در این مطلب به نقد فیلم گوسفندان کارآگاه (The Sheep Detectives) میپردازیم و آن را باهم بررسی میکنیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
در عصری زندگی میکنیم که خانهها، پر شده از تلویزیون و گجتهای متعددند و تماشای فیلمهای خانوادگی به کاری سخت بدل شدهاند اما فیلم گوسفندان کارآگاه (The Sheep Detectives) توانسته این ژانر را با هوشمندی و بدون هیچگونه بدبینی احیا کند. این فیلم که اولین اثر لایواکشن «کایل بالدا»، کارگردان باسابقهی استودیو ایلومینیشن (سازنده من نفرتانگیز ۳ و مینیونها: ظهور گرو) است، یکی از عجیبترین و در عینحال طراوتبخشترین اثری به شمار میرود که در چند سال اخیر روی پرده سینماها رفته است. این اثر ترکیبی ژولیده اما جذاب از فیلمهای حیواناتمحور و معمای قتل شمرده میشود و برخلاف جهانسازی انسانگونه و پرجنبوجوش آثاری مثل «زوتوپیا»، بخش عمدهای از جذابیت و طنز خود را دقیقاً از تضاد آشکار همین دو ژانر وام میگیرد.
در این داستان، گوسفندها تا زمانی که بیکفایتی انسانها آنها را مجبور به مداخله نکند، توانایی حل معماهای جنایی را ندارند و با وجود اینکه قصه در بستر فانتزی پیش میرود، محدودیتهای هوش حیوانی عاملی تکاندهنده و تاثیرگذار در روایت داستان محسوب میشود. البته گوسفندان کارآگاه برای خیل عظیم خوانندگان بزرگسالی که ۲۰ سال پیش رمان جنایی و دنج «سه کیسه پر» (Three Bags Full) اثر نویسنده آلمانی «لئونی سوان» را به یکی از پرفروشترینهای جهان تبدیل کردند، چندان عجیب و غیرمنتظره به نظر نخواهد رسید. این داستان با طنزی گزنده و بدون اینکه بیش از حد لوس و خیالی باشد، ماجرای گلهای نامتجانس در روستایی در ایرلند را روایت میکند که درگیر معمای مرگ دلخراش چوپان خود شدهاند. چنین قصهای به وضوح پتانسیل سینمایی خوبی داشت اما از نظر تجاری چندان تضمینشده به نظر نمیرسید؛ اینچنین بگوییم که هضم موقعیتهای نامعقول در داستانگویی از زاویه دید گوسفندان روی کاغذ آسانتر است اما کنترل و به تصویر کشیدن این ایده روی پرده سینما چالش به مراتب سختتری است.
کریگ مازین خروجی جذابی خلق کرده است
با این حال «کریگ مازین» بهعنوان فیلمنامهنویس، راه چاره را پیدا کرده است. او با بازنویسی هوشمندانهی داستان «سوان» برای مخاطبان کمسنوسالتر، خشونت و ویژگیهای نامتعارف و تندتر کتاب را حذف کرده اما در عینحال توانسته حس کنجکاوی جذاب و همهپسند ایده اصلی را حفظ کند. فیلم در بخشهایی که روی گوسفندها تمرکز دارد، لحنی ملایم و شبیه به کتابهای داستان کودکانه به خود میگیرد و هر زمان که توجهش به رویدادهای انسانی معطوف میشود، سراغ طنز سرزنده و پرنشاط کمدیهای بریتانیایی (Britcom) میرود. نتیجه این تناوب، اثری است که در ایدهآلترین حالت ممکن موفق میشود رضایت تمام مخاطبان (از کوچک تا بزرگ) را جلب نماید.
از این نظر، فیلم بیشترین شباهت را به دو قسمت اول «پدینگتون» دارد؛ شباهتی که حتی به جلوههای بصری بینقص و طبیعی خلق حیوانات (توسط استودیو Framestore) نیز کشیده میشود. شاید درک برخی از دیالوگها و موقعیتها در «گوسفندان کارآگاه» برای کودکان دشوار باشد و بیشتر برای به خنده انداختن والدینشان طراحی شده باشد اما فضای روشن، شاد و سرزنده فیلم بهقدری گیراست که همهی تماشاگران را تا انتها با خود همراه و راضی نگه میدارد.

با وجود اینکه کمپینهای تبلیغاتی فیلم، «هیو جکمن» را در نقش «جرج هاردی» (یک مزرعهدار گوسفند مهربان و دلسوز) در مرکز توجه قرار دادهاند اما او بیشتر شبیه به یک راهنمای آشنا برای ورود مخاطب به ماجراهایی عجیبتر است. در همان ابتدا، صدایِ روی تصویر (نریشن) پرانرژی او، ما را در دل مزارع انگلیسی که همچون یک جعبهی شکلات زیبا و تپهماهور هستند قرار میدهد و گروه ستارگان واقعی داستان را معرفی میکند: گله وفادار گوسفندانش با اندازهها، رنگها و خلقوخوهای متفاوت که هر کدام یک دستاورد دیجیتالی بینظیر هستند و تا آخرین تار پشمِ در هم گرهخوردهشان با ظرافت و بینقص طراحی شده است.
گوسفندها آنطور که باید و شاید هستند؟

