
بازی رزیدنت اویل ۹ (Resident Evil Requiem) بهسرعت به یکی از محبوبترین عناوین مجموعه تبدیل شده است. این بازی با ترکیب گیمپلی ترسناک و اولشخص رزیدنت اویل ۷ و اکشنِ حسابشدهی بازسازی رزیدنت اویل ۴، اثری جامع از تمام مؤلفههای کلیدی این سری ارائه میدهد.
یکی از بخشهای جذاب این نسخه، حالت Leon Must Die Forever است. کپکام در این بخش نه تنها به سنتِ سری دویل می کرای ادای احترام کرده، بلکه راهی عالی برای تجربه سریعِ بخشهای اکشن فراهم آورده که نیاز به تکرار کل داستان را از بین میبرد. اما این بسته الحاقی رایگان، فراتر از یک چالش سرگرمکننده، میتواند پاسخی به یکی از انتقادات اصلی نسبت به «گریس»، شخصیت اصلی بازی باشد.

گریس باید به بخش Leon Must Die Forever اضافه شود
اگرچه Requiem کیفیت بالایی دارد، اما فقدان قدرت تصمیمگیری یا «عاملیت» برای گریس، یکی از نقاط ضعف اصلی است. قرار دادن یک شخصیت جدید در کنار اسطورهای مثل «لئون اس کندی» چالشبرانگیز است و بازی میتوانست برای تثبیت گریس بهعنوان قهرمان جدید، اقدامات موثرتری انجام دهد. از آنجا که گریس در حالت پیشفرض نیز بهصورت سومشخص قابل بازی است، اضافه کردن او به حالت Leon Must Die Forever کار دشواری نیست.
روایت داستانی تنها راه انتقال اطلاعات درباره یک شخصیت نیست؛ گیمپلی میتواند به همان اندازه تواناییهای یک کاراکتر را نشان دهد. امکان بازی در نقش گریس و مبارزه با دشمنان قدرتمندی مثل «کامندر» یا «ویکتور»، او را بیشتر به قهرمانان کلاسیک رزیدنت اویل شبیه میکند و به بازیکنان ثابت میکند که او فراتر از یک شخصیت منفعل است.

زیر سایه لئون
اگر به کل مجموعه نگاه کنیم، شخصیتهایی مثل «کریس»، «کلر» و «جیل» همگی فرصتهای کافی برای نشان دادن توانمندی و عاملیت خود داشتهاند. گریس در مقایسه با «ایتن وینترز» در نسخه هفتم عملکرد قابل قبولی دارد، اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: ایتن در اولین حضورش با شخصیت دیگری مقایسه نمیشد که دائما او را زیر سایه خود ببرد. در طول رزیدنت اویل ۹، هرگاه فرصتی برای بروز رفتار قهرمانانه گریس فراهم میشود، لئون بلافاصله وارد عمل شده و توجهها را به خود جلب میکند.

داستانی که میتوانست متفاوت باشد
مشکل اصلی در طراحی گریس نیست، بلکه در نحوه روایت است. گریس در یک بازی ترسناکِ واقعگرایانهتر میتوانست قهرمانی بینقص باشد؛ تقابل یک فردِ فروتن با تروماهای گذشته، داستانی منسجم را شکل میداد. اما وقتی رشدِ شخصیتی گریس با صحنههای اغراقآمیز اکشن لئون (مثل تیراندازی به هیولاهای غولپیکر) مقایسه میشود، مسیر داستانی او غیرمنطقی جلوه میکند.
دو تغییر ساده میتوانست شخصیت گریس را در دید مخاطب مطلوبتر کند:
- حذف پیشزمینه مامور افبیآی: باورپذیری اینکه گریس در ابتدای داستان دوره نظامی را پشت سر گذاشته باشد دشوار است. اگر او یک شهروند عادی بود، بیتجربگیاش در مبارزه بهتر توجیه میشد و عاملیت بیشتری برای انتخابهایش داشت.
- واگذاری لحظات کلیدی: در اواخر بازی، وقتی لئون در آستانه مرگ است، فرصتی عالی برای درخشش گریس وجود دارد. در حالی که گریس نقش مهمی در درمان لئون دارد، اما در طول مبارزه نهایی با ویکتور کنار گذاشته میشود. اجازه دادن به گریس برای مدیریت بخشی از این نبرد، میتوانست تعادل شخصیتی بینظیری ایجاد کند.
در مجموع، گریس پتانسیل تبدیل شدن به قهرمانی جذاب را دارد و با اصلاح این نکاتِ روایی، میتوانست جایگاه خود را به عنوان قهرمانِ مستقل این نسخه تثبیت کند. اما هنوز هم فرصت برای این شخصیت هست تا در بازیهای آینده بتواند درخشش بیشتری داشته باشد. نظر شما چیست؟
منبع: Screenrant
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول













چرا بر اورده نکرد یه شخصیت دورنگرا که خیلیم ترسو بود و حس ترسش به ادم منتقل میشد