فیلم ادیسه
اخبار سینما و انیمیشن خبر

چگونه تمام فیلم‌های کریستوفر نولان از پیش ادیسه را نوید داده‌اند؟

کریستوفر نولان (Christopher Nolan) نزدیک به سه دهه را صرف ساخت فیلم‌های ماندگاری کرده است؛ آثاری که بسیاری از آن‌ها شخصیت‌های اصلی باهوش اما عمیقاً آسیب‌دیده‌ای دارند که با مفاهیمی چون هویت، عذاب وجدان، فداکاری و موضوعات دیگر دست و پنجه نرم می‌کنند. اکنون سیزدهمین فیلم بلند مهم او یعنی ادیسه (The Odyssey)، اکران شده است؛ حماسه‌ای باشکوه که واقعاً احساس می‌شود با تمام کارنامه فیلم‌سازی نولان تا امروز پیوندهای عمیق و DNA مشترکی دارد و این شباهت فقط به حضور بازیگران مشترک محدود نمی‌شود.

این مطلب بخش‌هایی از آثار کریستوفر نولان را اسپویل می‌کند

دیدن تمام جنبه‌هایی که ادیسه را به نقطه اوج و جمع‌بندی آثار نولان تبدیل می‌کند، واقعاً شگفت‌انگیز است. در هسته اصلی، اقتباس نولان از حماسه سه‌هزارساله هومر درباره مردیست که پس از جنگی که او و جهان را برای همیشه دگرگون کرده، تلاش می‌کند تا راه بازگشت به خانه را پیدا کند. ادیسیوس با بازی مت دیمون (Matt Damon)، درگیر غرور و احساس گناه خود است و مخاطب را همراه او و یارانش به سفری پر از تهدیدهای فراطبیعی می‌برد؛ سفری که در نهایت، هنگام بازگشت به ایتاکا، به سفری برای دگرگونی و شناخت خویشتن نیز تبدیل می‌شود.

با در نظر گرفتن این موضوع، تقریباً همه فیلم‌های نولان از نظر درون‌مایه و مفاهیم اصلی، شباهت‌هایی با ادیسه دارند؛ مفاهیمی که در قلب این اثر نیز جای گرفته‌اند. در ادامه می‌بینیم که چگونه هر یک از فیلم‌های کریستوفر نولان، از تعقیب در سال ۱۹۹۸ گرفته تا اوپنهایمر در سال ۲۰۲۳، به نوعی شاهکار سینمایی جدید او را نوید داده‌اند.

سال ۱۹۹۸: تعقیب (Following)

فیلم Following

نخستین فیلم بلند کریستوفر نولان به نام تعقیب، درباره نویسنده‌ای جوان است که وسواس تعقیب غریبه‌ها در خیابان‌های لندن را دارد؛ اما این کنجکاوی او را به تدریج وارد دنیایی خطرناک می‌کند؛ دنیایی که هرگز قصد نداشت بخشی از آن باشد و در نهایت، مسیر زندگی‌اش را به کلی تغییر می‌دهد. این ایده تا حدی بازتابی از سفر ادیسیوس برای بازگشت به خانه است؛ او نیز از مسیر اصلی خود منحرف می‌شود.

۸ هیولا و خدای یونانی که در فیلم ادیسه نولان حضور دارند

هرچند ظاهراً هدف ادیسیوس بازگشت به ایتاکا است، اما او و یارانش بارها از راه خود دور می‌افتند. در نهایت، خود ادیسیوس اعتراف می‌کند که بخشی از این سرگردانی نتیجه خودویرانگری اوست؛ رفتاری که از غرور و احساس گناهش نسبت به کارهایی که در شب سقوط شهر تروا انجام داده بود، سرچشمه می‌گیرد.

سال ۲۰۰۰: یادگاری (Memento)

فیلم Memento

یادگاری یا ممنتو فیلمی است که هویت را از دریچه خاطرات گسسته و ناپیوسته بررسی می‌کند. مخاطب داستان فیلم را همزمان با لئونارد تجربه می‌کند؛ مردی که به دلیل ابتلا به فراموشی پیش‌رونده و ناتوانی در تشکیل خاطرات جدید، در طول فیلم در تلاش است تا بفهمد که واقعاً چه کسی است.

