در سال‌های آغازین شکل‌گیری دنیای سینمایی مارول (MCU)، صحنه‌های پس از تیتراژ به بخش جدایی‌ناپذیر و نماد هیجان برای طرفداران دوآتشه سینما تبدیل شده بودند. تماشاگران تا واپسین لحظه در سالن‌های سینما منتظر می‌ماندند تا نخستین نشانه‌ها از مسیر آینده این جهان بی‌پایان را کشف کنند؛ لحظاتی ناب که بستر لازم را برای ماجراهای بعدی و گردهمایی‌های باشکوهی مانند فیلم انتقام‌جویان (The Avengers) هموار می‌ساختند.

با گذر زمان و توسعه بی‌رویه پروژه‌ها، این رسم جذاب به‌مرور رنگ باخت و صحنه‌های پس از تیتراژ بخش عمده اثرگذاری گذشته خود را از دست دادند. امروز شمار بالایی از این تکه‌های داستانی نیمه‌کاره رها شده‌اند؛ گره‌هایی که علت اصلی بروز آن‌ها عبارت‌اند از: دگرگونی پیاپی جدول زمان‌بندی، تعویق مداوم مراحل تولید، چالش‌های بی‌شمار در کنترل هم‌زمان چند پروژه موازی، و تغییر جهت‌های راهبردی در سطح تصمیم‌گیری‌های کلان؛ اتفاقی که برای مثال در لغو پروژه انتقام‌جویان: سلسله کانگ (Avengers: The Kang Dynasty) و تغییر مسیر ناگهانی به‌سوی انتقام‌جویان: روز رستاخیز (Avengers: Doomsday) شاهد آن بودیم. در میان این همه آشفتگی، یکی از خلاقانه‌ترین غافلگیری‌های مارول با وجود داشتن پنج سال زمان برای پیگیری، همچنان در بایگانی استودیو خاک می‌خورد.

جزئیات در برابر سرگرمی: تاوان ۱۳ سال انتظار برای جی تی ای ۶ چیست؟

فرجام مبهم شیالینگ و امپراتوری ده حلقه

در تاریخ ۳ سپتامبر ۲۰۲۱ (۱۲ شهریور ۱۴۰۰)، فیلم شانگ-چی و افسانه ده حلقه (Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings) روی پرده نقره‌ای رفت و یکی از درخشان‌ترین قهرمانان حماسه چندجهانی (Multiverse Saga) را به سینمادوستان شناساند. این اثر مستقل موفق، نویدبخش شروع یک مسیر طولانی برای سیمو لیو (Simu Liu) در قامت این استاد هنرهای رزمی بود و انتظار می‌رفت او خیلی زود ستون فقرات آثار بعدی مارول شود.

 

اما دنیای واقعی طبق پیش‌بینی‌ها پیش نرفت. شانگ-چی هرگز دنباله سینمایی مستقلی دریافت نکرد و هنوز دومین حضور لایواکشن او روی پرده سینما شکل نگرفته است. هرچند تایید شده که او در ماه‌های پایانی امسال سرانجام در انتقام‌جویان: روز رستاخیز بازخواهد گشت، اما غیبت نیم‌دهه‌ای او سندی محکم بر این واقعیت است که پتانسیل داستانی این کاراکتر به هدر رفته است.

اعتراف عجیب اندرو گارفیلد درباره حضور در انتقام‌جویان جدید

صحنه پس از تیتراژ فیلم اول گواهی روشنی بر برنامه‌های بزرگ مارول در آن مقطع بود؛ جایی که یک چرخش داستانی درخشان رقم خورد. بعد از پایان نبرد سنگین و کشته شدن ون‌وو، شیالینگ (Xialing)، خواهر شانگ-چی، به برادرش تعهد داد که بساط تشکیلات مافیایی ده حلقه را جمع کند. با این حال، دوربین پس از تیتراژ نشان داد که او نه‌تنها این ساختار مخوف را متلاشی نکرده، بلکه تاج‌وتخت پدرش را تصاحب کرده و با هدایت سربازان تازه، در رأس این کارتل جنایتکار ایستاده است.

بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمن

 

این سکانس دست نویسندگان را برای خلق سناریوهای جذاب بی‌شماری باز می‌گذاشت. شیالینگ با رفتن در مسیر پدرش می‌توانست به هماورد و شخصیت شرور اصلی در شانگ-چی ۲ بدل شود و درامای خانوادگی تاریکی بیافریند. از زاویه دیگر، او می‌توانست از قدرت ارتش ده حلقه برای اقدامات مفید بهره ببرد و به نیروی پشتیبان قهرمانان در لحظات بحرانی دنیا بدل شود.

اشتباه بزرگ مارول در اکران Avengers: Doomsday

با وجود این ظرفیت‌ها، هیچ‌کدام رنگ واقعیت نگرفتند. شخصیت شیالینگ و سربازانش کاملاً فراموش شدند و از جمع بازیگران آن فیلم، تنها ترور اسلتری (Trevor Slattery) بود که فرصت حضور کوتاه در اثر دیگری را پیدا کرد. با در نظر گرفتن این فرضیه که مارول پس از پایان فیلم انتقام‌جویان: جنگ‌های مخفی (Avengers: Secret Wars) سراغ یک ریبوت یا خانه‌تکانی کلی خواهد رفت، امیدها برای ساخته شدن شانگ-چی ۲ روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شود.

آیا انتقام‌جویان: روز رستاخیز پاسخی برای مخاطبان دارد؟

با توجه به بازگشت قطعی شانگ-چی در فیلم روز رستاخیز و نبود هیچ چشم‌انداز روشن دیگر برای این شخصیت، این عنوان تنها پنجره امید برای گره‌گشایی از سرنوشت خواهر او به شمار می‌رود؛ با این حال، شواهد نشان می‌دهد که وقوع چنین امری چندان محتمل نیست.

اسپایدرمن و پایان بحران ۱۸ ساله شرورهای مارول

حضور منگر ژانگ (Meng’er Zhang)، بازیگر نقش شیالینگ، در میان گروه بازیگران فیلم روز رستاخیز تایید نشده است و حتی اگر حضوری کوتاه داشته باشد، با وجود حجم سرسام‌آور شخصیت‌ها، بعید است زمان کافی برای تحلیل انگیزه‌های او فراهم باشد. شانگ-چی خودش در این نبرد جایگاهی در حاشیه دارد؛ پس حضور کاراکترهای مکمل او در خط اصلی داستان به‌هیچ‌وجه منطقی نخواهد بود. حتی تصور فراخواندن لشکر ده حلقه برای حضور در صحنه نبردهای کیهانی نیز با توجه به این واقعیت که قصه عمدتاً در دنیاهای موازی رقم می‌خورد، سناریویی ضعیف و دور از ذهن است.

 

در نقطه مقابل، صحنه میان‌تیتراژ اثر شانس بالاتری برای پیوند خوردن با حوادث جدید دارد. در آن بخش، شانگ-چی و کیتی کنار وانگ، بروس بنر و کارول دانورز به بررسی ماهیت دست‌بندها پرداختند و مشخص شد این ده حلقه نوعی فرکانس یا سیگنال راهنما به اعماق کیهان ارسال می‌کنند. این معما که در ابتدا برای پی‌ریزی ماجراهای کانگ فاتح طراحی شده بود، کماکان قابلیت این را دارد که به بهانه‌ای منطقی برای ورود شانگ-چی به آشوب چندجهانی در فیلم روز رستاخیز بدل شود.

قربانی جدید دگرگونی‌های بی‌پایان در اتاق فکر مارول

شانگ-چی هم مثل فیلم‌های جاودانگان (Eternals) و بلید (Blade)، تاوان تصمیم‌های ناپایدار و فرسایش خطوط داستانی را پس می‌دهد. اگر شرایط به گونه دیگری رقم می‌خورد، شاید استودیو مارول یک سه‌گانه تماشایی از دنیای این رزمی‌کار می‌ساخت؛ اما سرنوشت واقعی سینما تلخ‌تر از خیال‌پردازی‌ها است. باید بپذیریم که پرونده سازمان مرموز ده حلقه و ماجراجویی شیالینگ ممکن است برای همیشه در گوشه‌ای از این جهان گسترده، بی‌سرانجام و فراموش‌شده باقی بماند.

منبع: Comicbook


چجوری دختر گاس و انیمه‌ای باشیم؟ میزگیم با فرزاد فانی

میزگیم انیمه
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی