در دنیایی که اقتباسهای ویدئویی در دنیای انیمه بهسرعت در حال گسترشاند، فصل اول انیمه Devil May Cry محصول نتفلیکس، اثری متفاوت و گاه درخشان است که با تمام نواقص خود، توانسته توجه بسیاری از علاقهمندان به بازیهای اکشن و انیمههای پرشور را به خود جلب کند. با تلفیقی از روایت جسورانه، انیمیشن سطح بالا و ارجاعاتی هوشمندانه به تاریخ فرهنگی دهه ۲۰۰۰ آمریکا، این سریال به تجربهای تبدیل شده که ارزش تماشا دارد.
شروعی نامتوازن اما شخصیتمحور
قسمتهای ابتدایی Devil May Cry با طنزی گاه بیجا و لحنی سبک آغاز میشود. دانته، شخصیت اصلی، ابتدا بیشتر شبیه به نسخهای از دد پول عمل میکند تا شکارچی خونسرد شیاطین. اما صدای تأثیرگذار جانی یانگ بوش بهتدریج لایههایی از درد و تردید را در دانته آشکار میکند. روایت در ادامه بهجای شوخیهای سطحی، به بررسی بحرانهای درونی دانته میپردازد و قوس شخصیتی جذابی برای او خلق میکند.
داستانی آشنا با چاشنی نوآوری
اقتباس حاضر صرفاً به روایت بازیهای کپکام اکتفا نکرده، بلکه از مانگا و منابع مکمل نیز بهره گرفته تا روایتی تازه ارائه دهد. در این نسخه، دانته درگیر توطئهای برای نابودی مرز بین دنیای انسانها و شیاطین میشود؛ مسیری که با بازتعریف شخصیتها و پیشزمینهها، فضای تازهای را برای طرفداران جدید و قدیمی فراهم میکند.
در میان صداپیشگان، حضور کوین کانری فقید در نقش معاون رئیسجمهور Baine، ترکیبی بینظیر از اقتدار و تعصب را به نمایش میگذارد. اما ستاره اصلی فصل، شخصیت مرموز “خرگوش سفید” با صداپیشگی هون لی است. هرچند انگیزههای این شخصیت کمی کلیشهای به نظر میرسد، اما اجرای قوی لی باعث میشود خرگوش سفید به یکی از بهیادماندنیترین آنتاگونیستهای سال تبدیل شود.
نقاط قوت بصری و اپیزود شاهکار
استودیو Mir که تجربهی درخشانی در The Legend of Korra و X-Men ’97 داشته، صحنههای مبارزهای سریع و هیجانانگیزی خلق کرده است. بااینحال، استفاده از گرافیک کامپیوتری (CG) برای طراحی شیاطین، یکی از نکات منفی سریال است که باعث کاهش کیفیت بعضی از صحنهها میشود.
نقطه عطف فصل، قسمت ششم است که توسط استودیو La Cachette (سازنده Primal) تولید شده. این اپیزود، با سبک بصری خاص، روایتی تقریباً بیکلام و طراحی چشمنواز، نهتنها بهترین قسمت فصل، بلکه یکی از بهترین آثار انیمیشنی سال ۲۰۲۵ محسوب میشود.
شباهتهایی میان این سریال و آثاری مانند Devilman به چشم میخورد؛ خصوصاً در پرداخت به مفاهیمی چون تبعیض، تعصب و مرز میان انسان و شیطان. نگاه انتقادی سریال به سیاستهای داخلی و خارجی ایالات متحده در دهه ۲۰۰۰، از طریق طنزی گزنده و حتی انتخاب موسیقی در سکانسهای پایانی، بهوضوح قابلمشاهده است.
جمعبندی
فصل اول Devil May Cry، باوجود مشکلاتی مانند CG ضعیف، شوخیهای ناهماهنگ و شخصیتپردازی گاه سطحی، اثریست جسور، متفاوت و سرگرمکننده. اپیزود ششم، بهتنهایی نقطهی عطفی در این فصل است و نشان میدهد که سریال ظرفیت شکستن قالبها و ارائه روایتی عمیقتر را دارد. اگر فصل دوم این مسیر را ادامه دهد، بدون شک Devil May Cry میتواند در میان بهترین اقتباسهای انیمهای ویدئویی جای گیرد.
برای دنبالکردن نقدهای بیشتر از انیمهها، بازیها و سریالهای جدید، با ما همراه باشید و نظرتان را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید.
نظرات