اگرچه ادیسیوس هرگز حافظه‌اش را به طور دائمی از دست نمی‌دهد، اما در اقتباس نولان از ادیسه، اقامت طولانی او نزد افسونگر یعنی کالیپسو، باعث می‌شود تا به دلیل گل‌های لوتوسی که به او خورانده شده، گذشته و هویت خود را به یاد نیاورد و پس از سال‌ها زندگی در این حالت مه‌آلود، بازگشت کامل خاطراتش زمان زیادی می‌برد. افزون بر این، هر دو فیلم به شکلی درخشان از مهارت نولان در روایت غیرخطی بهره می‌برند.

سال ۲۰۰۲: بی‌خوابی (Insomnia)

فیلم Insomnia

مهم‌ترین شباهت‌های فیلم‌های بی‌خوابی و ادیسه بی‌تردید در مفاهیمی مانند احساس گناه، خودویرانگری و ناتوانی در فرار از عذاب وجدان نهفته است؛ موضوعاتی که هم شخصیت اصلی با بازی آل پاچینو (Al Pacino) و هم ادیسیوس با بازی مت دیمون با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند. در هر دو فیلم، شخصیت اصلی با تلاشی طاقت‌فرسا برای کنار آمدن با تصمیم‌های گذشته خود روبه‌رو است؛ خواه سرپوش گذاشتن بر یک قتل غیرعمد باشد، خواه ساختن اسب چوبی عظیم و نقض قانون زئوس و شکستن پیوند شکننده میان انسان‌ها در یکی از نخستین تمدن‌های بشری.

سال ۲۰۰۵: بتمن آغاز می‌کند (Batman Begins)

فیلم Batman Begins

در نخستین فیلم ابرقهرمانی بزرگ کریستوفر نولان، بروس وین با بازی کریستین بیل (Christian Bale)، خود را به مفهومی فراتر از یک فرد تبدیل می‌کند و با بهره‌گیری از ترس، فریب و نمادپردازی حساب‌شده، افسانه بتمن را می‌آفریند. به شکلی مشابه، در فیلم ادیسه نیز ادیسیوس با ظاهری ناشناس به خانه بازمی‌گردد؛ او هویت، شهرت و آوازه خود را پنهان می‌کند تا نقشه بازپس‌گیری پادشاهی‌اش را عملی سازد. جالب این‌که هر دو فیلم، به طور اتفاقی، از گل‌هایی با خاصیت دگرگون‌کننده ذهن نیز بهره می‌برند.

فروش گیشه فیلم ادیسه رکورد تمام دوران کریستوفر نولان را در هم می‌شکند

سال ۲۰۰۶: پرستیژ (The Prestige)

فیلم The Prestige

فیلم پرستیژ نولان درباره رویارویی دو شعبده‌باز زیرک است که با فریب‌ها و نیرنگ‌های خود به نبردی بی‌امان با یکدیگر کشیده می‌شوند؛ دوستی گذشته آن‌ها نیز پس از مرگ زنی از هم می‌پاشد. به همین ترتیب، زیرکی، نبوغ و حیله‌گری از برجسته‌ترین ویژگی‌های ادیسیوس نیز هستند. علاوه بر این، هر دو اثر به وسواس، اراده شکست‌ناپذیر و آمادگی برای فدا کردن همه‌چیز در راه رسیدن به هدف می‌پردازند.

سال ۲۰۰۸: شوالیه تاریکی (The Dark Knight)

فیلم The Dark Knight

تقابل هرج و مرج و قانون در قلب فیلم شوالیه تاریکی قرار دارد. جوکر با بازی هیث لجر (Heath Ledger) می‌کوشد تا ثابت کند که جامعه در نهایت ناگزیر به سقوط در ورطه آشوب است و پیوندهای شکننده‌ای که انسان‌های متمدن را به هم متصل می‌کنند، سرانجام از هم گسسته خواهند شد. فیلم ادیسه نیز پس از نابودی تروا، تنشی مشابه را بررسی می‌کند. ادیسیوس با ساختن اسب تروا – سلاحی جنگی که در قالب هدیه‌ای صلح‌آمیز پنهان شده بود – قانون زئوس را به شدت نقض کرد. او بعدها به این باور می‌رسد که همین اقدام، سرآغاز هرج و مرجی مهارنشدنی و نشانه پایان یک عصر بوده است.

