نقد و بررسی انیمیشن GOAT
انیمیشن GOAT در دورانی از راه رسیده که آثار پویانمایی بیش از هر زمان دیگری در حال عبور از مرزهای سرگرمی صرف هستند و تلاش میکنند مفاهیم عمیقتری را در قالب داستانهایی پرجنبوجوش و شخصیتهایی بهیادماندنی ارائه دهند. در سالهای اخیر، انیمیشنها نهتنها مخاطبان کودک، بلکه نوجوانان و حتی بزرگسالان را نیز هدف قرار دادهاند و با ترکیب طنز، هیجان و پیامهای انسانی، به آثاری چندلایه تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، هر اثر جدیدی که وارد میدان میشود، ناگزیر با انتظارات بالای مخاطبان و منتقدان روبهرو است.
در این میان، GOAT تلاش میکند با تکیه بر روایت متفاوت، طراحی بصری چشمگیر و فضاسازی منحصربهفرد، جایگاه ویژهای در میان آثار جدید انیمیشنی پیدا کند. این اثر با رویکردی که هم به سرگرمکردن وفادار میماند و هم سعی دارد مفاهیمی الهامبخش را در دل داستان خود جای دهد، از همان ابتدا کنجکاوی مخاطبان را برمیانگیزد. بررسی این انیمیشن فرصتی است برای واکاوی اینکه GOAT تا چه اندازه توانسته میان جذابیت بصری، روایت داستانی و پیامهای درونی تعادل برقرار کند و آیا میتواند به اثری ماندگار در حافظه مخاطبان تبدیل شود یا نه.
تحول یک استودیو و ادامه مسیر موفقیت با انیمیشن GOAT

انیمیشن Goat داستانی ورزشی و الهامبخش درباره بز جوانی است که رؤیای حضور در یک رقابت حرفهای را دنبال میکند
استودیو انیمیشن سونی پیکچرز مسیر طولانی و پر فراز و نشیبی را از روزهای تولید آثاری مانند The Emoji Movie و The Smurfs طی کرده است. البته این به معنای ضعیف بودن آثار ابتدایی این استودیو نیست؛ در میان تولیدات آن دوره نیز گاهی آثار درخشانی دیده میشدند (برای مثال هنوز هم میتوان گفت Surf’s Up برداشت بسیار هوشمندانه و خلاقانهای از مستندهای ورزشی ارائه داده بود). با این حال، این استودیو در سال ۲۰۱۸ با اکران انیمیشن برنده اسکار Spider-Man: Into the Spider-Verse عملاً خود را بازآفرینی کرد؛ اثری که تأثیری دائمی و خلاقانه بر صنعت انیمیشن گذاشت. پس از آن، تقریباً همه استودیوهای بزرگ فیلمسازی تلاش کردند سبک ترکیبی و عامدانه ناهماهنگ میان انیمیشن دوبعدی و سهبعدی را تجربه کنند؛ سبکی که بعدها در آثاری مانند Puss in Boots: The Last Wish و Teenage Mutant Ninja Turtles: Mutant Mayhem نیز دیده شد.
این استودیو بهتازگی از موفقیت یکی از بزرگترین پروژههای خود یعنی انیمیشن KPop Demon Hunters خارج شده است؛ اثری که تابستان گذشته توجه مخاطبان سراسر جهان را به خود جلب کرد و پیشبینی میشود در فصل جوایز نیز عملکرد درخشانی داشته باشد. با این حال، این فیلم برخلاف بسیاری از آثار مهم انیمیشنی، اکران سینمایی نداشت و مستقیماً از طریق پلتفرم نتفلیکس منتشر شد. به همین دلیل، GOAT که یک کمدی ورزشی و داستان بلوغ با محوریت بسکتبال است، نخستین اکران سینمایی این استودیو طی نزدیک به سه سال محسوب میشود. این پروژه با حضور ستاره NBA یعنی استفن کری بهعنوان تهیهکننده و صداپیشه یکی از شخصیتهای مهم و همچنین نخستین تجربه کارگردانی بلند Tyree Dilihay شکل گرفته است. GOAT با بهرهگیری از انیمیشنی چشمنواز، طنزی پرانرژی و داستانی گرم و احساسی، روند موفقیتهای اخیر این استودیو را ادامه میدهد.
داستان و خط روایی انیمیشن GOAT؛ روایتی از رؤیا، رقابت و اثبات خود

این اثر با ترکیب طنز، هیجان مسابقات و فضایی رنگارنگ، دنیایی سرگرمکننده و پرانرژی خلق میکند
داستان این انیمیشن در جامعهای کاملاً حیوانی روایت میشود؛ جهانی که از نظر فضاسازی شباهتهایی به آثار محبوبی مانند Zootopia و Sing دارد. این انیمیشن ماجرای بز جوانی به نام ویل هریس را دنبال میکند که صداپیشگی او را Caleb McLaughlin بر عهده دارد. مادر مرحوم او با صداپیشگی Jennifer Hudson در دوران کودکی، ویل را با ورزش محبوبی به نام «روربال» آشنا کرده است؛ ورزشی که از همان زمان به رؤیای بزرگ زندگی او تبدیل میشود. با این حال، مشکل اصلی ویل این است که روربال معمولاً توسط حیوانات بزرگتر و قدرتمندتر انجام میشود و حضور یک بز کوچک در این رقابت، در نگاه دیگران بیشتر شبیه یک شوخی به نظر میرسد.
ویل مانند بسیاری از ساکنان شهر زادگاهش، طرفدار سرسخت تیم روربال «تورنز» است؛ تیمی که دوران اوج خود را پشت سر گذاشته و حالا با افت عملکرد مواجه شده است. ستاره سالخورده این تیم، پلنگ سیاه جت فیلمور با صداپیشگی Gabrielle Union دیگر در اوج آمادگی نیست. زمانی که ویدیویی از رقابت مستقیم ویل با بازیکن متکبر و ارزشمند لیگ یعنی «مین اتراکشن» با صداپیشگی Aaron Pierre در فضای مجازی پخش میشود، مالک تیم تورنز یعنی فلو با صداپیشگی Jenifer Lewis تصمیم میگیرد ویل را به تیم دعوت کند.
در مسیر ورود به این تیم، ویل از حمایت دو دوست صمیمی خود یعنی هانا با صداپیشگی Sherry Cola و داریل با صداپیشگی Eduardo Franco برخوردار است، اما بسیاری از مردم و حتی همتیمیهای جدیدش به توانایی او شک دارند. جت بارها او را تحقیر میکند و سایر بازیکنان تیم از جمله آرچی اورهارت با صداپیشگی David Harbour، اولیویا برک با صداپیشگی Nicola Coughlan، لنی ویلیامسون با صداپیشگی Stephen Curry و مودو اولاشنکو با صداپیشگی Nick Kroll اعتماد چندانی به او ندارند. با این حال، روایت فیلم در ادامه به الگوی کلاسیک داستانهای ورزشی الهامبخش نزدیک میشود؛ جایی که ویل بهتدریج تلاش میکند تواناییهای خود را اثبات کند و احترام و اعتماد همتیمیهایش را به دست آورد
جلوههای بصری خیرهکننده و جهانسازی خلاقانه در GOAT

فیلم بر مفاهیمی مانند پشتکار، اعتمادبهنفس و اهمیت کار گروهی تمرکز دارد و تلاش میکند پیامهایی انگیزشی برای مخاطبان ارائه دهد
از همان لحظات ابتدایی، مهمترین عنصری که در GOAT توجه مخاطب را جلب میکند، سبک انیمیشن پرانرژی و رنگارنگ آن است؛ سبکی که تا حدی یادآور رویکرد بصری آثار مجموعه Spider-Man: Into the Spider-Verse محسوب میشود. طراحی متمایز شهر «واینلند» و ساکنان آن باعث شده حالوهوای این اثر تفاوت محسوسی با جهانی مانند Zootopia داشته باشد. هر ورزشگاه در فیلم هویتی مستقل دارد؛ از مسابقهای که در غاری با نیزههای سقوطکننده برگزار میشود گرفته تا نبرد نهایی که در زمینی آتشفشانی و مملو از مواد مذاب جریان دارد. تیم انیمیشن تلاش کرده اثری خلق کند که نهتنها کودکان، بلکه والدین را نیز مجذوب جلوههای بصری خود کند.
