Valor Mortis یک بازی اکشن سولزلایک از استودیوی One More Level، سازنده مجموعهی Ghostrunner است که نبردهای سخت، مبارزه با شمشیر و سلاح گرم و فضایی تاریک از اروپای دوران ناپلئون را با عناصر فراطبیعی و وحشت ترکیب میکند اما این که این ترکیب در این اثر چطور پیش میرود را همراه مجله بازار باشید تا ببینیم.

ایدهی اصلی بازی از همان ابتدا جذاب است و شما در جهانی که جنگهای امپراتوری ناپلئون به فاجعهای هولناک تبدیل شدهاند، سربازی مرده محسوب میشوید که دوباره به زندگی بازمیگردد اما چیزی که در انتظار اوست، ادامهی یک جنگ عادی نیست. Valor Mortis در مبارزات و طراحی جهان خود هویت قابلتوجهی پیدا میکند، هرچند مشکلاتی در درجهی سختی، روایت و هماهنگی بعضی از مکانیکها مانع از آن میشوند که تمام ظرفیت ایدهی اولیهاش را به نمایش بگذارد. این بازی در 21 مهر 1405 برای PC، پلیاستیشن 5 و ایکسباکس سری X/S منتشر شد.
داستان بازی Valor Mortis | روایتی که اول کابوس و در ادامه خوابآور است
داستان بازی شما را در نقش ویلیام داوسِت، سربازی بریتانیایی در ارتش بزرگ ناپلئون قرار میدهد. ویلیام پس از مرگ در میدان نبرد، در میان انبوهی از اجساد بیدار میشود اما اروپایی که به آن بازمیگردد، دیگر همان سرزمینی نیست که برایش جنگیده بود. بیماری مرموزی در حال دگرگون کردن مردم و سربازان است و اجساد قربانیان جنگ به موجوداتی وحشتناک تبدیل شدهاند. در این جهان، مرز میان تاریخ، وحشت و عناصر فراطبیعی بهتدریج محو میشود.
نکتهی جالب روایت، رابطهی ویلیام با ناپلئون است. قهرمان داستان در آغاز همچنان به امپراتور و آرمانهای او باور دارد و همین وفاداری، زاویهی دید متفاوتی به ماجرا میدهد. شما در همان زمانی که به مبارزه با هیولاها میپردازید، با پیامدهای ویرانگر جنگی روبهرو میشوید که پیشتر بخشی از آن بودهاید. این زمینهی داستانی به Valor Mortis اجازه میدهد دربارهی اطاعت کورکورانه، تعصب و هزینهی انسانی جاهطلبی سیاسی صحبت کند بدون آنکه فضای تاریک و خشن بازی را کنار بگذارد.
روایت بازی والور مورتیس همیشه به اندازهی دنیاسازی خود تاثیرگذار نیست زیرا بازی پرسشهای جذابی دربارهی منشأ بیماری، قدرتهای غیرعادی ویلیام و نقش ناپلئون مطرح میکند اما پاسخها لزوماً به اندازهی مقدمهی داستان غافلگیرکننده یا عمیق نیستند. ماموریتهای فرعی و برخورد با شخصیتهای مختلف به جهان بازی بُعد انسانی بیشتری میدهند اما بعضی از ایدهها پیش از آنکه به نتیجهای کاملاً رضایتبخش برسند، متوقف میشوند. جذابیت شروع داستان در همان قمست شروع باقی میماند و از ظرفیت روایی آن استفاده کاملی نمیشود.
گیمپلی بازی Valor Mortis | سولزلایکی که خلاقیت را سرلوحهی خود قرار میدهد
مهمترین ویژگی Valor Mortis، انتخاب نمای اولشخص برای یک بازی سولزلایک است. این زاویهی دید، نبردهای نزدیک را مستقیمتر و گاهی اضطرابآورتر میکند زیرا فاصلهی شما با دشمنان بسیار کم بوده و تشخیص زمان مناسب برای دفاع یا جاخالی دادن اهمیت زیادی پیدا میکند. برخلاف بسیاری از بازیهای این سبک که مبارزه را از نمای سومشخص نشان میدهند، اینجا باید حرکات دشمن را از زاویهای محدودتر بخوانید و برای هر واکنش، زمانبندی دقیقی داشته باشید. سیستم مبارزه بر دفاع بهموقع، دفع ضربه یا Parry، جاخالی دادن و اجرای ضدحمله استوار است و موفقیت در درگیریها فقط به سرعت حمله کردن وابسته نیست زیرا شناخت الگوهای رفتاری دشمن و تشخیص زمان مناسب برای دفاع، اغلب تفاوت میان پیروزی و شکست را مشخص میکند.
در کنار شمشیرها و تیغههای مختلف، سلاحهای گرم و تواناییهای فراطبیعی نیز در اختیار شما قرار میگیرند. این ترکیب امکان تغییر روش مبارزه را فراهم میکند و باعث میشود نبردها صرفاً به تکرار یک حرکت محدود نشوند. با پیشروی در بازی، تواناییهای تازه و ارتقای تجهیزات اهمیت بیشتری پیدا میکنند و اکتشاف محیط نیز بخشی از تجربه است زیرا مسیرهای فرعی، آیتمهای مخفی و دشمنان قدرتمندتر میتوانند برای شمایی که از مسیر اصلی فاصله میگیرید، پاداشی در نظر داشته باشند. از سوی دیگر، بخشهایی از بازی با حرکات پارکور، دویدن روی دیوار و عبور از موانع، ریتم مبارزه را تغییر میدهند. این بخشها یادآور تجربهی قبلی سازندگان در مجموعهی Ghostrunner هستند و در بهترین لحظات، انرژی و سرعت مناسبی به بازی میبخشند.

مشکل اصلی، توازن دشواری است، مثلاً در بخشهایی از نیمهی ابتدایی، دشمنان میتوانند ضربات بسیار سنگینی وارد کنند و فرصت کمی برای یادگیری الگوهای حمله باقی بگذارند. بعضی از کمینها و حرکات با تاخیر دشمن هم ممکن است بهجای آنکه نتیجهی یک اشتباه قابلتشخیص باشند، ناعادلانه به نظر برسند. این موضوع در مبارزات باسها بیشتر احساس میشود که انتظار میرود شکست، درس مشخصی به بازیکن بدهد. هرچند با پیشرفت و ارتقای شخصیت، مبارزات میتوانند منصفانهتر و رضایتبخشتر شوند اما شروع سخت بازی ممکن است برای بعضی مخاطبان ناامیدکننده باشد. میتوان مبارزات را رضایتبخش دانست اما در کنار مشکلات توازن و سختی شاید دیگر به چشم نیاید.
طراحی هنری و گرافیک Valor Mortis | اروپایی که از دل جنگ به کابوس تبدیل شده است
بزرگترین نقطهی قوت بصری Valor Mortis صرفاً کیفیت مدلها یا جلوههای فنی او نیست زیرا انسجام طراحی هنری آن نقطه قوت مهمتری محسوب میشود. بازی تصویری تیره و دگرگونشده از اروپای قرن نوزدهم ارائه میدهد. روستاهای بارانخورده، دژهای ویران، آزمایشگاههای تاریک و میدانهای نبرد پوشیده از اجساد، همگی به ساخت فضایی کمک میکنند که در آن آثار جنگ همهجا دیده میشود. ظاهر نظامی دورهی ناپلئون با عناصر بدنی و فراطبیعی ترکیب شده و دشمنانی میسازد که در عین عجیبوغریب بودن، با جهان بازی هماهنگاند.
طراحی موجودات بهخصوص در ایجاد حس تهدید نقش مهمی دارد. سربازان تغییرشکلیافته و هیولاهایی که زمانی انسان یا حیوان بودهاند، به محیطهایی تعلق دارند که خودشان نیز نشانههای فروپاشی و فساد را در خود دارند. نتیجه، فضایی است که اکتشاف در آن هم کنجکاویبرانگیز است و هم اضطرابآور زیرا هر پیچ یا مسیر فرعی میتواند به کشفی تازه یا درگیریای دشوار منتهی شود اما نباید طراحی هنری را با پرداخت فنی بینقص اشتباه گرفت. مشکلات عملکردی، باگها یا جلوههای تصویری ناپایدار چیزهایی است که در بازی خواهید دید در حدی که حس میکنید بازی با چسب سرهم شده است.
آیا Valor Mortis ارزش تجربه کردن دارد؟
Valor Mortis یک سولزلایک معمولی نیست. نمای اولشخص، شمشیرزنی مبتنی بر دفاع دقیق و فضای تاریخ جایگزین دوران ناپلئون، ترکیبی میسازند که بهراحتی از میان بازیهای مشابه قابلتشخیص است. طراحی محیطها، دشمنان عجیب و اتمسفر سنگین از دلایل اصلی جذابیت آن هستند مخصوصاً برای کسانی که از کشف مسیرهای فرعی و مواجهه با جهانی رازآلود لذت میبرند اما در مقابل، روایت به تمام ظرفیت ایدهی خود نمیرسد و سختی نامتوازن، بعضی از نبردها و بخشهای حرکتی را خستهکننده میکند. با وجود این ایرادها، Valor Mortis نشان میدهد سازندگان Ghostrunner میتوانند مهارت خود در اکشن اولشخص را به سبکی متفاوت منتقل کنند. نظر شما چیست؟ در بخش دیدگاهها، نظرات خودتان را با سایر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: مجله بازار
خداحافظی با پلی استیشن برای همیشه؟ میزگیم با فرزاد فانی

| نقاط قوت | نقاط ضعف |
|---|---|
| ترکیب متفاوت سولزلایک با مبارزات اولشخص | درجهی سختی نامتوازن، بهویژه در بخشهای ابتدایی |
| ترکیب شمشیر، سلاح گرم و تواناییهای فراطبیعی | مبارزات باسها گاهی فرصت کافی برای یادگیری الگوها نمیدهند |
| فضای تاریک و جذاب اروپای دوران ناپلئون | داستان به تمام ظرفیت ایدههای اولیهاش نمیرسد |
| تلفیق Ghostrunner در اکشن اولشخص این اثر | برخی مکانیکهای حرکتی و مبارزهای کاملاً یکپارچه نیستند |
| مشکلات فنی | |
| ناپایداری بصری |






نظرات