نمونه بارز این موضوع، جمله مشهور هاروی دنت در فیلم شوالیه تاریکی است؛ او می‌گوید: «یا آن‌قدر زود می‌میری که قهرمان بمانی، یا آن‌قدر عمر می‌کنی که خودت به ضدقهرمان تبدیل شوی». این ایده در سراسر ادیسه نیز طنین‌انداز است؛ به ویژه پس از آن‌که آشکار می‌شود که تهدید مرموز و هولناک مردمان دریا در حقیقت همان یونانیانی هستند که از جنگ بازگشته‌اند. این افشاگری نشان می‌دهد که قهرمانان دیروز، در نگاه دیگران، می‌توانند به تهدیدها و ویرانگران امروز تبدیل شوند.

سال ۲۰۱۰: تلقین (Inception)

فیلم Inception

در فیلم تلقین یا اینسپشن، کاب با بازی لئوناردو دی‌کاپریو (Leonardo DiCaprio) در تمام طول داستان با همه وجود تلاش می‌کند تا به خانه و نزد فرزندانش بازگردد؛ در حالی که ناچار است از لایه‌های هرچه خطرناک‌تر رویا و واقعیت عبور کند. ادیسیوس نیز سفری احساسی و مشابه را تجربه می‌کند. هر توقف در مسیر بازگشت از تروا، به لایه‌ای تازه یا آزمونی دیگر تبدیل می‌شود که دیدار دوباره او با پنلوپه و تلماخوس را به تعویق می‌اندازد. افزون بر این، احساس گناه یکی از درون‌مایه‌های مشترک و پررنگ هر دو شخصیت اصلی است و نقش مهمی در تصمیم‌ها و مسیر سفر آن‌ها ایفا می‌کند.

سال ۲۰۱۲: شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (The Dark Knight Rises)

فیلم The Dark Knight Rises

بازگشت بروس وین به گاتهام در قامت بتمن، پس از سال‌ها دوری، شباهت زیادی به بازگشت ادیسیوس به ایتاکا دارد؛ به ویژه پس از آن‌که بتمن از بین شکست می‌خورد و هزاران کیلومتر دورتر در زندان اسیر می‌شود. هر دو قهرمان در نهایت برای بازپس‌گیری خانه و سرزمینی بازمی‌گردند که به تصرف نیروهای دشمن درآمده است.

همچنین، اشغال گاتهام توسط بین، یادآور تسلط خواستگاران بر کاخ ادیسیوس و حتی تا حدی، دژ مستحکم تروا است؛ وضعیتی که بتمن را وادار می‌کند تا برای نفوذ دوباره به شهر، نقشه‌ای هوشمندانه طراحی کند. افزون بر این، گفتگوی بروس وین و جیم گوردون در بیمارستان، شباهت چشمگیری به گفتگوی ادیسیوس و ائومایوس پس از بازگشت او به ایتاکا دارد. در هر دو فیلم، مضمون بازگشت قهرمانان افسانه‌ای و بازیابی هویت ازدست‌رفته، نقش محوری را ایفا می‌کند.

سال ۲۰۱۴: میان‌ستاره‌ای (Interstellar)

فیلم Interstellar

اگر قرار باشد یکی از فیلم‌های پیشین کریستوفر نولان را بیش از همه شبیه ادیسه بدانیم، بی‌تردید میان‌ستاره‌ای یا اینتراستلار در صدر فهرست قرار می‌گیرد. این فیلم را می‌توان در واقع نسخه علمی-تخیلی حماسه سه‌هزارساله هومر دانست. کوپر با بازی متیو مک‌کانهی (Matthew McConaughey) برای نجات بشریت خانه را ترک می‌کند؛ اما با وجود موانع عظیم کیهانی و اثر دردناک اتساع زمان، سال‌ها برای بازگشت نزد خانواده‌اش تقلا می‌کند.

امتیازات فیلم ادیسه منتشر شدند؛ تماشایی‌ترین فیلم سال از راه رسید

درست مانند ادیسیوس، هر گامی که او به جلو برمی‌دارد، با مانعی تازه و خارج از کنترلش روبه‌رو می‌شود. در هر دو داستان، گذر زمان و فاصله‌ای عظیم، خانواده‌ها را از هم جدا نگه می‌دارد و تلاش برای رسیدن دوباره به عزیزان، سفری دشوار و طولانی است. ادیسیوس دهه‌ها از زندگی تلماخوس را از دست می‌دهد و کوپر نیز به دلیل قانون نسبیت، نسل‌ها را پشت سر می‌گذارد تا سرانجام بتواند بار دیگر دخترش را ببیند.

سال ۲۰۱۷: دانکرک (Dunkirk)

فیلم Dunkirk

شباهت‌های میان فیلم‌های دانکرک و ادیسه تا حد زیادی آشکار و بدیهی هستند؛ زیرا فیلم سال ۲۰۱۷ نولان نیز در اصل درباره جان سالم به در بردن از وحشت جنگ و تلاش برای بازگشت به خانه است. در فیلم ادیسه، شهر تروا پیش‌تر سقوط کرده است و این رویداد از طریق فلش‌بک‌های مختلف به تصویر کشیده می‌شود. چالش واقعی دیگر پیروزی در جنگ نیست، بلکه زنده ماندن پس از آن و روبه‌رو شدن با پیامدهایش است. همین مضمون در فیلم دانکرک نیز دیده می‌شود؛ جایی که سفر دشوار به خانه و تقلا برای بقا، به همان اندازه و شاید حتی بیش از خود میدان نبرد، طاقت‌فرسا و سرنوشت‌ساز است.

سال ۲۰۲۰: تنت (Tenet)

فیلم Tenet

فیلم ادیسه تنها چند روز است که روی پرده سینماها اکران شده، اما بسیاری از مخاطبان از همین حالا تنت را آغاز سه‌گانه‌ای می‌دانند که با اوپنهایمر ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به ادیسه ختم می‌شود. بی‌تردید تنت بیش از هر فیلم دیگری، علاقه نولان به روایت‌های غیرخطی را به اوج رساند و مفاهیمی مانند علیت، سرنوشت و مهم‌تر از همه، ظرفیت عظیم انسان برای نابودی خود را کاوید. هرچند ادیسه از نظر روایت ساختاری ساده‌تر و سرراست‌تر است، اما نولان همچنان به هوش مخاطب اعتماد می‌کند و در حالی که روایت میان گذشته و حال و میان آن‌چه که رخ داده و آن‌چه که ممکن است رخ دهد، جابه‌جا می‌شود، از او می‌خواهد تا قطعات داستان را کنار هم قرار دهد.

سال ۲۰۲۳: اوپنهایمر (Oppenheimer)

فیلم Oppenheimer

شباهت‌های مضمونی میان فیلم‌های اوپنهایمر و ادیسه شاید از همه آثار دیگر نولان پررنگ‌تر باشد، به ویژه در پایان‌بندی آن‌ها. در پایان فیلم اوپنهایمر، شخصیت اوپنهایمر با بازی کیلین مورفی (Cillian Murphy) با پیامدهای ساخت بمب اتم روبه‌رو می‌شود. او از این هراس دارد که نیرویی را آزاد کرده باشد که بشر هرگز نتواند آن را مهار کند؛ واکنشی زنجیره‌ای که سرانجام به نابودی خود انسان خواهد انجامید. در همین حال، در پس‌زمینه، جمعیتی خروشان موفقیت این دستاورد را با شور و هیجان جشن می‌گیرند.

این مضمون به شکلی تلخ و تأثیرگذار با آخرین جمله او خطاب به آلبرت اینشتین به اوج می‌رسد: «وقتی آن محاسبات را برایت آوردم، فکر می‌کردیم که شاید یک واکنش زنجیره‌ای را آغاز کنیم که تمام جهان را نابود کند؛ حالا باور دارم که واقعاً همین کار را کردیم». با در نظر گرفتن این نکته، پایان‌بندی فیلم ادیسه همچون آینه‌ای تمام‌نما برای پایان اوپنهایمر به نظر می‌رسد؛ به ویژه در واپسین صحنه‌های مربوط به سقوط تروا.

