اخبار سینما و انیمیشن خبر

موفقیت فیلم رزیدنت اویل و پایانی بر بحث درباره اقتباس‌های سینمایی

این روزها سینماهای جهان شاهد استقبال کم‌سابقه‌ای از فیلم رزیدنت اویل (Resident Evil) هستند؛ اثری که خیلی زود توانست خود را به عنوان یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های وحشت در سینمای سال‌های اخیر تثبیت کند. سکان کارگردانی این پروژه بر عهده زک کرگر (Zach Cregger) بوده است؛ فیلم‌سازی که پیش از این با ساخت دو اثر تماشایی بربر (Barbarian) و سلاح‌ها (Weapons) تسلط فوق‌العاده خود را بر ایجاد تعلیق نشان داد و خود را در قامت استاد این ژانر به اثبات رساند. کوین پانتوجا (Kevin Pantoja) در گزارش خود به تاریخ ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳۰ شهریور ۱۴۰۵) یادآور می‌شود که با وجود تریلر میخکوب‌کننده، پروژه جدید کرگر در ابتدا با حواشی و انتقادات تندی همراه شد.

ریشه این جنجال‌ها به ماهیت اثر برمی‌گشت. این فیلم بر پایه مجموعه بازی مشهور شرکت کپ‌کام (Capcom) تولید شده است، اما انتشار خبر عدم استفاده از شخصیت‌های شناخته‌شده و پی‌رنگ‌های اصلی بازی، دلخوری شدید هواداران قدیمی را در پی داشت. آن‌ها معتقد بودند کاراکترهایی که طی چند دهه گذشته به آن‌ها دل بسته‌اند باید روی پرده نقره‌ای حاضر می‌شدند و اگر بنا بر خلق یک قصه مستقل بود، سازندگان نباید صرفاً برای فروش بیشتر از عنوان تجاری Resident Evil سودجویی می‌کردند. با وجود تمام این تردیدها، واکنش‌های اولیه پس از اکران ثابت کرد که حق کاملاً با زک کرگر بوده است. تصمیم شجاعانه او در واقع همان نقشه راه بنیادینی است که تمام اقتباس‌های سینمایی آینده باید از آن پیروی کنند؛ مسیری که شاید در گام نخست تمام هواداران سرسخت را راضی نکند، اما بدون شک به خلق آثار سینمایی بسیار باکیفیت‌تری منجر می‌شود.

واکنش‌های درخشان به فیلم جدید رزیدنت اویل؛ بهترین فیلم ترسناک سال

بازآفرینی اتمسفر بازی به جای تکرار خط داستانی

هوشمندانه‌ترین تصمیم کرگر، فرار آگاهانه از بازگویی مستقیم رویدادهای بازی بود. بازی‌های ویدیویی این مجموعه قصه‌پردازی جذاب و روایت مستحکمی دارند، اما ساختار داستانی یک بازی ویدیویی تعاملی همیشه به درستی روی پرده عریض سینما پیاده نمی‌شود. به پایان رساندن ماجراهای اصلی این بازی‌ها به ساعت‌ها زمان احتیاج دارد؛ به همین دلیل خلاصه کردن چنین تجربه‌ای در قالب یک فیلم دو ساعته، جز شتاب‌زدگی و حذف جزئیات کلیدی نتیجه‌ای به همراه نخواهد داشت. خروجی این نوع خلاصه‌سازی معمولاً اثری ضعیف است که مخاطبان گیمر به آن علاقه‌ای نشان نمی‌دهند، چون حس و حال آن وفادارانه تداعی‌کننده تجربه غنی بازی نیست.

 

کرگر به جای کپی کردن پلات‌های قدیمی، تمرکز خود را بر این گذاشت تا حس درماندگی در جهان رزیدنت اویل را بازآفرینی کند. هر رویدادی که پیش روی قهرمان داستان قرار می‌گیرد، بازتاب‌دهنده وحشت و بقا در بطن بازی است. در فیلم‌های قبلی این مجموعه، اکشن پر سر و صدا بر تعلیق غلبه داشت و شخصیت‌هایی حضور داشتند که بدون تحمل فشار یا اضطراب روانی، دشمنان را از پا درمی‌آوردند. اما در نگرش کرگر، قهرمان داستان مهار اوضاع را از دست داده است و در موقعیتی فراتر از توانش دست‌وپا می‌زند؛ شرایطی که هر لحظه آن ممکن است به مرگ حتمی او ختم شود. بازآفرینی همین حس استیصال و وحشت بود که بازی اول مجموعه را به تجربه‌ای ماندگار تبدیل کرد.

