در این مطلب به نقد و بررسی کوتاه فیلم سینمایی Obsession میپردازیم و نگاهی ویژه به آن میاندازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
اگر اهل چرخیدن در تیکتاک باشید، احتمالاً «کاری بارکر» (Curry Barker) را از طریق کانال کمدیِ آیتمی او یعنی That’s a Bad Idea میشناسید یا شاید ویدیوهای ترسناک او در یوتیوب را دیده باشید؛ آثاری مانند فیلم بلند و بسیار تحسینشده Milk & Serial. اما برای خیلیها، فیلم Obsession (وسواس) اولین رویارویی با حس داستانگویی تاریک این بازیگر، فیلمساز مستقل و سنتشکن خواهد بود و واقعاً شروع بسیار جذابی بوده است. درواقع بیدلیل نیست که اولین اثر جریاناصلی (Mainstream) بارکر اخیراً با مبلغی بیش از ۱۵ میلیون دلار به استودیوی Focus Features فروخته شد؛ اثری که نشاندهندهی ذهنی خلاق و پیچیده برای خلق آثار ترسناک شمرده میشود.
برآورده شدن یک رویای شوم

«مایکل جانستون» در نقش «بارون» (ملقب به بِر – Bear)، یکی از کارمندان فروشگاه موسیقی کَسِل به ایفای نقش میپردازد. در همان ابتدای کار، همهچیز کاملاً معصومانه به نظر میرسد؛ بِر روی همکار پرانرژی و دوستداشتنی خود یعنی «نیکی» (با بازی ایندی ناوارت) کراش دارد و با استرس و اضطراب آماده میشود تا بالاخره او را به یک قرار عاشقانه دعوت کند. او در رساندن منظورش دستپاچه میشود، فرصت از دست میرود و درست در همینجاست که بِر به قدرتهای ماورایی متوسل میشود. او جعبهای با برچسب «بیدِ یک آرزو» (One Wish Willow) را باز میکند که ظاهراً یک آرزوی مصرفکننده را برآورده مینماید. بِر تکهچوب ۶.۹۹ دلاری بید را در دست میگیرد، آرزو میکند که نیکی، او را بیشتر از هر کسی در دنیا دوست داشته باشد و سپس این شیء طلسمشده را میشکند. نیکی ناگهان از ناکجاآباد پیدایش میشود و از آن لحظه به بعد، آرزوی بِر بدون هیچ حد و مرزی به حقیقت میپیوندد.
تبعات یک آرزو؛ کمدیِ ضدعاشقانه و روانپریشانه

این غاییترین ایده برای یک «کمدیِ ضد-عاشقانه» است که در نهایت به چیزی کمتر از نسخهی معکوس و روانپریشانهِ فیلمهای عاشقانهی شبکهی هالمارک تبدیل نمیشود. اثر «پنجه میمون» (Monkey’s paw – استعاره از رسیدن به آرزویی که بهای شومی دارد) در اینجا با تمام قوا خودنمایی میکند؛ بِر بالاخره موفق میشود توجه نیکی را جلب کند اما عواقب این اتفاق مثل یک گلوله برف بزرگ و بزرگتر میشود و به فاجعهای غیرقابلکنترل میانجامد. روند فیلم Obsession بارها و بارها از حالت بد به بدتر تنزل پیدا میکند تا اینکه به پایانی کوبنده و نفسگیر میرسد؛ پایانی که انگار استیون کینگ در حال نگارش یک تراژدی شکسپیری است! چشمانداز «بارکر» هیچ محدودیتی نمیشناسد و من را به یاد دیگر فیلمهای اولِ دیوانهوار و ساختارشکنی در ژانر وحشت، مثل It’s What’s Inside یا Barbarian میاندازد.
درخشش بازیگران و خلق یک هیولای جمعوجور
با این حال، فیلم Obsession در مقایسه با آثار ذکرشده، هیولای محدودتر و جمعوجورتری است. موفقیت فیلم کاملاً روی شانههای جانستون و ناوارت استوار است و ناوارت (بازیگر نقش نیکی) موفق شده اجرای موردعلاقهی من در جشنواره «فنتستیک فست» امسال را به نمایش بگذارد. نقشآفرینی جانستون بهعنوان یک «پسر خوبِ» خجالتی و نرمخو، دقیقاً همان آدمِ توسَریخوری است که داستان به آن نیاز دارد اما در سمت مقابل، ناوارت یک شگفتیِ تمامعیار است. شخصیت نیکی شبیه به همان تیپِ کلاسیکِ «دختر همسایه» است که انگار دچار اختلال شده است؛ چیزی شبیه به یک برداشتِ مورمورکننده (Uncanny valley) از رمانهای عاشقانه نیکولاس اسپارکس.
نیکی یک لحظه نقش همسر خانهدار فانتزی را بازی میکند که کاملاً به بِر چسبیده است و لحظهای دیگر، تبدیل به بختک (هیولای فلج خواب) میشود و از گوشهی تاریک اتاق، با حرکاتی غیرطبیعی و خزندهوار، چرت زدن او را تماشا میکند. روشی که ناوارت با آن (مانند افراد دارای شخصیت چندگانه) هوشیاری خود را به دست میآورد و از دست میدهد، به شکلی عجیب بینقص است. او همچنین در حین گریه و جیغهایی شبیه به همسرانِ سریالهای سیتکام (Sitcom)، به شکلی خندهدار احساساتش را بروز میدهد یا برای جلب توجه بِر، خشمی افسارگسیخته و خشن را رها میکند.
نگاهی بیرونی به روابط سمی

به لطف شخصیتهای «ایان» (با بازی کوپر تاملینسون) و «سارا» (با بازی مگان لاولس)، فیلم Obsession همچنین روایتی فوقالعاده از روابط سمی را از یک زاویه دید بیرونی ارائه میدهد. آنها همکاران و دوستان بِر و نیکی هستند که تغییر رفتار عجیب این دو شخصیت اصلی را هنگام تبدیل شدن ناگهانیشان به یک زوج رویایی و افسانهای، تماشا میکنند. در حالی که بِر به دلیل اینکه نیکی بالاخره وجودش را میپرستد هیچ مشکلی در اوضاع نمیبیند، ایان و سارا متوجه یک ارتباط کاملاً ناسالم میشوند.
آنها به نکات مهمی درباره از دست رفتن هویت فردی نیکی اشاره میکنند، چرا که او حالا صرفاً به امتدادی از وجود بِر تبدیل شده است. شاید قصد بارکر بهعنوان کارگردان، شوکه کردن و ایجاد حس دافعه باشد اما هجویهی دیوانهوار او از رابطههای یکطرفه، پیام رسایی درباره تفاوت میان «عشق» و «هوس» دارد و اینکه چگونه استیصال و درماندگی میتواند ما را به هیولاهایی حسود و زشت تبدیل کند.
از تنش کلامی تا جنون وحشتآفرین
با این حال، فیلم Obsession فقط به کالبدشکافی شخصیتها خلاصه نمیشود. شاید فیلم بر تنشهای کلامی و نقشآفرینیهای غنی تکیه داشته باشد و کمی زمان ببرد تا واقعاً روی غلتک بیفتد و به اوج خودش برسد اما عناصر شرورانهترِ آن در نهایت دندانهای تیزشان را نشان میدهند. چیزی که با پیشکشهای عجیب آغاز میشود (مثل وقتی که نیکی در آشپزخانه برای حیوان خانگی مرده بِر یک یادبود میسازد)، ناگهان به یک نقطه اوج پرسرعت و نفسگیر در ژانر وحشت ختم میشود که با فشاری خردکننده بالا میگیرد. تنها کاری که از دست بِر برمیآید این است که با نگاهی خیره و بهتزده تماشا کند که چگونه آرزویش، زندگیهای بیشماری را نابود میکند. تهدیدها به خشونت و آغوشهای عاشقانه به اسارت تبدیل میشوند و بِر مجبور است این واقعیت تلخ را قورت بدهد که خودخواهی او، مسبب تمام این هرجومرجهاست. این فیلم یک داستان هشداردهنده بینهایت تاریک و تلخ است اما پیامش را به رضایتبخشترین و سرگرمکنندهترین شکل ممکن منتقل میکند.
حرف آخر

فیلم Obsession بدون شک نام «بارکر» را بهعنوان یک فیلمساز آیندهدار در ژانر وحشت که حتماً باید کارهایش را دنبال کنید، بر سر زبانها خواهد انداخت. به لطف نقشآفرینیهای فوقالعاده «مایکل جانستون» و «ایندی ناوارت»، شما خیلی زود به این جایگزینِ تلخ و تاریک برای فیلمهای کلیشهای روز ولنتاین معتاد خواهید شد. این اثر با تمهای آشنای عاشقانه و استعاره «پنجه میمون» بازی میکند و آرزو را به سلاحی علیه شخصِ آرزوکننده تبدیل میکند اما شیوهی اجرای بارکر همهچیز را به سطح کاملاً جدیدی میبرد. دقیقاً در دل سادگیِ فیلم بود که این فرصت به دست آمد تا سازندگان دل به دریا بزنند و تمام تمرکزشان را روی این موضوع بگذارند که نیکی تا کجا حاضر است برای عشقش پیش برود. با همین تمرکز و البته بیباکیِ بارکر، فیلم Obsession به یک سواری ماکسیمالیستی و دیوانهوار تبدیل میشود که تا مدتها در یادتان خواهد ماند.
نظر شما نسبت به فیلم سینمایی Obsession چیست؟ نظراتتان ر ا با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: IGN
همه اطلاعات جی تی ای ۶؛ میزگیم با امید لنون








نظرات