پس از آن‌که ادیسیوس با استفاده از اسب تروا به شهر نفوذ می‌کند و با این کار قانون زئوس و بنیادی‌ترین اصل اخلاقی تمدنشان را زیر پا می‌گذارد، او را می‌بینیم که در میان ویرانی تروا، با احساسی عمیق از وحشت و عذاب وجدان دست و پنجه نرم می‌کند؛ در حالی که همانند پایان اوپنهایمر، صدای جمعیتی خروشان که پیروزی را جشن می‌گیرند در پس‌زمینه به گوش می‌رسد.

آن‌ها می‌گویند: «ما برایشان هدیه‌ای گذاشتیم؛ پیشکشی در ظاهر برای صلح و آن‌ها آن را به خانه خود بردند. ما هر آن‌چه را که همیشه میان انسان‌ها مقدس بود، زیر پا گذاشتیم. جنگ را به شکار تبدیل کردیم. سوزاندن دیوارهای تروا، یعنی به آتش کشیدن تمام جهان؛ حتی خانه خود او. اگر همان شب، هنگامی که از میان آتش، هرج و مرج و رنج عبور می‌کرد و در میان جشن‌های سرمستانه‌ای که پس از آن برپا شد، می‌دانست که دقیقاً چه کرده است، چه می‌شد؟»

فیلم ادیسه

هر دو مرد تا پایان عمر در تسخیر دستاوردی قرار می‌گیرند که اگرچه پیروزی را برایشان به ارمغان آورد، اما بهایی هولناک و پیامدهایی غیرقابل تصور در بلندمدت به همراه داشت. حالا دوباره به ایده سه‌گانه‌ای که پیش‌تر به آن اشاره شد برگردیم؛ این دیدگاه که درون‌مایه کلی آثار نولان، ظرفیت عظیم بشر برای رقم زدن نابودی خودش است.

تنت نخستین فیلم این سه‌گانه است؛ اثری که در زمان حال می‌گذرد و با پیامدهای آینده‌ای ویران‌شده روبه‌رو می‌شود؛ آینده‌ای که خود انسان آن را رقم زده است. اوپنهایمر را می‌توان دنباله‌ای دانست که به آغاز عصر اتمی بازمی‌گردد؛ نقطه عطفی که برای نخستین بار این امکان را به بشر داد که روزی بتواند خود را به طور کامل نابود کند و در نهایت، ادیسه حتی از این هم عقب‌تر می‌رود؛ به سپیده‌دم تمدن بشری و یکی از مشهورترین نمونه‌های فریب در تاریخ جنگ، یعنی اسب تروا. لحظه‌ای که، بر اساس این برداشت، انسان راهی را برگزید که در نهایت می‌توانست به نابودی خودش بی‌انجامد.

۵ صحنه از ادیسه که بی‌صبرانه منتظریم در فیلم کریستوفر نولان ببینیم

این درون‌مایه در هر سه فیلم، عمیقاً تکان‌دهنده و تأمل‌برانگیز است. با این حال، شاید اگر آن‌ها را به چشم یک سه‌گانه ببینیم که از آینده‌ای تاریک آغاز می‌شود و به گذشته‌ای دور بازمی‌گردد، روزنه‌ای از امید نیز در آن نهفته باشد. شاید نولان می‌خواهد با نگریستن دوباره به تاریخ و حماسه‌های کهن، به ما یادآوری کند که هنوز این فرصت را داریم که از گذشته درس بگیریم، خود را تغییر دهیم و آینده‌ای بهتر بسازیم. فیلم ادیسه به کارگردانی کریستوفر نولان هم‌اکنون در سینماها در حال اکران است.

نظر شما درمورد ارتباط میان آثار کریستوفر نولان چیست؟ شما به کدام ساخته این کارگردان توانا بیشتر علاقه دارید؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت با تیم بازار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

منبع: Screenrant 


بررسی بازی اساسینز کرید بلک فلگ ریمیک؛ میزگیم با امید لنون

بررسی بازی Assassin's Creed Black Flag Resynced
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی