
شهر گاتهام (Gotham City) هیچ وقت مکانی امن برای زندگی نبوده و به احتمال فراوان هرگز هم نخواهد بود. از نخستین روزهای پیدایش، این شهر به لجنزاری از تبهکاری و فساد تبدیل شد که نمونهاش در هیچ کجای دنیای دیسی (DC) به چشم نمیخورد. در کنار شروران شناختهشده بتمن — از قاتلان روانی زنجیرهای گرفته تا دانشمندانی دیوانه که اگر مجالی پیدا کنند جهان را به عصر حجر بازمیگردانند — گاتهام خانه نفرینها و موجودات ماورایی نیز هست. برای مثال، در باتلاق اسلاتر (Slaughter Swamp) درست بیرون شهر، آنقدر انسان کشته شدهاند که انرژی تاریک حاصل از آن هیولایی زامبیمانند و فناناپذیر خلق میکند؛ موجودی که اتومبیلها را به راحتی خرد میکند.
افزون بر این، احضار یک دیو توسط بنیانگذاران نخستین شهر با قربانی کردن انسانها و سموم سحرآمیزی که زیر خاک گاتهام پنهان هستند، این دیار را به آهنربایی برای فجایع تبدیل کردهاند. هرچند در رویداد بذرهای شوم (Bad Seeds)، پویزن آیوی (Poison Ivy) با رویاندن گیاهان ماقبل تاریخ گاتهام را با خاک یکسان میکند، اما این بحران هولناکترین رخداد تاریخ شهر نیست. در ادامه ۵ رویداد فاجعهبار را بررسی میکنیم که گاتهام را تا مرز نابودی کشاندند و مسیر تکامل بتمن را دگرگون ساختند.

۵) سرایت (Contagion)
در سال ۱۹۹۶، رویداد سرایت (Contagion) وارد کامیکهای بتمن شد و الگویی ماندگار برای بحرانهای مدرن این شخصیت پدید آورد. در این قصه، فرقه سن دوما (Order of St. Dumas) سویهای جهشیافته و مرگبار از ویروس ابولا را در شهر پخش کرد. خیابانها غرق در آشوب شدند و اعضای خانواده خفاشی وارد نبردی نفسگیر علیه زمان شدند تا پیش از مرگ هزاران انسان و حتی رابین، پادزهر را به دست آورند. این رویداد چالشی خاص برای شوالیه تاریکی رقم زد؛ چرا که حریف او نه یک جنایتکار معمول، بلکه بیماری مرگباری بود که مدیریت بحران متفاوتی میطلبید.
این بحران بدگمانی بتمن را تقویت کرد و او را به طراحی استراتژیهای اضطراری پیچیدهتر سوق داد. از جهت فرم داستانی، سرایت نقشی بهسزایی در تاریخ کامیک ایفا کرد؛ این خط روایی پس از سقوط شوالیه (Knightfall)، دومین کراساور گستردهای به حساب میآمد که در تمامی عناوین جانبی بتمن پیاده شد و نشان داد داستانهای مشترک چندبخشی استانداردی سودمند برای دنیای دیسی هستند.

۴) سال صفر (Zero Year)
با شروع جریان نیو ۵۲ (New 52) و بازنشانی جهان دیسی، اسکات اسنایدر خاستگاه اولیه بتمن را از نو روایت کرد. سال صفر (Zero Year) تلاشی جسورانه بود تا مسیری جدا از شاهکار سال اول (Year One) ترسیم کند. این داستان نخستین ماجراجوییهای بروس وین جوان را روایت میکند که در همان ابتدای کار درگیر نبرد با دارودسته رد هود (Red Hood Gang) و سپس ریدلر (The Riddler) میشود؛ مغز متفکری که با طغیان آبها گاتهام را غرق کرد و سلطه خود را بر شهر بسط داد. این اثر بسیاری از لحظات تاریخی را بازآفرینی کرد؛ وقایعی که عبارتاند از نحوه شکلگیری جوکر و ریشه تصمیم بروس برای انتخاب هویت خفاش.
سال صفر بتمن را به سطحی فراتر از گذشته ارتقا داد. تمام عناصر داستان پرهیاهو و حماسی طراحی شدند؛ از دستوپنجه نرم کردن بتمن با شیرها در گودال آب تا روشن کردن دوباره توربینهای برق شهر به کمک ضربان قلب خودش. این جسارت روایی راه را برای کارهای خارقالعاده بتمن در سالهای بعد هموار ساخت؛ تا جایی که اگر امروز بتمن از جو کره ماه به زمین سقوط کند، مخاطب پس از سال صفر چنین اغراقی را باورپذیر میداند.

۳) شهر بین (City of Bane)
رویداد شهر بین (City of Bane) فرجام غافلگیرکننده نویسندگی تام کینگ (Tom King) بود. بین (Bane) با همراهی نسخه فلشپوینت توماس وین کنترل کامل گاتهام را به چنگ آوردند. آنها با تکیه بر توان گاتهام گرل (Gotham Girl) و قدرت تلقین ذهنی سایکو پایرت (Psycho Pirate)، تبهکاران تیمارستان آرکام را به نگهبانان شهر بدل کردند و آلفرد پنیورث (Alfred Pennyworth) را به اسارت گرفتند تا بروس را دور نگه دارند. شوالیه تاریکی سرانجام شهر را پس گرفت، اما پرداخت این پیروزی سنگینترین تاوان ممکن بود: بین، آلفرد وفادار را مقابل چشمان خانواده به قتل رساند.
پیامد اصلی این فاجعه، پرواز ابدی وفادارترین تکیهگاه بروس وین بود. تا پیش از این، پیشبرد داستانهای بتمن بدون حضور آلفرد ناممکن جلوه میکرد، اما مرگ او در دنیای کامیک ماندگار شد؛ تا جایی که بروس اکنون خدمتکار تازهای به نام وریتی پنیورث (Verity Pennyworth) دارد. بدون آلفرد، بروس تنها سنگ صبور زندگی خود را از دست داد و مجبور شد ابعاد احساسی تازهای پیدا کند و بیپرده با یارانش سخن بگوید؛ تغییری بلوغیافته که شخصیت بروس را مستقلتر از گذشته ساخته است.
۲) بازیهای جنگی (War Games)
داستان بازیهای جنگی (War Games) یکی از ناگوارترین شکستهای بتمن است. پس از آنکه بروس، استفانی براون (Stephanie Brown) را از جایگاه رابین کنار گذاشت، او برای اثبات تواناییهایش طرحی مخفیانه را اجرا کرد. هدف این نقشه متحد کردن دنیای زیرزمینی خلافکاران زیر چتر شخصی به نام مچز مالون (Matches Malone) بود؛ غافل از اینکه مچز مالون هویت مخفی خود بروس وین به شمار میرفت! اجرای خودسرانه این طرح آتش نبردی خانمانسوز را میان تبهکاران روشن ساخت، قدرت را تقدیم بلک ماسک (Black Mask) کرد و استفانی نیز در جریان حوادث ظاهرا جان باخت.
بازیهای جنگی پایگاه دیدهبانی اوراکل (Oracle) را نابود کرد، باربارا گوردون را فراری داد و زمینه خیانت لزلی تامپکینز (Leslie Thompkins) به بتمن را در ادامه رقم زد. این بحران فراتر از فقدان یک رابین دیگر، شکافی عمیق میان اعضای خانواده خفاشی ایجاد کرد؛ بیاعتمادی گزندهای که سالها طول کشید تا التیام پیدا کند و پیوند این خانواده را تا آستانه فروپاشی مطلق پیش برد.

۱) زمینلرزه بزرگ (Cataclysm)
رویداد زمینلرزه بزرگ (Cataclysm) مقدمه ساختارشکنی بود که شاهکار سرزمین بیصاحب (No Man’s Land) را ممکن ساخت. زلزلهای سهمگین به قدرت ۷.۶ ریشتر به جان گاتهام افتاد؛ بلایی طبیعی و بیسابقه که مثل تصادف یک تریلی هجدهچرخ با یک گوزن، شهر را درهم کوبید. عمارت وین تخریب شد و شالوده شهر فرو ریخت. در این واقعه بتمن و یارانش نه در برابر تبهکاران، بلکه برای نجات آسیبدیدگان از زیر آوارها و حفظ بقایای خانهشان دست به کار شدند.
زمینلرزه بزرگ چشم بتمن را به این حقیقت گشود که حوادثی در دنیا رخ میدهند که هیچ هوش و تدبیری توان مهار یا پیشبینی آنها را ندارد. در نتیجه این تکانه روحی، شوالیه تاریکی دامنه عملیات خود را وسعت داد، اعضای خانواده را افزایش داد و تدابیر پیشگیرانهتری اتخاذ کرد. این فاجعه طبیعی جهش فکری بزرگی در کاراکتر بتمن به وجود آورد که ردپای آن هنوز در تمام نقشههای استراتژیک او به چشم میخورد.
با وجود فجایع پیاپی، شگفتانگیز است که چرا انسانها همچنان به زندگی در گاتهام ادامه میدهند! به نظر شما کدام بحران توانست شخصیت بتمن را بهتر از بقیه به چالش بکشد؟ دیدگاه خود را برای ما بنویسید.
منبع: Comicbook
دنیای جی تی ای 6 چه شکلیه؟ میزگیم با مریم خواجوی و امید لنون – قسمت دوم














نظرات