در این مطلب به نقد و بررسی بازی Gears of War: E-Day میپردازیم و به این سوال پاسخ میدهیم که آیا انحصاری جدید ایکسباکس بازی خوبی است یا نه؟ در ادامه همراه مجله بازار باشید.
نزدیک به هفت سال از انتشار آخرین نسخه اصلی سری گیرز او وار میگذرد و اگر تا پیش از این فکر میکردید این مجموعه چیزی جز یک اثر تاریخمصرفگذشته از دوران ایکسباکس ۳۶۰ نیست، کاملاً حق داشتید. نسخه جدید یعنی Gears of War: E-Day شاید داستان را به روزهای ابتدایی خود بازگرداند اما استودیو کوآلیشن (The Coalition) هرگز در زمینه نوآوری و خلق ایدههای تازه کوتاه نیامده است؛ درواقع این استودیو بهترین دستاورد خود را از زمان در دست گرفتن این فرنچایز ارائه داده و به طرفداران دلایل بیشماری میدهد تا دوباره برای این شوترِ سنگرمحور هیجانزده شوند.
مارکوس (Marcus) و دام (Dom) با بازگشت به نقشهای اصلی خود، به شهر کالونا میروند تا به عنوان قهرمانان جنگهای بهتازگی پایانیافتهی پندولوم مورد تجلیل قرار بگیرند. متأسفانه این صلح و آرامش بسیار کوتاه است، چرا که یک تهدید ناشناخته به نام لوکاستها (Locusts) از دل زمین بیرون میآیند و با به بار آوردن ویرانی مطلق، بشریت را با خطری کاملاً جدید روبهرو میکنند. روز خروج بدون شک سرنوشتسازترین و مهمترین لحظه در تاریخچهی داستانی این بازی به شمار میرود؛ تماشای وقوع این رویداد شوم به همان اندازه که وحشتناک است، شگفتانگیز و نفسگیر نیز به نظر میرسد.

از همان دقایق ابتدایی، این اثر دقیقاً حس و حال یک بازی در ژانر وحشت را به شما القا میکند؛ هیولاهایی در اشکال و اندازههای مختلف از زیر زمین میجوشند، غیرنظامیانِ در حال فرار را تکهتکه میکنند و تمام واکنشهای نظامی انسانها را در هم میشکنند. شما در طول سه روز شاهد تقلا و تلاش سراسیمهی نژاد بشر برای مقابله با این حمله غافلگیرکننده هستید، درحالیکه شدت خشونت و تعداد بیشمار نیروهای مهاجم آنها را کاملاً مستأصل و فلج کرده است. تماشای سقوط لحظهبهلحظهی شهر کالونا و دیدن اینکه چگونه هر یک از تلاشهای ناامیدانهی انسانها توسط این ارتش تاریکی خنثی میشود، لوکاستها را به عنوان یک تهدید واقعی و ملموس در ذهن مخاطب تثبیت میکند. برای نجات این شهر هیچ کاری از دست شما برنمیآید و مهم نیست چند صد دشمن را از دم تیغ بگذرانید، چرا که سرنوشت کالونا از پیش مهروموم شده است. این احساس درماندگیِ مطلق، در تضادی عجیب با این واقعیت قرار دارد که شما در حال کنترل شخصیتهایی هستید که عملاً تانکهای متحرک و تا دندان مسلح محسوب میشوند؛ با این حال، چنین پارادوکسِ داستانی و گیمپلی به طرز خارقالعادهای در بازی جواب داده و تجربهای بینقص را خلق کرده است.
در این مسیر، دو شخصیت جدید به نامهای مگز (Mags) و لوکاس (Lucas) به مارکوس و دام میپیوندند که چه بازی را بهصورت تکنفره و چه به شکل همکاری (Co-op) تجربه کنید، در تمام طول مسیر، همتیمیهای شما باقی خواهند ماند. این دو شخصیت علیرغم کارآمدی و مهارت بالا در مبارزات، در بخش داستانی اهمیت بهمراتب بیشتری دارند؛ چرا که در کنار مارکوس و دام که هنوز با اندوه از دست دادن برادر دام یعنی کارلوس دستوپنجه نرم میکنند، مگز به عنوان یک سربازِ سابق و بااراده، دقیقاً در لحظهی ظهور لوکاستها دوباره و با بیمیلی وارد میدان نبرد میشود. در سوی دیگر، شخصیت لوکاس خودش را بهعنوان یک سربازِ تازهکار، قانونمدار و پر از اطلاعاتِ بیفایده معرفی میکند و با اینکه برای مدت زیادی در طول داستان توسعهنیافته باقی میماند، اما در اواخرِ بازی اتفاقی برای او رخ میدهد که باعث میشود این نیروی تازهنفس دقیقاً همتراز با مارکوس، دام و مگز قرار بگیرد (فقط ای کاش این اتفاق زودتر در روند بازی رخ میداد).

