات را پیچیدهتر میکنند.
از سوی دیگر، بسیاری از فیلمهای دیزنی که در بحبوحه همهگیری کووید-۱۹ و پس از آن اکران شدند نیز به دلیل تغییر استراتژیهای استودیو در آن دوره، فروش بسیار پایینتری داشتند. به همین دلیل، منطقی نیست که این موارد را در فهرست شکستهای مالی قرار دهیم. در مقابل، فیلمهای بسیار دیگری از دیزنی وجود دارند که بدون تردید شکست خوردهاند؛ آن هم به دلایلی کاملا متفاوت، از مشکلات مربوط به استراتژی برند گرفته تا عوامل دیگر.
دیگ سیاه (The Black Cauldron)

دیگ سیاه در زمان اکرانش در سال ۱۹۸۵، گرانترین انیمیشن تاریخ محسوب میشد و با بودجهای ۴۴ میلیون دلاری ساخته شده بود؛ اما تنها ۲۱ میلیون دلار در گیشه فروش داشت. دیزنی در آن دوران هنوز آن غول صنعت سرگرمی امروزی نبود و این شکست باعث شد تا استودیوهایی مانند Don Bluth Productions که بخش قابلتوجهی از نیروهای مستعد دیزنی را جذب کرده بودند، بیش از پیش رشد کنند.
اگر دوران رنسانس دیزنی با اکران انیمیشن پری دریایی کوچولو (The Little Mermaid) در سال ۱۹۸۹ آغاز نمیشد، دیگ سیاه میتوانست آغازگر پایان این استودیو باشد. به همین دلیل، با وجود اینکه میزان ضرر مالی آن در مقایسه با برخی دیگر از فیلمهای این فهرست کمتر است، دشوار است که آن را یکی از بزرگترین شکستهای گیشهای دیزنی ندانیم.
مریخ به مادرها نیاز دارد (Mars Needs Moms)

برای مدتی به نظر میرسید که تقریبا تمام استودیوها و کارگردانان به ساخت انیمیشنهایی با استفاده از فناوری پرفورمنس کپچر (Performance Capture) علاقهمند شدهاند. شرکت ImageMovers Digital نیز به عنوان یک سرمایهگذاری مشترک میان رابرت زمکیس (Robert Zemeckis) و استودیوی والت دیزنی تأسیس شد تا از محبوبیت این سبک بهره ببرد.

دومین انیمیشن این شرکت یعنی مریخ به مادرها نیاز دارد که در سال ۲۰۱۱ اکران شد، خیلی زود به یک شکست بزرگ در گیشه تبدیل شد و در پی آن، استودیو بخش عمده کارکنانش را تعدیل کرد و بعد از مدت کوتاهی نیز به فعالیت خود پایان داد. وقتی این انیمیشن پس از اکران با وجود بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری، تنها ۳۹ میلیون دلار فروش داشت، مشخص شد که این تصمیم چندان هم بیدلیل نبوده است.
سیاره گنج (Treasure Planet)

دوران پس از رنسانس دیزنی، دورهای جالب برای این استودیو بود؛ دورانی که در آن چند موفقیت و چند شکست بسیار بزرگ رقم خورد و دیزنی به تدریج از انیمیشنهای دوبعدی فاصله گرفت و بیشتر به انیمیشنهای کامپیوتری وابسته شد. انیمیشن سیاره گنج با وجود بودجه ۱۴۰ میلیون دلاری، تنها ۱۱۰ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت و شکست آن در گیشه بازتابی از تغییر سلیقه مخاطبان بود؛ چراکه تماشاگران بیش از گذشته به انیمیشنهای کامپیوتری علاقهمند شده بودند. اگرچه سیاره گنج آخرین انیمیشن دوبعدی دیزنی نبود، اما شکست آن در گیشه را میتوان آغازگر پایان دوران انیمیشنهای دوبعدی در دیزنی دانست.
سفید برفی (Snow White)

تأثیر سفید برفی بر دیزنی هنوز به طور کامل مشخص نیست. این فیلم یک شکست بسیار بزرگ در گیشه بود و با وجود بودجهای نزدیک به ۳۳۷ میلیون دلار، تنها ۲۰۵ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. برای مدتی به نظر میرسید که این شکست میتواند به پایان ساخت بازسازیهای لایو اکشن دیزنی منجر شود و حتی روند توسعه فیلم گیسو کمند (Tangled) نیز با توقف مواجه شد.

با این حال، تنها چند ماه بعد، لیلو و استیچ (Lilo & Stitch) در سینماها اکران شد و به یکی از پرفروشترین فیلمهای سال ۲۰۲۵ تبدیل شد. این موفقیت باعث شد تا پروژه گیسو کمند دوباره وارد مرحله توسعه شود؛ اما هنوز مشخص نیست که دیزنی در آینده تا چه اندازه میتواند در زمینه بازسازیهای لایو اکشن به موفقیت ادامه دهد.
جان کارتر (John Carter)

اندرو استنتون (Andrew Stanton) یکی از قابلاعتمادترین چهرههای خلاق پیکسار در زمینه ساخت آثار انیمیشنی بوده است؛ اما تلاش او برای ورود به دنیای فیلمهای لایو اکشن چندان موفقیتآمیز نبود. جان کارتر یکی از مشهورترین شکستهای گیشه در تمام دوران محسوب میشود و با وجود بودجهای ۲۵۰ میلیون دلاری، تنها ۲۸۴ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. در مجموع، برآورد میشود که این اقتباس سینمایی، نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار ضرر برای استودیو به همراه داشته باشد.
دلایل زیادی را میتوان برای این شکست مطرح کرد؛ اما تغییر نام فیلم از عنوان جذاب رمان یعنی شاهدخت مریخ (A Princess of Mars) به نام ساده و بیروح جان کارتر، قطعا کمکی به موفقیت آن نکرد. جان کارتر برای دیزنی یک شکست بسیار بزرگ بود و حتی ممکن است باعث شده باشد که استودیو در استراتژی خود برای ساخت مجموعههای سینمایی و همچنین فیلمهای علمی-تخیلی جدید تجدیدنظر کند.
به نظر شما ناراحتکنندهترین شکست گیشهای دیزنی کدام است؟ دیدگاه خود را در قسمت کامنت برای ما بنویسید.
منبع: Screenrant
بازیهای خفنی که یادتون رفته؛ میزگیم با امید لنون – قسمت دوم














پس تعجبی هم نداره هیچکدوم رو ندیدم