در این مطلب به جدیدترین اثر استودیو Capcom پرداخته و بازی Pragmata را نقد و بررسی میکنیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
کپکام (Capcom) در سالهای اخیر با عرضهی آثار موفقی چون Resident Evil و Monster Hunter، دوران پرباری را سپری کرده است. این استودیوی ژاپنی عمدتاً بر روی فرنچایزهای قدیمی خود تمرکز کرده و کمتر دست به ریسک میشود تا ایدههای جدیدی خلق نماید. Pragmata، با توجه به تازگی و اصالت ایدهاش، پروژهای هیجانانگیز به نظر میرسید. این بازی که یک IP کاملاً جدید از کپکام در ژانر علمی-تخیلی اکشن-ماجراجویی است، با جاهطلبیهای بزرگ خود، همیشه موفق به فرودِ بینقص نمیشود.
در Pragmata، بازیکنان نقش هیو (Hugh)، فضانوردی را بر عهده میگیرند که با تیمش به ماه سفر میکند تا ارتباطات پایگاه قمری را پس از قطع شدن، بازیابی کند. با رسیدن به ماه، هیو به سرعت متوجه مشکلات بزرگتری میشود؛ او خود را در مقابل هوشمصنوعی متخاصم IDUS و ارتش رباتهای مرگبارش مییابد. در حالی که اکثر رباتهایی که هیو با آنها روبرو میشود، قصد جانش را کردهاند، دیانا (Diana)، اندرویدی شبیه به یک کودک خردسال، استثنائی بر این قاعده است. دیانا و هیو برای مبارزه با IDUS و کشف راز پایگاه قمری با یکدیگر همراه میشوند. هیو و دیانا به سرعت رابطهی پدر-دختری پیدا میکنند اما این رابطه، آن هستهی عاطفی قویای را که انتظار میرفت، ارائه نمیدهد.
دیانا سرشار از شخصیت است اما هیو شخصیتی بسیار معمولی و قابل پیشبینی دارد. نقاط کلیدی داستان Pragmata نیز نسبتاً کلیشهای و قابل پیشبینی هستند و در نتیجه، داستانی بیخطر خلق شده که به اندازه کافی سرگرم کننده است تا قابل تحمل باشد اما بر جذابیت کلیِ بازی نمیافزاید. اکثر بازیکنان قادر خواهند بود تمامی پیچشهای اصلی داستان را از قبل حدس بزنند که مانع از هیجانانگیز شدن داستان میشود.
بازی Pragmata بر اکشن تمرکز دارد
داستان Pragmata قابلقبول اما نه چندان چشمگیر است، خوشبختانه این بخش، تمرکز اصلی بازی نیست. Pragmata عمدتاً بر اکتشاف و مبارزه متمرکز است، دو حوزهای که در آنها میدرخشد. در ابتدا به ترکیب معماهای هزارتو و مبارزات تیراندازی سوم شخص در Pragmata شک داشتم اما این ترکیب بسیار بهتر از حد انتظار عمل میکند. برای آسیبپذیر کردن رباتهایی که هیو و دیانا با آنها مبارزه میکنند، باید آنها را هک کرد تا نقاط ضعفشان آشکار شود. این کار از طریق یک مینیگیم ساده هزارتو انجام میشود که در آن بازیکنان باید در یک شبکه حرکت کنند؛ جعبههای آبی آسیبرسان هستند و گرهها میتوانند اثرات ویژهای مانند گیج کردن دشمنان برای حمله به همدیگر یا افزایش سلامتی هیو را فراهم کنند. اجرای صحیح این فرآیند، دشمنان را در برابر حملات آسیبپذیر میکند و به هیو فرصت میدهد تا با ضربات کاری و رضایتبخش به آنها امان ندهد.
دشمنان در طول انجام هک، دست از تعقیب هیو و دیانا برنمیدارند، بنابراین بازیکنان باید آنها را در اسرع وقت تکمیل کنند. ترکیب هک کردن، تیراندازی و جاخالی دادن، مبارزات Pragmata را میتواند بسیار پر هرج و مرج و شدید کند، بهخصوص با پیچیدهتر شدن معماها در مراحل پایانی بازی. هکهای چالشبرانگیزتر و تنوع خوب دشمنان تضمین میکنند که مبارزات Pragmata از ابتدا تا انتها، سرگرمکننده باقی میماند. زرادخانه متنوع هیو نیز نقش مهمی ایفا میکند؛ بازیکنان میتوانند از تپانچه استاندارد، مسلسل، سلاح شبیه به شاتگان انفجاری، تفنگ فریبنده برای منحرف کردن دشمنان و موارد دیگر استفاده کنند. علاوهبر سلاح اصلی هیو، تمام سلاحها زمان خنکسازی (cooldown timer) و مهمات محدود دارند که بازیکنان باید در هر رویارویی به صورت استراتژیک فکر کنند.
مبارزات Pragmata در باسفایتهای نفسگیر خود میدرخشد؛ جایی که بازیکنان با رباتهای غولپیکری روبرو میشوند که حملاتشان میتواند هیو را تنها با چند ضربه از پا درآورد. بازیکنان Pragmata زمانی که در باسفایتها تا نفس آخر پیش میروند و هیو دیگر آیتم سلامتی ندارد، عرق سرد خواهند ریخت، زیرا یک حرکت اشتباه میتواند به معنای شروع مجدد مبارزات طولانی از اول باشد. باسفایتهای Pragmata یک نقطهقوت هستند، حتی اگر گاهی اوقات قبل از ارتقاء مناسب تجهیزات، کمی «اسفنجی» (bullet spongey) به نظر برسند.
یکی از نقاط ضعف مبارزات باسفایت (Boss Fight) در Pragmata، تکراری بودن آنهاست. چند رویارویی قابل توجه وجود دارد که عملاً چند بار تکرار میشوند؛ این موضوع ناامیدکننده است، زیرا طراحی باسها عالی است و ای کاش تنوع بیشتری از آنها را مشاهده میکردیم. همین مشکل در مورد محیطهای بازی نیز دیده میشود؛ Pragmata با محیطهای متنوعی شروع میکند اما پس از رسیدن به نیمهی بازی، از این تنوع کاسته میشود. در Pragmata، دانشمندان پایگاه قمری یک پرینتر سهبعدی غولپیکر ساختهاند که میتواند تقریباً هر چیزی را تولید کند. این پرینتر دچار اختلال شده و مناطقی کژ و مژ با ظاهری شبیه به فیلم Inception ایجاد میکند. این اتفاق، فرصتی برای بازی فراهم میآورد تا محیطهای متنوعتری را فراتر از اتاقهای استریل ارائه دهد. در ابتدا، Pragmata به خوبی از این قابلیت بهره میبرد و به بازیکنان اجازه میدهد نسخهای از شهر نیویورک و چند محیط منحصربهفرد دیگر (که آنها را فاش نمیکنم) را کاوش کنند اما این جاهطلبی به سرعت کنار گذاشته میشود و بخش اعظم بازی در محیطهایی با ظاهری مشابه سپری میشود.
بازی Pragmata به هیچ وجه یک بازی ترسناک نیست اما قطعاً رگههایی از DNA بازی Resident Evil را در خود دارد؛ بازیکنان با یافتن فایلهایی که به تدریج اطلاعات بیشتری درباره داستان فاش میکنند و همچنین سیستم ارتقا/پیشرفتی که شباهت زیادی به بازیهایی چون Resident Evil 4 دارد، این شباهت را احساس خواهند کرد.
با وجود ناامیدی من از فقدان تنوع در برخی بخشهای بازی، نمیتوان انکار کرد که کاوش در این مناطق لذتبخش است و همگی ظاهری عالی دارند. Pragmata بهطور مداوم مناظر شگفتانگیزی را به نمایش میگذارد و سطح جزئیاتاش در هر منطقه چشمگیر ظاهر میشود، به خصوص با توجه به عملکرد خوب بازی.
پناهگاه: امکانات و ارتقاءها
لباس فضانوردی هیو مجهز به پیشرانههایی است که به او امکان دسترسی به نقاط مرتفع و عبور از شکافها را میدهد؛ این ویژگی برای پیمودن طرح نامنظم پایگاه قمری بسیار کاربردی است. بازیکنان میتوانند از این پیشرانهها برای رسیدن مستقیم به هدف خود استفاده کنند اما هر منطقه مملو از آیتمهای جمعکردنی مفیدی است که در مسیرهای فرعی قرار دارند و ارزش صرف وقت برای یافتنشان را دارند. آیتمهای جمعکردنی Pragmata، به همراه ارزی که از دشمنان شکستخورده به دست میآید، به بازیکنان اجازه میدهد تا پیشرانهها، استحکام لباس، سلاحها و موارد دیگر هیو را ارتقا دهند. این ارتقاءها در «پناهگاه» (Shelter) خریداری میشوند که از طریق دریچههایی قابل دسترسی است و مانند ایستگاههای بازرسی (checkpoints) عمل میکنند. پناهگاه عمدتاً برای ارتقاء و بازیابی سلامتی استفاده میشود اما قابلیتهای بسیار بیشتری را ارائه میدهد.
هنگام بازدید از پناهگاه، بازیکنان Pragmata همچنین میتوانند با دیانا صحبت کنند، اشیاء ویژهی زمینی که در دنیای بازی پنهان شدهاند را بررسی کنند و با تکمیل سناریوهای شبیهسازی در ازای دریافت پاداش، خود را به چالش بکشند. حتی سکههای بینگو (Bingo coins) قابل جمعآوری نیز وجود دارند که بازیکنان میتوانند از آنها در پناهگاه برای تکمیل کارتهای بینگو و دریافت پاداشهای بیشتر استفاده کنند.
Pragmata کوتاه است اما پس از پایان، محتوای بیشتری برای ارائه دارد
مناطق قرمز (Red Zones)، کلکسیونها و محتوای قابل بازگشایی پس از اتمام بازی، به Pragmata ارزش تکرارپذیری بیشتری میبخشند اما شاید برخی از این موضوع که بازی نسبتاً کوتاه است، ناامید شوند. تکمیل اولین دور بازی من حدود شش ساعت و ۳۵ دقیقه به طول انجامید و این در حالی بود که بسیاری از مراحل را به طور کامل کاوش کردم و تعدادی از مناطق قرمز و شبیهسازهای تمرینی را نیز پشت سر گذاشتم. تکمیل ۱۰۰ درصدی بازی، بسته به سطح مهارت بازیکن، احتمالاً بین ۱۵ تا ۲۰ ساعت زمان خواهد برد. با این حال، شخصاً احساس میکنم بازی نیازی به طولانیتر شدن نداشت. با وجود اینکه در ابتدا مجذوب مبارزات و اکتشافات بازی شده بودم، Pragmata در ساعت پایانی شروع به از دست دادن جذابیت خود کرد.
Pragmata قطعاً شروعی قدرتمند دارد اما برای حفظ کامل جذابیتاش تا پایان، محتوای کافیای در اختیار ندارد. این بازی علمی-تخیلی با گرافیک بالا، از مبارزات و اکتشافات لذتبخشی بهره میبرد اما داستان و شخصیتهای ضعیف آن، مانع از رسیدن آن به پتانسیل کاملش میشوند. با این حال، عرضهی یک IP کاملاً جدید از کپکام هیجانانگیز است و اگرچه Pragmata نتوانسته به معیارهای بالای برخی دیگر از ساختههای این استودیو دست یابد اما در مجموع یک ماجراجویی عمدتاً ارزشمند به شمار میرود.
نظر شما در مورد بازی Pragmata چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: GameRant
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

| نقاط قوت | نقاط ضعف |
|---|---|
| مبارزات پرجنبوجوش، شدید و نوآورانه | داستان قابل پیشبینی |
| اکتشاف پاداشدهنده | هیو (شخصیت اصلی) ضعیف و کلیشهای است |
| چندین صحنه مسحورکننده و قابل تحسین | کوتاه بودن بازی برای عدهای از بازیکنان، یک نقطهی ضعف بزرگ محسوب میشود |






گرافیکش رو دوست داشتم
با rtx میچسبه