چرا رزیدنت اویل جدید بدون شخصیت‌های اصلی، به بازی‌ها وفادارتر است؟

تجربه‌های اخیر به اثبات رسانده است که در اقتباس از جهان گیم، الهام‌گیری از فضاسازی و قواعد کلی اثر (Lore) اهمیت به‌سزایی در جلب رضایت مخاطب دارد. همراهی با قصه‌ای تازه که در اتمسفر آشنای یک بازی نفس می‌کشد، بسیار لذت‌بخش‌تر از تماشای چند شخصیت قدیمی در محیطی بی‌هویت است. این همان فرمولی است که سریال فال‌آوت (Fallout) روی قاب تلویزیون با مهارت تمام اجرا کرد. کاراکترهای اصلی آن سریال که عبارت‌اند از لوسی مک‌لین (Lucy MacLean)، ماکسیموس (Maximus) و غول (The Ghoul)، کاملاً متناسب با هویت دنیای بازی طراحی شدند؛ با این حال هیچ‌یک از آن‌ها در بازی حضور نداشتند و اثر نهایی به موفقیتی چشمگیر بدل شد.

حضور آقا ماشالله از سریال خانه به دوش در بازی God of War Laufey

 

رکوردشکنی در راتن تومیتوز و استانداردسازی برای آینده

نمرات منتقدان برای اثر جدید کرگر شگفت‌انگیز بوده است. رزیدنت اویل توانسته پس از دریافت ۱۱۰ نقد رسمی، امتیاز فوق‌العاده ۹۶ درصد را در پایگاه راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) تصاحب کند و عنوان تاییدیه کیفی (Certified Fresh) را به چنگ آورد. این بازخورد بسیار بالاتر از هر فیلم اقتباسی دیگری در طول تاریخ سینما ارزیابی می‌شود. تا پیش از این، آثاری همچون سونیک خارپشت ۳ (Sonic the Hedgehog 3) و گرگینه‌های درون (Werewolves Within) با کسب امتیاز ۸۶ درصد در صدر جدول حضور داشتند. علاوه بر این، امتیاز به دست آمده جهشی عظیم برای این مجموعه به حساب می‌آید، چرا که بهترین رکورد قبلی آن به فیلم رزیدنت اویل: فصل پایانی (Resident Evil: The Final Chapter) با امتیاز ۳۹ درصد اختصاص داشت.

در رزیدنت اویل ورونیکا با یک شخصیت غیرمنتظره بازی می‌کنیم + اطلاعات جدید

آثار گذشته این فرانچایز جز نام چند شخصیت، انطباقی با دنیای بازی نداشتند. البته فیلم رزیدنت اویل: به راکون سیتی خوش آمدید (Resident Evil: Welcome to Raccoon City) تمام توان خود را صرف ارائه داستانی دقیقاً مطابق بازی کرد، اما حاصل کار شکست خورد و با نمرات بسیار پایینی روبرو شد. به دلیل پیچیدگی تبدیل بازی به اثر سینمایی، پروژه‌های آتی باید بدون تردید مسیر رزیدنت اویل و فال‌آوت را ادامه دهند؛ رویکردی که نویدبخش آثاری بسیار جذاب‌تر در مقایسه با اقتباس‌های خشک و خطی است.

بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمن

 

سریال آخرین بازمانده از ما (The Last of Us) گواه دیگری بر این ماجراست. درخشان‌ترین و تحسین‌شده‌ترین قسمت فصل اول این مجموعه، اپیزود زمان بسیار طولانی (Long, Long Time) بود؛ روایتی عمیق و زیبا که سازندگان آن را بر اساس اشاراتی کوتاه در متن بازی گسترش دادند و متناسب با جغرافیای داستانی اثر پیاده کردند. بازگویی نعل‌به‌نعل خطوط داستانی بازی، حتی اگر به اثری تماشایی تبدیل شود، به سختی می‌تواند نوآوری و هیجان منحصربه‌فردی را پدید آورد که آثار پیشگامی همچون فال‌آوت یا رزیدنت اویل جدید به پرده تصویر آوردند.

منبع: Comicbook


میزگیم سه لبه؛ چرا بازی ولورین رو کسی دوست نداره + ۲ بازی مخفی

بازی ولورین
تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی