
با وجود کیفیت بینظیرشان، تماشای مجدد و مداوم برخی از فیلمهای خونآشامی به دلیل مضامین بیش از حد آزاردهندهشان دشوار است. هیچ شکی وجود ندارد که کدام موجود ماوراءالطبیعه تسلطی بلامنازع بر تخیلات ما دارد. خونآشامها گوی سبقت را میربایند.
این نامیرایان ابزاری ایدهآل برای داستانگویی هستند؛ آنقدر انعطافپذیرند که میتوانند استعارهای کاربردی برای وضعیت انسانی، چارچوبی متقاعدکننده برای نقد اجتماعی، یا صرفا یک افسانه اخلاقی کلاسیک باشند که باعث میشوند با چراغهای روشن بخوابید. این موجودات، گوشتخوارانی بیمغز، ضدقهرمانانی پر از کشمکشهای درونی و شرورهایی باشکوهی را در بر میگیرد. در نهایت، آنها هم ترسناکند و هم جذاب!
Blade II (2002)

بدون شک، دل تورو کشش و تقابل دائمی بشریت میان روشنایی و تاریکی را بهتر از هر فیلمساز دیگری درک میکند
حتی افراد بد سلیقه هم به سختی میتوانند کیفیت و جذابیت فیلم Blade II را در میان فیلمهای خونآشامی انکار کنند. دیوید اس. گویر (David S. Goyer) که نویسندگی Batman Begins را هم در کارنامه دارد و کارگردان آن، گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro)، مخاطبان خود را برای دومین بار به دنیای زیرزمینی بیرحم و غرق در خون بلید میبرند، این موضوع واقعا جای تعجبی ندارد. این خونآشام بینهایت جذاب، همچنان به نبرد همهجانبه خود علیه مکندههایی که از آنها نفرت دارد ادامه میدهد؛ اما این بار، او در حال بررسی طاعونی است که برای نابودی همزمان انسانها و خونآشامها برنامهریزی شده است.
The Lost Boys (1987)

فیلم The Lost Boys آنقدر جذاب است که نمیتوان آن را صرفا یک فیلم خونآشامی خوب در نظر گرفت
سرانجام در لیست بهترین فیلمهای خونآشامی، نوبت به The Lost Boys (پسران گمشده) میرسد؛ یک اثر کلاسیک تمامعیار از دههی ۸۰ میلادی و یک نقطه عطف فرهنگی برای تمام کسانی که حتی لحظهای نفس کشیدن در اتمسفر پرانرژی و محرک را تجربه کردهاند. خانواده انسانی امرسون (Emerson) پس از نقل مکان به کالیفرنیا، با دردسرهایی بسیار بیشتر از آنچه انتظارش را داشتند روبرو میشوند. این دردسر توسط یک گروه موتورسوار خونآشام چرمپوش از راه میرسد؛ گروهی به رهبری پسر بدذاتی با موهای بلوند دکلرهشده به نام دیوید (با بازی کیفر ساترلند)، که در خیابانهای سانتا کارلا پرسه میزنند تا به روش خاص خودشان تفریح کنند.

What We Do in the Shadows (2014)

بازیگری بینقص و ایدهای چنان الهامبخش که گویی ترکیبی از مستند Grey Gardens و فیلم Interview with the Vampire محسوب میشود، چیزی است که کمتر در فیلمهای خونآشامی میبینید
هماتاقیهای خونآشام شامل ویاگو (با بازی وایتیتی)، ولادیسلاو (جامین کلمنت)، دیکن (جاناتان برو) و پیتر (بن فرانشام)، از یک گروه فیلمبرداری به شدت شجاع در قلمروی خود در نیوزیلند استقبال میکنند. تا زمانی که این سوژهها گلوی فیلمبردارها را زودتر پاره نکنند، مستندسازان فراز و نشیبهای همخانگی این خونآشامهای نامتجانس، عادتهای شبانه آنها، و عزمشان برای کشف رازهای پیچیدهی انسانی (مثلا سایت eBay) را دنبال خواهند کرد.
Nosferatu (2024)

فیلم Nosferatu یک استدلال قطعی و اثبات شده برای این ادعاست که ژانر وحشت میتواند به عنوان یک هنر اصیل شناخته شود
در کمال تعجب، پروژهی رویاییRobert Eggers، یعنی بازسازی اقتباس (در آن زمان غیرقانونیِ) اف. دبلیو. مورنائو (F. W. Murnau) از دراکولا در سال ۱۹۲۲، وفادارانهترین و تاثیرگذارترین تفسیر مضمونی از اثر برام استوکر (Stoker) در میان فیلمهای خونآشامی به شمار میرود. اینکه تبحر هنری کارگردان و تحسین او از منبع اقتباسش (و همچنین درک خاص خود از آن) در کجا و با چه ظرافتی به هم پیوند میخورند، شایسته تحسینهای فراوان و شاید حتی برگزاری یک رژه سالانه به افتخار اوست.

Sinners (2025)

فیلم Sinners همچون صاعقهای است که تنها یک بار در طول عمر رخ میدهد و ما برای نسلها آن را تحسین کرده و مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
فیلم Sinners (گناهکاران) هم یک نقطه عطف در تاریخ سینما و هم یک انقلاب با تاثیرات طنینانداز به عنوان یک پدیده فرهنگی بود. شاهکار رایان کوگلر (Ryan Coogler) رویاپرداز، تسلط بینقص او بر روایت بصری را با حماسهای عمیق و جاهطلبی حیرتانگیز پیوند میزند. کمتر از یک سال پس از آنکه تماشاگران با خرید بلیت، موفقیت این اثر را در گیشه تضمین کردند، فیلم Sinners توانست ۱۶ نامزدی تاریخی در اسکار و چهار مجسمه (که البته مستحق بیشتر از اینها بود) برای فیلمنامه کوگلر، فیلمبرداری ساختارشکنانه آتوم دورالد آرکاپاو (Autumn Durald Arkapaw)، موسیقی متن لودویگ گورانسون (Ludwig Göransson) و نقشآفرینی مسحورکننده مایکل بی. جردن (Michael B. Jordan) به دست آورد.
زاویه دید کوگلر به عنوان یک مرد و هنرمند سیاهپوست، رویکرد «خونآشام به عنوان استعاره» در فیلمهای خونآشامی را ارتقا داده و در نتیجه بازتعریف میکند تا مفاهیمی چون عشق، خانواده، دلشکستگی، فرهنگ، تاریخ، موسیقیدانی، معنویت، نژادپرستی و تصاحب فرهنگی را در بر بگیرد. او جامعه پرجنبوجوش و متنوع طبقه کارگر در زادگاه گوتیک جنوبی فیلم در سال ۱۹۳۲ را گرامی میدارد و گروه شخصیتهایش را با ظرافت، احترام و عمق و وسعتی از احساسات دقیق به تصویر میکشد.
منبع: Gamerant
دنیای جی تی ای 6 چه شکلیه؟ میزگیم با مریم خواجوی و امید لنون – قسمت اول












نظرات