در این مطلب به بررسی بازی The Sinking City 2 پرداخته و نگاهی به نقاط قوت و ضعفِ محصول جدید Frogwares میاندازیم. با مجله بازار همراه باشید.
وحشت لاوکرفتی به آثاری گفته میشود که بر اساس داستانهای ترسناک اچ. پی. لاوکرفت ساخته شده یا از آن الهام گرفته باشند. استفاده از المانهای وحشت لاوکرفتی در بازی Bloodborne نتیجه داد و حالا یک بازی دیگر با ویژگی مشابهی از راه رسیده است. البته گیمر در The Sinking City 2 ترس بیشتری را نسبت به بلادبورن تجربه میکند؛ چون شخصیت اصلیاش برخلاف هانتر چندان آماده مبارزه با هیولاها نیست.

داستان بازی The Sinking City 2 در دهه 20 میلادی جریان دارد. شخصیت اصلی، کالوین نام داشته که به همراه همکار خود فی (Faye) قصد داشت یک آیین باستانی را اجرا کند اما اشتباهی رخ داده و فی به کما میرود. برای خارج کردن فی از کما، کالوین مجبور میشود به کتابخانه دانشگاه شهر آرکام برود تا اطلاعات مربوط به آیین مذهبی دیگری را پیدا کند. اما شهر آرکام درگیر یک سیل عظیم شده و انگلهایی به نام اسلیتر کنترلِ کشته شدگان را بدست گرفتهاند.

با اینکه فی در جریان داستان حضور ندارد، فلش بکها رابطه بین او و کالوین را بهخوبی نشان میدهند. همین موضوع انگیزههای شخصیتهای اصلی را قابل درکتر کرده و باعث میشود مخاطب بتواند با اقدامات شخصیت اصلی در طول داستان ارتباط برقرار کند. داستان هم ریتم مناسبی داشته و با پیشروی کالوین در آرکام، میزان خطر بهتدریج افزایش یافته و اضطراب بیشتری به گیمر تزریق میشود. به این موارد باید ملاقات با شخصیتهای جالب را هم اضافه کرد.
آرکام که قبلاً شهری پررونق بوده و حالا متروکه، ویران و غرق در آب است، لوکشینی عالی برای تزریق حس ترس است. به لطف گرافیک بصری و هنری عالی، اتمسفر بازی شما را غرق خود میکند. همچنین با اینکه سکوت همه را جا فرا گرفته، صدای موجودات و اجساد آلوده به اسلیتر از گوشه و کنار شنیده میشود؛ موضوعی که باعث میشود گیمر همیشه حس کند یک تهدید در فاصلهای بسیار نزدیک قرار دارد.
اساس اصلی گیمپلی بازی The Sinking City 2 تا حدی تکراری است. معمولاً هدفی در نقطهای دور از محل شروع تعیین میشود. سپس گیمر با یک قایق چوبی به سمت آن حرکت میکند و مطابق انتظار، در مسیر با چالشهایی مواجه شده و مجبور میشود به دنبال راه عبور بگردد. برای پیدا کردن مسیر جایگزین هم باید با دشمنان زیادی مواجه شود و درست در همین نقطه، یکی دیگر از مشکلات اصلی خودش را نشان میدهد.

یکی از مهمترین مشکلات بازی، مدیریت اینونتوری (Inventory ) در بخشهای آغازین است. تعداد اسلاتها کم بوده و گیمر بطور همزمان به آیتمهای درمانی، مواد ساخت و ساز و سلاحهایی مثل تفنگ دستی و شاتگان نیاز دارد اما نمیتواند همه آنها را در کنار هم داشته باشد. در نتیجه، بخش زیادی از وقتش را باید برای رفت و آمد بین مناطق مهم و اتاقهای امن صرف کند. مطابق انتظار، در اتاقهای امن میتوانید آیتمهای مهم را ذخیره کنید، بازی را سیو کنید و قابلیتهای کالوین را ارتقا دهید.
کم بودن تعداد اسلاتها زمانی آزاردهندهتر میشود که بدانید آیتمهای مهم هم فضای Inventory را اشغال کنند. در چنین شرایطی، حتی پیدا کردن یک کلید میتواند به سفری اضافه و طی کردن مسیر تکراری منجر شود. البته با باز شدن اسلاتهای بیشتر از طریق پرک پوینتها، این مشکل در ادامه کاهش پیدا میکند اما محدودیت اسلاتها در ساعات اولیه تجربه قطعاً روی مختان میرود.
مبارزات عملکرد بسیار خوبی دارند. کنترلها روان و دقیق بوده و مقابله با دشمنانِ سریع را به تجربهای پراسترس تبدیل میکنند. حملات نزدیک در مقایسه با گان پلی کمی چالشیتر بوده و جای خالی دادن به زمانبندی بیش از حد دقیقی نیاز دارد. همچنین در کنار ویژگیهایی که دشمنان داشته و کشتنشان را سخت میکند، محدودیتهای کالوین مثل یک وزنه سنگین هستند. او در مقایسه با دشمنان کندتر بوده و به همین دلیل، چارهای جز بکار بردن نهایت دقت در شلیک گلولهها نیست.

شلیک بیهدف ممکن است گاهی اوقات در مبارزات جواب بدهد اما حفظ فاصله امن با دشمنان، جای خالی دادن و هدف گیری دقیقتر روش موثرتری است. همین موضوع باعث میشود مبارزات علاوه بر مهارت، به کنترل اضطراب و استرس هم وابسته باشند.
ساختار نیمهباز شهر آرکام به خوبی با روایت محیطی هماهنگ شده است. رازها، معماها و ماموریتهای فرعی مختلفی در شهر پنهان شدهاند که معمولاً پاداشهای ارزشمندی دارند. سیستم تابلوی تحقیقات هم سادهتر از قبل شده و امکان تنظیم دشواری آن وجود دارد تا پیدا کردن مکانها و آیتمهای مهم سادهتر شود. بدین ترتیب، با اینکه چرخه اصلی بازی تکراری است، خود آرکام انگیزه کافی برای اکتشاف در محیط ایجاد میکند.
برای درک بهتر این موضوع بهتر است سراغ یک مثال برویم: نیزه سهشاخه. پیدا کردن نیزه شامل معمایی درباره ترتیب صحیح چهار نماد شده و حل آن یک دریم اسنس (Dream Essence) را بهعنوان پاداش در اختیار گیمر قرار میدهد. دریم اسنسها برای باز کردن ارتقاهای کالوین استفاده میشوند. این ارتقاها در چهار دسته مختلف قرار داشته و قابلیتهایی مثل افزایش میزان درمان یا آسیب بیشتر به نقاط ضعف دشمنان را فراهم میکنند. البته قابلیتهای آنلاک شده را باید انتخاب کنید تا قابلاستفاده باشد و در ابتدا فقط یک اسلات در دسترس است.
به لطف این سیستم و نیاز به ارتقاها برای مقابله با دشمنان قویتر، گیمر برای گشت و گذار در محیط ترغیب میشود. همچنین محدودیتهای مربوط به استفاده از ارتقا باعث میشود تا متناسب با سبک بازی خود، موارد کاربردی را انتخاب کنید تا عملکرد بهتری داشته باشید.

بازی The Sinking City 2 در مقایسه با قسمت اول المانهای ترس و بقا بیشتری داشته و از قضا اضافه شدنشان به جذابیت آن اضافه کرده است. داستان به لطف پیچشهای داستانی به اندازه کافی جذاب بوده، گیمر را به کشف رازهای آرکام ترغیب کرده و فضای افسردهکننده، رنگهای سرد و موسیقی متن عالی هم حس ناامنی را ایجاد میکنند. همانطور که گفته شد، چرخه اصلی گیمپلی تکراری بوده و محدودیت اینونتوری در ابتدای بازی آزاردهنده است اما مبارزات جذاب، طراحی محیط، روایت محیطی و سیستم ارتقا جبرانشان میکنند. مهمتر از همه، آرکام هیچ وقت کاملاً امن نیست و همین حس همیشگی خطر، بزرگترین دستاورد The Sinking City 2 محسوب میشود.

| اتمسفر غرقکننده | سیستم اینونتوری آزاردهنده |
| داستانی عالی و غیرقابل پیشبینی | سیستم نبرد تن به تن نه چندان بروز |
| شخصیتهایی مجذوب کننده | چرخه تکراری گیمپلی |
| گانپلی نرم | |
| مکانیکهای بقای لذتبخش |









نظرات