در این مطلب به نقد و بررسی انیمیشن جدید داستان اسباب بازی ۵ (Toy Story 5) میپردازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
اگر بخواهیم خیلی رُک صحبت کنیم، داستان اسباببازی (Toy Story) با گذشت بیش از ۳۰ سال از عمرش، جایگاه خود را بهعنوان یکی از بهترین فرنچایزهای ادامهدار در تاریخ سینما حفظ کرده است. این مجموعه نقطهعطفی درخشان برای شرکت پیکسار (Pixar) محسوب میشود و همچنان نشان میدهد که وقتی پای دردسرهای عجیبوغریب و دیوانهوار به میان میآید، هنوز هم شور و نشاط زیادی در دل این اسباببازیهای قدیمی پیدا میشود. البته در کنار این موارد مضامین عمیقتری هم وجود دارند که در مفاهیمی مثل دوستی، افزایش سن، حس نوستالژی و حتی پرسش درباره ماهیت وجودی و خودآگاهی ریشه دواندهاند (با تشکر از شخصیت فورکی!). تقریباً جای تعجبی ندارد که انیمیشن داستان اسباببازی ۵ به این روند موفقیتآمیز ادامه میدهد؛ چه مخاطبی باشید که برای خندیدن به سراغ آن میرود و چه کسی که دنبال برانگیخته شدن احساساتش است. این اثر هر دو تجربه را در کنار مجموعهای از شخصیتهای جدید و بامزه، یک انیمیشنسازی درجهیک و تمام ویژگیهای دیگری که این سری در آنها برتری خود را ثابت کرده است ارائه میدهد.
داستان اسباب بازی ۵ مدرنتر شده است

این بار با تغییر شرایط و بازنشسته شدن «وودی» با صداپیشگی «تام هنکس» و رفتن او به سوی مراتع سبزتر در کنار «بو پیپ» با بازی «آنی پاتس»، حالا «جسی» با نقشآفرینی «جون کیوسک» رهبری اسباببازیهای «بانی» کوچک را بر عهده دارد. «باز لایتیر» با بازی «تیم آلن» همچنان از اینکه بهعنوان فرد شماره دو گروه خدمت کند خوشحال است؛ حتی در شرایطی که احساساتِ فراتر از دوستیاش نسبت به «جسی» را در دل میپروراند. با این وجود همهچیز وارد قلمرو خطرناکی میشود؛ چرا که «بانی» هشت ساله با بازی «اسکارلت اسپیرز» به تبلت جدید خود به نام «لیلیپد» با صداپیشگی شاد و پرانرژی «گرتا لی» دل میبازد. به نظر میرسد «لیلیپد» نیت خیرخواهانهای دارد و به «بانی» کمک کرده است تا دوستیهای جدیدی شکل دهد. در همین حین و با برچسب «غیرجذاب بودن» که به اسباببازیها زده میشود و دیگر کسی با آنها بازی نمیکند، وظیفه «جسی»، «باز» و «وودی» که به ملاقات آنها آمده است خواهد بود تا راهی پیدا کنند و «بانی» را از چنگال تکنولوژی بیرون بکشند.