اگر بخواهیم سختگیر باشیم، این گوسفندها شاید کمی بیش از حد بینقص هستند و فاقد آن حسِ لمسپذیر و طبیعی حیوانات انیماترونیک در فیلم «بیب» (Babe) – که یکی دیگر از منابع الهام واضح فیلم است – به نظر میرسند؛ اما به لطف صداپیشگان پرستارهشان، آنقدر شخصیتپردازی قدرتمندی دارند که این موضوع کاملاً جبران میشود. «لیلی» (با صداپیشگی جولیا لوئیس-درایفوس)، یک میش شتلند قهوهایرنگ و رهبر گله است که همه او را به خاطر هوش بالاتر از حد متوسطش تحسین میکنند؛ البته داشتن این هوش در گروهی که شامل «کلاود» (رجینا کینگ)، یک میش سفید و مغرور اما حواسپرت و «رجی» و «رانی» (هر دو با صداپیشگی برت گلدستاین)، قوچهای دوقلو و پرشر و شور میشود، کار چندان سختی نیست.
لیلی سریعتر از بقیهی گره داستانهای کارآگاهی را که جرج هر روز عصر در علفزار برایشان میخواند باز میکند اما در یک زندگی آرام که به چریدن و چرت زدن میگذرد، هوش و ذکاوت کاربرد چندانی ندارد. این را هم میدانید که گوسفندان هر حقیقت خواسته، ناخواسته، تلخ یا شیرین را به سرعت فراموش میکنند اما شخصیتی وجود دارد که این موضوع را ندارد، حال او کیست؟ تنها «ماپل» (کریس اودوود)، یک گوسفند مرینوس کهنهکار، قادر نیست در این ذهن پاک و جمعی سهیم باشد و بار دانشی را به دوش میکشد که همگلهایهایش با بیخیالی آن را دور انداختهاند. تواناییهای او و لیلی بالاخره زمانی به کار میآید که جسد اربابشان را به شکلی مرموز در علفزار پیدا میکنند. وقتی «دری» (با بازی دوستداشتنی نیکولاس براون)، پلیس دستوپاچلفتی روستا، با وجود شواهد قاطع، هرگونه سوءظن به قتل را رد میکند، اثبات حقیقت بر دوش گوسفندها میافتد؛ آن هم در حالی که هیچ توانایی برای گفتگو با انسانها ندارند و تنها میتوانند مثل سگ معروف فیلم «لسی» (Lassie) با اشاره و هدایت کردن، منظورشان را برسانند.
گوسفندان کارآگاه یا کارآگاههای گوسفند؟ مسئله این است

فیلمنامه مازین زمانی به متزلزلترین حالت خود میرسد که تمرکز داستان به سمت روستا میچرخد. روند معرفی شخصیتها، انگیزهها و سرنخهای گمراهکننده که شبیه به سریال «آدمکشیهای میدسامر» (Midsomer Murders) است، در مقایسه با بگومگوهای پرشور حیوانات در بالای تپه، کمی کند و خستهکننده به نظر میرسد. با این حال، سردرگمی روزافزون پلیس بیخبر (دری) از اینکه تحقیقات گوسفندها دارد مسیر پرونده او را هدایت میکند، کمدیِ بامزهای خلق کرده است؛ ضمن اینکه «اما تامپسون» نیز در نقش کوتاه خود بهعنوان وکیل بیروحِ جرج، تکبر و غروری جذاب به فیلم تزریق میکند. با این وجود، وقتی گوسفندها کنترل اوضاع را به دست میگیرند، فیلم به اثری لذتبخش تبدیل میشود؛ کارهای کارآگاهیِ تصادفی و دوستداشتنی آنها با خردهپیرنگهایی ترکیب میشود که به این ماجراجوییها کمی بار عاطفی میبخشد. این بار عاطفی حول دو عضو طردشده گله میچرخد: «سباستین» (برایان کرانستون)، یک گرگ تنها و خشن در لباس گوسفند و یک بره زمستانی بینام (بانمکترین شاهکار تیم جلوههای ویژه) که به دلیل تولد در فصلی نامناسب از گله رانده شده است.

سازندگان فیلم، منبع اقتباس خود را تا حدی که برای کودکان مناسب باشد، سبکتر و روشنتر کردهاند؛ حتی حومهی شهر انگلیس نیز که با فیلمبرداری درخشان جرج استیل به تصویر کشیده شده است، هرگز تا این حد صاف و بدون ابر به نظر نرسیده بود. با این حال، در دل این فضای طنز و بامزه، خرد و حکمتی نهفته است؛ چرا که داستان به آرامی ضرورت سوگواری، ذهنآگاهی و درک فانی بودن را یادآور میشود، حتی در زندگیای که در حالت عادی از بار مسئولیتهای بزرگسالانهی انسانها رهاست. این پیام، بسیار فراتر از چیزی است که ممکن است از فیلمی با نام گوسفندان کارآگاه انتظار داشته باشید البته اگر اصلاً بدانید که از اثری با این نام چه انتظاری باید داشت. این فیلم یک سرگرمی خانوادگی نادر است که با کمال میل ترجیح میدهد همرنگ جماعت نباشد و به اصطلاح از هیچ گلهای پیروی نکند.
نظر شما چیست؟ بهنظر شما آیا فیلم سینمایی گوسفندان کارآگاه یا همان The Sheep Detectives، اثر خوبی است؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Variety
میزگیم با سولی؛ از دراماهای یوتیوب فارسی جا نمونی!







شاهکار کم نظیر ، شاید هم بی نظیر
واقعا تو این سبک فیلم فیلمای کمی هست ۷.۵ کمشه واقعا لیاقت ۹ رو داشت