در این مطلب به نقد و بررسی بازی Nioh 3 پرداخته و نگاهی به جدیدترین اثر استودیو بازیسازی تیم نینجا (Team Ninja) میندازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
بازی Nioh 3 شبیه به عصارهی تمام فعالیتهای استودیو «تیم نینجا» (Team Ninja) در ۹ سال گذشته به نظر میرسد. این اثر همچنان ذات و اصالت سری Nioh را حفظ کرده اما همزمان از عناصر دو بازی اخیر این استودیو ژاپنی یعنی Wo Long: Fallen Dynasty و Rise of the Ronin نیز الهام گرفته است؛ به طوری که برخی ویژگیهای آنها را به شکلی نوآورانه تغییر داده تا با سبک خاص و متمایز Nioh سازگار شوند. خروجی نهایی، نشاندهندهی استودیویی است که با اعتمادبهنفسی کامل به اوج پختگی رسیده است؛ تیمی که پس از مدتی فاصله گرفتن از این فرنچایز برای کاوش در ایدههای جدید، حالا با کولهباری از تجربه و درسهای آموخته، بازگشتی پیروزمندانه داشته است. درواقع، Nioh 3 نشاندهندهی قدرتنمایی تمامعیار تیم نینجا است؛ آنها سیستم مبارزاتی را که پیش از این هم فوقالعاده بود، گسترش داده و صیقل زدهاند و همزمان با تغییر رویکرد به سمت یک طراحی «محیط باز» (Open Field) پاداشبخش، فرصتهای بیشتری برای گشتوگذار و اکتشاف در اختیار بازیکن قرار دادهاند.
سری Nioh همیشه زیر چتر سبک «سولزلایک» قرار گرفته است؛ وجود معادلهایی برای بونفایرها، «ارواحی» که پس از مرگ از دست میروند، ارتقای ویژگیهای شخصیتی، دشواری بیرحمانه و طراحی مراحلی که حولمحور میانبرها میچرخد، همگی گواه این موضوع هستند. با این حال، Nioh با مبارزات سریع، سیستم تغییر موضع (Stance-switching) و فضای تاریخی ژاپن، بیش از آنکه از آثار استودیو FromSoftware الهام بگیرد، از بازیهای مبارزهای و محصولاتی چون Ninja Gaiden، Tenchu و Onimusha الگوبرداری کرده و بدین ترتیب، هویت و طعم منحصربهفرد خود را تثبیت کرده است. نسخهی دوم بر پایههای قوی بازی اول بنا شد و حالا Nioh 3 گامی فراتر نهاده است؛ این بازی بزرگتر، بهتر، گستردهتر و پیچیدهتر شده و در کمال تعجب، بدون آنکه ذرهای از گزندگی و چالش خود را از دست دهد، نسبت به پیشینیان خود خوشساختتر و قابللمستر شده است.
Nioh 3 یک ارتقای جاهطلبانه محسوب میشود
یکی از کلیدیترین اضافات Nioh 3، معرفی دو سبک مبارزاتی متمایز است: سامورایی و نینجا. هر کدام از این سبکها عملاً یک «بیلد» (Build) مجزا با سلاحها و زرههای مخصوص به خود هستند که میتوانید در لحظه بین آنها سوئیچ کنید تا کومبوهای زنجیرهای بسازید، تعادل حریف (Poise) را در هم بشکنید و نوار سلامتیشان را به سرعت خالی کنید. سبک سامورایی همان تجربهای است که از Nioh میشناسید؛ با تأکید بر دفع حملات (Deflect)، تغییر موضع، سلاحهای سنگینتر مثل کاتانا، سوییچگلیو و نیزه و البته مکانیک امضای این سری یعنی Ki Pulse (جایی که با فشردن R1 بلافاصله پس از حمله، بخشی از استقامت از دست رفته را بازیابی میکنید). همچنین تکنیکهای جدیدی در اختیار شماست، مانند نوار Arts Gauge که با حمله یا دفاع شارژ میشود و به شما اجازه میدهد نسخههای تقویتشدهای از حملات سنگین و هنرهای رزمی (مانند مانورهای مبارزاتی قابل شخصیسازی) را بدون مصرف هیچگونه انرژی (Ki)، برای وارد کردن ضربات مهلک اجرا کنید.