جهانسازی در GOAT یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم به شمار میآید و در کنار آن، تصویر نسبتاً دقیقی از فرهنگ هواداری ورزشی ارائه میدهد. از همان ابتدا مشخص میشود که تیم «واینلند تورنز» دیگر شکوه گذشته را ندارد، اما مردم شهر همچنان عاشق این تیم هستند. فیلم نشان نمیدهد که شهروندان از تیم خود ناامید شده باشند یا از حضور در مسابقات دست بکشند؛ بلکه این تیم همچنان محبوب باقی مانده است. در کنار این موضوع، فیلم از شوخیهای کلامی و ارجاعات بامزه نیز بهره میبرد؛ برای مثال بازی ویدیویی معروف بسکتبال به شکل «Roar 2K» بازآفرینی شده و توپ روربال نیز بهصورت سوراخدار طراحی شده تا بازیکنان پنجهتیز مانند جت نتوانند آن را پاره کنند.
اگرچه روربال بهوضوح الهامگرفته از بسکتبال است، اما فیلم تلاش میکند هویت مستقلی برای این ورزش بسازد. یکی از نکات جالب، حضور همزمان بازیکنان زن و مرد در تیمهاست؛ موضوعی که فیلم بدون تأکید یا توضیح اضافه آن را بخشی طبیعی از قوانین این جهان نشان میدهد و همین رویکرد حس تازگی و طبیعی بودن به فضای داستان میبخشد.
با این حال، فیلم گاهی با استفاده بیش از حد از تبلیغات تجاری از فضای خلاقانه خود فاصله میگیرد. برندهایی مانند Mercedes-Benz، Under Armour، PlayStation و DoorDash بهشکل محسوسی در فیلم دیده میشوند و این موضوع تا حدی مخاطب را از فضای داستان بیرون میکشد؛ حالتی شبیه تبلیغات میانبرنامهای که معمولاً در شبکههایی مانند نیکلدئون دیده میشود. البته چنین رویکردی برای اثری از سوی سونی پیکچرز چندان غافلگیرکننده نیست، اما حتی آثار مجموعه Spider-Verse نیز نشان داده بودند که میتوان تبلیغات را به شکلی خلاقانهتر و نامحسوستر در دل داستان جای داد.
پیام الهامبخش اما داستانی آشنا در GOAT

در کنار داستان احساسی، جلوههای بصری خلاقانه و شخصیتهای دوستداشتنی باعث میشوند این انیمیشن گزینهای مناسب برای تماشای خانوادگی باشد
انیمیشن GOAT فیلمی است که بر مفاهیمی مانند پشتکار، کار گروهی و باور به تواناییهای فردی تمرکز دارد. هرچند این مضامین بارها در آثار کودکانه و خانوادگی تکرار شدهاند، اما همچنان پیامهایی ارزشمند و تأثیرگذار به شمار میروند. این موضوع بهویژه در داستانهای ورزشی با محوریت قهرمانان کمامید یا همان «آندر داگ» کاملاً رایج است. با این حال، فیلم گاهی بیش از حد قابل پیشبینی جلوه میکند. البته باید در نظر داشت که مخاطب اصلی فیلم کودکان هستند، اما بسیاری از آثار خانوادگی سالهای اخیر توانستهاند در عین قابل حدس بودن، حس تعلیق و هیجان خود را حفظ کنند؛ مسئلهای که این انیمیشن همیشه در تحقق آن موفق نیست.
یکی از چالشهای روایت فیلم، زمان نسبتاً طولانیای است که صرف آمادهسازی ویل برای حضور در مسابقات میشود. بخش بزرگی از داستان حول نیمکتنشینی این قهرمان جوان و ناامیدی جت میگذرد و همین مسئله باعث میشود ریتم فیلم در برخی لحظات کند شود. در مقابل، زمانی که تیم تورنز بالاخره شروع به پیشرفت میکند، روایت با سرعتی بیش از حد جلو میرود و فرصت کافی برای پرداخت جزئیات این تحول در اختیار مخاطب قرار نمیگیرد.
مانند بسیاری از انیمیشنهای پرهزینه، GOAT از گروهی از صداپیشگان مشهور بهره میبرد. Caleb McLaughlin با اجرای صادقانه خود، شخصیت ویل را به قهرمانی دوستداشتنی و قابل همدلی تبدیل میکند. در سوی دیگر، Gabrielle Union در نقش جت حضوری قدرتمند دارد و بهخوبی جنبه سرسخت و رقابتی این شخصیت را به نمایش میگذارد. همچنین حضور صداپیشگانی مانند David Harbour، Nick Kroll و Patton Oswalt لحظات طنز قابلتوجهی را برای فیلم رقم میزند.
در طول سالها، فیلمهای خانوادگی متعددی با محوریت بسکتبال ساخته شدهاند؛ از Space Jam گرفته تا Like Mike. Goat نیز در ادامه همین مسیر قرار میگیرد و بهاحتمال زیاد طرفداران جوان ورزش بسکتبال را جذب خواهد کرد. در عین حال، فیلم به اندازه کافی طنز، احساس و جلوههای بصری جذاب دارد که والدین نیز بتوانند از تماشای آن لذت ببرند و تجربهای سرگرمکننده در کنار خانواده داشته باشند.
جمعبندی؛ چرا باید GOAT را تماشا کنیم؟
در میان انیمیشنهای ورزشی و خانوادگی، برخی آثار تنها برای سرگرم کردن ساخته میشوند و برخی دیگر تلاش میکنند فراتر بروند و احساسی الهامبخش در مخاطب ایجاد کنند. این انیمیشن با ترکیب داستانی ساده اما تأثیرگذار، جلوههای بصری خلاقانه و شخصیتهایی که بهراحتی میتوان با آنها همذاتپنداری کرد، موفق میشود تجربهای سرگرمکننده و در عین حال دلگرمکننده ارائه دهد. روایت تلاش یک قهرمان کوچک برای اثبات تواناییهایش، همان فرمول آشنایی است که بارها در سینما دیدهایم، اما این اثر با انرژی بصری بالا، فضای شاد و طنز دلنشین، آن را به شکلی تازه و جذاب بازآفرینی میکند.
نقطه قوت اصلی فیلم در این است که تنها به رقابت ورزشی محدود نمیشود، بلکه تصویری از اهمیت اعتمادبهنفس، پشتکار و ارزش کار گروهی ارائه میدهد. مخاطب در طول داستان، نهتنها شاهد رشد مهارتهای قهرمان داستان است، بلکه مسیر بلوغ شخصیتی او را نیز دنبال میکند؛ مسیری که یادآوری میکند موفقیت همیشه به قدرت فیزیکی یا استعداد ذاتی وابسته نیست، بلکه باور به خود و حمایت اطرافیان نقش مهمتری در رسیدن به هدف دارند.
از سوی دیگر، فضای رنگارنگ، طراحی خلاقانه جهان داستان و صحنههای پرهیجان مسابقات، باعث میشود فیلم از نظر بصری نیز کاملاً سرگرمکننده باشد. لحظات طنز، تعامل شخصیتها و ریتم پرانرژی روایت، تجربهای خلق میکند که برای تماشای خانوادگی کاملاً مناسب است.
در مجموع، اگر به داستانهای ورزشی، انیمیشنهای پرتحرک و روایتهایی که درباره دنبال کردن رؤیاها صحبت میکنند علاقه دارید، این فیلم میتواند انتخابی جذاب برای یک تماشای خانوادگی یا دوستانه باشد. اثری که یادآوری میکند گاهی بزرگترین موفقیتها از جایی آغاز میشوند که دیگران کمترین انتظار را دارند و همین نگاه امیدوارانه است که تماشای آن را ارزشمند و لذتبخش میکند.
منبع: مجله بازار
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات