در این مطلب به نقد و بررسی بازی جدید دنیای جنگ ستارگان یعنی Star Wars Zero Company میپردازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
همه میدانند که سیاستمداران جنگها را آغاز میکنند و سپس آنها را به ژنرالها میسپارند. از آنجا به بعد با لایههایی از مدیران میانی روبهرو هستید که دستورات را از مقامات بسیار بالاتری دریافت میکنند که جای هیچ پرسشی باقی نمیگذارد و درعینحال آنقدر از میدان نبرد دور هستند که سربازان را به نام نمیشناسند. برای اکثر افرادِ حاضر در میدان، تنها مقاماتی که بهخوبی میشناسند فرمانده جوخه یا تیمشان است؛ یعنی آخرین لایه از پیاز قدرت نظامی. اگر تصمیمات گرفته شده در هزاران سطح بالاتر، صحنه را آماده کند و بر احتمالات تاثیر بگذارد، در نهایت این دستورات رهبر تیم است که تعیین میکند چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد. هیچکس در ردههای پایینتر وجود ندارد که بتوان تقصیر را به گردن او انداخت؛ بنابراین شما در نقش مامور شورشی جمهوری یعنی «هاوکس» قدرت نهایی اثر هستید.
من وقت را برای توصیف مفهومی بازی استار وارز زیرو کمپانی (Star Wars: Zero Company) تلف نمیکنم زیرا عبارت «استار وارز ایکسکام» بار اصلی را به دوش میکشد. شما روال کار را میدانید:
- ماموریتهای تاکتیکال
- مدیریت پرسنل
- پایگاهسازی سطحی
- خطر همیشگی یادآوری اینکه چرا ۹۵ درصد همان ۱۰۰ درصد نیست.
حداقل شخصیتهای زیرو کمپانی نیز وقتی این اتفاق میافتد ناامیدی خود را با صدای بلند ابراز میکنند.
توضیحات «منِ مترجم» از متن منبع در رابطه با نکتهی «درصدیِ» بالا:
این جمله مستقیماً به یکی از معروفترین و اعصابخردکنترین مکانیزمهای بازیهای سبک تاکتیکال بهویژه سری «ایکسکام» اشاره دارد. وقتی نویسنده این عبارت را به کار میبرد، درواقع دست روی یک درد مشترک و خندهدار بین تمام گیمرهای این سبک میگذارد:
- احتمال خطا در بهترین شرایط: در این بازیها وقتی میخواهید به دشمن شلیک کنید سیستم یک درصد موفقیت به شما نشان میدهد. فرض کنید سرباز شما دقیقاً روبهروی دشمن ایستاده و شانس برخورد تیر ۹۵ درصد است.
- توهم پیروزی قطعی: ذهن ما انسانها بهطور ناخودآگاه ۹۵ درصد را همان موفقیت تضمینشده در نظر میگیرد و ما با خیال راحت دکمه شلیک را میفشاریم.
- فاجعهی آن ۵ درصد: ناگهان سیستم بازی روی دنده لج میافتد و تیر سرباز شما در کمال ناباوری خطا میرود! همین خطای کوچک میتواند باعث کشته شدن اعضای تیم و از هم پاشیدن کل استراتژی شما شود.
- نویسنده با این جمله طعنهآمیز قصد دارد بگوید که بازی استار وارز زیرو کمپانی (Star Wars: Zero Company) هم دقیقاً همین ذات بیرحم را دارد. در این بازی همیشه باید منتظر باشید تا سیستم در حساسترین لحظات به شما سیلی بزند و با تلخی یادآوری کند که تا وقتی شانس موفقیت شما کاملاً ۱۰۰ درصد نیست هر اتفاق فاجعهباری ممکن است رخ دهد.
روزگاری پیش، در یک فضای آشنا

اجازه دهید با یک شکایت دوستانه شروع کنم تا آن را از سر راه برداریم؛ مانند اکثر نسخههای فرعی استار وارز پس از انتشار «انتقام سیت»، بازی Star Wars: Zero Company هم از یک فرمول نسبتاً تکراری و کلیشهای پیروی میکند. در اینجا گروه شورشیای وجود دارد که در جبهه قهرمانان حضور دارند و علیه شرارتی میجنگند که توسط گروهی کوچک اما خطرناک از متعصبان توطئهگر در جناح شرور بزرگِ این حماسه به وجود آمده است. ویژه برنامهی انیمیشن سهبعدی «کلون وارز» دارای یک نقطه ضعف آشکار در زمینه تکراری بودن است با این وجود به استودیوهای «بیت ریاکتور» و «ریسپاون» اجازه میدهد تا از فیلمنامه فاصله بگیرند. یکی از بزرگترین مشکلاتی که دوران دیزنی از فرنچایز استار وارز را آزار میدهد این است که بیش از حد درگیر داستانهای رسمی و کَنون (Canon) شده است که تقریباً تمام جناحها و شخصیتهای موجود را پوشش میدهد.
عبارت «استار وارز ایکسکام» بار اصلی را به دوش میکشد.
معرفی جناحهای جدید که هنوز با جناحهای اصلی در ارتباط هستند، یک راه سریع و آسان برای تثبیت فضای پایه است؛ درحالیکه به توسعهدهندگان فضا میدهد تا داستان را به هر سمتی که میخواهند ببرند بدون اینکه نگران نقض داستانهای فرعی شخصیتها باشند. نزدیکترین چیزی که از لحاظ داستانی به Zero Company پیدا مینمایید بازی «متال گیر سالید: فنتوم پین» (Metal Gear Solid V: The Phantom Pain) اثر «هیدئو کوجیما» است. اپراتورهای ماهری که توسط اربابان سابق خود کنار گذاشته شدهاند، یک پایگاه دورافتاده میسازند و ماموریتهای نفوذ خطرناکی را برای پول میپذیرند؛ درحالیکه هنوز تلاش میکنند تا حدودی به یک خط اخلاقی پایبند بمانند. شخصیت «هاوکس» درواقع همان نسخه فضایی «اسنیک» است و ظاهر پیشفرض آنها نیز به انتقال این دیدگاه کمک میکند.
پشت پرده جمهوری

با وجود اینکه بازی استار وارز زیرو کمپانی در دوره زمانی متفاوتی جریان دارد، بدون شک بهموقعترین اثر منتشر شده از فرنچایز استار وارز در سالهای اخیر است. این بازی سوار بر موج موفقیت سریال آندور (Andor) به کارگردانی «تونی گیلروی» پیش میرود؛ اثری که مردم را با نیمه تاریک واقعی این حماسه آشنا کرد. این اثر نیز درست مانند همان سریال هیچ ابایی از جریحهدار کردن احساسات مخاطب ندارد و بهعنوان یک تریلر مزدوری تمامعیار ظاهر میشود که مشابه آن را از زمان انتشار بازی Star Wars: Bounty Hunter ندیدهایم. کمتر از یک ساعت طول میکشد تا بازی به شما ثابت کند که شما و تیمتان کاملاً فانی و آسیبپذیر هستید. مرگهای دائمیای در این محصول وجود دارند که از طریق ویژگی یادبود (Memorial) در پایگاه دائماً به شما یادآوری میشوند. اگر بهاندازه کافی سرسخت باشید بازی یک حالت مرد آهنی (Ironman) دارد که با نام هوشمندانه «بسکار» (Beskar Mode) شناخته میشود؛ حالتی که راستش را بخواهید من بیش از حد ترسو بودم که بتوانم پای آن بنشینم. این حالت، مرگ دائمی و معمولی اپراتورها را میگیرد و با حذف کردن فایل ذخیره شما در صورت کشته شدن «هاوکس»، خطرات را به بالاترین حد ممکن میرساند، درحالیکه در نسخه پایه بازی این اتفاق صرفاً به معنای شروع مجدد ماموریت است.
با اینکه کمبود چکپوینتها در ماموریتهای فرعی مشکلساز نیست اما در مراحلی که به چند نبرد مختلف تقسیم میشوند برای من بهشدت آزاردهنده بود؛ کشته شدن در آخرین درگیری رزمی، شما را مستقیماً به ابتدای مرحله برمیگرداند. این موضوع در جریان داستان به معنای پرسه زدن با اسلحههای آماده در میان غیرنظامیانِ خسته است.
من احساسات ضد و نقیضی درباره بخشهای پیادهروی بازی دارم. این بخشها کاملاً خطی هستند و هیچ تعاملی خارج از راه رفتن رو به جلو، مزاحمت گهگاه برای افراد محلی یا نگاه کردن به چیزی برای به دست آوردن یک ارتقای اطلاعاتی جزئی ارائه نمیدهند که اصلاً درگیرکننده نیست. با این وجود کاری که این بخشها انجام میدهند غرق کردن شما در جهانی است که از آن بازدید میکنید و لحن را برای مبارزات پیش رو آماده میسازند. شاید این بخشها در قالب میانپرده عملکرد بهتری میداشتند اما در صورت لزوم ترجیح میدهم این قسمتها در بازی حضور داشته باشند تا اینکه کاملاً حذف شوند. یکی دیگر از افزودنیهای خارقالعاده برای غوطهوری بیشتر، شبکه استریم اخبار جمهوری (Republic News) است که میتوانید در پایگاه به آن گوش دهید. این شبکه بهسبک اخبار بیبیسی در دهه ۱۹۴۰ میلادی، بهروزرسانیهایی را از جبهههای نبرد کهکشانی به شما ارائه میدهد.