حتی پس از سه نسخه، این مکانیکهای اصلی همچنان به طرز عجیبی لذتبخش هستند. جریان و ریتم خاصی در مبارزات وجود دارد که از زمانبندی دقیقی برای اجرای Ki Pulse و تغییر موضع ناشی میشود و به هر حرکت شما، روانی و پاسخدهیِ فوقالعادهای میبخشد. ناگفته نماند که تکهتکه کردن یوکایها و انسانها، بریدن سرها و پاشیدن افراطی خون (درست شبیه به فیلمهای کلاسیک سامورایی مثل Tsubaki Sanjuro) چقدر رضایتبخش است. از جرقهی درخشان و صدای برخورد فولادی که نشاندهندهی یک دفاع موفق است تا حجم عظیم تکنیکهای جذابِ در دسترس، این بازی را به سطح مطلوبی میرسانند. مبارزات Nioh 3 در کلاس خود بهترین هستند و سبک «نینجا» لایهی دیگری از نبوغ خالص را به این ترکیب اضافه کرده است.
سلاحهای موجود در زرادخانهی نینجا متمایل به سرعت بالا هستند؛ از جمله «کوساریگاما»، «تونفا» و «اسپلیتاستاف» (عصاهای چندتکه). در این سبک، شما به طور کلی بسیار چابکتر و سبکبالتر هستید که تفاوتی کاملاً محسوس بین این دو استایل ایجاد میکند. علاوهبر توانایی جاخالی دادن سریع از مهلکهها، میتوانید از مکانیکی به نام Mist (مه) استفاده کنید؛ این قابلیت به شما اجازه میدهد با خلق یک سایه از خود، نه تنها از ضربات بگریزید، بلکه حواس دشمن را نیز پرت کنید. از آنجایی که سبک نینجا به اندازهی سامورایی انرژی (Ki) مصرف نمیکند، قابلیت Mist جایگزین Ki Pulse شده است؛ بدین ترتیب میتوانید با یک داشِ سریع از دشمن فاصله بگیرید و اجازه دهید که استقامتتان به صورت خودکار بازیابی شود.
سیستم مبارزاتی بازی Nioh 3 در سطح خوبی قرار دارد
همچنین مجموعهی گستردهای از فنون نینجوتسو در اختیار شماست که جایگزین مواضع (Stances) مختلف سامورایی شدهاند. این فنون طیف وسیعی را شامل میشوند؛ از سلاحهای پرتابی مثل شوریکن و کالتروپ (خارهای آهنی) گرفته تا گویهای آتشین و حرکات ویژهای که فاصلهی شما را با دشمن در یک پلکزدن پر میکنند. شاید سبک نینجا به اندازهی سامورایی پیچیده نباشد اما به همان اندازه لذتبخش است. سلاحها از جذابیت بصری بالایی برخوردارند و «غیبشدن و قدمگذاشتن» پیرامون دشمنان لذتی وصفناپذیر دارد؛ بهخصوص وقتی که پشت سر آنها ظاهر میشوید تا از قدرت هجومیِ افزایشیافتهی نینجا در ضربات از پشت، نهایت استفاده را ببرید. هر دو سبک دارای درخت مهارت (Skill Tree) جامع و اختصاصی خود هستند که در آنها میتوانید با خرید نینجوتسوها و هنرهای رزمی، زرادخانهی خود را تکمیل کرده و هر مجموعهی حرکتی (Moveset) را به شکلی بسیار دقیق و عمیق شخصیسازی کنید. همچنین «ارواح نگهبان» (Guardian Spirits) که دارای عناصر طبیعی (المنتال) هستند نیز بازگشتهاند و با فراهم کردن امکان اجرای حملات ویژه، گزینههای استراتژیک بیشتری را پیشروی شما میگذارند؛ حملاتی که نه تنها به دشمن آسیب میزنند بلکه نوار انرژیِ بیشینهی یوکایها را نیز تخلیه میکنند.
در ادامه، مهارتهایی وجود دارند که تکنیکهای بیشتری را آزاد کرده و ویژگیهای خاص شخصیتی شما را ارتقا میدهند؛ از جمله هستههای روح (Soul Cores) که به شما اجازه میدهند غولهای بازی (Bosses) را برای حملاتی کوتاه اما ویرانگر احضار کنید یا از جادوهای دوربرد بهره ببرید. همچنین نسخهی جدیدی از قابلیت تغییر شکل یوکای به نام Living Artifact معرفی شده است؛ در این حالت، شما برای مدتی کوتاه به کالبد روح نگهبان خود درمیآیید که نه تنها مانع از کشته شدن شما توسط دشمن میشود بلکه حملاتتان را به عنصرِ (Element) آن روح نگهبان آغشته میکند. با وجود لایههای متعدد سیستمهای بازی، هرگز احساس سردرگمی نکردم. این حرف را از زبان کسی بشنوید که نسخهی اول Nioh را تمام کرده و نسخهی دوم را حدود ۱۰ ساعت تجربه کرده است؛ تمام این سیستمها بسیار بصری و منطقی طراحی شدهاند و فرآیند آموزش بازی (Onboarding) آنقدر تدریجی است که درک همهچیز و پیادهسازی آنها در عمل، به شکلی غافلگیرکننده لذتبخش و گوارا به نظر میرسد.
دگرگونی بزرگ دیگر Nioh 3، تغییر رویکرد به سمتی است که «تیم نینجا» آن را طراحی «محیط باز» (Open Field) مینامد. در عمل، این سبک چیزی بین مراحل خطیِ سنتی Nioh و یک دنیای کاملاً باز (Open World) قرار میگیرد. درست مانند بازی Rise of the Ronin، این بازی هم به جای یک دنیای یکپارچه، از چندین نقشهی مجزا تشکیل شده است؛ با این تفاوت که در حالی که Rise of the Ronin حسی شبیه به یک دنیای باز استاندارد و گسترده داشت، Nioh 3 بسیار دقیقتر، منسجمتر و هدفمندتر طراحی شده است. بخشهایی در هر نقشه وجود دارند که همچنان حس کلاسیک Nioh را منتقل میکنند (با مسیرهای متعددی که با باز کردن میانبرها به هم متصل میشوند) اما همین بخشها به مناطق کاملاً جدیدی پیوند خوردهاند که برای گشتوگذار در آنها کاملاً آزاد هستید. ممکن است به طور تصادفی به معبدی باشکوه در لبهی یک پرتگاه بر بخورید یا با خروج از یک غار، با منظرهی خیرهکنندهی «دایداری بوچی» (Daidara Bocchi)، موجود افسانهای که گفته میشود خالق ژاپن است روبرو شوید که از دل اقیانوس برمیخیزد.
بازی به شکلی ملموس و ارزشمند به کنجکاوی و اکتشافات شما پاداش میدهد. پیدا کردن یوکایهای دوستداشتنی مثل Kodama و Chijiko به شما اجازه میدهد کاراییِ اکسیرهای سلامتی را بالا ببرید و هنرهای رزمی یا نینجوتسوهای جدیدی را آزاد کنید. همچنین پایگاههای دشمن برای پاکسازی و مراحل جانبی متعددی وجود دارند که به داستان اصلی گره خوردهاند. این مراحل معمولاً حولمحور شکست دادن دشمنان در یک منطقهی خاص میچرخند؛ موضوعی که برای بازیای که بر پایهی مبارزه بنا شده اصلاً عجیب نیست و من هم هرگز از داشتن فرصتهای بیشتر برای سلاخی کردن یک یا ۱۲ یوکای، گلایهای نداشتم.
