
خاندان اژدها و پایان یک جنجال داستانی: طرفداران بالاخره میتوانند نفس راحت بکشند!
فصل سوم سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) حسابی گردوخاک به پا کرده و بحثهای داغی را درباره وضعیت فعلی دنیای بازی تاج و تخت (Game of Thrones) به راه انداخته است. خیلی از طرفداران از پیشرفتهای چشمگیر سریال در فاصله بین فصلهای دوم و سوم حسابی راضی هستند؛ با این حال، به نظر میرسد روی یک سری انتقادات اساسی، از نحوه پردازش شخصیتها گرفته تا سرعت پیشرفت داستان، توافق نظر وجود دارد. البته همانطور که از هر سریالی در دنیای بازی تاج و تخت انتظار میرود، همیشه بحث و جدلهای داغی هم سر این موضوع وجود دارد که سریال تا چه حد مجاز است داستان و تاریخچه اصلی کتابها را دستخوش تغییر کند.

در جریان فصل دوم خاندان اژدها، کاملاً روشن شد که سازندگان سریال میخواهند تغییرات بزرگی روی یکی از شخصیتهای مهم رمان آتش و خون (Fire & Blood) نوشته جرج آر. آر. مارتین اعمال کنند. این تصمیم واکنشهای ضد و نقیضی در بین هواداران به دنبال داشت و بسیاری را دلخور کرد؛ اما حالا، خاندان اژدها با یک دیالوگ ساده و بهظاهر بیاهمیت، با ظرافت تمام از کنار این چالش عبور کرده و پرونده آن را بسته است.
خاندان اژدها بالاخره به اژدهاسوار گمشدهاش ادای احترام میکند
در قسمت هفتم از فصل سوم که با عنوان “اژدها در زمستان” پخش شد، شاهزاده دیمون تارگرین (با نقشآفرینی مت اسمیت) به دیدار لیدی جین ارین در منطقه ویل (با بازی آماندا کولین) میرود. هدف او از این ملاقات، تضمین حمایت لیدی جین برای پنهان کردن دخترش رینا و اژدهای وحشی او، یعنی شیپاستیلر (گوسفنددزد)، از خشم ملکه رینیرا است. لیدی جین آب پاکی را روی دست دیمون میریزد و به او میگوید که این پنهانکاری دیگر جواب نمیدهد؛ چرا که مردم عادی منطقه ویل آشکارا شایعهپراکنی میکنند و میگویند: «یک دختر وحشی در کوهستان، که در میان گزنهها و گوسفندها زندگی میکند.»
شاید در نگاه اول این فقط یک اشاره گذرا به نظر برسد، اما برای طرفداران تیزبینی که مو به موی داستان را دنبال میکنند، این دیالوگ به شدت هدفمند طراحی شده است. این جمله کوتاه به سازندگان خاندان اژدها فرصت میدهد تا تغییر بزرگشان در تاریخچه بازی تاج و تخت را توجیه کنند؛ تغییری جنجالی که در آن، شخصیت اژدهاسواری به نام “نتلز” (Nettles به معنای گزنه) به طور کامل با شخصیت رینا تارگرین ترکیب شد. روایتی که لیدی جین از پخش شدن این اخبار در سراسر ویل ارائه میدهد، این احتمال را منطقی جلوه میدهد که “نتلز” در واقع فقط یک نام مستعار است که مردم محلی به رینا دادهاند. این ترفند هوشمندانه، ضمن ادای احترام به شخصیت محبوب و کتابی نتلز، روایت جدید سریال را بدون اینکه تضاد یا تناقض مستقیمی ایجاد کند، در دل داستان جا میاندازد.

اگر بخواهیم به کتاب آتش و خون برگردیم، “نتلز” یک دختر کاملاً معمولی، جوان، لاغراندام و تیرهپوست بود. وقتی رینیرا برای استفاده از تمام اژدهایان زرادخانه “تیم سیاه” فراخوان داد و درخواست اژدهاسواران بیشتری کرد، نتلز کسی بود که کمترین شانس را برای داوطلب شدن داشت. اما او با روشی مبتکرانه و با آوردن مداوم گوسفند برای شیپاستیلر تا زمانی که اژدها با او خو گرفت، توانست این جانور وحشی را رام و تصاحب کند. داستان نتلز شباهت عجیبی به سرنوشت رینا در سریال دارد، اما در این میان تفاوتهای اساسی و بزرگی هم به چشم میخورد.
نتلز در داستان کتاب، شخصیتی بسیار قهرمانانهتر داشت. او در کوران جنگ داخلی معروف به “رقص اژدهایان”، دوشادوش دیمون و دیگر اژدهاسواران تیم سیاه میجنگید. اما موفقیتهای او در نهایت بذر حسادت و بیاعتمادی را در دل ملکه رینیرا کاشت؛ ملکهای که به شدت شک کرده بود دیمون با نتلز وارد یک رابطه عاشقانه شده است. سرانجام، نتلز و شیپاستیلر در پهنه وستروس ناپدید شدند و با گذشت سالها، داستان آنها به یک اسطوره و افسانه تبدیل شد. در نقطه مقابل، نسخه کتابی رینا تارگرین در ادامه به یک مهره مهم سیاسی بدل میشود که با شکل دادن به اتحادها و پیوندهای ازدواج، نقشی کلیدی در آینده خاندان تارگرین ایفا میکند.

رینا تارگرین؛ شخصیتی فراتر از مرزهای بازی تاج و تخت
سازندگان خاندان اژدها تصمیم گرفتهاند به شخصیت رینا تارگرین (با بازی فیبی کمپل)، قوس داستانی بسیار بزرگتر و محوریتری نسبت به آنچه در آتش و خون خوانده بودیم، اختصاص دهند. رینا که کوچکترین دختر شاهزاده دیمون تارگرین و لینا ولاریون است، با شعلهور شدن آتش جنگ میان سبزها و سیاهها، روزهای سختی را برای پیدا کردن جایگاه و هدف واقعی خود پشت سر گذاشت. وقتی او نتوانست پیش از شاهزاده ایموند، اژدهای مادرش یعنی ویگار را تصاحب کند، ماموریتی جدید یافت؛ او به عنوان محافظ فرزندان پدرش و ملکه رینیرا (اما دارسی) — یعنی جافری، ویسریس دوم و ایگون سوم تارگرین — راهی منطقه ویل شد.
اما از این نقطه به بعد، خاندان اژدها یک انحراف مسیر تند و غیرمنتظره را رقم زد؛ سریال، رینا را وادار کرد تا وظیفهاش را رها کرده و به دنبال پیدا کردن اژدهای وحشی داستان برود. او در نهایت اژدها را پیدا میکند، اما با حقیقتی تلخ روبرو میشود: این اژدها قابل رام شدن نیست! کار به جایی میرسد که شیپاستیلر مستقیماً مقصر مرگ پسرعموی رینا، یعنی شاهزاده جاکریس، در نبرد خونین گولت (Battle of the Gullet) شناخته میشود.

تمام این اتفاقات در قسمت هفتم به نقطه اوج خود رسید؛ درست زمانی که رینیرا و اژدهاسوارانش، شیپاستیلر و رینا را که در منطقه ویل (تحت محافظت دیمون) پنهان شده بودند، پیدا میکنند. پس از یک درگیری نفسگیر، شیپاستیلر به سوی مقصدی نامعلوم پرواز میکند و رینا برای پیوستن دوباره به خانوادهاش، به دراگوناستون بازگردانده میشود.
با نگاهی به این روند، میتوان گفت که سریال خاندان اژدها یک مسیر خروج بینقص و استادانه برای ترکیب جنجالی شخصیتهای نتلز و رینا ایجاد کرده است. حالا رینا دوباره به جایگاه اصلی خود بازگشته تا همان مسیر داستانی تثبیتشده و جذابی را که در کتابها برایش نوشته شده بود، با قدرت ادامه دهد.
منبع: Comicbook
فانترین سرور ماینکرفت ایران با ایجنت امین














نظرات