معرفی ۱۰ تا از بهترین سریالهای جنایی و معمایی که نباید از دست بدهید (قسمت اول)
هیچچیز مثل یک معمای جذاب نمیتواند مخاطب را تا آخرین لحظه پای تلویزیون نگه دارد. از قتلهای حلنشدنی و ناپدید شدنهای مرموز گرفته تا توطئههایی که در شهرهای کوچک شکل میگیرند، بهترین سریالهای جنایی و معمایی با سرنخهای پنهان و شخصیتهای غیرقابلپیشبینی مدام ذهن مخاطب را به چالش میکشند. حتی وقتی مطمئنیم قاتل را از همان ابتدا شناختهایم، معمولا حقیقت چیزی فراتر از حدسهای ماست.
بعضی از این سریالها در دل تحقیقات جنایی به سراغ مفاهیمی مثل سوگ، تنهایی و احساس گناه میروند و بعضی دیگر فساد نهادها و زخمهای نسلهای گذشته را به تصویر میکشند. در هر صورت جذابیت اصلی آنها در رازهایی نهفته است که تا لحظه آخر دست از سر مخاطب برنمیدارند. در این مطلب به سراغ بهترین سریالهای معمایی تاریخ تلویزیون رفتهایم؛ آثاری از نوآرهای سرد اسکاندیناویایی تا انیمههای پیچیدهای که ذهن شما را به بازی میگیرند.
۱۰. Slow Horses (2022)
همه معماهای جذاب با یافتن یک جسد آغاز نمیشوند. سریال Slow Horses با محوریت جاسوسی و توطئههای پنهان نشان میدهد که سوءظن، سرنخهای پراکنده و فریبکاری میتواند بهاندازه یک پرونده قتل پیچیده جذاب و درگیرکننده باشد. داستان درباره گروهی از ماموران سازمان اطلاعات بریتانیاست که پس از اشتباهات فاجعهبار به ساختمانی به نام اسلاو هاوس تبعید شدهاند؛ جایی که به نوعی محل کنار گذاشتن ماموران شکستخورده MI5 به حساب میآید.
این گروه عجیبوغریب به رهبری جکسون لمب (با بازی گری اولدمن)، مامور کهنهکار دوران جنگ سرد، قرار است وقت خود را با کاغذبازیهای خستهکننده بگذراند. با این حال اعضای گروه بارها ناخواسته وارد توطئههایی خطرناک میشوند که مدیران ردهبالا ترجیح میدهند مخفی بماند.

این سریال که از رمانهای Mick Herron اقتباس شده پیچیدگی یک تریلر جاسوسی را با روابط شخصیتها در یک محیط کاری ترکیب میکند. Slow Horses شاید شباهت چندانی به آثاری مثل True Detective نداشته باشد، اما معماهایش با دقت به جزئیات پیش میروند و در عین حال از ریتم نمیافتند. نگاه بدبینانه سریال به ناکارآمدی نهادهای اطلاعاتی نیز آن را به جایگزینی متفاوت برای درامهای جاسوسی متداول تبدیل میکند – آثاری که معمولا تصویری قهرمانانه و بینقص از ماموران مخفی ارائه میدهند.
۹. (River (2015
نمره کامل منتقدان در سایت Rotten Tomatoes بهتنهایی برای جلب توجه به سریال River کافی است، بهویژه اگر به درامهای کارآگاهی با شخصیتهای پیچیده علاقه داشته باشید. داستان درباره جان ریور با بازی استلان اسکارشگورد (کارآگاه پلیس لندن) است که توانایی چشمگیری در حل پروندهها دارد، اما با مشکلی عجیب دستوپنجه نرم میکند. او میتواند مردگان را ببیند و با آنها حرف بزند. در میان این چهرهها استیوی (با بازی نیکولا واکر) همکار و شریک کاری او نیز حضور دارد. استیوی چندی پیش از دنیا رفته و قتلش به معمای اصلی پلیس تبدیل میشود.
River در کنار آثاری مانند لوتر، Bosch و شرلوک قرار میگیرد، سریالهای کارآگاهی که نام شخصیت اصلی را یدک میکشند و تواناییهای حرفهای او را از ویژگیهای شخصیاش جدا نمیکنند. با این حال این درام ششقسمتی به نویسندگی ابی مورگان برخلاف ظاهر جناییاش اثری بسیار شخصیتر و عاطفیتر است. در واقع در پس پرده تحقیقات مربوط به قتل داستانی تاثیرگذار درباره سوگواری، تنهایی و مرز شکننده میان نبوغ و فروپاشی روانی شکل میگیرد.
۸. The Killing (2011)
کمتر سریال معمایی بهاندازه The Killing میتواند فرسایشی بودن یک پرونده جنایی را بهخوبی به تصویر بکشد. این درام جنایی داستان دو کارآگاه به نامهای سارا لیندن (با بازی میری انوس) و استیون هولدر (با بازی یوئل کینامان) را دنبال میکند که مسئول رسیدگی به قتل دختری نوجوان به نام رزی لارسن در شهر سیاتل هستند. آنچه در ابتدا پروندهای ساده به نظر میرسد بهتدریج پای سیاستمداران، همکلاسیها و حتی اعضای خانواده مقتول را به ماجرا باز میکند. هر سرنخ تازه بهجای نزدیک کردن کارآگاهان به حقیقت ابعاد پیچیدهتری از پرونده را آشکار مینماید.
صدالبته ریتم آهسته سریال ممکن است برای همه جذاب نباشد. حل معمای اصلی «قتل» دو فصل طول میکشد، اما همین روند طولانی است که تماشای تحقیقات را تا این اندازه درگیرکننده جلوه میدهد. The Killing از سریال دانمارکی Forbrydelsen اقتباس شده و فضای تیرهوتار نوآر اسکاندیناویایی و بیاعتمادی به نهادهای قدرت را به خیابانهای بارانی سیاتل میآورد. تمرکز سریال بر تاثیر عاطفی یک قتل بر زندگی اطرافیان قربانی نیز آن را به انتخابی مناسب برای علاقهمندان به درامهای جنایی شخصیتمحور تبدیل کرده است.
۷. Broadchurch (2013)
قتل پسربچهای در یک شهر ساحلی آرام زخم عمیقی بر پیکر جامعه کوچک Broadchurch میگذارد. این درام جنایی بریتانیایی داستانی پر از سوءظن و رازهای پنهان را در دل شهری روایت میکند که ساکنانش یکدیگر را بهخوبی میشناسند. وقتی جسد دنی لتر ۱۱ ساله در پای صخرههای بلند وستبی در منطقه دورست پیدا میشود، الی میلر (با بازی الیویا کلمن)، کارآگاه محلی و از نزدیکان خانواده قربانی، مسئولیت رسیدگی به پرونده را برعهده میگیرد و در این مسیر باید با کارآگاهی گوشهگیر با گذشتهای پرحاشیه به نام الک هاردی (با بازی دیوید تننت) همکار کند.
با پیشرفت تحقیقات رازهای تازهای در شهر آشکار میشوند و فضای صمیمی برادچرچ جای خود را به سوءظن و بیاعتمادی میدهد. کریس چیبنال (خالق سریال) تصویری تلخ از جامعهای کوچک ارائه میدهد که صمیمیت میان ساکنانش به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شده. هر افشاگری شکاف تازهای در این جامعه ایجاد میکند و پیامدهای انسانی خشونت را به مرکز داستان میآورد.
از این منظر Broadchurch در کنار آثاری مانند Happy Valley و Dublin Murders قرار میگیرد که آنها نیز به تاثیر پروندههای جنایی بر زندگی افراد و جوامع میپردازند. با این حال چیزی که برادچرچ را متمایز میکند توجه عمیق آن به رنج خانواده لتر است. سریال بهجای آنکه قتل را صرفا معمایی برای حل کردن بداند، آن را به تراژدی تکاندهندهای درباره فقدان و اندوه تبدیل میکند.
۶. The Bridge (2011)
سریال The Bridge با یکی از هولناکترین صحنههای آغازین در میان آثار جنایی/معمایی شروع میشود. جسد زنی درست در نقطه میانی پل اورسوند پیدا شده است؛ نیمی از بدن در خاک سوئد قرار دارد و نیم دیگر در دانمارک. اما وقتی ماموران بررسی صحنه جرم بدن را از هم جدا میکنند، با حقیقتی عجیبتر روبهرو میشوند. جسد در واقع از دو قربانی متفاوت تشکیل شده است: یک سیاستمدار سرشناس سوئدی و یک زن روسپی دانمارکی که کسی به او توجهی نداشته است.
این پرونده پیچیده کارآگاه سوئدی ساگا نورن (با بازی سوفیا هلین) و همتای دانمارکی او مارتین روده (با بازی کیم بودنیا) را وادار میکند تا با همکاری یکدیگر پرده از راز ماجرا بردارند. هانس روزنفلد با این شروع تکاندهنده داستانی جنایی و تلخ را پیش میبرد که در آن قاتلی مرموز قتلهای وحشیانه خود را به بیانیههایی علیه نابرابری اقتصادی، بیتوجهی دولت و ناکارآمدی نهادهای قدرت تبدیل میکند.
The Bridge در کنار آثاری مانند The Killing و Broadchurch از فضای سرد و چشماندازهای اسکاندیناوی برای تقویت تنش داستان بهره میبرد، اما در نهایت این سرنوشت شخصیتهاست که به معما عمق میدهد. این سریال الهامبخش چندین اقتباس بینالمللی از جمله درام بریتانیایی-فرانسوی The Tunnel شد. با این حال نسخه اصلی همچنان انتخابی فوقالعاده برای علاقهمندان به تحقیقات پیچیده، شخصیتهای خاکستری و فضای سرد و وهمآلود اروپاست.
منبع: Polygon
۱۰ بازی اکشن-ادونچر خفن که نباید فراموش کنید؛ از پانیشر تا آلفا پروتکل













نظرات