
راز موفقیت مرد عنکبوتی جدید؛ چگونه مارول بهترین داستان پیتر پارکر را خلق کرد؟
پدیده خستگی از فیلمهای ابرقهرمانی (Superhero Fatigue) پس از اکران اثر بینظیر مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید (Spider-Man: Brand New Day) بسیار کمرنگتر از گذشته به نظر میرسد. هرچند فیلم توطئهآمیز ۶ (Insidious 6) تا حدودی روند موفقیت بیوقفه روز کاملاً جدید را در گیشه کند کرد، اما شاهکار جدید دنیای سینمایی مارول (MCU) به کارگردانی دستین دانیل کرتون (Destin Daniel Cretton) همچنان در مسیر شکستن تمام رکوردهای تاریخ سینما قرار دارد.

این فیلم، مجموعهای از نقشآفرینیهای خیرهکننده، طراحی مبارزات شگفتانگیز و غنای موضوعی عمیقی است که پیش از این به ندرت در دنیای سینمایی مارول تجربه کرده بودیم. وقتی به پایان داستان میرسیم، متوجه میشویم که از میان یک قوس شخصیتی (Character Arc) بینهایت تماشایی برای شخص مرد عنکبوتی عبور کردهایم.
فیلمنامه روز کاملاً جدید نوشته کریس مککنا (Chris McKenna) و اریک سامرز (Erik Sommers)، انسجام چشمگیری دارد و جسورانه روی پرداخت شخصیتها تمرکز میکند. هر حضور افتخاری (Cameo) به عنوان یک آینه مضمونی برای بازتاب درون مرد عنکبوتی عمل میکند. بروس بنر (Bruce Banner) دوگانگی درون خود را پس میزند، جین گری (Jean Grey) به اندازه مرد عنکبوتی به ارتباط انسانی نیاز دارد، و پانیشر (Punisher) نماینده قهرمان تاریک و تنهایی است که پیتر باید یاد بگیرد هرگز شبیه او نشود. اما نبوغ واقعی در یک اصلاح بزرگ در فیلم راهی به خانه نیست (No Way Home) اثر جان واتس (Jon Watts) نهفته است.
روح مرد عنکبوتی، کلید طلایی داستان او است
«چرا این کار را انجام میدی؟» این سؤال کلیدی تونی استارک (Tony Stark) در فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی (Captain America: Civil War) بود. پاسخ پیتر پارکر (Peter Parker) در حاشیه یک دیالوگ آشنا قرار داشت: «وقتی میتونی کارهایی رو انجام بدی که من میتونم، اما انجامشون نمیدی و بعد اتفاقات بدی میافته… آنها به خاطر تو اتفاق افتادهاند.»
ما هرگز داستان پیدایش (Origin Story) کاملی برای مرد عنکبوتی در دنیای سینمایی مارول تماشا نکردیم، اما همین دیالوگ به تمام چیزهایی که نیاز داشتیم اشاره میکرد. چیزی در گذشته پیتر وجود داشت که او را تسخیر کرده بود و مدام روان او را آزار میداد. نویسندگان هنگام خلق یک شخصیت ماندگار، اغلب او را با چیزی به نام روح (Ghost) یا زخم (Wound) طراحی میکنند. در دنیای داستان، جذابترین شخصیتها آنهایی هستند که به خاطر اتفاقی تلخ در گذشته، زخم خوردهاند. شاید آنها در کودکی والدین خود را از دست داده باشند (مانند هری پاتر) یا در آزمایشگاهی بیرحم به سلاح تبدیل شده باشند (مانند ولورین).

مرد عنکبوتی از بهترین نمونههای این کهنالگو است. درست است که هر کسی میتواند با نیش یک عنکبوت رادیواکتیو قدرت بگیرد، اما پیتر پارکر منحصربهفرد است، زیرا اساس شخصیت او با یک تراژدی بزرگ شکل گرفت. در داستانهای مصور، عمو بن (Uncle Ben) در نتیجه مستقیم خودخواهی پیتر جان خود را از دست داد. از آن زمان، پیتر با یک قانون سنگین زندگی کرده است: «قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه دارد.» او برای همیشه توسط روح اشتباهات گذشته خود تسخیر شده است.
داستان پیدایش او فراتر از یک زخم است… این یک دروغ بزرگ است
بهترین نویسندگان همیشه یک قدم فراتر میروند. روح یا زخم درونی قهرمان معمولاً چیزی را در روان او ایجاد میکند که نویسندگان به آن دروغ (The Lie) میگویند. آنجلا آکرمن (Angela Ackerman) و بکا پوگلیسی (Becca Puglisi) در کتاب فرهنگ لغت ویژگیهای منفی (Negative Trait Thesaurus) توضیح میدهند: «زخمها اغلب مخفی نگه داشته میشوند زیرا دروغ در درون آنها نهفته است – باوری غیرواقعی که شخصیت درباره خود دارد. او فکر میکند سزاوار اتفاقی است که برایش افتاده و احساس شرم او را مجبور میکند تا رفتارش را تغییر دهد تا دوباره آسیب نبیند.»

