
در این مطلب قصد داریم به سراغ دفعاتی برویم که کلیشههای فیلمهای جیمز باند شکسته شدند. با مجله بازار همراه باشید.
وقتی پخش قسمت جدید James Bond آغاز میشود، مخاطبان انتظار دارند جیمز باند دنیا را نجات دهد، دل یک زن زیبا را بدست آورد و بدون حتی یک خراش روی کت و شلوار شیکش از ماجرا بیرون بیاید. بیش از ۶۰ سال است که مشهورترین مامور مخفی جهان از الگویی آشنا و قابلپیشبینی در داستانهایش استفاده میکند اما جذابترین اتفاقات زمانی رخ میدهند که مامور ۰۰۷ از این کلیشهها فاصله میگیرد.
بسیاری از ویژگیها و کلیشههایی که امروزه با نام جیمز باند گره خوردهاند، بواسطه شان کانری به شهرت و محبوبیت رسیدهاند؛ از ابزارهای عجیب و غریب و فرارهای غیرممکن گرفته تا تقابلهای جذاب با شرورانی که بدنبال تسلط بر جهان بودند. بازیگران بعدی هم معمولاً این کلیشهها را حفظ کردند اما گاهی اوقات زیر پا گذاشته میشدند که در ادامه قصد داریم قسمت اول لیست را مرور کنیم.

فیلم On Her Majesty’s Secret Service – جیمز باند رسماً متاهل میشود

جیمز باند تا قبل از فیلم On Her Majesty’s Secret Service روابط عاشقانه زیادی را تجربه کرده بود اما ازدواج و زندگی مشترک با یک زن کاملاً در تضاد با با شخصیتش بود. با این حال، تنها حضور جورج لازنبی در نقش مامور ۰۰۷ این تصور را تغییر داد؛ چون باند واقعاً عاشق تریسی دی وینچنزو با نقشآفرینی دایانا ریگ شد. رابطه آنها در جریان تحقیقات باند درباره ارنست استاورو بلوفلد شکل گرفت و در نهایت به ازدواج ختم میشود.
البته این ازدواج خیلی زود به تراژدی تبدیل میشود. ایرما بونت که از افراد بلوفلد است، تریسی را حین سفر برای رفتن به ماه عسل به قتل میرساند. این اتفاق نشان داد که باند هم ممکن است فردی را از دست داده و نتواند با غمش کنار بیاید. تریسی تنها زنی بود که جیمز باند با او ازدواج کرد و مرگش به یکی از ماندگارترین تراژدیهای این مجموعه تبدیل شد.
فیلم Moonraker – جیمز باند در فضا

جیمز باند تا سال ۱۹۷۹ به نقاط مختلف جهان سفر کرده بود، مخفیگاههای زیرآبی را کشف کرده بود و با نقشههای پیچیده زیادی مقابله کرده بود. با این حال، سازندگان Moonraker به این نتیجه رسیدند که زمین دیگر فضای کافی برای ماجراجوییهای او ندارد. در چهارمین حضور راجر مور در نقش مامور ۰۰۷، باند راهی فضا میشود تا با یک صنعتگر ثروتمند به نام هیوگو دراکس (با نقشآفرینی مایکل لونسدیل) مقابله کند. نقشه دراکس نابودی نسل بشر و سکونت دوباره در زمین با گروهی از بازماندگان منتخب از نظر ژنتیکی است.
اوج داستان در یک ایستگاه فضایی رقم میخورد؛ جایی که سلاحهای آیندهنگرانه و نبردی جذاب با سلاحهای لیزری بین دو گروه به نمایش درمیآید. Moonraker بعد از موفقیت چشمگیر فرنچایز Star Wars اکران شد و بیشتر از هر فیلم قبلی جیمز باند شامل عناصر علمیتخیلی میشود. با اینکه تصمیم سازندگان برای فرستادن باند به فضا واکنشهای متنقاضی را دریافت کرد، این فیلم نشان داد که فرنچایز James Bond تا چه اندازه حاضر است از چارچوبهای همیشگی خود فراتر برود تا مخاطبان بیشتری را جذب کند.
فیلم License To Kill – باند و سرپیچی کامل از ام

جیمز باند بارها دستورهای رئیسها یا همان مافوقهای خود را نادیده گرفته اما در فیلم License to Kill روحیه سرکشی او به سطحی کاملاً جدیدی میرسد. بعد از اینکه یک قاچاقچی مواد مخدر به نام فرانتس سانچز، مامور سازمان سیا را بشدت مجروح کرده و همسر تازه عروس او را به قتل میرساند، باند درگیر انتقام میشود. تصمیم او برای تعقیب مستقیم سانچز با مسئولیتهایش در سرویس اطلاعاتی بریتانیا در تضاد قرار گرفته و همین موضوع باعث مداخله ام میشود.

جیمز باند با نقشآفرینی تیموتی دالتون بجای کنار گذاشتن انتقامجویی، روی تصمیم خود پافشاری کرده و زمانی که ام تصمیم میگیرد مجوز قتل او را لغو کند، از سرویس اطلاعاتی استعفا میدهد. در نتیجه، داستان بجای تمرکز روی توطئهای برای تهدید جهان، به روایتی خشن و شخصی درباره انتقام تبدیل میشود. فضای تاریک و متفاوت فیلم، License to Kill را به یکی از متفاوتترین آثار دوران حضور دالتون در نقش جیمز باند تبدیل کرده است. برای اولین بار، هدف اصلی مامور ۰۰۷ هیچ ارتباطی با خدمت به کشورش ندارد.
فیلم GoldenEye – باند بالاخره با ام مونث کنار میآید

برای بیش از سه دهه، نقش مافوق جیمز باند در سازمان ام آی سیکس را بازیگران مرد بر عهده داشتند؛ اتفاقی که به مرور زمان به یک کلیشه در فرنچایز James Bond تبدیل شد. فیلم GoldenEye این سنت را تغییر داد و جودی دنچ را در نقش ام معرفی کرد. او جایگزین رابرت براون شد و در برابر جیمز باند با نقشآفرینی پیرس برازنان قرار داد. نکته جالب اینجا است که رئیس جدید جیز اصلاً و ابداً نمیتوانست عقاید و رفتارهای مامور مخفیاش را تحمل کند.
ام در اولین ملاقات خود با جیمز باند که به یک صحنه بیاد ماندنی تبدیل شد، مستقیماً او را مردی جنسیتزده و زنستیز توصیف میکند که همچنان به عقاید قدیمی و کهنه خود پایبند است. او همچنین قدرت تصمیم گیری باند را زیر سوال میبرد. این گفتگو نشان میدهد مامور ۰۰۷ دیگر نمیتواند مثل گذشته روی حمایت بیچون و چرای مافوق خود حساب باز کند. حضور جودی دنچ یکی از مهمترین تغییرات GoldenEye نسبت به فیلمهای قبلی جیمز باند بود.
فیلم The World Is Not Enough – باندگرل، شرور داستان است

جیمز باند در طول ماجراجوییهای خود با زنان زیادی رابطه عاشقانه داشته و برخی از آنها برای دشمنانش کار میکردند اما فیلم The World Is Not Enough این کلیشه قدیمی را به سطحی جدید میبرد. مامور ۰۰۷ با نقشآفرینی پیرس برازنان ماموریت پیدا میکند از فردی به نام الکترا کینگ محافظت کند که پدرش به قتل رسیده و وارث ثروث عظیمی در صنعت نفت شده است. مطابق انتظار، رابطهای بین آنها شکل گرفته تا همان الگوی آشنا را شاهد باشیم: باند عاشق زنی میشود که یک تبهکار قدرتمند بدنبال کشتنش است.
ادامه فیلم The World Is Not Enough شامل یک پیچش داستانی مهم میشود؛ الکترا کینگ با همکاری دیگر شخصیت منفی داستان مرگ پدرش را طراحی کرده بود. او صرفاً همدست شخصیت منفی نیست، بلکه یکی از طراحان اصلی نقشه محسوب میشود. انتخاب یکی از باندگرلها بهعنوان دشمن اصلی داستان، تصمیمی جسورانه و کم سابقه بود. در انتهای داستان باند مجبور میشود زنی را به قتل برساند که واقعاً به او علاقه داشت.
نظر شما در رابطه با کنار رفتن کلیشههای جیمز باند چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Screen Rant
خفنترین بازیهای امسال چی بودن؟ میزگیم با علیرکسا – قسمت دوم












نظرات