سریال از یاد رفته برخلاف تعداد زیادی از سریال‌ها، بسیار خود را مختصر معرفی می‌کند، با این جمله که «فرار کردم یادم بره، از یاد همه رفتم…» و این مسئله خود تعلیقی خلق می‌کند برای من و شمای بیینده اما آیا واقعاً همانقدر که سعی کرده در معرفی خود کوتاه و عالی باشد، در خود روند روایت هم همینطوری هست؟ همراه مجله بازار باشید تا با نقد و بررسی سریال از یاد رفته به سوالمان پاسخ دهیم.

نقد سریال مرد سه‌ هزار چهره؛ قسمت دوم | همه دارند مرز می‌شکنند

برزو نیک‌نژاد پس از تجربه‌ی آثار پرفروشی چون مرداب و آفتاب‌پرست، این بار با سریال از یاد رفته پا به میدان گذاشته، سریالی که فرم متفاوتی از سریال‌سازی را در نمایش خانگی آزمایش می‌کند. کاملاً مشخص هست که این اثر با همان شعار اولیه‌ «فرار کردم یادم بره، از یاد همه رفتم…» می‌خواهد فریاد بزند که من یک درام روان‌شناختی، رازآلود و تلخ هستم اما اینکه با چه ابعادی پا در این میدان گذاشته و چه هدفی را برای موفقیت در این امر داشته را با هم بررسی می‌کنیم؛ خیالتان راحت باشد اگر سریال را ندیده سراغ نقدش آمدید چون این مطلب هیچ اسپویلی ندارد.

روایت سریال از یاد رفته | تعلیق‌های بی‌جان و کشمکش‌های بی‌بخار

نقد سریال از یاد رفته | شاید هدف همین از یاد رفتن باشد

فیلم‌نامه‌ی مهدی اسدزاده و نوید محمودی روی یک ایده‌ی جذاب دست گذاشته است، فیلم‌نامه‌ای که قصد روایت «مواجهه با گذشته‌ای که گریختن از آن غیرممکن است» را دارد و «گره خوردن طمعِ شخصیت‌ها بر سر میراث و دارایی‌های نامشروع» را به تصویر می‌کشد. شاید بپرسید چرا تعلیق‌های این سریال را بی‌جان نامیدم، دلیلش این است که دقیقاً  مشکل اصلی اثر از جایی شروع می‌شود که کلمه‌ی تعلیق را با مبهم‌بافی اشتباه می‌گیرد، این هست که شاید با قلاب‌هایی از روایت به آن متصل بمانید اما همه‌ی آن‌ها تعلیق نیست.

نقد فصل سوم سریال Silo | صدای چکشی که هر بار بلندتر است

در یک درام روان‌شناختی ساختارمند، رازها باید لایه‌به‌لایه‌ افشا شوند و هر افشاگری باید تغییری تغییر‌دهنده‌ برای رفتار شخصیت‌ها باشد اما در سریال از یاد رفته، روایت در پرده‌ی دوم دچار افت ریتم شدیدی می‌شود. شخصیت‌ها ( خصوصاً آدم‌های زخم‌خورده داستان) به‌ جای اینکه با تصمیم‌های سخت‌تری نسبت به قبل پیش بروند، در چرخه‌ای تکراری از خط و نشان کشیدن، دیالوگ‌های شعاری و حسادت‌های خانوادگی درجا می‌زنند که البته این باعث نمی‌شود بیخیال تماشا شوید یا قضیه حوصله سربر شود صرفاً این که کارگردان و روایت‌نویسان می‌توانستند خیلی بهتر عمل کنند.

کارگردانی و دکوپاژسریال از یاد رفته | نیک‌نژاد گرفتار در مرز پخش خانگی و صداوسیما

نقد سریال از یاد رفته | شاید هدف همین از یاد رفتن باشد

نیک‌نژاد کارگردان قابل و قاب‌شناسی است و به هیچ عنوان در این مورد شکی نیست زیرا در همین اثر و در فضاسازی‌های شهری و ریتم اولیه‌ی اثر این هنر خود را به‌خوبی نشان می‌دهد اما فرم بصری سریال در ادامه‌ی روند روایت دچار نوسان‌های جالبی نمی‌شود. اگر سریال را دیده باشید، احتمالاً متوجه شده‌اید میزانسن‌ها محصور در چهاردیواری هستند یعنی به‌رغم مانور روی تماتیکِ فرار و جابه‌جایی، اکثر سکانس‌های کلیدی به گفت‌وگوهای طولانی در فضاهای بسته تنزل یافته‌اند.