نسخه جدید گیرز او وار کلکسیونی حیرتانگیز از تیراندازیهای نفسگیر را ارائه میدهد که با مکانیزمهای حرکتی و تواناییهای تاکتیکیِ ارتقایافته، میدانهای نبردِ استادانه، جلوههای بصری خیرهکننده و یک زرادخانهی قدرتمند و متنوع از سلاحها و تجهیزات پشتیبانی میشوند. بازی Gears of War: E-Day بهشکلی هوشمندانه نحوهی پیشروی در ماموریتها را متحول کرده است؛ بهطوری که دیگر خبری از مسیرهای مستقیم و خطی نسخههای اولیه یا مناطقِ بیشازحد باز و وسیعِ گیرز ۵ نیست و شهر کالونا خیابانهایی پر از آیتمهای جمعکردنی، ارتقاها و ماموریتهای فرعی را پیش روی شما میگذارد. من از گشتزنی در تکتک خیابانهای متروکه، کوچههای پر از آوار و مغازههای سوخته برای پیدا کردن آیتمها لذت بردم و آگاهانه از مسیر اصلی خارج شدم تا با انجام ماموریتهای جانبی، به بازماندگانِ سرگردان کمک کنم و جعبههای سخت و سنگینِ پر از مادهای (Mods) تسلیحاتی را پیدا کنم.

این مادها به شما اجازه میدهند تا هر سلاح و البته زره و تواناییهای تاکتیکی خود را دقیقاً مطابق با سبک بازیِ شخصیتان شخصیسازی کنید. من عاشق متلاشی کردنِ سرِ دشمنان با یک تفنگ تکتیرانداز لانگشات (Longshot) بودم که مادِ بارگذاریِ فوری پس از هدشات روی آن نصب شده بود؛ همچنین از ذوب کردنِ کسانی که جرات میکردند با شاتگانِ اینسینریتر (Incinerator) به سمتم یورش بیاورند بینهایت لذت میبردم (مخصوصاً وقتی که با یک ماد، برد این سلاح را به قیمتِ کاهشِ پراکندگیِ ساچمهها و افزایش آسیبرسانی بیشتر کرده بودم). در ادامه، ترکیب کردن یک مادِ زره که بارگذاریهای بینقص (Perfect Reloads) را با آسیب بیشتر و کشتارهای نزدیک را با بازیابیِ خط سلامتی پاداش میداد در کنار تواناییهای تاکتیکی که همتیمیها را درمان یا دشمنان را علامتگذاری میکرد، باعث شد حتی در برابر لشکری از دشمنان و موانعِ غیرقابلعبور نیز احساس قدرت و توقفناپذیری داشته باشم.
پس از به پایان رساندن کمپینِ داستانیِ فوقالعادهی E-Day، نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم و تشنهی محتوای بیشتری بودم؛ خوشبختانه بخش چندنفره (Multiplayer) بدون شک در آینده لحظات سرگرمکنندهی فراوانی را به ارمغان خواهد آورد. حالت رویارویی (Versus) بهشدت به اصالت و ریشههای این فرنچایز وفادار مانده است؛ فرقی نمیکند در حال تجربهی دثمچ تیمی (Team Deathmatch) باشید، برای کنترل منطقهها (Zone Control) بجنگید یا حالت جدید کروسیبل (Crucible) را امتحان کنید، چرا که این بخش دقیقاً همان سطح از هرجومرجِ جنونآمیزی را ارائه میدهد که طرفداران همیشه انتظارش را داشتهاند. من از شیرجه زدن در لیستهای پخشِ اجتماعی (Social Playlists) برای محک زدن مهارتهایم در برابر بازیکنانی از سراسر جهان لذت میبرم اما سیستمِ تطبیقِ بازیکنان (Matchmaking) بیشازحد سطح و کلاسِ افراد را نادیده میگیرد؛ به حدی که حسابِ دفعاتی که توسط بازیکنانی با سطح بسیار بالاتر از خودم لتوپار شدم از دستم دررفته است (هرچند امیدوارم با پر شدن سرورها و آغازِ رقابتهای رتبهبندی یا Ranked، این سیستم نیز بهبود پیدا کند).
بخش هورد سیج (Horde Siege) دقیقاً همانجایی است که قصد دارم از این به بعد بیشترِ وقتم را در آن سپری کنم. نسخه جدید گیرز او وار در این تکاملِ تازه از حالتِ کلاسیک و دفاعِ موجمحور، با دستودلبازیِ تمام از ژانر شوترِ استخراجی (Extraction Shooter) الهام میگیرد. شما در قالب یک جوخه، از خیابانهای بازِ شهر کالونا برای انجام ماموریتهای بازیکن در برابر محیط (PvE) استفاده میکنید. با اینکه میتوانید مستقیماً به سمتِ هدف اصلیِ خود هجوم ببرید و درخواستِ خروج بدهید؛ اما من بیشتر از انجامِ اهدافِ جانبی در کنار همتیمیهایم لذت بردم تا بتوانم برای کلاسِ شخصیتیِ خودم امتیازاتِ ارتقا کسب کنم. حضور جوخههای متحد در یک جلسهی مشترک، فرمولِ این بخش را به اوجِ خود میرساند و همزمان با عقب راندنِ تهدید لوکاستها از طریق ماموریتهای متمایزی که گاهی با هم تلاقی پیدا میکنند، درها را به روی داستانسراییِ نوظهور باز میکند. هرچند گاهی اوقات دلم برای نسخههای پیچیدهتر و استراتژیکترِ هورد در بازیهای قبلی تنگ میشود، اما یک حالت استاندارد با ۱۰ موج از دشمنان برای رفعِ عطش و راضی نگهداشتنِ من کاملاً کافی است.
بازی Gears of War: E-Day تا حد ممکن به یک پکیجِ کامل و بینقص نزدیک است و بهشکلی مؤثر با دورانِ اوجِ این سری رقابت میکند. ایراداتِ جزئی در داستان یا سیستم تطبیقِ بازیکنان، در برابرِ روایتِ ترسناکِ تاریکترین ساعاتِ بشریت و پیامدهای نفسگیرِ این تهاجمِ همهجانبه کاملاً رنگ میبازند. تماشای بازگشت مارکوس و دام به میدان نبرد در دورانِ اوجشان، برای یک طرفدار قدیمی مثل من چشماندازی بهشدت هیجانانگیز است؛ اما اگر همهچیز فقط به یک بازیِ نوستالژیک خلاصه میشد، این تجدید دیدار هیچ معنایی نداشت. در عوض این اثر با حفظِ هسته و قلبِ تپندهی فرنچایز، در تمامِ زمینههای درست نوآوری به خرج میدهد و بازگشتِ این مجموعه را با یکی از بهترین (و شاید بهترین) نسخههای تاریخِ خود مُهروموم میکند.
نظر شما نسبت به بازی گیرز او وار E-Day چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Gameinformer
بازیهای معروفی که نمیشناسی! میزگیم با امید لنون و کسری کریمی طار

| نقاط قوت | نقاط ضعف |
|---|---|
| فضاسازی تاریک و انتقال بینقصِ حس وحشت. | روند کُندِ پردازش کرکترهای جدید در نیمهی اول داستان. |
| شخصیسازی عمیق تجهیزات با مادهای متنوع. | ضعف و نابرابری آزاردهنده در سیستم تطبیق بازیکنان (Matchmaking). |
| طراحی عالی محیطها و ماموریتهای جانبی جذاب. | |
| بخش چندنفرهی بهشدت اعتیادآور (بهویژه حالت هورد سیج). |









نظرات