در این مطلب قصد داریم به بررسی بازی Halloween: The Game بپردازیم که جدیدترین محصول استودیو IllFonic به شمار میرود. با مجله بازار همراه باشید.
تبدیل فیلمهای ترسناک به بازیهای ویدیویی چندنفره طی سالهای اخیر به یک ترند تبدیل شده است. بازی Dead by Daylight با موفقیتی که بدست آورد، الگویی را ایجاد کرد که بعداً در ساخت آثاری مثل Friday the 13th، Killer Klowns from Outer Space: The Game و The Texas Chain Saw Massacre مورد استفاده قرار گرفت. حالا هم نوبت یکی دیگر از قدیمیترین آثار ژانر اسلشر، یعنی Halloween بوده تا وارد این عرصه شود.


بازی Halloween: The Game اخیراً عرضه شده و محصول استودیو IllFonic است. در نگاه اول، ممکن است فکر کنید سازندگان صرفاً فرمول Friday the 13th را با ظاهر و شخصیتهای فرنچایز هالووین ترکیب کردهاند اما Halloween: The Game در بسیاری از جنبهها یک گام رو به جلو محسوب میشود. بازی مزبور نه تنها از تجربه آثار قبلی استفاده کرده، بلکه در بازسازی فضای قسمت اول (دهه 70 میلادی) عملکرد بسیار خوبی دارد. البته مشکلات فنی مثل باگها و برخی موارد آزاردهنده دیگر وجود دارند اما میتوان تا حدودی نادیدهشان گرفت. بخصوص اینکه برخی از اتفاقات در رقابتهای آنلاین تصادفی بوده و همین موضوع تاثیر خوبی در جلوگیری از ایجاد حس یکنواختی دارد.
یکی از ویژگیهای متمایز بازی Halloween: The Game نسبت به محصولات مشابه، وجود بخش تکنفره است. این بخش در قالب شش مرحله نه تنها برخی صحنههای فیلم اصلی را بازسازی میکند، بلکه بخشهایی را در خود دارد که در قسمت اول فرنچایز نیستند. با توجه به ویژگیهای بخش تکنفره، میتوان گفت هدف اصلی آشنا کردن گیمر با مکانیکهای بازی در نقش مایکل مایرز است.
مراحل تکنفره آزادی عمل خوبی در اختیار گیمر قرار میدهند. در بیشتر آنها میتوان اهداف را به روشهای مختلف به سرانجام رساند و از سلاحهای موجود در محیط استفاده کرد؛ ساختاری که تا حدی زیادی گیمر را یاد مجموعه Hitman میاندازد. با این حال، بخش تکنفره بسیار کوتاه بوده و با صرف کمتر از دو ساعت، میتوان تمامش کرد. در نتیجه، بخش تکنفره فقط یک آموزش برای ورود به بخش اصلی بازی است.

حالا که صحبت راجع به تکنفره تمام شده، بهتر است سراغ بخش اصلی یعنی چندنفره برویم. هسته اصلی گیمپلی Halloween: The Game در بخش چندنفره، تقابل یک علیه چهار است. چهار گیمر در نقش شهروندان هادونفیلد قرار گرفته، باید از مایکل مایرز فرار کرده و همزمان، ماموریتهای مختلف خواسته شده را انجام دهند.
شهروندان مختلف ویژگیها و قابلیتهای مخصوص خود را داشته و برای سبکهای بازی متفاوت طراحی شدهاند. برخی در صحبت با ان پی سیها و متقاعد کردن آنها درباره خطر مایکل بهتر هستند، برخی در تعمیر خودرو و تلفن مهارت بیشتری دارند و بعضی هم سریعتر حرکت میکنند. امکان شخصیسازی لباس و آیتمهای جانبی هم وجود دارد.
همانطور که اشاره شد، فرار کردن یا مخفی ماندن تنها هدف گیمرهایی نیست که کنترل شهروندان را بر عهده دارند. ان پی سیهای دیگری در محیط حضور داشته و کمک به این افراد میتواند پاداشهایی به همراه داشته باشد. گفتگو با آنها هم ممکن است کارتهای پرکهای مختلفی در اختیار گیمر قرار دهد. این کارتها میتوانند ویژگیهای شخصیت را بهبود بخشیده یا حتی در شرایطی خاص او را بعد از مرگ ریوایو کند.

یکی از نقاط قوت بازی Halloween: The Game تصادفی بودن بسیاری از موارد در رقابتهای آنلاین است. ممکن است یک شخصیت با توانایی بالا در تعمیر خودرو انتخاب کنید و حتی کیت تعمیر هم داشته باشید اما خودرو در موقعیتی نامناسب قرار گرفته باشد یا اصلاً در آن مسابقه قابل دسترسی نباشد. در نتیجه، سازگاری با شرایط به یکی از مهمترین مهارتهای بازی تبدیل میشود. علیرغم وجود چهار نقشه، ترکیب متفاوت آیتمها، مکانها و اهداف باعث میشود رقابتها با گذشت زمان اصلاً و ابداً تکراری نشوند.
در صورتی که گیمر توسط مایکل مایرز کشته شود، میتواند با انجام مینیگیمها به اعضای زنده کمک کرده و حتی احتمال بازگشت در نقش دکتر لومیس وجود دارد. البته هیچ تضمینی برای فعال شدن این مکانیکها وجود ندارد و در بسیاری از موارد گیمر مجبور است به تماشای فعالیتهای دیگران تا انتهای رقابت بنشیند.
یکی دیگر از جنبههای مثبت و صد البته تفاوت محصول جدید استودیو IllFonic با بازی Friday the 13th، نحوه عملکرد مایکل مایرز است. مایکل در بازی Halloween: The Game یک ماشین کشتار توقفناپذیر نبوده و ضعفهایی دارد؛ شهروندان میتوانند مایکل را زمین زده، موقتاً کور کنند یا فریبش داده و پا به فرار بگذارند. همچنین مایکل در فیلمها یک ویژگی مهم دارد که در بازی پیادهسازی شده است.

مایکل مایرز در فیلمها معمولاً قربانیان خود را برای مدتی زیر نظر گرفته و نهایتاً جانشان را میگیرد. در بازی مکانیک Stalking یا تعقیب مخفیانه وجود داشته که به لطف آن گیمر میتواند با دوربین اول شخص دیگر کاربران زیر نظر گرفته و اقداماتشان را تماشا کند. اما فایده چنین کاری چیست؟ در پاسخ باید گفت هر چقدر استاک بیشتری انجام شود، نوار استاک پر شده و در نتیجه، موقعیت شهروندان روی مینی مپ نشان داده شده و امکان اجرای قتلهای متنوع هم فراهم میشود.
در نتیجه، میتوان گفت بازی به گیمرهایی پاداش میدهد که مایکل مایرز را همانطور که در فیلمها رفتار میکند، کنترل کنند: پنهان شدن در سایهها، زیر نظر گرفتن قربانیان و حمله در زمان مناسب. البته میتوان مستقیماً وارد محیط شد و بلافاصله کشتار راه انداخت اما این روش چندان لذتبخش نبوده و پاداش خوبی نمیدهد.
وفاداری Halloween: The Game فقط به موسیقی متن نمادینش خلاصه نمیشود. سازندگان تلاش زیادی کردهاند سبک بصری فیلم ۱۹۷۸ را بازسازی کنند. در همین راستا، بازی در همان شب پاییزی جریان داشته و کاربران میتوانند در مکانهای نمادین فیلم قدم بزنند. طراحی خانهها، خیابانها، دکوراسیون، نورپردازی و جزئیات محیطی همگی تلاش میکنند فضای اواخر دهه ۷۰ را حفظ کنند. حتی جزئیاتی مثل صدای خش خش برگها و سایههای روی محیط هم در ایجاد حال و هوای فیلم نقش دارند.
بازی در زمینه خشونت با فیلم اصلی تفاوت دارد. فیلمی که جان کارپنتر ساخته بود، خشونتی کنترل شده داشت اما در بازی شاهد قتلهای بسیار خشن و اغراقآمیز هستیم. برخی از این صحنهها بیشتر یادآور دنبالههای Halloween هستند. البته چنین خشونتی برای یک بازی اسلشر چندنفره طبیعی بوده اما گاهی با فضای فیلم اول تضاد پیدا میکند که شاید این موضوع برای طرفداران دو آتیشه چندان قابلقبول نباشد.

Halloween: The Game یکی از موفقترین تلاشها برای تبدیل یک فیلم اسلشر کلاسیک به یک بازی چندنفره است. سازندگان توانستهاند بین وفاداری به اثری۵۰ ساله و انتظارات گیمرهای امروزی تعادل مناسبی برقرار کنند. با وجود برخی باگها، کوتاهی بخش تکنفره و مشکل مرگ زودهنگام در رقابتها، ساختار تصادفی و آزادی عمل بازی ارزش تکرار بالایی ایجاد میکند. هر رقابت میتواند اتفاقات متفاوتی رقم زده و همین غیرقابلپیشبینی بودن باعث میشود تجربه هر بار حس یک فیلم جدید از مجموعه Halloween را داشته باشد.
نظر شما در رابطه با بازی Halloween: The Game چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Comic Book
پارتنر گیمر داشتن چطوریه؟ میزگیم با سایه و حمید

| وفاداری بالا به فیلم اصلی | کوتاه بودن بخش تکنفره |
| آزادی عمل مناسب در نحوه انجام قتلها | باگها و گلیچهای نسبتاً آزاردهنده |
| تنوع در شخصیتهای شهروند | تعداد محدود نقشهها |
| تصادفی بودن عناصر رقابتهای چندنفره و ارزش تکرار بالا | مرگ زودهنگام گیمر میتواند لذت بازی را از بین ببرد |
| بازسازی موفق فضای دهه ۷۰ |









خیلی دوسش دارم