جمله معروف مرد عنکبوتی در دل خود حاوی بذر یک دروغ خطرناک است؛ دروغی که میگوید چون قدرتمند هستید، شخصاً مسئول تکتک اتفاقات اطراف خود هستید. پیتر به جای پذیرش منطقی مسئولیتپذیری، به سمت احساس گناه ویرانگر سوق پیدا میکند و بار هر فاجعهای را به تنهایی روی شانههای خود میگذارد. در یک مقطع زمانی در کمیکها، او قسم خورد که در حضور او هیچکس هرگز نخواهد مرد؛ قولی غیرممکن که نتوانست به آن عمل کند.
مرد عنکبوتی مارول هیچ دروغی نداشت… تا اکران راهی به خانه نیست
فیلم جنگ داخلی نشان داد که پیتر جوان یک روح دردناک در سینه دارد، اما به طرز عجیبی در فیلمهای بعدی این موضوع رها شد. هیچ اثری از این مفاهیم در فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه (Spider-Man: Homecoming) وجود ندارد. در دور از خانه (Spider-Man: Far From Home) نیز، پیتر تنها با غم مرگ تونی استارک درگیر است و با توجه به شواهد، عمو بن احتمالاً حتی در این دنیا اصلاً وجود خارجی ندارد.

همه این کاستیها با اکران فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست تغییر کرد. در این فیلم عمه می (Aunt May) جان سپرد و پیش از مرگ همان کلمات معروف تاریخی را به زبان آورد؛ کلماتی که بار عظیمی روی دوش برادرزادهاش گذاشت. در اوج بحران، پیتر تصمیم گرفت تمام خاطرات وجود خود را از ذهن مردم پاک کند. او با این کار متعهد به آن دروغ شد و شادی شخصی خود را کنار گذاشت. او عزیزانش را از خود دور نگه داشت، زیرا از اینکه دوباره به کسی وابسته شود و آسیب ببیند به شدت میترسید.
روز کاملاً جدید، یک قوس شخصیتی بینقص است
روح و دروغ پایهای محکم برای یک قوس شخصیتی شگفتانگیز هستند؛ جایی که قهرمان باید با ترسهایش روبهرو شود. این فرایند شفابخش دقیقاً در روز کاملاً جدید رخ میدهد. در این فیلم، مرد عنکبوتی وارد وضعیت تاریکی شده است که در آن به سختی به عنوان پیتر پارکر زندگی میکند. او کاملاً به ارتباطات انسانی بیعلاقه شده زیرا جرأت نمیکند دوباره طعم تلخ از دست دادن را بچشد. با این حال، او هنوز ند (Ned) و امجی (MJ) را در فضای مجازی دنبال میکند و از دور مراقب آنها است.

این فیلم تماماً درباره اهمیت حیاتی ارتباط است. پیتر تماماً به عنکبوت تبدیل شده و نشانی از انسان بودن در او دیده نمیشود؛ تا جایی که قدرتهای او تکامل پیدا کرده و انسانیت او را در سطح بیولوژیکی از او میگیرند. مرد عنکبوتی چارهای ندارد جز اینکه با آن دروغ درونی روبهرو شود و بپذیرد که انزوا راه حل محافظت از عزیزانش نیست. حتی پیروزی نهایی او به راز نجات دنیا تبدیل میشود؛ زیرا او در اوج مبارزه، همان هدیه ارزشمند ارتباط را به جین گری پیشنهاد میدهد.
این فیلم یک قوس شخصیتی بهشدت روانشناسانه و کامل را ارائه میدهد. همه چیز در داستان به این هدف روایی اشاره دارد. واقعیت سینما این است که مردم شخصیتهای عمیق را به یاد میآورند و این فیلم نشاندهنده مرد عنکبوتی در پختهترین حالت خود است. اصلاً جای تعجب نیست که روز کاملاً جدید مسیر موفقیت را در تاریخ سینما با سرعت طی میکند.
منبع: Comicbook
بازیهای خفنی که یادتون رفته؛ میزگیم با امید لنون – قسمت دوم















نظرات