تنوع دشمنان بازی بسیار بیشتر شده است
تنوع دشمنانی که در این نسخه با آنها روبرو میشوید، نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است؛ از خرچنگهای غولآسا و خفاشهای انساننما گرفته تا کشاورزان اهریمنی و سوارهنظامی که بر اسبهای بیسر میتازند. هر یک از این دشمنان چالشهای منحصربهفردی را پیش روی شما میگذارند و یا مستقیماً از فولکلور ژاپن اقتباس شدهاند و یا با الهام از افسانههای محلی طراحی گشتهاند، نقشههایی که در آنها سفر میکنید نیز به همین اندازه متنوع هستند. داستان Nioh 3 طبق انتظار، ترکیبی از وقایع تاریخی و روایتهای ابداعی است که اگر هیچ دستاورد خاصی نداشته باشد، حداقل وظیفهاش را به خوبی انجام میدهد و شما را با انگیزه از نبردی به نبرد دیگر میکشاند. این بار شما در میان دورههای مختلف تاریخ ژاپن سفر خواهید کرد و در دورههای «ادو»، «ایالتهای متخاصم»، «هیان» و «باکوماتسو» به مبارزه خواهید پرداخت. هر یک از این دورانها زیباییشناسی متمایز خود را دارند؛ از پوشش گیاهی قرمز و نارنجیرنگِ پرجنبوجوش در دورهی «سنگوکو» گرفته تا بارش برفِ سرمایهزایی که در عصر «هیان»، کیوتو را جامه سپید میپوشاند. از نظر بصری، بازی در بالاترین سطحِ گرافیکی نیست و مدام بین مناظر خیرهکننده و بافتهای کمکیفیت در نقاط دوردست در نوسان است. با این حال، عملکرد فنی بازی (حداقل روی نسخهی پایه پلیاستیشن ۵) در اکثر مواقع پایدار است. اگرچه در چند منطقه ناامیدکننده مثل «معبد ریوتان»، نرخ فریم به شکل عجیبی دچار مشکل میشود اما در حالت عملکرد (Performance Mode)، بازی عموماً موفق به حفظ نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه میشود.
حتی اگر Nioh 3 از لحاظ گرافیکی خیرهکنندهترین بازی بازار نباشد، تغییر ساختار به مدل «محیط باز» باعث شده تا دنیای آن بسیار زندهتر به نظر برسد. این موضوع همچنین تأثیر مثبتی بر میزان دسترسیپذیری بازی گذاشته است؛ چالشهای بازی همچنان به اندازه نسخههای قبلی دشوار و باابهت هستند اما اگر در مبارزه با یک غول (Boss) به مشکل بخورید، اکنون این فرصت را دارید که آن را موقتاً کنار بگذارید و به سراغ کار دیگری بروید. میتوانید به مناطق کاوشنشدهی نقشه سری بزنید یا چند مرحله جانبی را به پایان برسانید. زمانی که دوباره به سراغ آن غول برگردید، احتمالاً چند سطح (Level) بالاتر رفتهاید، تجهیزات بهتری دارید و نبرد بهمراتب راحتتری را تجربه خواهید کرد.
صحبت از غارت شد و باید بگویم Nioh 3 همچنان شما را به یک «جنِ غارتگر» (Loot Goblin) تمامعیار تبدیل میکند؛ بهخصوص حالا که دو سبک مبارزهی متفاوت دارید و باید برای هر کدام، سلاح و زره جداگانه تهیه کنید. خوشبختانه استودیو «تیم نینجا» چند قابلیت جدید برای بهبود تجربهی کاربری (Quality-of-Life) معرفی کرده تا زمان گشتوگذار در منوها را کاهش دهد. شما میتوانید تنظیمات بازی را طوری تغییر دهید که آیتمها را به صورت خودکار بردارد و هر چیزی که از سطحِ کمیابیِ مدنظرتان پایینتر است را به صورت خودکار بفروشد، با «آمریتا» (همان روح در دنیای Nioh) معاوضه کند یا برای به دست آوردن مواد اولیه ساختوساز، اوراق نماید. با اینکه هنوز هم ممکن است زمان زیادی را در منوها صرفِ بهینهسازی نهاییِ بیلد خود کنید اما فرآیند دستهبندی کوه عظیمی از غنیمتهایی که به دست میآورید آنقدر روان شده که تقریباً میتوانید بخش زیادی از آن را نادیده بگیرید. هرچند هنوز هم آرزو داشتم که تجهیزات بازی (Gear) حس معنادارتری داشته باشند چه از طریق سلاحهای منحصربهفردتر و چه با کاهش حجم آیتمهای اضافی اما این تنظیمات حداقل یک گام رو به جلو و بهبود محسوب میشوند.
از این بهبودهای کاربردی گرفته تا اضافات فوقالعاده و صیقل خوردن سیستمهای اصلی، Nioh 3 در تمام زمینهها مطلقاً بینظیر است. این بازی تکاملی در فرمول Nioh محسوب میشود که در آن تکتکِ ایدههای جدید به بار نشستهاند. شاید هنوز چند مشکل کوچک وجود داشته باشد اما در تصویر کلی، این موارد بسیار ناچیز هستند. Nioh 3 نمایشگرِ «تیم نینجا» در اوج قدرت است؛ استودیویی که از تجربههای فرعی خود درس گرفته تا با نیرویی تازه بازگردد. نتیجهی نهایی، بهترین بازی این مجموعه تا به امروز است که به هیچوجه نباید تجربهی آن را از دست داد.
آیا Nioh 3 ارزش تجربه دارد؟
بازی Nioh 3 فراتر از یک دنبالهی ساده، تکامل بلوغیافتهی فرمولی است که تیم نینجا سالها روی آن کار کرده است. این بازی با جسارت تمام، سیستم مبارزات بینقص خود را با طراحی جدید «محیط باز» ترکیب کرده تا تجربهای خلق کند که هم برای هواداران قدیمی سری سولزلایک چالشبرانگیز است و هم برای تازهواردها، مسیری هموارتر (اما همچنان بیرحم) دارد. اگرچه ضعفهای گرافیکی و شلوغیِ بیش از حد لوتها ممکن است کمی از درخشش بازی بکاهد اما لذت غرق شدن در دنیای اسطورهای ژاپن و کاتانا زدن در نقش یک سامورایی یا نینجا، چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت.
بخریم یا نخریم؟
- این بازی را تجربه کنید اگر: عاشق چالشهای سخت هستید، از سیستمهای مبارزه عمیق و پیچیده لذت میبرید و دوست دارید اتمسفر ژاپن باستان را با چاشنی فانتزی و هیولاها تجربه کنید.
- بیخیال این بازی شوید اگر: حوصلهی مدیریت لوتهای بیپایان در منوها را ندارید، گرافیک خیرهکننده نسل نهمی اولویت اول شماست و یا از سبک بازیهایی که برای پیروزی نیاز به صبر و تمرین زیاد دارند، فراری هستید.
نظر شما چیست؟ بهنظر شما آیا بازی Nioh 3 ارزش تهیه و تجربه را دارد؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Gamespot
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
| نقاط قوت | نقاط ضعف |
|---|---|
| کامل و متمایز بودن سبکهای مبارزه سامورایی و نینجا | ناپایداری گرافیکی و افت عملکرد فنی در برخی مناطق |
| رضایتبخش بودن بینظیر مبارزات در هر دو سبک | حجم بیش از حد لوتها و بیاهمیت جلوه کردن اکثر آنها |
| ساختار «محیط باز» (Open-Field) و تشویق به اکتشاف | |
| بهبودهای کاربردی (QoL) در مدیریت غنایم |
نظرات