بههرحال، من شروع به تیراندازی کردم

تمام اتمسفر و حسوحال محیط، تنها با هدف آمادهسازی صحنه برای مبارزات طراحی شده است؛ با این وجود بدون یک تجربه تاکتیکال و حسابشده، تمام این تلاشها به هدر میرفت. خوشبختانه همانطور که این محصول با وجود محدودیتهای فرنچایز یک داستان درگیرکننده از استار وارز (Star Wars) روایت میکند، بازی Star Wars: Zero Company در مجموع یک تجربه تاکتیکال عالی نیز به شمار میرود. من بهجای رابط کاربری شعاعی (Radial)، رابط خطی را انتخاب کردم و احساس میکنم هنگام استفاده از موس و کیبورد، این حالت میلیونها بار بصریتر و روانتر است و کمتر جلوی دستوپای بازیکن را میگیرد. کلاسهای استاندارد و ویژه هر دو کاملاً متعادل به نظر میرسند و جایگاه مشخصی در تیم شما دارند؛ موضوعی که با توجه به تمایل بازیهای استار وارز به بیشازحد قدرتمند کردن «جدایها» (Jedi)، بهشدت نگران آن بودم. در عوض شما در اینجا یک مبارز با نقاط قوت فراوان اما درعینحال آسیبپذیر در اختیار دارید که او را با کمک سایر اعضای تیم تکمیل میکنید. همین موضوع در مورد «مندلورینها» (Mandalorians) و درویدهای «استرومک» (Astromechs) نیز صدق میکند.
هیچکس در ردههای پایینتر وجود ندارد که بتوان تقصیر را به گردن او انداخت (به جز خدای قدرتمند تاکتیکها یعنی سیستم تولید اعداد تصادفی).
متأسفانه این رویکرد متعادل در سلاحهای دوربرد از بین میرود. کار با بلسترها و ریپیترها (Repeaters) حس فوقالعادهای دارد و درحالیکه عملکرد قابلقبولی در فواصل طولانی ارائه میدهند، آسیب بسیار خوبی هم وارد میکنند. از سوی دیگر، اسنایپر بلسترها و کلتها به شکل ناامیدکنندهای ضعیف هستند. بلسترهای لولهبلند بهطور پیشفرض برای شلیک به دو امتیاز اکشن (AP) نیاز دارند و با اینکه شانس برخورد تیر در فواصل دور را کمی افزایش میدهند اما این موضوع اهمیت چندانی ندارد. دلیلش این است که آسیب وارد شده توسط آنها اصلاً ارزش این فداکاری را ندارد؛ بهویژه زمانی که بلستر معمولی در ازای هر امتیاز اکشن یک شلیک با نتایجی مشابه در اختیار شما قرار میدهد.
کلتهای بلستر این مزیت را دارند که سه بار در دسترس هستند اما میزان آسیبرسانی آنها بسیار ناچیز است؛ موضوعی که آنها را صرفاً برای از هم اوراق کردن درویدهای B1 کاربردی میکند. دشمنان در قالب یک تیم عملکرد خوبی دارند (هرچند گاهی اوقات با رفتارهای عجیبی مانند متمرکز کردن تمام قدرت آتش روی یک اپراتور ازپادرآمده مواجه میشوید.) نادیده گرفتن جناحین یا خساست به خرج دادن در تنظیم حالت اورواچ (Overwatch) دقیقاً همان چیزی است که باعث کشته شدن شما میشود. این واقعیت که دشمنانِ دارای قدرت تعقل گاهی اوقات فاقد حس حفظ بقا هستند نیز کمکی به این وضعیت نمیکند. این موضوع برای اعضای گروه «کویل بینهایت» (Infinite Coil) بسیار منطقی به نظر میرسد اما توجیه آن برای یک دزد دریایی یا گانگستر معمولی که میخواهد برای لذت بردن از غنایم زنده بماند کار دشواری است.
اپراتورها بهشدت واقعی احساس میشوند
با اینکه ماموریتهای داستانی عالی هستند، بیشترِ رویدادهای احساسی مهم در بازی زیرو کمپانی (Zero Company) از کارهای استاندارد و معمولی ناشی میشوند. من هنوز از دست دادن پیشاهنگ و تکتیرانداز عزیزمان یعنی «یان نیا» (Yaan Nia) که در یک حمله به تدارکات «جداییطلبان» در منطقه «سالست» (Sullust) کشته شد در شوک هستم. این ماموریت با یک تیم متشکل از او، کلون تروپر «تریک» (Trick)، مندلورین «کلای» (Cly) و ربات قراضه و دوستداشتنی «بیآر-۱» (BR-1) شروع بسیار خوبی داشت. ما دورتادور محیط را از درویدها پاکسازی کردیم و به محمولههایی که در ارتفاع قرار داشتند رسیدیم؛ درحالیکه «کلای» در حال باز کردن گاوصندوق و «تریک» مشغول پوشش دادن او بود و «یان» و BR-1 پایین محیط را حفظ کرده بودند. درنهایت زمانی که سعی کردیم به سمت نقطه استخراج حرکت کنیم، نیروهای کمکی جداییطلبان بین هر دو تیم مستقر شدند و با وجود تلاشهای شجاعانه، «یان» مغلوب شد و جان خود را از دست داد. نام دیگری به یادبود اضافه شد که امیدواریم بینتیجه نباشد. در مسابقه ناامیدکننده برای تخلیه، بازی Zero Company بیرحمانه با گزینه رها کردن اپراتورها شما را وسوسه میکند. ممکن است ما فرسنگها دورتر از موگادیشو (Mogadishu) در حال جنگیدن باشیم اما همانطور که ژنرال «گاریسون» گفت، هیچکس جا نمیماند.
دلبستگی به اپراتورهایتان همینطوری و از هیچ به وجود نمیآید؛ بازی زیرو کمپانی راه درازی را برای بخشیدن شخصیت و پیشزمینه داستانی به آنها طی میکند که این کار از طریق خطوط صوتی و دیالوگها هم در جریان مبارزات و هم در امنیت مقر شرکت انجام میشود. دیالوگهای ردوبدلشده هرگز تکراری احساس نمیشوند و تفاوت بین اپراتورهای ساختهشده توسط سیستم و اپراتورهای داستانی بسیار ناچیز است. صداپیشگی بسیار باکیفیت اثر نیز به عمیقتر شدن این ارتباطات کمک میکند و شما را راضی نگه میدارد. ما حتی یک کوه عضلهی آبیرنگ در اختیار داریم که شبیه به یک کارگر کارخانه فولاد در شمال انگلستان با رگههایی از ادبیات شکسپیری صحبت میکند؛ واقعاً چه چیز دیگری میتوانید بخواهید؟ این محصول واقعآً آندرریتد شمرده میشود.
سخن پایانی
پس از ماد کردن بازی «ایکسکام» و تبدیل آن به استار وارز (Star Wars)، در نهایت بازی تاکتیکال و شایستهای را از کهکشانی بسیار بسیار دور در اختیار داریم که لیاقتش را داشتیم. بازی Star Wars: Zero Company یک افزودنی عالی برای این حماسه است که از ریسک کردن نمیترسد و به آثار تحسینشدهای مثل «آندور» و «روگ وان» در پانتئون داستانهای مربوط به عملیاتهای مخفیانه و پرخطر میپیوندد تا به اعتبار همتایان خود عمل کند. مشکلات مربوط به تعادل و رابط کاربری تنها مواردی هستند که یک بازی عالی را از بینقص بودن بازمیدارند اما زمانی که بلسترها شروع به آواز خواندن (شلیک) میکنند همهچیز به بهترین شکل در کنار هم قرار میگیرد.
نظر شما نسبت به بازی استار وارز زیر کمپانی چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: dualshockers
همه جزئیات تریلر جی تی ای 6 با امید لنون

| نقاط قوت | نقاط ضعف |
|---|---|
| تجربه تاکتیکال عالی و درگیرکننده | تعادل ضعیف سلاحها در بازی |
| کلاسها و تواناییهای کاملاً متعادل | فقدان حس حفظ بقا در رفتار دشمنان |
| کار صداپیشگی خارقالعاده و بینظیر | رابط کاربری شلوغ و درهمریخته برای مدیریت پرسنل در پایگاه |
| داستانی قدرتمند و بالغانه | افت گهگاه عملکرد و جلوههای بصری هنگام استفاده از فناوری دیالاساس (DLSS) |
| فضا و نویسندگی بهشدت احساسی |









[…] بررسی بازی Star Wars Zero Company | اکشن تاکتیکال با بلسترها […]