چند انتخاب خاص در این اثر وجود دارد که واقعاً به این فیلم اجازه میدهد تا متمایز باشد و صرفاً شبیه به تکرار مکررات به نظر نرسد. یکی از آنها به موضوعی مربوط میشود که بهطور کلی در داستان اسباببازی ۴ و ۵ از آن لذت بردهام: تثبیت واقعی «بانی» بهعنوان یک شخصیت مستقل. من هرگز این ایده را نپذیرفتهام که این فیلمها باید در قسمت سوم به پایان میرسیدند فقط به این دلیل که به پایان داستان «اندی» رسیده بودیم؛ چرا که «اندی» در آن فیلمها بهندرت یک شخصیت پرداختهشده و کلیدی به حساب میآمد. با این حال اخیراً یک شخصیتپردازی واقعی در نحوه بازی «بانی» با اسباببازیها و تعامل او با دنیای اطرافش به نمایش گذاشته شده است. حتی تا آنجا پیش میروم که بگویم اقدامات «بانی» را بهعنوان بازتابی از پیرنگ داستان، بسیار بیشتر از نحوه استفاده از شخصیت «رایلی» در فیلمهای درون و بیرون (Inside Out) درک و تحسین میکنم؛ هرچند که این موضوع خود بحث کاملاً جداگانهای میطلبد.
جنبه دیگری از انیمیشن داستان اسباببازی ۵ (Toy Story 5) که واقعاً به آن هدف میبخشد، قرار دادن شخصیت «جسی» با صداپیشگی «جون کیوسک» در کانون توجه است. با اینکه او در دو قسمت قبلی حضور داشت و تماشای او لذتبخش بود، هرگز نتوانست بهاندازه فیلم معرفیاش یعنی قسمت دوم بدرخشد؛ اثری که به اعتقاد من هنوز هم بهترین قسمت این مجموعه است. با این وجود این بار شاهد داستانی هستیم که ارتباط مخاطب را با او بهعنوان شخصیتی با یک گذشتهی مشخص عمیقتر میکند و روی اقداماتی تمرکز دارد که او حاضر است برای آینده خود و سایر اسباببازیها انجام دهد. بدون ورود به جنبههای توانمندسازی زنان در این اتفاقات (و بدون جلب توجه اضافی به آن)، نویسندگی هوشمندانهای به کار رفته است تا یک داستان با محوریت «جسی» خلق شود که با حرکات کلیدی و تکیه بر گذشته پیش میرود و درعینحال، خود را بهعنوان یک داستان منحصربهفرد و مستقل تثبیت میکند.
کارگردانی انیمیشن Toy Story 5 موفق بوده است؟

با کارگردانی «اندرو استانتون»، یکی از ارکان اصلی پیکسار (Pixar) که در نگارش تمام فیلمهای قبلی دست داشته است و با کارگردانی و نویسندگی مشترک «کنا هریس» این اثر به تکامل خوبی دست پیدا میکند. بزرگترین کنجکاوی من به این موضوع مربوط میشد که خارج از به رخ کشیدن قدرت انیمیشنسازی و میزان پیشرفت گل سرسبد فرنچایزهای این استودیو، چه قدمهای جاهطلبانهای در این قسمت برداشته خواهد شد. درنهایت همهچیز به ماهیت شکلگیری روابط، بهویژه در میان گروههای زنانه و پذیرش نحوه تکامل استانداردهای زندگی ختم میشود. در این مورد، این تبلت و تسلط تکنولوژی است که ثابت میکند به مانعی برای قهرمانان ما تبدیل شده است. بااینحال به لطف رویکردی ظریف به جنبه انسانی فیلم و آنچه «بانی» در حال تجربه آن است، ماجرا صرفاً به دیدن روشی مضحک که در آن اسباببازیها بر تکنولوژی غلبه میکنند و «بد» بودن آن را نشان میدهند خلاصه نمیشود. در عوض شاهد درک و تسلط قویتری روی این دست از مسائل هستیم.
حالا بدون اینکه بیشازحد وارد جزئیات اتفاقات داستان شوم و بگویم چرا پای یک «کونان اوبراین» خندهدار در نقش «اسمارتی پنتس» (یک اسباببازی تکنولوژیک آموزش دستشویی رفتن) در کنار ناوگانی از اسباببازیهای دور انداخته شدهی «باز لایتیر» به میان میآید، باید بگویم که در مقایسه با فیلمهای قبلی آنچنان مجذوب این خط داستانی نشدم. رگههای احساسی قسمتهای دیگر بهاندازهای قوی هستند که حتی با فکر کردن به اتفاقاتشان نیز عمیقاً تحتتاثیر قرار میگیرم. البته من تا این لحظه تنها یک بار انیمیشن داستان اسباببازی ۵ (Toy Story 5) را تماشا کردهام و اگر بخواهم مته به خشخاش بگذارم و دلیل عقب ماندن جزئی این فیلم نسبت به سایر قسمتها را توجیه کنم، به این موضوع برمیگردد که آیا من فریب خطرات و ریسکهای ظاهراً بالای این قسمت را خوردهام یا خیر. با وجود تمام این حرفها، دیگران ممکن است بسیار بیشتر با مخمصهی «جسی»، «بانی» یا وضعیت تکنولوژی ارتباط برقرار کنند.
با این وجود صرفاً به این دلیل که رسیدن به روشنگری یکی از دستاوردهای کلیدی من نبود، به این معنا نیست که عناصر فراوان دیگری در کار نبودند تا اطمینان حاصل کنند ما همچنان دلیل احترام گستردهای که برای پیکسار قائل هستیم را درک میکنیم. تیم صداپیشگان فوقالعاده است و همه انرژی مناسبی را به روند کار تزریق میکنند. اینکه به پیرنگ داستانی اجازه داده شود تا حول ایدههای متنوعی بپیچد و درعینحال همهچیز بسیار هوشمندانه باقی بماند، دستاوردی است که به نظرم اصلاً کار آسانی نیست. علاوهبر این، کیفیت انیمیشن به شکلی درجهیک است که شاید در برخی موارد آنچنان به چشم نیاید. بااینحال ویژگیهایی مانند موهای بلند و مجعد یکی از دخترانی که «بانی» با او ملاقات میکند یا تلاشی که برای پیرتر نشان دادن «وودی» از طریق روشهای کمدی و موارد دیگر به کار رفته است را میبینید که همگی نشاندهندهی سطح بالای توجه به جزئیات هستند.
ماجراجوییهای وودی کماکان ادامه دارد

بهعنوان یک ماجراجویی انیمیشنی، ما همچنان در قلمرو بهترینِ بهترینها قرار داریم که شامل آرامش گرفتن با یکی دیگر از موسیقیهای متن بازیگوشانهی «رندی نیومن» نیز میشود. داستان اسباببازی ۵ به لطف اینکه شبیه به یک پروژه کاملاً فکرشده به نظر میرسد و همچنان دقت و مراقبت واقعی را در تمام جنبهها لحاظ میکند، دستاوردهای فراوانی دارد. این اثر با پذیرش ریسکهای جدید از طریق سرمایهگذاری روی یک شخصیت اصلی متفاوت در شرایطی که «آلن» و «هنکس» بهطور خاص و با رضایت خودشان کمتر در اینجا فعال هستند، نهتنها نشان میدهد که این فرنچایز تا چه حد انعطافپذیر است بلکه ثابت میکند پرداختن به ایدههای جدید از طریق شخصیتهایی که حضورشان در مرکز توجه منطقیتر است تا چه اندازه میتواند مهم باشد. تا آنجایی که به دستاوردهای فیلمهای استودیوهای بزرگ مربوط میشود، اینها تنها بخشی از دلایل متعددی هستند که نشان میدهند داستان اسباببازی ۵ یک پکیج کامل با تمام لوازم جانبی است.
این را هم اضافه کنیم، خبر خوب برای طرفداران این است که نسخه دیجیتال انیمیشن داستان اسباببازی ۵ (Toy Story 5) بهتازگی منتشر شده و دوبله فارسی آن نیز در دسترس قرار گرفته است. بااینحال تماشای این اثر با یک حسرت بزرگ و غمی عمیق همراه است؛ چرا که استاد «منوچهر والیزاده» که تمام فارسیزبانان جهان شخصیت «وودی» را در چهار قسمت اول با صدای ماندگار ایشان میشناسند، برای دوبله قسمت پنجم در قید حیات نبودند. جای خالی صدای بیبدیل ایشان در این انیمیشن بهشدت احساس میشود و یادآور این حقیقت است که حضور چنین هنرمندان جاودانهای بود که روح تازهای به کالبد انیمیشنها میدمید و تماشای آنها را برای مخاطب به یک تجربه فراموشنشدنی تبدیل میکرد. یاد و خاطرهی این استاد بزرگ برای همیشه گرامی باد.
نظر شما نسبت به انیمیشن سینماییِ Toy Story 5 چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: weliveentertainment








[…] […]