
فیلم اسپایدرمن: روزی کاملاً جدید (Spider-Man: Brand New Day) پر از اتفاقات هیجانانگیز و غافلگیریهای بزرگ است. از بازگشت جذاب هالک وحشی و شروع فصلی تازه در زندگی پیتر پارکر گرفته تا اولین حضور رسمی فرانک کسل در دنیای سینمایی مارول (MCU)، همه چیز برای هواداران جذاب به نظر میرسد. اما اگر کمی دقیقتر و عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم، بزرگترین و حیاتیترین دستاورد این فیلم، معرفی شخصیت جین گری به این فرنچایز بزرگ است. شاید در نگاه اول این روش برای وارد کردن مردان ایکس به دنیای مارول کمی غیرمنتظره به نظر برسد، اما سازندگان به خوبی از پس آن برآمدهاند؛ چرا که حالا درها برای ورود نسخهای کاملاً متفاوت از جین گری، نسبت به آنچه تا امروز در سینما دیدهایم، باز شده است. سیدی سینک در این نقش بازی فوقالعادهای از خود به نمایش میگذارد و تصور اینکه مارول چه برنامههایی برای آینده او دارد، واقعاً هیجانانگیز است.

با این حال، نکتهای بسیار کلیدی در فیلم وجود دارد که شاید از دید بسیاری از تماشاگران پنهان مانده باشد: نحوه زمینهسازی هوشمندانه فیلم برای یک خط داستانی که کل آینده مردان ایکس را تحتالشعاع قرار میدهد. پیتر پارکر برای مهار تغییرات فیزیکی و قدرتهایش، یک دستگاه مهارکننده (Inhibitor) برای خودش طراحی میکند. اما او پا را فراتر گذاشته و یک نسخه جهانی از این دستگاه را نیز برای متوقف کردن جین گری میسازد. همین وسیله به ظاهر ساده، قرار است در آینده نزدیک به یک معضل و چالش عظیم برای تمام جهشیافتههای دنیای سینمایی مارول تبدیل شود.
مهارکنندههای قدرت جهشیافتگی، همیشه یکی از جذابترین عناصر داستانی در دنیای مردان ایکس بودهاند. این ابزارها پیش از این در فیلمهای ساخته شده توسط کمپانی فاکس، سریالهایی مثل بااستعداد (The Gifted) و انیمیشن تحسینشده مردان ایکس ۹۷ (X-Men ’97) حضور پررنگی داشتهاند. اما نکته هوشمندانه داستان در MCU اینجاست: این مهارکنندهها پیش از ورود رسمی گروه مردان ایکس اختراع شدهاند. همین تقدم زمانی، میتواند داستان پیدایش و شکلگیری شخصیت یکی از مهمترین اعضای مردان ایکس را پیچیدهتر از همیشه کند.

سایکلاپس و وسوسه رهایی از قدرتهای جهشیافتگی
اسکات سامرز که در دنیای ابرقهرمانها با نام سایکلاپس شناخته میشود، یکی از کلیدیترین اعضای مردان ایکس است که مارول باید شخصیتپردازی او را بینقص انجام دهد. اگر به تاریخچه حضور او روی پرده سینما نگاه کنیم، کارنامه چندان درخشانی نمیبینیم؛ اما همین خط داستانی مربوط به مهارکنندهها، دقیقاً همان فرصت طلایی است که شخصیت او برای درخشیدن نیاز دارد. برخلاف بسیاری از جهشیافتهها که از قدرتهایشان لذت میبرند، اسکات همواره در آرزوی کنترل کردن پرتوهای ویرانگر چشمانش است. او برای مهار این انرژی به عینکهای خاصی وابستگی مطلق دارد و همین موضوع، منبع همیشگی استرس و فشارهای روانی سنگین برای اوست. عمق این استیصال را میتوان در یکی از دیالوگهای معروف او در کمیکها دید؛ جایی که با خشم و درماندگی فریاد میزند: «چشمان نفرینشده، جهشیافته و انرژیپرتابکن!»
اسکات کسی است که با تمام وجود میخواهد طعم یک زندگی عادی را بچشد. به همین دلیل، ایده استفاده از مهارکننده جهشیافتهها برای او به شدت وسوسهانگیز است. در بیشتر داستانهای کلاسیک مردان ایکس، زمانی که دولت شروع به استفاده از این مهارکنندهها میکند، اسکات از قبل به عنوان یکی از اعضای وفادار تیم حضور دارد. اما حالا شرایط فرق کرده است؛ اگر در همان روزهای ابتدایی بروز قدرتهای اسکات، این مهارکنندهها در دسترس باشند، او احتمالاً با کمال میل به سراغشان خواهد رفت.

سایکلاپس و جین گری یکی از نمادینترین زوجهای دنیای مارول هستند. رابطه پیچیده آنها، همیشه یکی از ستونهای اصلی داستانهای مردان ایکس بوده است و بدون شک در دنیای سینمایی مارول نیز نقش پررنگی خواهد داشت. اما ورود زودهنگام مهارکنندهها به داستان، میتواند پویایی این رابطه را به کلی دگرگون کند. جین گری پیش از این طعم تلخ استفاده از این مهارکننده را چشیده است؛ وسیلهای که اساساً با هدف متوقف کردن شخص او طراحی شده بود. بنابراین، او بدون شک با ایده استفاده دوستانش از چنین وسیلهای به شدت مخالفت خواهد کرد. در نقطه مقابل، اسکات برای رهایی از کابوس اشعههای نوری چشمانش، تشنه استفاده از همین ابزار است. این تضاد خواسته، گره جذابی به داستان عاشقانه آنها میاندازد؛ داستانی که حالا رنگ و بوی تازهای به خود گرفته است.

کشمکشی که میتواند داستان سایکلاپس را به یک شاهکار تبدیل کند
همانطور که پیشتر اشاره شد، یکی از بزرگترین حسرتهای طرفداران، هدر رفتن پتانسیل عظیم شخصیت سایکلاپس در اقتباسهای سینمایی گذشته است. فیلمهای استودیوی فاکس، او را به شخصیتی حاشیهای تبدیل کردند و در نهایت در قسمت سوم، او را به شکلی ناامیدکننده از داستان حذف کردند. سری فیلمهای پیشدرآمد نیز با وجود وارد کردن او به داستان، عملاً نقش دندانگیری به او ندادند. اگرچه جیمز مارسدن در فیلم انتقامجویان: روز قیامت (Avengers: Doomsday) فرصت بیشتری برای خودنمایی پیدا خواهد کرد، اما برای جبران سالها به حاشیه رانده شدن کمی دیر شده است. با این حال، انیمیشن مردان ایکس ۹۷ به همه ثابت کرد که اگر سایکلاپس در دستان نویسندگان کاربلد باشد، تا چه حد میتواند کاراکتری چندبُعدی و کاریزماتیک باشد.
کشمکش درونی و اخلاقی بر سر استفاده از مهارکنندهها، دقیقاً همان کاتالیزوری است که مارول برای خلق یک اسکات سامرز بینقص به آن نیاز دارد. مردان ایکس همیشه با بحرانهای هویتی دستوپنج نرم میکنند و درامِ شکلگرفته حول این مهارکنندهها، نقطهشروع بینظیری برای ورود آنها به دنیای سینمایی مارول است.
منبع: Comicbook
بازیهای خفنی که یادتون رفته؛ میزگیم با امید لنون














نظرات