همین حالا تماشای رایگان سینمایی تایتانیک (Titanic) را در بازار از دست نده!

یکی از مشکلاتی که کارگردانی نتوانسته از پس آن برآید، تقطیع نماها (کات‌های متوالی میان مدیوم‌شات‌ها) است که به جای ایجاد کارکرد روانیِ عمیق، بیشتر مامور پوشش دادن دیالوگ‌ها شده‌اند. استفاده از پالت‌های رنگی تیره و موسیقیِ حبیب خزایی‌فر سعی در القای یک اتمسفر سنگین و پرغم دارد و برخی اوقات این فضاسازی با لایه‌های روان‌شناختیِ عمیق در متن به خوبی پشتیبانی نمی‌شود و در نتیجه حسِ یک ژستِ غمگینِ بصری ارائه ‌می‌شود اما این قضیه در همه جای سریال صادق نیست و در برخی مواقع فضاسازی به حد و اندازه‌ای که باید، هست.

بازیگری و سایر موارد سریال از یاد رفته | تکیه بر اعتبار کهنه‌کارها تا نقشه و مسیر راه

نقد سریال از یاد رفته | شاید هدف همین از یاد رفتن باشد

حضور بازیگرانی چون فرهاد اصلانی و حمیدرضا آذرنگ، وزن دراماتیک سریال را تا حد زیادی بالا کشیده‌اند. اصلانی طبق معمول با بازی زیرپوستی، لحن کنترل‌شده و نگاه‌های سنگینش تلاش می‌کند به کاراکتری که در متن گاهی گنگ است، شناسنامه بدهد و پارتنرشیپ او با آذرنگ لحظات جانداری خلق می‌کند. در کل ماجرا، بازیگران این سریال تکرار نقش نمی‌کنند و تا حد شایسته‌ای در حال ایفای نقش هستند که همین مورد حداقل از نصف آثار تولید شده در سینمای ایران، آن‌ها را جلو می‌اندازد. البته که در مقابل، بازیگران جوان‌تر مجموعه مانند سینا مهراد در همان پرسونای آشنا و کلیشه‌ای آثار قبلی خود دست‌وپا می‌زنند و همین مسئله شکاف عدم هدایتِ یک‌دست در بازی‌ گرفتن را بوجود آورده تا تا گسستِ لحنی میان بازیگران رخ دهد.

نقد سریال کلاغ | این روایت اصلاً ارزشش را نداشت

سریال از یاد رفته هم دچار یک عارضه‌ی ساختاری در نمایش خانگی است که سینمای ایران در بیشترآثار خود با آن دست و پنجه نرم می‌کند، منظور من از این عارضه، کش دادن پلات‌های کم‌ حجم برای پر کردن قسمت‌های متعدد بوده و آثار نمایش خانگی ما اغلب با یک ایده‌ی یک‌خطی جنجالی آغاز می‌شوند اما به دلیل نداشتن نقشه‌ی راهِ دقیق برای پرده دوم، به ورطه‌ی تصادف‌های فیلم‌نامه‌ای و پایان‌بندی‌های شتاب‌زده می‌افتند.
بازیگران مشهوری که نقش‌های نمادین را رد کردند؛ دی‌کاپریو در نقش اسپایدرمندر نهایت سریال از یاد رفته اثری است که با تکیه بر تیم بازیگری مجرب و استارت پرهیجانش می‌تواند مخاطب عام را تا چند قسمت همراه کند و به خوبی شخصیت‌هایش را توضیح دهد اما در تبدیل شدن به یک درام روان‌شناختیِ لایه‌مند و ماندگار در انتهای مسیر ناکام می‌ماند. اثری که نشان می‌دهد برای ساختن یک درام پرتعلیق، فرم بصری و بازیگران نام‌دار کافی نیستند و پیش از هر چیز، به فیلم‌نامه‌ای محکم و پرهیز از کلیشه‌های رایج ملودرام نیاز است. پیشنهاد من به شما این هست که اگر این سبک از آثار را دوست دارید، به تماشای این سریال بنشینید و صبر را پیشه‌ی مسیر خود کنید.


بهترین بازی اکشن امسال؟ میزگیم اونیموشا جدید + بحث ولفنشتاینی

بازی Onimusha: Way of the Sword

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی