سریال کوری به کارگردانی سجاد پهلوانزاده بلاخره به اتمام رسید و از آنجایی که نتوانستیم به نقد قسمت به قسمت آن بپردازیم، حالا وقتش هست تا بطور کلی به نقد و بررسی سریال کوری پرداخته و ببینیم این کارگردان و این تیم بازیگری توانستهاند تم سنگین فلسفی و روانشناختی را به یک درام اقتباسی که بومیِ و جاندار است را به الگویی در زیستبوم سینما و سریال ایران تبدیل کنند یا اثر صرفاً در حد یک ژستِ ملتهبِ بصری باقی مانده است، در ادامه همراه مجلهی بازار باشید.
سجاد پهلوانزاده پس از تجربهی آثار پرالتهابی چون سقوط و حیثیت گمشده، ثابت کرده که تکنیک، ریتم و تدوین درامهای معمایی و درگیر با امنیت را خوب میشناسد اما وقتی صحبت از ساخت سریالی با نام کوری به میان میآید، اثری که ناخودآگاه رمان جاویدان ژوزه ساراماگو (José Saramago) و تمِ کوری سفید و اضمحلال اخلاقی را به ذهن ما میآورد، باعث میشود توقعات ما از یک اثر نمایش خانگی به کلی تغییر کند.
فیلمنامه و داستان سریال کوری | جدال میان تعلیق ژانر و عمق تماتیک

بزرگترین چالش فیلمنامهی سریال کوری، پیدا کردن تعادل میان یک پلات معمایی-جنایی و لایههای فلسفی کوریِ استعاری است. فیلمنامه سعی دارد نشان دهد که چطور نادیده گرفتن حقیقت و زوال اخلاق در جامعه، کاراکترها را به سمت یک کوریِ خودخواسته یا تحمیلی سوق میدهد اما نمیداند چطور و چه زمانی باید به این مورد بپردازد و چقدر باید این مسئله را ادامه دهد و همین دلیل کافی محسوب میشود تا پتانسیل داستان و روایت را ضعیف ببینیم.
پردهی اول روایت با ریتم تند و کوبندهای آغاز میشود. پهلوانزاده به لطف سابقه طولانیاش در تدوین، مهارت خاصی در پرت کردن مخاطب به وسط معرکه دارد و و شتاب در گرهافکنی را به وضوح میتوان دید اما مشکل اصلی از اواسط پرده دوم رخ مینماید. افت ریتم در پردهی دوم و در نقطهای آغاز میشود که فیلمنامه باید به جای کشمکشهای بیرونی (تعقیبومراقبها و خطونشان کشیدنهای همیشگی)، به کشمکشهای درونی و روانشناختی شخصیتها عمق ببخشد اما به ورطه تکرار میافتد. رازها به جای اینکه منطقی و لایهبهلایه افشا شوند، گاهی با تصادفهای فیلمنامهای گرهگشایی میشوند.
کارگردانی و دکوپاژ سریال کوری | فرم بصریِ سرد و تدوینِ جراحیشده

بدون شک نقطه قوت اصلی پهلوانزاده در مقام کارگردان، تسلط بر فرم بصری و ریتم تقطیع نماها است. قطعاً شما هم متفاوت بودن دکوپاژ و حرکت دوربین را حس کردهاید که توانسته زاویه دید اختصاصی به این سریال بدهد. دوربین در سریال کوری بیقرار است اما این بیقراری بر خلاف کارهای آماتور، هدفمند طراحی شده تا قاببندیهای خفه، استفاده از نماهای اورهد (Overhead) و زاویههای تند، حس ناامنی و تحتنظر بودن را به خوبی به مخاطب منتقل کند.
دومین ویژگی کارگردانی در این سریال مهندسی رنگ و اتمسفر آن است. استفاده از پالت رنگی سرد و خاکستری، همراه با نورپردازیهای کمکنتراست تنها باعث نشده اتمسفر شهر خفقانآور نشان داده شود زیرا توانسته استعارهای بصری از همان کوری و تاریکی درونی کاراکترها را به نمایش بگذارد. تدوین، دیگر مسئلهای بوده که پهلوانزاده به عنوان یک تدوینگر باسابقه اجازه نمیدهد سکانسها کش بیایند. کاتهای بهموقع و ریتم تند، ضعفهای گاهوبیگاه فیلمنامه را تا حد زیادی میپوشاند.
بازیگری سریال کوری | بازی در مرز استرس واقعی و اغراق

پهلوانزاده معمولاً توانایی بالایی در کشیدن بازیهای بیرونی و پرانرژی از بازیگرانش دارد و در نتیجهی آن ما شاهد هستیم که در سریال کوری تیم بازیگران با هدایتی محکم جلوی دوربین رفتهاند اما این استحکام کافی نیست زیرا آسیب بزرگی که معمولاً این سبک به بازیها میزند، در این اثر هم چشم میخورد، یعنی حفظ عصبی بودن یکدست بازیگران که میتواند به راحتی بر ذهن مخاطب به طور ناخواسته تاثیر منفی بگذارد. وقتی همه کاراکترها از ابتدا تا انتها دارند فریاد میزنند، استرس دارند و دچار بحران روحی هستند و اینطور بازی میکنند، ریتم فراز و فرودِ دراماتیک از بین میرود. مخاطب برای درک عمق فاجعه، نیاز به سکوت و لحظات آرام دارد تا کنتراستِ رنج را حس کند، امری که گاهی در هیاهوی بازیهای پرفشارِ سریال گم میشود.
سریال کوری را میتوان فرزندِ جریانِ جدیدِ سریالسازی در نمایش خانگی ایران است چرا که ساختار را متوجه شده، اینکه مخاطب امروز از ملودرامهای خستهکنندهی آپارتمانی خسته شده و به دنبال هیجان، راز و تعلیق است اما ریسک بزرگ این جریان، قربانی کردن عمق شخصیتپردازی به پای اکشن و شوکهای مقطعی خواهد بود که البته مهم نیست زیرا بسیای از سریالهای داخلی قبل از عمق گرفتن شخصیتهایشان به پایان میرسند. سریال کوری ساختهی سجاد پهلوانزاده، اثری است با فرم بصری چشمگیر، تدوینی فوقالعاده و ریتمی که مخاطب را روی صندلی نگه میدارد اما اگر اثر را از لعاب بصری و ریتم تندش خالی کنیم، با فیلمنامهای مواجه میشویم که در پرداخت لایههای روانشناختی و تماتیکِ خود کمی کم میآورد ولی گامی رو به جلو در سبک معمایی-التهابی در ایران محسوب میشود.
منبع: مجلهی بازار
بازیهای شوتر خفنی که یادتون رفته!








نظرات