
مارول در شماره ۱۰۰۰ مرد عنکبوتی شگفتانگیز، تاریکترین روزهای پیتر پارکر را رقم زد. شرور تازهنفسی به نام رویج که فرزند خونی زنعمو می است، با دستکاری ذهن او تمام خاطرات پیتر را پاک کرد تا خودش تنها فرزند می باشد. این فاجعه عاطفی، پیتر را با بزرگترین چالش زندگیاش روبهرو کرده و نبردی تمامعیار و شخصی را علیه این دشمن شکل داده است.

در نخستین داستان این شماره ویژه که به قلم جو کلی (Joe Kelly) و طراحی پهپه لاراز (Pepe Larraz) با عنوان ویرانشده (Ravaged) خلق شده است، پیتر سراسیمه وارد بیمارستان میشود و پسرعمویش کورمک کرین (Cormac Crane) را نشسته کنار تخت می میبیند. کورمک در اصل فرزند خونی می و بن است، اما می در تمام این سالها باور داشت فرزندش هنگام تولد فوت کرده است؛ تا اینکه در شماره ۲۹ مرد عنکبوتی شگفتانگیز (Amazing Spider-Man #29) کورمک وارد زندگی او شد. درست در همین دقایق، زنعمو می چشمانش را باز میکند. او با دیدن کورمک، بلافاصله او را به عنوان پسرش میشناسد، اما وقتی نگاهش به پیتر میافتد، کوچکترین شناختی از او ندارد. زمانی که پیتر با بهت و اندوه میگوید برادرزاده اوست، می تنها از فرزند ریچارد و مری یاد میکند و میپرسد که او اصلاً چرا آنجا حضور دارد؛ می صراحتاً اعلام میکند هیچ ایدهای ندارد که پیتر کیست.
شرور جدید مرد عنکبوتی زنعمو می را از او ربود
پیتر پارکر عمیقاً آشفته و درمانده بود. او همراه کورمک قدم زد تا سر در بیاورد چه اتفاقی افتاده و این فراموشی می قرار است تا کی ادامه پیدا کند. اما حقیقت بسیار تلختر از یک اختلال حافظه ناشی از سکته مغزی بود. در حالی که پیتر با این شوک روحی دستوپنجه نرم میکرد، کورمک واقعیت را پنهان نگه نداشت. ناگهان لباسی رعبآور بر تن کورمک شکل گرفت و او درست درون محوطه بیمارستان به پیتر یورش برد. قدرتهای کورمک به او اجازه میداد به اعماق ذهن پیتر رخنه کند و خاطراتش را بر هم بزند. در همین لحظه بود که مشخص شد کورمک دقیقاً همین بلا را بر سر می آورده است؛ او تکتک خاطرات پیتر را از ذهن زنعمو می محو کرد تا می تنها مادر او باشد.

رویج؛ شخصیترین شرور تاریخ مرد عنکبوتی
پیتر پارکر در طول عمرش فقدانهای سنگینی را تجربه کرده است. او همواره به خاطر مرگ عمو بن خود را سرزنش میکرد، و رویج با دست گذاشتن روی همین خاطرات، آتش کینه خود از پیتر را شعلهورتر کرد؛ چرا که پیتر را عامل مرگ پدرش میدانست. از دست دادن محبت و یاد زنعمو می، مرد عنکبوتی را به پرتگاهی هولناک سوق داده که سالها نظیرش را ندیده بودیم. پیتر و مری جین واتسون (Mary Jane Watson) حتی از زندگی مشترک و پیمان ازدواج خود گذشتند تا فقط زنعمو می زنده بماند؛ همین یک فداکاری نشان میدهد می در زندگی او چه جایگاه بیبدیلی دارد. اینکه فردی از راه برسد، یاد پیتر را از ذهن می پاک کند و بعد در پی دزدیدن خاطرات می از ذهن خود پیتر باشد، بیشک بدترین جنایتی است که یک ضدقهرمان تا به امروز در قبال مرد عنکبوتی مرتکب شده است.
رویج سلاحی دارد که با کمک آن خاطرات زنعمو می از پیتر را نزد خود نگه میدارد، هرچند وقایع این شماره نشان داد که او حتی قادر است این خاطرات را با دستانش لمس کند و ببیند؛ ویژگی عجیبی که نشانههایی از قدرت ذهنی و سایکیک در اختیار او میگذارد. رویج عمیقاً باور دارد پیتر هرگز لیاقت داشتن می را نداشته است، زیرا از دید او، این کورمک بوده که باید توسط می و بن پرورش پیدا میکرد. کورمک هرچند در خانوادهای ثروتمند قد کشیده و امکاناتی به مراتب فراتر از پیتر در اختیار داشته، اما گرفتار حسادتی کورکورانه در برابر کسی شده است که طعم کودکی در کنار می را چشید؛ فرصتی طلایی که کورمک هرگز بخت تجربه آن را به دست نیاورد. هدف او تصاحب تمام این گذشته است.

منبع: Comicbook
بررسی نسخه جدید ویچر؛ میزگیم با امید لنون + گیم مخفی














نظرات