
بهترین فیلمهای علمی تخیلی شبیه اینتراستلار که حتی از آن هم بهترند
شاید کریستوفر نولان با پروژههایی مثل سهگانه The Dark Knight، فیلم Memento و Inception جایگاه خود را به عنوان یکی از بهترین کارگردانهای تاریخ سینما تثبیت کرده باشد، اما میتوان گفت اینتراستلار بهترین فیلم او به حساب میآید.
سفر فضایی کوپر و تیمش، با ترکیب جلوههای بصری خیرهکننده، مفاهیم جاهطلبانه و عمق احساسی بینظیر، بدون شک یکی از بهترین داستانهای علمیتخیلی قرن بیست و یکم است. فیلمهای زیاد دیگری هم مرزهای داستانگویی در ژانر علمیتخیلی را جابهجا کردهاند؛ موفقیت اثر جدیدی مثل Dune: Part Two نشان داد که این ژانر هنوز هم به شدت زنده و پویاست، و از طرفی آثار کلاسیک و ماندگاری مثل The Matrix و Alien همچنان روی فیلمهای جدید تاثیر میگذارند و به خاطر دستاوردهای انقلابی خود محبوبیت زیادی دارند. با تمام شگفتیها و زیباییهای اینتراستلار، چند اثر علمیتخیلی دیگر هستند که با ارائه عمق احساسی بیشتر، داستانسرایی خلاقانهتر و تاثیر فرهنگی بزرگتر، حتی از این فیلم هم پیشی میگیرند.
Star Wars: Empire Strikes Back

پس از گذشت بیش از ۴۰ سال، این نسخه از Star Wars همچنان استاندارد اصلی دنبالههای سینمایی است
داستان The Empire Strikes Back پس از پیروزی شورشیها در فیلم اول Star Wars آغاز میشود؛ جایی که امپراتوری کهکشانی در سیاره یخی هاث برای آنها کمین کرده است. لوک اسکایواکر به دنبال استاد یودا میرود تا با تسلط بر فورس، شانسی در برابر دشمنش داشته باشد. در همین حال، دارث ویدر بیوقفه دوستان لوک را در سراسر کهکشان تعقیب میکند تا او را به تله بیندازد. فیلم The Empire Strikes Back که یکی از بهترین دنبالههای تاریخ به حساب میآید، درست مثل اینتراستلار یک اثر هنری جسورانه است که دنیای جرج لوکاس را به شدت گسترش داد.
این فیلم با روایت داستانی تاریکتر که قهرمانان Star Wars را تحت فشار زیادی میگذارد، فضا را به بهترین شکل برای لحظات احساسی این حماسه آماده کرد. با اینکه اینتراستلار یک داستان عمیق درباره عشق، فداکاری و بقا به حساب میآید، اما The Empire Strikes Back تعادل بهتری بین صحنههای بزرگ و شخصیتپردازی کاراکترها برقرار کرده است. همه شخصیتهای اصلی به خوبی رشد میکنند، ریتم داستان عالی پیش میرود و تقریبا تکتک سکانسهای آن در فرهنگ عامه ماندگار شدهاند. از همه مهمتر، دیالوگ معروف «من پدرت هستم» از دارث ویدر، یکی از بهترین پیچشهای داستانی تاریخ سینماست.
Stalker

تصاویر ماندگار، ریتم آرام و مفاهیم عمیق این فیلم، آن را به یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای علمیتخیلی تاریخ تبدیل کرده است
فیلم Stalker ساخته آندری تارکوفسکی، فضای کاملا متفاوتی با آثار علمیتخیلی کژوال مثل اینتراستلار دارد. این فیلم محصول سال ۱۹۷۹، داستان سه مرد شامل یک راهنما، یک نویسنده بدبین و یک دانشمند را روایت میکند. آنها به منطقهای مرموز به نام The Zone سفر میکنند؛ جایی که اتاقی در آن وجود دارد که بزرگترین آرزوهای انسان را برآورده میکند. این سه نفر به جای مبارزه با هیولاها، با ترسهای درونی خود روبرو میشوند و در نهایت میفهمند که ترسناکترین چیز در جهان، محیط ناشناخته اطرافشان نیست، بلکه حقیقت تاریک درون خودشان است. تارکوفسکی از The Zone برای بررسی مفاهیمی مثل ایمان، امید و پیچیدگیهای انسان استفاده میکند. فیلم Stalker روی آثار معروف زیادی مثل سریال Westworld از شبکه HBO و Burning Man تاثیر گذاشته است.

فیلم Stalker یکی از خاصترین فیلمهای علمیتخیلی تاریخ به حساب میآید. این فیلم هم مثل اینتراستلار سوالات عمیقی درباره جایگاه انسان در جهان مطرح میکند، اما این کار را با حوصله بسیار زیادی انجام میدهد و هیچوقت رازهایش را مستقیما توضیح نمیدهد. کریستوفر نولان معمولا به سراغ داستانهای علمیتخیلی و فلسفی میرود، اما میتوان گفت Stalker با ندادن جوابهای سرراست، به عمق فکری بیشتری میرسد.
۲۰۰۱: A Space Odyssey

این فیلم با دستاوردهای فنی و مفاهیم فلسفی، بهترین فیلم علمیتخیلی تاریخ به حساب میآید و از نظر تاثیرگذاری و ارزش هنری، بالاتر از اینتراستلار قرار میگیرد
هیچ فیلمی به اندازه ۲۰۰۱: A Space Odyssey نتوانسته ژانر علمیتخیلی را منقلب کند؛ حتی آثار معروفی مثل اینتراستلار نتوانستند این کار را به این خوبی انجام دهند. داستان فیلم از اجداد اولیه انسان شروع میشود و بعد میلیونها سال، به زمان آینده میرود. این فیلم چند داستان درباره مونولیتهای فضایی، ماموریت سفر به مشتری و یک هوش مصنوعی خطرناک به نام HAL 9000 را روایت میکند. جلوههای ویژه عالی، طراحی صحنه بینظیر و تصمیم استنلی کوبریک برای روایت داستان با تصویر به جای دیالوگ، سطح فیلمهای علمیتخیلی را کاملا تغییر داد. فیلم اینتراستلار بدون شک وامدار ۲۰۰۱: A Space Odyssey است؛ از تصویرسازی واقعی سفرهای فضایی گرفته تا تمرکز روی جایگاه انسان در جهان. با این حال، شاهکار کوبریک خیلی جاهطلبانهتر بود، چون ایدههایی را مطرح کرد که حتی بعد از ۵۸ سال هنوز جای بحث دارند. بخش پایانی ۲۰۰۱: A Space Odyssey امروز هم به اندازه سال ۱۹۶۸ مرموز است و هنوز برداشتهای مختلفی از آن میشود.
منبع: Gamerant
پرونده با امید لنون؛ کدوم بازیهای خفن کنسل شدن؟












نظرات